دانشگاه علامه طباطبايي
دانشکده مديريت و حسابداري
پايان نامه کارشناسي ارشد رشته مديريت جهانگردي گرايش بازاريابي
شناسايي محدوديتهاي گردشگران خارجي در ايران
نگارش
امين سلطاني هوراند
استاد راهنما
دکتر مهدي کروبي
استاد مشاور
دکتر اسماعيل قادري
تابستان 1393
دانشگاه علامه طباطبايي
دانشکده مديريت و حسابداري
پايان نامه کارشناسي ارشد رشته مديريت جهانگردي گرايش بازاريابي
شناسايي محدوديتهاي گردشگران خارجي در ايران
نگارش
امين سلطاني هوراند
استاد راهنما
دکتر مهدي کروبي
استاد مشاور
دکتر اسماعيل قادري
تابستان 1393
تقديم
به تمام کساني که به فکر خوشبختي ديگران هستند…
با سپاس
از تمام کساني که به من آموختتند ،مي آموزند و خواهند آموخت…
چکيده
براي درک بهتر نيازهاي اساسي گردشگران، جلب رضايت، مشارکت و عدم مشارکت آنان و اين که چه مسايلي باعث عدم رغبت آنان به سفر به يک مقصد خاص ميشود، نياز است که ابتدا موانع و محدوديتهاي پيش روي آنان مرتفع شود. از اينرو براي ارائه محصول گردشگري مناسب ضروري است نيازهاي گردشگران بدون محدوديتهاي اساسي مرتفع گردد. در اين پژوهش بر آن بودهايم تا به شناسايي محدوديتهاي گردشگران کرهاي در شهر تهران بپردازيم. براي دستيابي به اهداف پژوهش، مدل مفهومي پژوهش توسعه يافت و تعداد 385 پرسشنامه ميان گردشگران کرهاي در شهر تهران توزيع گرديد. دادهها با استفاده از روش مدل معادلات ساختاري و نرمافزار SMARTPLS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. با توجه به نتايج حاصل از آزمونهاي آماري، به ترتيب ويژگيهاي شخصي گردشگر، ادراک و آگاهي از ايران، و ضعف زيرساختها و کمبود امکانات به عنوان اصليترين محدوديتهاي جامعه آماري پژوهش شناسايي شد.
واژگان کليدي
محدوديت، گردشگري، ايران، گردشگران کرهاي.

فهرست مطالب
فصل اول: کليـات پژوهش‌أ1
1-1 مقدمه2
2-1 بيان مسأله پژوهش3
3-1 اهميت و ضرورت پژوهش4
4-1 اهداف پژوهش5
5-1 سوالات پژوهش6
1-5-1 سوال اصلي6
2-5-1 سوالات فرعي6
6-1 قلمرو پژوهش6
1-6-1 قلمرو موضوعي6
2-6-1 قلمرو مکاني6
3-6-1 قلمرو زماني6
7-1 خلاصه اي از پژوهش هاي گذشته6
8-1 چارچوب نظري کلي پژوهش9
9-1 شرح واژگان و اصطلاحات به کار رفته در پژوهش10
10-1 خلاصه فصل اول10
فصل دوم: مبانـي نظـري و پـيشينه پـژوهش12
1-2 مقدمه13
2-2 بخش اول: ادبيات نظري پژوهش14
1-2-2 نگاهي به صنعت گردشگري14
2-2-2 تاريخچه محدوديت در ادبيات گردشگري17
3-2-2 تعريف محدوديت18
4-2-2 مقايسه محدوديت و مانع20
4-2-2 محدوديت هاي درون فردي21
5-2-2 تعريف محدوديت هاي ميان فردي22
6-2-2 تعريف محدوديت هاي ساختاري22
7-2-2 رفتار گردشگري و محدوديت هاي سفر23
8-2-2 تعديل يا تخفيف محدوديت هاي فراغت25
3-2 بخش دوم: صنعت گردشگري ايران27
1-3-2 تحليل SWOT براي صنعت گردشگري در ايران27
2-3-2 صنعت گردشگري در ايران: نگاهي بر محدوديت هاي پيش روي گردشگران خارجي29
3-3-2 رسانه هاي جهان، ايران واقعي و برنامه گردشگري ايران35
