دانشگاه آزاد اسلامي
(واحد دامغان)
دانشکده علوم انساني،گروه حقوق قضايي
پايان نامه:
براي دريافت درجه کارشناسي ارشد(M.A)
در رشته:
حقوق جزا وجرم شناسي
عنوان:
نقش رسانه ها در بزهکاري وپيشگيري از وقوع آن
استاد راهنما:
جناب آقاي دکتر بهنام يوسفيان شوره دلي
استاد مشاور:
جناب آقاي دکتر سيد محمود مجيدي
نگارش:
معصومه محمدي دارابي
سال تحصيلي
93-1392
سپاسگذاري وتقدير :
بدينوسيله مراتب مراتب سپاس وامتنان خود را از اساتيد گرانقدر و فرهيخته :
جناب آقاي دکتر بهنام يوسفيان شوره دلي”استاد راهنما”جناب آقاي دکتر سيد محمود مجيدي”استاد مشاور” که در تدوين پايان نامه و ارائه و نيز به پايان رساندن آن ، از اشارات و ارشادات مشفقانه آنان بسيار بهره گرفته ام وهمچنين از جناب آقاي دکتر سعيد حسني “داور” اعلام داشته و از باريتعالي سعادت و توفيق هميشگي براي اين عزيزان مسئلت مي نمايم .
معصومه محمدي دارابي
تقديم به :
پدر و مادر عزيزم
چشمانتان زلال چون آسمان است و نگاهتان نوراني چون آفتاب، دستانتان سخاوت ابر است و کلامتان ترنم باران، بر دستان خسته تان بوسه مي زنم و پاس مي دارم عشق و محبتي را که سال ها نثارم کرديد .
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده فارسي1
مقدمه3
الف : طرح مسئله وضرورت انجام پژوهش3
ب : اهداف پژوهش3
ج : پرسشهاي اصلي4
د : فرضيات اصلي4
ه : روش انجام پژوهش4
و : سوابق انجام پژوهش4
ز : تقسيم بندي وسازماندهي مطالب5
ح : مشکلات وچالشهاي انجام پژوهش5
تبيين مفاهيم پايه اي ونقش رسانه ها در پيدايش وگسترش بزهکاري6
فصل اول : تبيين مفاهيم پايه اي7
مبحث اول : بزهکاري وپيشگيري از آن7
گفتار اول : مفهوم بزهکاري7
الف : جرم7
ب : انحراف8
ج : جرم شناسي8
د : تعريف بزهکاري در جرم شناسي9
گفتار دو م : مفهوم وانواع پيشگيري از جرم9
الف : پيشگيري اجتماعي10
ب : پيشگيري وضعي يا فني10
ج : پيشگيري از طريق اعمال ضمانت اجراي کيفري11
مبحث دوم : مفهوم رسانه12
گفتار اول : تعريف رسانه12
گفتاردوم : کارکرد فرهنگي- اجتماعي رسانه در جوامع امروزي18
فصل دوم : نقش رسانه در پيدايش وگسترش بزهکاري19
مبحث اول : رسانه به عنوان بستر وقوع جرم19
گفتاراول : جرايم مربوط به سوء استفاده از آزادي اطلاعات ورسانه20
الف : جرايم بر ضد تماميت معنوي و حريم خصوصي اشخاص 20
ب : جرايم بر ضد احساسات مذهبي24
ج : جرايم بر ضد امنيت ملي25
گفتاردوم : جرايم ارتکابي از طريق آگهي هاي تبليغاتي26
الف : کلاهبرداري27
ب : تبليغات گمراه کننده28
ج : شرکت هاي هرمي29
مبحث دوم : نقش رسانه ها درنظريات جرم شناسي به عنوان عامل پيدايش يا کنترل بزهکاري30
گفتار اول : نظريات مربوط به رويکردهاي فرهنگي در جرم شناسي و نقش رسانه ها……………………..30
الف : نظريات ناظر بر نقض هنجارها توسط رسانه ها31
ب : نظريات ناظربر قدرت رسانه ها32
ج : نظريات ناظر برهوش مخاطبان34
گفتار دوم : نظريات مربوط به واکنش اجتماعي در جرم شناسي و نقش رسانه ها………………………….36
گفتار سوم : نقش جرم شناختي رسانه در گسترش بزهکاري در ميان اطفال.38
گفتارچهارم : جرايم ارتکابي متأثر از اخبار منتشره در رسانه ها………………………………………………….. 45
مبحث سوم : اهرم ها وراهکارهاي موجود براي کنترل نقش جرم زاي رسانه ها 46
گفتار اول : بسترهاي قانوني کنترل فعاليت رسانه ها45
الف : قوانين حاکم بر رسانه هاي نوشتاري47
ب : قوانين حاکم بر رسانه هاي ديجيتال49
ج : قوانين حاکم بر رسانه هاي سمعي وبصري50
د : قوانين حاکم بر صدا و سيما………………………………………………………………………………………………52
ه : قوانين حاکم بر تبليغات……………………………………………………………………………………………………. 53
گفتار دوم: راهکار هاي کيفري ومعايب آن55
گفتار سوم : راهکارهاي غير کيفري59
نقش رسانه ها در پيشگيري از وقوع جرم60
مبحث اول : نقش رسانه ها در پيشگيري اجتماعي از جرم62
گفتار اول : جرايم خشونت آميز وپيشگيري اجتماعي به کمک رسانه ها62
گفتار دوم : جرايم اقتصادي ونقش رسانه هادر توانمند سازي جامعه براي پيشگيري از آنها65
مبحث دوم : نقش رسانه ها در پيشگيري فني يا وضعي از وقوع جرم در تعامل با نظام عدالت کيفري
و ارتقاي فرهنگ حقوقي66
گفتار اول : رسانه ها و پيشگيري وضعي از جرايم مالي و اقتصادي66
بند اول : آگاه سازي بزه ديدگان بالقوه براي تقويت سيبل هاي مجرمانه66
بند دوم : نقش رسانه در ايجاد شفافيت بيشتر به عنوان عامل پيشگيري از بزهکاري اقتصادي67
گفتار دوم : پيشگيري وضعي از جرايم متعارف و خشونت آميز به کمک رسانه ها67
گفتار سوم : نقش پيشگيرانه رسانه از طريق تعامل با نظام عدالت کيفري68
بند اول : نقش رسانه ها درتعامل و همکاري با نظام عدالت کيفري68
بند دوم : انتشار روند محاکمات و آگاه سازي عمومي نسبت به فعاليت نظام عدالت کيفري68
بند سوم : انتشار احکام محکوميت و نحوه مجازات بزه کاران و تأثير آن در باز دارندگي از وقوع جرم 70
گفتار چهارم : نقش رسانه در روشن سازي و ايجاد فرهنگ قانوني70