4-3-2 گردشگري و سياست در وضعيت کنوني ايران37
4-2 مروري بر پژوهش هاي گذشته38
1-4-2 پژوهش هاي داخلي39
2-3-2 پژوهش هاي خارجي41
5-2 مدل مفهومي پژوهش55
1-5-2 متغيرهاي پژوهش55
6-2. مختصري درباره کشور کره جنوبي57
7-2 خلاصه فصل دوم59
فصل سوم: روش شنـاسـي پـژوهش60
1-3 مقدمه61
2-3 نوع پژوهش61
3-3 جامعه آماري61
4-3 تعيين حجم نمونه و روش نمونه گيري61
2-4-3 روش نمونه گيري62
5-3 تکنيک ها و ابزارهاي گردآوري داده ها63
1-5-3 داده هاي اوليه: پرسشنامه64
6-3 روايي و پايايي ابزار گردآوري داده ها66
1-6-3 روايي66
2-6-3 پايايي پرسشنامه66
7-3 آزمون هاي آماري و ابزارهاي تجزيه و تحليل داده ها67
1-7-3 مدل معادلات ساختاري67
2-7-3 روش حداقل مربعات جزئي (PLS)68
8-3 خلاصه فصل سوم69
فصل چهارم: تجـزيـه و تحليـل يـافته هـاي آمـاري پـژوهـش70
1-4 مقدمه71
2-4 بررسي توصيفي ويژگي‌هاي جمعيت شناختي72
3-4 تحليل استنباطي يافته‌ها79
1-3-4 نتايج تحليل عاملي تاييدي (اعتبارسنجي مدل‌هاي اندازه‌گيري)79
1-1-3-4 بررسي دياگرام‌‌هاي تحقيق84
2-3-4 تحليل سوال‌هاي تحقيق87
1-2-3-4 گردشگران خارجي در ايران با چه محدوديت هايي مواجه هستند؟87
2-2-3-4 آزمون تحليل واريانس فريدمن جهت رتبه بندي محدوديت‌هاي پيش روي گردشگران خارجي89
9-4 خلاصه فصل چهارم91
فصل پنجم: بـحـث و نتيجـه گيـري92
1-5 مقدمه95
2-5 مروري بر فرآيند پژوهش95
3-5 مروري بر يافته هاي آماري96
4-5 پيشنهادهاي اجرايي96
6-5 محدوديت هاي پژوهش103
7-5 پيشنهادهايي جهت انجام پژوهش هاي آتي104
8-5 خلاصه فصل پنجم104
منابعI
منابع فارسيII
منابع لاتينIII
منابع الکترونيکيXIII
پـيوست هـا: پرسشنامهXIV
فهرست جداول
فصل دوم: مباني نظري و پيشينه پژوهش………………………………………………………………………………………………. 12
جدول 1-2: خلاصهاي از تعاريف محدوديتهاي گردشگري …………………………………………………………………………… 20
جدول 2-2: تحليل SWOT صنعت گردشگري ايران ……………………………………………………………………………………… 27
فصل سوم: روش شنـاسـي پـژوهش …………………………………………………………………………………………………… 60
جدول 2-3: ترکيب سوالات پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………………… 65
جدول 3-3: محاسبه آلفاي کرونباخ به منظور سنجش پايايي ابزار اندازهگيري ……………………………………………… 67
فصل چهارم: چهارم: تجـزيـه و تحليـل يـافته هـاي آمـاري پـژوهـش ………………………………………………. 70
جدول 1-4: نتايج توصيفي ويژگي‌هاي جمعيتشناختي (اندازه نمونه=351) ………………………………………………… 72
جدول 2-4: معيارهاي اعتبارسنجي مدل‌هاي اندازه‌گيري ………………………………………………………………………………. 80
جدول 3-4: شاخص‌هاي روايي، پايايي و برازش ……………………………………………………………………………………………… 81
جدول شماره 4-4: ضرايب همبستگي پيرسون و شاخص روايي منفک …………………………………………………………. 83
جدول 5-4: نتايج آزمون تي تک نمونه اي ……………………………………………………………………………………………………… 88
جدول 6-4: نتايج آزمون فريدمن …………………………………………………………………………………………………………………….. 90

فهرست نمودارها
فصل اول: کليات پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….. 1
نمودار 1-1: مدل مفهومي پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………… 9
جدول 2-1: نقاط قوت و نقاط ضعف پژوهشهاي پيشين جايگاهيابي در صنعت هتلداري از منظر آژانسهاي مسافرتي ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………13
فصل دوم: مباني نظري و پيشينه پژوهش………………………………………………………………………………………………. 18
نمودار 1-2: مدل محدوديتهاي فراغتي هندرسون و همکاران ……………………………………………………………………… 43
نمودار 2-2: مدل جايگزين محدوديتهاي مشارکت جکسون ………………………………………………………………………… 44
نمودار 3-2: مدل سلسله مراتب محدوديتهاي فراغت …………………………………………………………………………………… 45
نمودار 4-2: مشارکت در فراغت، برآيند محدوديتها و انگيزهها …………………………………………………………………….. 47
نمودار 5-2: مدل مفهومي پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………. 56
نمودار 1-3 انواع روشهاي نمونهگيري …………………………………………………………………………………………………………….. 63
نمودار 1-4: نمودار ميله‌اي (برحسب درصد) جنسيت پاسخ دهندگان …………………………………………………………… 73
نمودار 2-4: نمودار ميله‌اي (برحسب درصد) جنسيت پاسخ دهندگان …………………………………………………………… 73
نمودار 3-4: نمودار ميله‌اي (برحسب درصد) سن پاسخ دهندگان ………………………………………………………………….. 74
نمودار4-4: نمودار ميله‌اي (برحسب درصد) تحصيلات پاسخ دهندگان …………………………………………………………. 75
نمودار5-4: نمودار ميله‌اي (برحسب درصد) درآمد ماهيانه خانواده ………………………………………………………………… 75
نمودار 6-4: نمودار ميله‌اي (برحسب درصد) تعداد اعضاي خانواده …………………………………………………………………. 76
نمودار 7-4: نمودار ميله‌اي (برحسب درصد) تعداد دفعات سفر به ايران ………………………………………………………… 77
نمودار 8-4: نمودار ميله‌اي (برحسب درصد) شغل پاسخ دهندگان ………………………………………………………………… 77
نمودار 9-4: نمودار ميله‌اي (برحسب درصد) قصد سفر مجدد به ايران ………………………………………………………….. 78
نمودار 10-4: مدل تحليل عاملي تاييدي دو مرحله اي در حالت تخمين ضرايب استاندارد ………………………….. 84
نمودار 11-4: مدل تحقيق در حالت معناداري(t-value) ……………………………………………………………………………… 86

فصل اول: کليـات پژوهش

1-1 مقدمه
امروزه گردشگري فراتر از يک صنعت به پديدهاي اجتماعي ـ اقتصادي در سطح جهان تبديل شده است. سالهاست که گردشگري به مثابه مقولهاي حياتي در راستاي تبديل جهان به جامعهاي متحد و متمرکز فعاليت نموده است؛ جامعهاي که آن را دهکده جهاني ميناميم. بر اساس پژوهشها، در صورتي که گردشگري به گونهاي صحيح به کار گرفته و برنامهريزي شود، ميتواند عامل ايجاد همبستگي و مانع بروز جدايي گردد. صنعت گردشگري حقيقتاً گسترهاي جهاني يافته است؛ به گونهاي که، همه کشورهاي شمال و جنوب در آن نقش دارند: خواه در نقش بازارهاي مولد گردشگر، خواه مقاصد گردشگري، يا هر دو (حيدري چپانه، به نقل از پروفسور جعفري، 1387).