نتيجه گيري و پيشنهادات72
منابع ومأخذ76
چکيده :
در عصر حاضر مهم ترين ابزار فعاليت هاي فرهنگي، رسانه هاي جمعي است که نقش آنان در بزهکاري و پيشگيري از جرم مورد توجه جرم شناسان، جامعه شناسان، روانشناسان و متوليان نظم و امنيت اجتماعي قرار گرفته است. برخي جنبه هاي زيان بخش اين پديده را در نظر گرفته و آنها را عوامل مؤثر تبهکاري به شمار آورده اند و برخي ديگر اثرات مطلوبشان را مطالعه نموده و از آنها به عنوان عوامل مفيد نام برده اند. يکي از گروه هايي که مي توان تأثير رسانه بر آنها را مشاهده نمود کودکان مي باشند. مطالعات انجام شده در زمينه تأثير تلويزيون بر کودکان اين واقعيت را بيان مي کند که بين تماشاي تلويزيون توسط کودکان و واکنش ها و رفتارها و نگرش هاي آنان ارتباط مستقيم وجود دارد. کودکان با تماشاي شگردهاي شخصيت مورد علاقه خود و با توجه با دلايل خاص اجتماعي و رواني بدون درک نمايشي بودن عمل، دست به ارتکاب جرم و جنايت مي زنند. البته علاوه بر تأثير رسانه بر وقوع جرم در گروه هاي مختلف، جنبه آگاهي بخشي آن را نمي توان از نظر دور داشت. رسانه مي تواند با اطلاع رساني به بزه ديدگان بالقوه آن ها را تقويت نموده و نسبت به ترفند هاي ارتکاب جرم از سوي مجرمين آگاه کند. متعاقب آگاه سازي بزه ديدگان بالقوه و توانمند شدن آنان در برابر حربه ها وترفند هاي بزهکاران فرصت هاي مجرمانه از بين خواهد رفت.
با توجه به تأثير عميق رسانه بايد راهکارهايي نيز جهت کنترل دست اندرکاران ساخت برنامه ها در نظر گرفت. اولين موردي که به ذهن متبادر مي شود راهکار کيفري است. با توجه به مطالعات انجام شده به نظر مي رسد اين عمل صرفاًموجب خواهد شد تا رسانه محافظه کارتر شده و به بيان حقايق نپردازد.
در يك فضاي سالم و آزاد حرفهاي، رسانه هاي جمعي به عنوان يکي از کارآمدترين نهادهاي اجتماعي توان اين را خواهند داشت که با اتخاذ روشهايي از جمله انتشار، توليد و پخش مطالب و برنامه هاي آموزنده براي عموم مخصوصاً كودكان و نسل جوان، معرفي انواع چالش هاي اجتماعي و فرهنگي و هشدار به قربانيان بالقوه آسيبهاي اجتماعي، زمينههاي رشد بزهكاري را كاهش دهند. همچنين، اقداماتي نظير انتشار مصاحبههاي روشنگر، اطلاعرساني درخصوص نتايج تحقيقات جرمشناسي و ساير علوم اجتماعي و يا تهيه گزارش از فرايندها و واقعيات نظام قضايي و انعكاس نظرات متخصصان، ترويج بيشتر حس قانونمندي و آشنايي افراد با صور جرم، راهكارهاي پيشگيري و مقابله با آن و مجازات هاي تعيين شده از سوي محاكم و مخصوصاً نظارت بر روند برگزاري محاكمات، همگي آثار مفيد انكارناپذيري در بهبود عملكرد نظام عدالت كيفري به دنبال خواهد داشت و مجموعاً به حذف رويههاي نادرست و جرمزا كمك خواهد كرد. براي تحقق اين مهم، به نظر مي رسد آموزش خبرنگاران رسانه ها در زمينه ي مسايل وموضوع هاي حقوقي وقانوني مربوط به جرم و بزهکاري و نيز دسترسي مطبوعات به اطلاعات مربوط به دعاوي، محاکم و پروندهها و فراهم آوردن امکان برقراري ارتباط آزاد خبرنگاران با قضات و کارشناسان حقوقي از سوي دستگاه قضايي بتواند مفيد باشد. متقابلاً، لازم است رسانهها نيز با درك اهميت و حساسيت موضوع پيشگيري از جرم و عدالت كيفري، از سطحيگرايي و ارائه اطلاعات نادرست و ناقص به مخاطبان خودداري كنند و سازوكارهاي معقولي براي ايفاء رسالتهاي پرارج خود بينديشند.
واژگان کليدي :
رسانه، بزهکاري، پيشگيري، بزهکار، بزه ديده
مقدمه:
الف: طرح مسئله و ضرورت انجام پژوهش :
باتوجه به توسعه فناوري هاي ارتباطي، سرعت انتشار پيام هاي رسانه اي، تنوع محتوايي وکارکردهاي متفاوت آن کمتر کسي يافت مي شود که به قدرت اسطوره ايي اين پديده قرن حاضر اذعان نداشته باشد. اين فناوري با مظاهر فريبنده خود جوامع را تحت سلطه قرار داده و جهان را به دهکده کوچکي تبديل نموده که اخبار و اطلاعات به سرعت در سراسر آن منتشر مي شود.
در عصر ارتباطات جامعه شناسان ومتفکران اجتماعي به تأثير رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي در کنترل انحرافات وگسترش امنيت اجتماعي اشاره کرده اند. جرم شناسان نيز معتقدند اين ابزار در پرورش يا انحراف افکار عمومي نقش مهمي را ايفا مي کند وبهترين وسيله براي روشن شدن اذهان وافکار عمومي است. رسانه هاي جمعي به عنوان يکي از کارآمدترين نهادهاي اجتماعي توان اين را خواهند داشت که با اتخاذ روش هايي از جمله توليد وپخش برنامه هاي آموزنده براي معرفي انواع چالش هاي اجتماعي، فرهنگي وهشدار به قربانيان اجتماعي و همچنين برنامه هاي آموزنده در راستاي برنامه هدايت کودکان اجتماع وتوليد وپخش آثاري برگزيده از مصاحبات، تحقيقات ويا بازديدهاي انجام شده از نظام قضايي و متخصصان آن براي ترويج بيشتر حس قانون مندي وآشنايي افراد باصور جرم ومجازات هاي تعيين شده از سوي دولت، سعي در کنترل اوضاع واصلاح بسترهاي جرم زاي جامعه داشته باشند.
بنابراين معرفي وشناساندن بزهکاري، مصاديق وروش هاي انجام آن وآموزش راهکارهاي مقابله منطقي وآگاهانه در حوزه پيشگيري از جمله فعاليت هايي است که دست اندرکاران اجرايي کشور بايد همواره برآن تاکيد داشته و رسانه نيز مي تواند با استفاده از ظرفيت هاي موجود خود، تحقق اين آرمان هوشمندانه بشري را تسهيل وياري نمايد.
ب : اهداف پژوهش :
از آنجاييکه رسانه ها در زندگي افراد تأثير داشته با برشمردن نقش رسانه ها در بزهکاري، روش هاي پيشگيري از ارتکاب جرم در رسانه معرفي تا شايد بتوان نقش جرم زاي اين فناوري را در جامعه کاهش داد. از طرفي از آنجاييکه بيشترين مخاطبين رسانه ها اطفال مي باشند و به علت نفوذ زياد رسانه بر روي اين افراد يک گفتار از پايان نامه حاضر را به اين قشر اختصاص داده شده تا با ارائه راهکارهاي لازم از ارتکاب جرم از سوي اين افراد پيشگيري نماييم .
ج : پرسشهاي اصلي
1- رسانه به عنوان بستر وقوع جرم مي تواند موجب وقوع چه جرايمي شود ؟
2- کارکردهاي جرم زاي رسانه در چه قشري بيشتر است و چرا ؟
3- رسانه چگونه مي تواند به عنوان ابزاري براي پيشگيري از وقوع جرم عمل کند ؟
د : فرضيات اصلي
با توجه به سئوالات مطروحه در تحقيق حاضر، به بيان فرضياتي پرداخته مي شود تا با تجزيه و تحليل اين فرضيه ها، نتايج نهايي تحقيق اخذ گردد :
1- رسانه مي تواند بستري براي وقوع جرايمي نظير جرايم عليه اشخاص، اموال و مالکيت و جرايم اقتصادي باشد.
2- نقش جرم زاي رسانه بيشتر در مورد کودکان به دليل نداشتن آگاهي و تجربه لازم و عدم شناخت صحيح در انطباق دادن داده ها ودلايلي از اين دست مي باشد.
3- رسانه از طريق آموزش بزه ديدگان بالقوه جهت مقاوم سازي در برابر بزهکاران و همچنين با نمايش کيفر هايي که براي مجرمان در برابر تخلف و تخطي از قانون در نظر گرفته شده است، مي تواند در کاهش جرم تأثير گذار باشند.
ه : روش انجام پژوهش
روش انجام اين پژوهش بر مبناي روش کتابخانه اي است. جهت دستيابي به منابع مطالعاتي علاوه بر کتابخانه شخصي خود، از کتاب ها و منابع علمي ديگر، کتابخانه ملي، کتابخانه دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري، بابل، دامغان، و همچنين کتابخانه دادگستري گلستان و مازندران، دفتر پيشگيري از جرم استان مازندران، کتابخانه دفتر تحقيقات کابردي نيروي انتظامي استان مازندران، کتابخانه عمومي ابن شهر آشوب ساري، کتابخانه کانون وکلاي دادگستري استان مازندران و در اين ميان نيز از سايت ها معتبر اينترنتي بهره جسته شد.
و : سوابق انجام پژوهش :
در رابطه با نقش رسانه بيشتر در زمينه جامعه شناسي و روانشناسي صحبت شده است. اما از ديدگاه حقوقي و بررسي نقش رسانه در بزهکاري افراد و چگونگي پيشگيري از جرايم از طريق رسانه صرفاً رضا مظلومان در کتاب خود تحت عنوان راديو و تلويزيون و جرم در سال 1355، رضا مرادي مديران در کتابنقش رسانه ها در بزهکاري و پيشگيري از وقوع جرم در سال 1391، و همچنين اصحاب حبيب زاده ، حسين افخمي، محمد رضا نادر پور در مقاله بررسي نقش دوگانه رسانه هاي جمعي در پيشگيري و وقوع جرايم در فصلنامه علمي پژوهشي انتظام اجتماعي درسال1388 به بررسي ا در رابطه با اين موضوع پرداخته اند.
ز : تقسيم بندي وسازماندهي مطالب :
به لحاظ كلي بودن تحقيق و گستردگي مباحث مورد نظر، گنجاندن اين مباحث در يك چهارچوب منسجم چندان ساده به نظر نمي رسد. با اين حال، اين تحقيق در دو فصل اصلي مي باشد. علت اين تقسيم بندي ارائه هر چند بيشتر و مناسب تر مطالب موجود در خصوص موضوع تحقيق مي باشد. فصل اول که تبيين مفاهيم پايه اي و نقش رسانه ها در پيدايش و گسترش بزهکاري مي باشد به مفاهيمي ابتدايي همچون جرم، انحراف، جرم شناسي، مفهوم و انواع پيشگيري، مفهوم رسانه در جهت آگاهي بيشتر خواننده و همچنين کارکردهاي فرهنگي و اجتماعي رسانه در جوامع امروزي و بررسي نظريات موجود در باب رسانه و اهرم ها و راهکارهاي موجود براي کنترل نقش جرم زايي مورد بررسي قرار گرفته است. در فصل دوم نقش رسانه در پيدايش و گسترش بزهکاري از طريق آگاه سازي بزه ديدگان و ايجاد شفافيت بيشتر و همچنين نقش پيشگيرانه رسانه از طريق تعامل با نظام عدالت کيفري و ارتقاي فرهنگ حقوقي مورد بحث قرار گرفته است .
ح : مشکلات وچالشهاي انجام پژوهش
مهم ترين مشکل و مانعي که در جمع آوري و نگارش اين تحقيق وجود داشت؛ فقر منابع کافي در رابطه با نقش رسانه در بزهکاري و پشگيري به عنوان يک نقيصه جدي مي باشد.