در اين ميان، عليرغم اين که انگيزهها به عنوان محرک سفر به کشورهاي گردشگرپذير و مقاصد گردشگري عمل ميکنند، اين کشورها با محدوديتهاي سفر نيز دست و پنجه نرم ميکنند که به عنوان چالش و فيلتري براي گردشگري به شمار ميآيند و موجب کاهش تقاضا ميشوند؛ به عبارت ديگر، عليرغم وجود انگيزههاي سفر، محدوديتهاي سفر ميتوانند مانع مشارکت تصميمگيرندگان اصلي سفر باشند (چن و وو، 2009، به نقل از پيج و هال1، 2003).
براي درک بهتر نيازهاي اساسي گردشگران، مشارکت و عدم مشارکت آنان و اين که چه مسايلي باعث عدم رغبت آنان به سفر به يک مقصد خاص ميشود، نياز است که ابتدا موانع و محدوديتهاي پيش روي آنان مرتفع شود. موفقيت بازاريابان همواره در شناخت کامل محصولاتشان براي فروش است. از اينرو براي ارائه محصول گردشگري مناسب نياز است نيازهاي گردشگران بدون محدوديتهاي اساسي به آنان تحويل شود. حال با شناسايي محدوديتهاي اصلي و عمده که در کشورهاي مقصد وجود دارد، ميتوان گره از کار آنان گشود. از آنجايي که کشور ايران داراي قوانيني با ساختار مذهبي است، ممکن است اين قوانين براي گردشگران به عنوان محدوديت شناسايي شود. در اين پژوهش بر آن بودهايم تا به شناسايي محدوديتهايي بپردازيم که معمولاً در کشورهاي با ساختار مشابه ايران وجود ندارند.
2-1 بيان مسأله پژوهش
نيک ميدانيم جهانگردي گستردهترين صنعت خدماتي است، و به يقين در سده آينده، با سرعتي بيش از گذشته و امروز گسترش خواهد يافت. ترديدي نيست که همه کشورهاي جهان در رقابتي تنگاتنگ در پي بهرهگيري از مزاياي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و …، به ويژه دريافت سهم بيشتري از درآمد و بالا بردن سطح اشتغال ناشي از بهينهسازي اين صنعت خدماتي در کشورهاي متبوع خود هستند (گي2، 1997؛ ترجمه پارساييان و اعرابي، 1385).
عليرغم اين که گردشگري 9 درصد از کل مشاغل ايران براي جوانان دنبال شغلهاي رده بالا را به خود اختصاص داده است و اهميت آن براي دولت روز به روز بيشتر آشکار ميشود، اما فقط رقم بسيار کمي از وروديهاي سالهاي 2005 و 2006 (که در حدود 2 ميليون نفر بوده است) را به خود جلب کرده است. با اين وجود، صنعت گردشگري ايران تحت رگبار مسلسل مسايل منفي و تصوير بد است (که توسط رسانههاي غربي به آن دامن زده ميشود) و به شدت تحت تأثير محيط سياسي کشور و روابط بينالملل آن قرار گرفته است (يورومانيتور3، 2007).
صنعت گردشگري در کشور ما، چه گردشگري داخلي و چه گردشگري بينالمللي هيچ گاه به توسعه مطلوب دست نيافته است و اين امر نتيجه برنامههاي تدوين شده بوده است. با توجه به غناي منابع گردشگري کشور، علت اين امر عمدتاً در اتخاذ اهداف و سياستهاي نادرست و تنگناهاي اجتماعي ـ اقتصادي و عدم توسعه ساخت اقتصادي و زيربنايي نهفته است (معصومي، 1387).