تبيين مفاهيم پايه اي و نقش رسانه هاي همگاني در پيدايش وگسترش بزهکاري
فصل اول : تبيين مفاهيم پايه اي
قبل از ورود به بحث اصلي اين پژوهش يعني نقش رسانه ها در بزهکاري وپيشگيري از وقوع آن، مطابق اصل کلي در هر پژوهش به تبيين مفاهيم پايه اي که شامل بزهکاري، پيشگيري و رسانه و شعب و شاخه هاي آن از مناظر و ديدگاه هاي مختلف مي پردازيم. اين فصل شامل دو مبحث وچهار گفتار مي باشد که اصطلاحات فوق مورد تحليل وارزيابي قرارخواهند گرفت.
مبحث اول : بزهکاري و پيشگيري از آن
مبحث اول اين فصل به يکي از مفاهيم اصلي اين پژوهش يعني بزهکاري و پيشگيري از آن تخصيص داده شده است. در اين مبحث مفاهيم مربوط به بزهکاري و پيشگيري، تعريف ورويکردهاي مختلف مربوط به آنها مورد تعريف وتدقيق قرار خواهند گرفت.
گفتار اول : مفهوم بزهکاري
قبل از تعريف مفهوم بزهکاري لازم است تا اصطلاحات مرتبط با آن براي دستيابي به تعريفي درست وجامع مورد بررسي قرار گيرند، که به قرار زير مي باشند :
الف : جرم
بزه يا جرم از نظر لغوي به معناي ” گناه ” است.1
از ديدگاه جرم شناسي جرم به هرفعل ياترک فعل زيان آور فردي يا گروهي اطلاق مي شود که مخل نظم اجتماعي ومغاير باشئون انساني باشد، ولو اينکه قانون مجازات معترض به آن نشده باشد.2
“از ديدگاه حقوق کيفري هر رفتاري اعم از فعل يا ترک فعل که در قانون براي آن مجازات تععين شده است جرم محسوب مي شود”.3
عده اي از حقوقدانان نيز معتقدند که ” نقض قانون هر کشوري در اثرعمل خارجي، درصورتيکه انجام وظيفه يا اعمال حقي آن را تجويز نکند ومستوجب مجازات هم باشد جرم ناميده مي شود “.4
بنا به تعريف گاروفالوجرم يعني ” جريحه دار کردن آن بخش از حس اخلاقي که احساسات بنيادي نوع خواهانه يعني شفقت ودرستکاري را شامل مي شود “.5
تعريفي از جرم نيز در کنفرانس اجراي حقوق کيفر اسلامي واثر آن در مبارزه باجرائم ارائه شده است “جرم مخالفت با اوامر ونواهي کتاب وسنت ، يا ارتکاب عملي است که به تباهي فرد يا جامعه بينجامد ، هر جرم را کيفري است که شارع بدان تصريح کرده و يا اختيار آن را به ولي امر يا قاضي سپرده است “.6
ب : انحراف
انحراف در لغت به معناي ” کج رفتن و از راه گشتن ” است.7
در جرم شناسي به معناي ” دور شدن از يک هنجار و پشت کردن به آن و نوعي هنجار گريزي است. جرم و انحراف هر دومصداق پشت کردن به هنجارهاي اجتماعي هستند؛ اما انحراف دور شدن از هنجارهايي است که داراي ضمانت اجراهاي اجتماعي، نظير تقبيح وسرزنش است؛ ولي جرم دور شدن از هنجارهاي اجتماعي است که داراي ضمانت اجراي حقوقي است “.8
ج : جرم شناسي
اصطلاح جرم شناسي را براي اولين بار توپينار9دانشمند فرانسوي، در کتاب خود که در سال 1879منتشر نمود به کار برد. در سال 1885 يعني 6 سال پس از انتشار کتاب مذکور، گاروفالو قاضي ايتاليايي براي اولين بار کتابي را تحت عنوان”جرم شناسي”منتشر کرد لکن در کتاب مذکور تعريف جامع و کاملي از جرم شناسي ننمود.10
جرم شناسي در لغت به معناي ” شعبه اي از علوم اجتماعي که بحث از جرم ومجرم مي کند” است.11
ريموند گسن آن را “علمي مي داند که به مطالعه عوامل وفرآيندهاي فعل مجرمانه مي پردازد وباشناسايي اين عوامل وفرآيند ها بهترين طرق و روش ها را براي غلبه ويا تخفيف اين آفت اجتماعي تعيين مي کند”.12
دکتر اردبيلي در تعريف جرم شناسي اينگونه بيان مي دارد :
” جرم شناسي رابايد مجموعه دانش هايي تلقي کرد که در بررسي بزهکاري به علل پيدايي، تکوين، فرايند وآثار جرم توجه دارد”.13
د : تعريف بزهکاري در جرم شناسي
بزهکاري در لغت به معناي”گناهکاري وعدوان”14 و در اصطلاح نوعي قانون شکني است که از حوزه تخصصي خارج مي شود وبه حوزه عمومي مربوط مي شود. بزهکاري به معناي شکستن قواعد يا قوانين ممنوع کننده اي است که تنبيه يا مجازات مشروعي رابه دنبال دارد واين مجازات ها مستلزم مداخله يک مرجع يا مقام عمومي است”.15به بيان ديگر “بزهکار در نظام کيفري ما کسي است که فعلي مغاير با اوامر و نواهي قانونگذار مرتکب شود”.16
گفتار دوم : مفهوم و انواع پيشگيري از جرم
پيشگيري از لحاظ لغوي به معناي ” جلوگيري، دفع، تقدم به حفظ صيانت، حفظ صحت، جلوي مرضي را گرفتن ” مي باشد.17
جرم شناسان تعاريف متفاوتي از پيشگيري ارائه داده اند، موريس کوسن جرم شناس کانادايي پيشگيري را چنين تعريف مي کند ” مجموعه اقدامها و تدابير غير قهرآميز که باهدف خاص مهاربزهکاري، کاهش احتمال جرم، کاهش وخامت جرم، پيرامون علل جرايم اتخاذ مي شود”.18
ريموند گسن پيشگيري را “مجموعه اقدام هايي مي داند که به جز اقدامات کيفري، که هدف غايي آن منحصراً يا به صورت جزيي محدود کردن دامنه ارتکاب جرم، غير ممکن کردن، مشکل کردن، کم کردن احتمال وقوع جرم باشد”.19
مهمترين واساسي ترين اصل قانوني درايران که واژه پيشگيري راصراحتاً بکار برده است اصل يکصد و پنجاه و شش قانون اساسي20جمهوري اسلامي ايران مصوب همه پرسي مورخه يازدهم آذر ماه 1358هجري شمسي است و مصوبات شوراي بازنگري همين قانون در همه پرسي ششم مرداد ماه 1368هجري شمسي به تصويب رسيده است.21
اصل 156 قانون اساسي مقرر مي دارد :
” قوه قضاييه قوه مستقلي است که پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت وعهده دار وظايف زير است.