با وجود اهميت بيبديل صنعت گردشگري در توسعه و شكوفايي اقتصادي، سياستگذاريهاي مناسبي در خصوص ارتقاي آن در كشورمان صورت نپذيرفته و عمده تلا شهاي مربوط به توسعه صنعت گردشگري در دهههاي اخير، معطوف به رهيافتهاي تشويقي و تبليغاتي و يا به عبارتي تقاضامحور بودهاند. در اين راستا بيشتر هدفگذاريها و وضع دستورالعملهاي اجرايي جذب تقاضا را مدنظر قرار داده است؛ در حالي كه، چالشهاي پيش روي اين صنعت، نه تنها استحكام و تداوم بيشتر سياستهاي جانب تقاضا را طلب ميكند، بلكه سياستگذاري ابعاد عرضه و سازماندهي ساختار فعاليت بنگاهها را ميطلبد. جمهوري اسلامي ايران با داشتن جاذبههاي گردشگري (تاريخي، مذهبي، طبيعي ) به لحاظ عدم اتخاذ سياستهاي مؤثر در اين بخش، هنوز نتوانسته است به سهم مناسب خود در بازار گردشگري جهان دست يابد و اين امر سبب شده است تا بسياري از معضلات اقتصادي ـ اجتماعي كشور كه ميتواند با توسعه گردشگري مرتفع گردد، همچنان پابرجا بماند. لذا ضروري است ضمن برشمردن چالشهاي اساسي مترتب بر اين صنعت، به بررسي راهكارهاي توسعه صنعت گردشگري در ايران، پرداخته شود (نوبخت و پيروز، 1387: 8). بخشي از چالشهاي اصلي صنعت گردشگري ايران، که از طرف عرضه ديده ميشود، وجود محدوديتهاي سفر براي ورود و حضور گردشگران خارجي در اين کشور است. مساله اصلي پيش روي پژوهشگر اين است که محدوديتهاي واقعي پيش روي گردشگران خارجي در ايران کدامند؟
از طرف ديگر، مخارج گردشگران کره اي در سال 2013 بالغ بر 17 ميليارد دلار بوده است و طبق آمار سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري 8727 کره اي در سال 1392 وارد ايران شده اند (www.visitkorea.or.kr & www.wikipedia.com) که رقم نسبتا قابل توجهي مي باشد.
از اينرو، اين پژوهش به دنبال شناسايي و اولويتبندي مجموعه محدوديتهايي است که ميزان رضايت گردشگران خارجي به ايران، به ويژه گردشگران کرهاي را تحت تأثير قرار ميدهند.
3-1 اهميت و ضرورت پژوهش
کليد موفقيت بازاريابي در شناخت بازار و توليد محصولات مطلوب و مورد نياز بازار نهفته است. اول بايد ديد مردمي که سفر ميکنند چه کساني هستند؟ مشخصات و خصوصيات آنها از لحاظ طبقه اجتماعي، سن، جنس و وضعيت ازدواج چيست؟ دوم اين که انگيزه آنها از مسافرت چيست؟ چه ميخواهند و به دنبال چه هستند و چرا مسافرت ميکنند؟ (داسويل، 1997، ترجمه اعرابي و ايزدي، 1378: 42). مردم با هدف برآوردن برخي از نيازهاي روانشناختي خود به مسافرت مبادرت ميورزند. با اين حال عدهاي از افراد به دليل برخي محدوديتها تمايلي به مسافرت ندارند (ژانگ4، 2009).
برعکس انگيزهها که به عنوان محرک سفر عمل ميکنند، در مقابل، محدوديتها به عنوان فيلتري براي گردشگري به شمار ميآيند و موجب کاهش تقاضا ميشوند؛ به عبارت ديگر، عليرغم وجود انگيزههاي سفر، محدوديتها ميتوانند مانع مشارکت تصميمگيرندگان اصلي سفر باشند (چن و وو، 2009، به نقل از پيج و هال، 2003). از طرف ديگر محدوديتهاي درک شده ميزان وفاداري گردشگران را نيز تحت تأثير قرار ميدهد (تائه5، 2007). مطالعات نشان ميدهند که بيشتر محدوديتهاي تصميمات سفر با جنسيت، سبک زندگي و ويژگيهاي فرهنگي در ارتباط هستند (خان، 2011، به نقل از جکسون6، 1991).