…5- اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين”.
پيشگيري از جرم از جمله مفاهيم جرم شناسي است که مورد توجه بسيار قرار گرفته است وحالات مختلفي از آن ترسيم شده است که ذيلاً به چند مورد از آن پرداخته خواهد شد :
الف : پيشگيري اجتماعي
پيشگيري اجتماعي ” شامل آن دسته ازتدابير و اقداماتي است که با مداخله درفرايند رشد افراد ، بهبودشرايط زندگي آنها و سالم سازي محيط اجتماعي و محيط طبيعي به دنبال حذف يا کاهش علل جرم زا و در نتيجه پيشگيري از بزهکاري است”.22
“پيشگيري اجتماعي برمبناي علت شناسي جرم استوار است که نظر برحذف يا خنثي کردن عواملي دارد که در تکوين جرم مؤثرند و با دخالت در محيط هاي اجتماعي مانع از شکل گيري انگيزه هاي بزهکارانه وخنثي سازي عوامل جرم زا مي گردد”.23
ب : پيشگيري وضعي يا فني
پيشگيري وضعي به معناي” تغيير در موقعيت هاي خاصي که احتمال ارتکاب جرم در آن زياد است به منظور دشوار کردن، پرخطرکردن ياجاذبه زدايي براي کساني که قصد ارتکاب دارند”.24مي باشد. به بيان ديگر” پيشگيري وضعي مبتني برتغيير وضعيت هاي پيش ازجرم است که به تجربه با تحديد فرصتهاي ارتکاب جرم و يا مشکل تر کردن تحقق اين فرصت ها براي مجرمين بالقوه سعي دارد شرايط را به گونه ايي ايجاد نمايد که پاسخ شخص به آن موقعيت رفتار مجرمانه نباشد يا دست کم چنين پاسخ هايي تقليل يابند”.25
باتوجه به تعاريف پيشگيري وضعي، “اقدامات انجام شده در اين نوع از پيشگيري را مي توان به پنج دسته کلي تقسيم نمود :
1-اقدامات انجام شده با هدف افزايش تلاش بزهکار
2-اقدامات انجام شده باهدف افزايش خطر براي بزهکار
3-اقدامات انجام شده با هدف کاستن از منافع بزهکار
4-اقدامات انجام شده به هدف کاستن از توجيهات ارتکاب جرم
5-اقدامات انجام شده به هدف کاستن از معاذير ارتکاب جرم “.26
ج : پيشگيري از طريق اعمال ضمانت اجراي کيفري
” بر اساس يافته هاي محققان جوامع بشري براي مبارزه با جرم از مجازات استفاده مي نمودند که اين مجازات ها بسته به نوع جرم متفاوت بود. البته هدف از مجازات بيشتر جنبه انتقام جويي داشت با اين وجود جنبه پيشگيري ازنظر ها دور نبوده است. با پيدايش حکومت ها، طبقه حاکم همين روش را به اشکال گوناگون وبا اهداف مختلفي از قبيل حفظ نظم وامنيت جامعه، حفظ اقتدار وسلطه طبقه حاکم، حفظ حقوق افراد، اجراي عدالت در پيشگيري از جرايم اجرا مي کردند. پيشگيري کيفري در آن زمان از جمله اين اهداف بود که با اعمال کيفرهاي شديد که عمدتاً بدني وجسماني بوده اند موجب دوري افراد از ارتکاب عمل مجرمانه وخودداري مجرمين از ارتکاب جرم مي گرديد”.27
“امروزه پيشگري کيفري در مباحث جرم شناسي ، حول محوريت فرد قرار داشته واز منظر تأديبي واخلاقي باپديده جرم برخورد مي کند. مدافعين اين تفکر درکشورهاي قدرتمند سعي در جهاني نمودن اين نگاه وترويج خشونت دفاعي در مقابل جرم، قطع نظر از علل وريشه هاي آن دارند”.28
“اعمال کيفر داراي کارکردهاي متعدد با ماهيت هاي مختلف مي باشد، اصلاح ودرمان، آموزش وتربيت، ارعاب عمومي، ارعاب فردي، خنثي سازي وسزادهي از جمله اين کارکردهاست”.29
درمجموع اهدافي که از پيشگيري کيفري مد نظر است به شرح ذيل مي باشد :
“الف- اصلاح بزهکار از طريق تعليم وتربيت جسمي وفکري و رواني با به کار گرفتن تعليق مجازات، اعمال مجازات سالب آزادي ونگهداري بزهکار در محيط هاي نيمه باز، باز وآزادي مشروط.
ب- حمايت جامعه از دو طريق :
– تعليم وتربيت بزهکار براي زندگي مجدد در جامعه، ضمن اعمال مجازات هاي سالب آزادي واقدامات تاميني وتربيتي.
– طرد بزهکار از زندگي اجتماع، ضمن اعمال مجازات هاي حبس دائم، حبس هاي طويل المدت وتبعيد.
ج- ارعاب بزهکار(پيشگيري فردي) : ضمن اعمال کيفر هايي از قبيل جزاي نقدي ومجازات هاي سالب آزادي.
د- ارعاب ديگران(پيشگيري عمومي) : با اعمال مجازات هاي طرد کننده از اجتماع نسبت به بزهکار از قبيل کيفرهايي چون حبس وتبعيد و…”30
مبحث دوم : مفهوم رسانه
از آنجاييکه عنوان پايان نامه حاضر”نقش رسانه در بزهکاري و پيشگيري از وقوع آن ” مي باشد ، پس لازم است قبل از ورود به بحث اصلي تعريفي از رسانه و انواع آن ارائه داده و کارکردهاي آن در جامعه امروزين را جهت درک بيشتر از مطالب بيان نموده تا با تمسک به اين مباحث بتوان به تجزيه و تحليل درست به موضوع اصلي دست يافت.