برخي از محدوديتها باعث ميشوند افراد در فعاليتهاي گردشگري کمتر از حد مطلوب مشارکت نمايند. نوع ديگري از محدوديتها نيز عواملي را شامل ميشوند که منجر به عدم مشارکت در برخي فعاليتهاي خاص ميشوند (سيلوا و کوريا7، 2008). تحقيقات مرتبط با محدوديتهاي گردشگري درصدد بررسي عواملي هستند که از نظر محققين و گردشگران ساختار اولويتها و ترجيحات سفر، و يا مشارکت و لذت از آن را محدود ميسازند (جکسون، 2000). شناسايي محدوديتهاي سفر به درک عوامل اثرگذاري که رفتار گردشگران را شکل ميدهند، کمک ميکند. اين کار همچنين ميتواند مقدمهاي براي شناسايي تفاوتهاي موجود ميان انتخابهاي بخشهاي مختلف گردشگران باشد (کاتياپورنپانگ و ميلر، 2009، به نقل از ساماندال، نانسي و جکوبويچ8، 1997). از اينرو، شناسايي محدوديت هاي پيش روي گردشگران و اتخاذ تدابيري در جهت رفع آنها براي هر کشوري که به دنبال توسعه گردشگري خود است، بسيار ضروري ميباشد.
4-1 اهداف پژوهش
شناسايي محدوديتهاي گردشگران خارجي در ايران
کمک به برنامهريزان، بازاريابان و متوليان گردشگري ايران در جهت اخذ تصميمات مناسب
شناسايي عوامل اصلي در عدم موفقيت در جذب انبوه گردشگران خارجي
5-1 سوالات پژوهش
1-5-1 سوال اصلي
گردشگران خارجي در ايران با چه محدوديت هايي مواجه هستند؟
2-5-1 سوالات فرعي
کدام يک از محدوديتهاي شناسايي شده از نظر گردشگران خارجي ورودي به ايران از اولويت بالانري برخوردار هستند؟
کدام متغير بيشترين محدوديت ها را براي گردشگران ايجاد ميکند؟
6-1 قلمرو پژوهش
1-6-1 قلمرو موضوعي
پژوهش حاضر از نظر موضوعي در زيرمجموعه مباحث علم بازاريابي قرار ميگيرد.
2-6-1 قلمرو مکاني
گردشگران جنوب شرق آسيايي با تاکيد بر گردشگران کشور کره جنوبي که حداقل يک شب در يکي از مراکز اقامتي کشور ايران سکونت داشته اند به عنوان جامعه آماري اين تحقيق در نظر گرفته شدهاند.
3-6-1 قلمرو زماني
بهار 1393
7-1 خلاصهاي از پژوهشهاي گذشته
با بررسي مطالعات مربوط به گردشگري بدين نتيجه رسيديم که صنعت گردشگري با کمبود تحقيقات کاربردي در حوزه “محدوديتهاي سفر” به ويژه محدوديتهاي پيش روي گردشگران ورودي به يک کشور مواجه بوده است و اين مسأله عموماً در کنار متغيرهاي ديگري چون رضايت، مشارکت در سفر، وفاداري و… مورد بررسي قرار گرفته است. در ادامه توضيح مختصري درباره برخي از تحقيقات پيشيني که به موضوع محدوديتهاي سفر پرداختهاند، ارائه ميشود.
هادسون9 (2000) در مقالهاي با عنوان “بخشبندي گردشگران بالقوه: محدوديت متفاوت بين مردان و زنان” به اندازهگيري ادراک شرکتکنندگان فعلي و بالقوه اسکي از محدوديتهاي “درون فردي”، “ميان فردي”، و “ساختاري” پرداخته است. هادسون در اين تحقيق به اين نتيجه ميرسد که تفاوت بسيار زيادي در سطح محدوديتهاي درون فردي ميان مردان و زنان وجود دارد. اين محدوديتها در 30 نوع و در سه سطح درون فردي، ميان فردي و ساختاري مورد بررسي قرار گرفتهاند.