گفتار اول : تعريف رسانه
رسانه از لحاظ لغوي به معناي ” حسرت، اندوه و افسوس”31 و در جاي ديگر به عنوان اصطلاحي کلي که براي اشاره به “سيستم ها يا دستگاههاي انتقال اطلاعات و يا سرگرمي بکار برده مي شود “32 تعريف نموده اند. جمع رسانه را به عنوان “مجموعه ابزار و روش هايي که براي ارتباط جمعي و شخصي بکار مي روند تعريف کرده اند که از لحاظ نوع ارتباط به رسانه هاي شخصي و رسانه هاي جمعي تقسيم مي شوند”.33 در فرهنگ روزنامه نگاري رسانه جمعي تحت عنوان اطلاع رساني و رسانه شناسي که اصطلاحي کلي و به معناي “مجموعه ابزارها و روش هايي که براي ايجاد ارتباط با مخاطبان انبوه بکار رفته مورد استفاده قرار مي گيرد”.34
“رسانه هاي جمعي را مي توان به رسانه هاي چاپي مانند : روزنامه، مجله و کتاب که پيام هاي نوشته شده را به وسيله نسخه برداري و توزيع آنها بصورت عيني انتشارمي دهند، رسانه هاي پخش که شامل راديو، تلويزيون، سينما، متن نما، سيستم صوتي عمومي فرودگاهها و پارک ها مي شود، رسانه هاي کامپيوتري که اينترنت و بانک اطلاعاتي”35 را دربر مي گيرد و هم چنين رسانه هاي خياباني مانند، پوسترهاي تبليغاتي خيابان ها و بدنه هاي اتوبوس و تابلوهاي خياباني تقسيم بندي نمود.
در مفهوم اصطلاحي رسانه جمعي شامل تنوع وسيعي از رسانه ها مثل روزنامه، مجله، سينما، تلويزيون، راديو، تبليغات، بازي هاي ويدئويي، سي دي ها و … مي شود. اين رسانه ها را جمعي مي نامند زيرا به جمع زيادي از مخاطبان که شامل شمار زيادي از مردم مي گردد، عرضه مي شود. رسانه هاي جمعي نه تنها با تفريحات و انواع سرگرمي ها مرتبط هستند بلکه در برگيرنده انتقال بسياري از تجربه ها و فعاليت هاي اجتماعي ما نيز هستند.
اين اصطلاح که در اصل انگليسي است ، “به مجموع متون،ابزار و وسايل را مي رساند که از توانايي انتقال پيام هاي ارتباط حسي ويا انديشه اي دريک زمان به شمار بسيار ازافراد و مخصوصا در فواصل زياد برخوردارند”.36
اولسون از رسانه چنين تعريف کرده است” رسانه عبارت ازيک تکنولوژي(نه الزاماً ماشيني) براي اطلاع دادن براي ضبط کردن اشتراک در نمادها است که معمولا محدود به حواس خاص وهمراه با نوعي شکل گيري اطلاعات است نظير چاپ، انواع طراحي، ضبط صوت، تلويزيون ومانند آنها “.37
دنيس مک کويل معتقد است ،” رسانه ها دريچه هايي هستند که ما را قادر مي سازند ماوراي محيط پيرامون خود را ببينيم؛ مفسراني که به ما کمک مي کنند تا تجربه را درک کنيم؛ سکوهايي که اطلاعات را منتقل مي کنند؛ علايم راهنمايي که دستورها و جهت ها را در اختيار ما مي گذارند؛ صافي هايي که قسمت هايي از تجربه را کنار مي گذارند و بر بقيه تاکيد مي کنند؛ آيينه هايي که تصويرمان را منعکس مي کنند و …”.38
هارولد آدامز ايتيس نيز رسانه را به عنوان عصاره ي تمدن مي شناسد و معتقد است، “تاريخ توسط رسانه ها در هر عصر و زماني هدايت مي شود.” وي رسانه هاي ارتباطي را توسعه ذهن انسان مي داند و مي گويد: “رسانه آنچه را که در يک دوره تاريخي اتفاق مي افتد و با اهميت به نظر مي رسد تعيين مي کند”.39
ژان کازنو در کتاب خود وسايل ارتباط جمعي را اينگونه تعريف نموده است “وسايل ارتباط جمعي آن دسته از وسايلي هستند که در تمدن هاي جديد به وجود آمده و مورد استفاده اند، و ويژگي اصلي آنها قدرت و شعاع عمل گسترده است، اصطلاح ارتبط جمعي مشخص کننده آن نوع از ارتباطي است که هدف آن برقراري رابطه با يک مخاطب يا گروه کوچکي نيست، بلکه جمع را در نظر دارد “. 40
“رسانه هاي جمعي داراي مشخصاتي از جمله : سرعت انتشار، مداومت انتشار ، وسعت جهاني حوزه انتشار، فراواني و گوناگوني محتوي مي باشد “.41
بجاست که در اين مبحث به اصطلاحي بنام پروپاگاندا که در عالم رسانه مطرح است اشاره شود.
“واژه پروپاگاندا يا تبليغ سياسي از عبارت لاتين congragatio de propaganda fild به معني “مجمع مروجين ايمان” گرفته شده است. اين مجمع در سال ???? از طرف کليساي کاتوليک رم در اقدامي مبارزه‌ جويانه عليه نهضت اصلاح دين تأسيس گرديد. اهميت پديده پروپاگاندا در فاصله دو جنگ جهاني موجب شد تا نخستين ايده‌هاي تئوريک درباره تأثيرات رسانه‌هاي همگاني به وجود آيد. لذا مي‌توان ريشه‌هاي نظريه‌پردازي در دو حوزه مهم از ارتباطات را در همين انديشه‌هاي اوليه درباره پروپاگاندا جستجو کرد. اين دو حوزه عبارتند از: ?. تغيير نگرش و يافتن مؤثرترين تکنيک براي ايجاد تغيير در نگرش مردم
?.نظريه‌پردازي درباره تاثيرات عمومي رسانه‌هاي همگاني
کتاب کلاسيک لاسول که در سال ???? تحت عنوان “تکنيک پروپاگاندا (تبليغ سياسي) در جنگ جهاني اول” منتشر شد، نخستين کوششي بود که به طور جدي از پروپاگاندا تعريف به عمل آورد. از نظر لاسول “پروپاگاندا کوششي است که به منظور کنترل نظرها با استفاده از نمادهاي مهم و يا از طريق بهره برداري از داستان ها، شايعات، گزارش ها، تصويرها و اشکال ديگر ارتباط اجتماعي صورت مي گيرد”.