تائه (2007) در پاياننامه کارشناسي ارشد خود با عنوان “سلسله مراتب چندگانه محدوديتهاي سفر و اوقات فراغت” از منظر طبقهبندي به واکاوي طبقهبندي ساختار نظري سلسله مراتب چندگانه به منظور درک بهتر از محدوديتهاي سفر ادراک شده بر اساس معيارهاي اجتماعي و جمعيتشناختي پرداخته و ميافزايد چگونه وضعيتهاي مالي چندگانه و واحد بر روي مشارکت انفرادي در سفر و اوقات فراغت تأثير ميگذارد.
از يافتههاي اين پژوهش اين گونه ادراک ميشود که گروههاي بيبهره در مقايسه با گروههاي ذينفع با محدوديتهاي عديدهاي مواجه هستند. همچنين مشکلات و محدوديتهاي “حمل و نقل” و محدوديتهاي خاصي که براي “نژادها” و “سنين” مختلف وجود دارد و به عنوان محدوديتهاي سفر شناخته ميشود.
سيلوا و کوريا (2007) در مقاله “تسهيلگرها و محدويتهاي مشارکت در سفر: مطالعه موردي جنوب غرب پرتغال” با تحليل محدوديتها و عوامل تسهيلگر سفر براي ساکنين جنوب غرب پرتغال به اين نتيجه رسيدند که عوامل عمده تصميمگيري براي سفر عبارتند از “زمان”، “پول”، “انگيزه” و “وجود همراه براي سفر”.
وي ژانگ10 (2009) در رساله دکتراي خود با عنوان “انگيزهها، محدوديتها و تصميمگيري گردشگران خروجي پکن” چنين نتيجه گرفته است که محدوديتها و انگيزهها تأثير مشخصي در مشارکت در سفر ايجاد ميکنند. وي ميافزايد انتخاب مقصد و جذابيت آن متأثر از ميزان محدوديتها و انگيزهها است. از عوامل عمدهاي که به عنوان محدوديت در اين تحقيق در نظر گرفته شدهاند ميتوان به “مشکلات زباني”، “نگرانيهاي امنيتي”، “وضعيت مالي”، “مهارتها”، و “زمان” اشاره کرد.
کاتياپورنپانگ و ميلر (2009) در مقاله خود تحت عنوان “محدوديتهاي اجتماعي ـ جمعيتشناختي رفتار گردشگري” به تأثير محدوديتهاي اجتماعي ـ جمعيتشناختي بر روي ابعاد گزينههاي سفر پرداختهاند. اين دو پژوهشگر چنين نتيجه گرفتهاند که “سن”، “درآمد”، و “مرحله زندگي” تأثير متقابل و تفاوت عمدهاي بر روي رفتار گردشگر دارند. آنها همچنين اشاره ميکنند که عوامل اجتماعي و جمعيتشناختي به اشکال گوناگوني به محدوديتهاي سطوح مختلف رفتار گردشگري تأثير ميگذارند.
کارنيرو و کرامپتون11 (2009) در مقاله خود با عنوان “تأثير درگيري، آشنايي و محدوديتها بر جستجوي اطلاعات مقصد” به بررسي تأثير درگيري، آشنايي و “محدوديتهاي ساختاري” بر روي نحوه جستجوي اطلاعات در دو پارک ملي در کشور پرتغال پرداختهاند و بدين نتيجه رسيدهاند که مشکلات و محدوديتهاي “مالي” مردم را تشويق به جستجوي اطلاعات ميکند، اما محدوديتهاي “زمان” و “قابليت دسترسي” هيچ تأثيري بر روي جستجوي اطلاعات اعمال نميکنند.
8-1 چارچوب نظري کلي پژوهش
نمودار 1-1: مدل مفهومي پژوهش
منبع: محققق ساخته (بر اساس بررسي ادبيات پژوهش)
با توجه به بررسيهاي انجام شده، مؤلفههاي محدوديتهاي گردشگران خارجي غيرمسلمان در ايران در قالب مدلي همانند آن چه که در نمودار 1-1 مشاهده ميشود، شناسايي و جهت انجام پژوهش حاضر مورد بررسي قرار گرفتند.