در سال ???? لاسول تقريباً تعريف متفاوتي از پروپاگاندا ارائه داد. در اين تعريف “پروپاگاندا به معني وسيع خود، عبارتست از تکنيک اثرگذاري بر رفتار انسان از طريق سازماندهي و يا دست کاري در واقعيت ها” دست کاري در واقعيت ها ممکن است در قالب هاي گفتاري، نوشتاري، تصويري و يا موسيقي باشد . تعريف هايي که لاسول پيشنهاد کرده است شامل بسياري از آگهي هاي تجاري و همچنين مسائلي که تحت عنوان “ترغيب” مطرح شده است مي گردد. هرچند لاسول تصريح کرده است که “هم آگهي هاي تجاري و هم روابط عمومي ها بخشي از رشته پروپاگاندا محسوب مي شوند”.
“پروپاگاندا گونه اي ارتباط است که در آن، اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار براي بسيج افکار عمومي از طريق تبليغات سياسي پخش و فرستاده مي شود. تبليغات سياسي شکلي از ارتباط است که هدف آن نفوذ بر گرايش يک جمع يا جماعت به موضع و دليل دلخواه مبلغ سياسي است. پروپاگاندا برخلاف تهيه اطلاعات ناجانبدارانه، در اصلي ترين معناي خود، دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر يک مخاطب است. در اين راستا، اغلب اوقات، واقعيت ها به طور گزينشي بيان و بازنمايي مي شوند(درحالي که نادرستي آن برگوينده روشن و آشکار است) تا از سوي مخاطب، واکنش و رفتاري احساسي و نه آگاهانه وخردمندانه سربزند. نتيجه اين امر، تغيير گرايش دلخواه به سوي هدفي است که براي مخاطب هدف گيري شده و به منظور پيشبرد يک برنامه سياسي، درنظرگرفته شده است. افزون براين، پروپاگاندا مي تواند در شکل يک نبرد و جنگ افروزي سياسي نيز تلقي شود”.42
“راجر براون روانشناس آمريکايي، ابتدا سعي نموده است که پديده هاي پروپاگاندا و ترغيب را از يکديگر متمايز سازد و سپس به بررسي و ارائه تعريفي از پروپاگاندا اقدام نمايد. براون “ترغيب” را عمل استفاده از نمادها به منظور ايجاد تغيير در رفتار ديگران تعريف کرده است. او معتقد است که کوشش هايي که براي ترغيب صورت مي گيرد زماني به پروپاگاندا تغيير مي يابند که “فرد به اين نتيجه برسد که رفتاري که هدف ترغيب کننده است بيشتر به نفع اوست تا به سود ترغيب شونده”. در اينجا هيچ معيار مطلقي که فرد يقين کند کدام رفتار ترغيب و کدام پروپاگاندا است به درستي مشخص نشده است و اين تمايز بستگي به قضاوت فرد دارد .
پروپاگاندا، آن گونه که توسط لاسول و براون تعريف شده است بسياري از حوزه هاي فعاليت انساني را در بر مي گيرند، از جمله آگهي هاي تجاري (جايي که هدف به نفع دريافت کننده نيست، بلکه مقصود فروش بيشتر توسط فروشنده است) بسياري از مسائل مبارزات انتخابات (جايي که هدف اساسي خوشبختي دريافت کننده نيست بلکه هدف اصلي انتخاب نامزد انتخاباتي است)، همچنين بسياري از فعاليت روابط عمومي ها را نيز شامل مي شود (جايي که معمولاً منافع دريافت کننده موردنظر نيست، بلکه بيشتر ايجاد ذهنيت مثبت نسبت به يک شرکت است). در جايي ديگر، لاسول اهداف چهارگانه پروپاگاندا را نيز مطرح ساخته است که عبارتند از : ?- بسيج کردن احساسات عليه دشمن ?- حفظ روابط حسنه با متحدين
?- حفظ دوستي و در صورت امکان جلب همکاري کشورهاي بي طرف ?- تضعيف و نابودي روحيه دشمن
تکنيک هاي هفت گانه پروپاگاندا عبارتند از :
1- برچسب زدن : با استفاده از اين تکنيک به شخص ، يک ايده يا يک گروه که هدف حمله است يک برچسب توهين آميز زده مي شود . اين تکنيک با اين هدف مورد استفاده قرار مي گيرد که ايده و فکري را رد کنيم و يا محکوم سازيم، بدون آن که در صدد يافتن دليلي براي تصميم خود باشيم. برچسب زدن و توهين معمولاً در آگهي هاي تجارتي، که بر اساس رقابت عمل مي کنند، مورد استفاده قرار نمي گيرند. دليل آن احتمالاً اکراه از بردن نام محصولات رقيب و يا انگ زدن به چنان محصولاتي است. از اين تکنيک غالباً در سياست و ساير حوزه هاي عمومي استفاده مي شود .
?- تعميم جذابيت : در استفاده از اين تکنيک سعي مي شود که بين يک چيز با چيزي ديگر که معرف خوبي، درستي، پاکي و امثال آنها است، ارتباط داده شود و بدين وسيله صفات نيک آن چيز را به چيز اول تعميم دهند. هدف اصلي در اينجا تشويق پيام گير به پذيرش و تأييد چيز اول است، بدون اين که دليل آن را بدانيم. استفاده از تکنيک تعميم جذابيت به قدري ظريف انجام مي گيرد که به سختي متوجه انگيزه فرستنده پيام مي شويم. در نام گذاري محصولات و فروش بعضي کالاها، معمولاً از کلمات جذاب و با ارزش استفاده مي شود که براي ما دلپذيرند. مثلاً “آرد طلايي” ، “نان اعجاب آور” ، “سفري آسوده با خودروي خانواده” و…
?- تکنيک انتقال : هدف از اين تکنيک، انتقال اقتدار، ضمانت قانوني و اعتبار چيزي که مورد احترام همگان است به چيزي ديگري، به منظور کسب اعتبار و عزت بيشتر براي آن به عبارت ديگر مکانيسم انتقال بر اساس فرآيند ارتباط بين دو عامل عمل مي کند. به جاي اين که از ارتباط يا مراوده بين اين دو عامل احساس گناه حاصل شود، نتيجه اين ارتباط براي عامل ديگر تحسين برانگيز مي شود و در واقع هدف ارتباط گر اين است که يک ايده، يک کالا يا علتي را به عامل ديگري که مورد علاقه مردم است و مردم نگرش مثبتي بدان دارند مرتبط سازد .
?- شهادت دادن : تکنيک شهادت دادن يا تصديق در پروپاگاندا در حالتي است که شخص مورد اعتماد و يا شخص غيرقابل اعتماد و منفوري درباره درستي يا نادرستي يک فکر، يک برنامه، يک محصول يا فردي ابراز عقيده مي کند. تکنيک شهادت و تصديق شيوه متداولي به ويژه در عرصه آگهي هاي تجارتي و مبارزات انتخاباتي محسوب مي شود .
?- تکنيک مردم عوام : تکنيک مردم عوام تمهيدي است که فرستنده يا گوينده سعي مي کند به مخاطبين خويش اين پيام را القا نمايد که نظريات و انديشه هاي او به اين دليل صحت دارد که برخاسته از فرهنگ و اعتقادات مردم کوچه و بازار است. اين تکنيک در حوزه سياست توسط سياست بازان زياد مورد استفاده قرار مي گيرد. ولي اخيراً اين تکنيک به عرصه تبليغات و آگهي هاي تجارتي نيز سرايت کرده است. تبليغات تجاري که براي محصولات مواد غذايي در تلويزيون تبليغ مي کند، معمولاً از مدل هاي ساده و عوام براي تبليغ چنين موادي استفاده مي کند به ويژه محصولات لبني، مواد غذايي مخصوص صبحانه، نان، بستني و امثال آن .
?- جمع آوري کارت هاي يکدست : تکنيک جمع آوري کارت هاي يکدست، به معني انتخاب جزئيات و تکه هاي پراکنده اي از يک موضوع يا يک واقعه است که ميان انبوهي از اطلاعات واقعي و غيرواقعي دستچين شده است به نحوي که با يکديگر مطابقت مي کنند. اين جزئيات يا تکه ها ممکن است حقايقي مربوط به يک موضوع و يا يک واقعه باشد، يا ممکن است انتخابي از سخنان و مدارک کذب باشد، يا تهيه مدارک انحرافي از جرياني خاص باشد، يا ابراز بيانات منطقي يا غيرمنطقي به منظور متقاعد ساختن ديگران براي پذيرش يا عدم پذيرش يک ايده، برنامه ، شخص يا نوعي کالا يا محصول باشد. به عبارت ديگر، اين تکنيک عبارت است از انتخاب بحث ها و يا مدارکي است که به خاطر حمايت از يک موضع و ناديده گرفتن دلايل و استدلال هايي است که براي پشتيباني از موضع مخالف ارائه مي شود.جزئيات بحث هاي انتخاب شده ممکن است صحيح باشد يا باطل، بهترين نمونه هاي تکنيک کارت هاي يکدست را مي توان در تبليغاتي مشاهده کرد که براي معرفي فيلم هاي سينمايي ارائه مي شوند به ويژه آن بخش از نظريات منتقدين سينمايي که جنبه نقل قول دارد . معمولاً در تبليغات سينمايي، آن دسته از نقل قول هاي منتقدين با دقت انتخاب مي شوند که ارزيابي آنها از فيلم مثبت تر است. بسياري از آگهي هاي تجارتي که مصاحبه شهروندان عادي را درباره توليدات مختلف نشان مي دهند از همين تکنيک کارت هاي يکدست استفاده مي کنند.
7- تکنيک هجوم براي سوار شدن به واگن : جوهر اصلي اين تکنيک جمله “عجله کنيد تا به واگن برسيد” بيان اين نکته است که همه ما قصد سوار شدن به واگن را داريم پس عجله کنيم تا زودتر به آن برسيم. به عبارت ديگر سعي بر اين است که ديگران را متقاعد سازد که همگان که ما هم جزو آنها هستيم برنامه هاي او را پذيرفته اند، لذا ما هم بايد هرچه سريع تر به آنها بپيونديم و خود را به واگن برسانيم. تکنيک هجوم سوار شدن به واگن، غالباً در تبليغات جنگي مورد استفاده قرار مي گيرد. هدف معمولاً اين است که مردم را متقاعد کنند که همه در جنگ مشغول فعاليت و ايثار هستند، حتي حاضرند جان خود را نيز فدا کنند. مللي که درگير جنگ هستند، براي بالا بردن روحيه جنگي و افزايش اعتماد به نفس جنگجويان نياز به قهرمان دارند. اگر فاقد چنين قهرماناني باشند ناگزير فردي را براي اين منظور در نظر مي گيرند و درباره قهرمان بودن او مبالغه مي کنند. همچنين دولت ها نيز از اين تکنيک پروپاگاندا، به ويژه در داخل کشور، بهره برداري مي کنند. مخصوصاً بعضي از کشورها به منظور بالا بردن سطح محصولات کشاورزي خود در کشور به دنبال مدلي مي گردند تا ديگران را تشويق به پيروي از آن نمايند”.43
گفتار دوم : کارکرد فرهنگي اجتماعي رسانه در جوامع امروز
“رسانه به عنوان يکي از نهادهاي اجتماعي کارکرد انتقال ميراث فرهنگي و اجتماعي و ارزش هاي جوامع را بر عهده دارند. درعصر کنوني با توجه به نقش بارز آنها در جامعه و اطلاع رساني پيرامون موضوعات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و… سعي مي کنند الگوهاي سنتي شوند. در اين رهگذر رسانه ها به عنوان عاملان تغيير و تحول در ارزش ها و هنجارها مطرح هستند، به طوري که سنت ها را به مبارزه مي طلبند و به صورت يک عامل مؤثر در دگرگوني نگرش ها و رفتارهاي نسل جديد عمل مي



قیمت: تومان


پاسخ دهید