9-1 شرح واژگان و اصطلاحات به کار رفته در پژوهش
محدوديت سفر: هر آن چه که گردشگر را از مشارکت در انجام سفر به مقصد خاصي بازميدارد، محدوديت نام دارد (جکسون، 1988).
10-1 خلاصه فصل اول
در اين فصل نگاهي مختصر به موضوع پژوهش داشتيم. در ابتدا بيان مسأله و ضرورت انجام اين پژوهش پرداخته شد. سپس برخي از مهمترين مطالعات انجام شده در خصوص محدوديتهاي سفر معرفي شدند. پس از آن چارچوب نظري پژوهش ارائه، و در نهايت، برخي از واژگان و اصطلاحات به کار رفته در پژوهش به اختصار توصيف گرديد.
فصل دوم: مبانـي نظـري و پـيشينه پـژوهش
1-2 مقدمه
مردم براي ارضاي نيازهاي مختلف خود به کشورهاي ديگر سفر ميکنند. با اين حال کساني نيز هستند که تمايلي براي سفر ندارند. با اين وجود دو سوال اساسي به وجود ميآيد: نخست اينکه، چرا مردم به مسافرت ميروند و چه مزايايي از سفر به دست ميآورند؟ دوم اينکه، چرا برخي از مردم عليرغم علاقه و اشتياق، به مسافرت نميروند (اويسال12، 1996؛ اُه، اويسال و ويور13، 1995؛ پيو، اويسال و مکليلان14، 1989)؟
يکي از مهمترين اهداف پژوهشهاي اوقات فراغت، درک رفتار افراد در زمان فراغتشان است. لذا بررسي علل بازدارنده افراد از فراغت، اهميت دارد (زيونگ15، 2006). موضوع موانع و محدوديتهاي فراغت توجه بسياري از پژوهشگران را به خود جلب کرده است (الکساندريس و کارول16، 1997). از آنجا که محدوديتهاي فعلي افراد، نقش تعيينکنندهاي در مشارکت آنان دارد، بررسي آن بسيار ارزشمند است (الکساندريس، کوتوريس و مليگديس17، 2006؛ دراکو، جورج و کرياکي18، 2008). توجه به محدوديتهايي که افراد را از مشارکت در فعاليتهاي فراغتي بازميدارد، به يکي از حوزههاي پژوهشهاي تخصصي ادبيات فراغت و تفريح تبديل شده است (هال و پيج، 2006).
بازاريابي گردشگري بينالمللي19 در ايران به وفور به وسيله مشکلاتي درباره تصور ملي در ارتباط با وابستگيهاي سياسي و منطقهاي و همچنين موضوعات فرهنگي و اجتماعي، با چالش روبرو شده است(باتلر و هينچ20، 2007). اين در حالي است که، ايران يکي از مهمترين کشورهاي جهان از نظر وسعت و قدمت مکانهاي تاريخي و فرهنگي به شمار ميرود. بر همين اساس، پتانسيل بسيار زيادي براي جلب گردشگران بينالمللي دارد. متأسفانه کشورهاي اروپايي و امريکا عليرغم روابط پايدار خود با کشورهايي نظير ژاپن، ترکيه، روسيه، کشورهاي آسياي ميانه و ساير کشورهاي اسلامي (شيعه)، تمام تلاش خود را جهت انزواي بيشتر اين کشور به کار ميگيرند. اين امر مشکلات متعددي را براي گردشگران بينالمللي ورودي به ايران ايجاد کرده است؛ براي مثال، تحريمهاي بينالمللي باعث افت خدمات خطوط هوايي داخلي ايران شده است. عليرغم تمامي اين مشکلات، ايران همچنان در مسير رشد براي جذب گردشگران خارجي قرار دارد (کوپر، ابوبکر و ارفورت21، 2001؛ کزاک22، 2002؛ گلدنر و ريچي23، 2006؛ لاوز، پريدو و موسکاردو24، 2006). اين فصل در چهار بخش “ادبيات نظري پژوهش”، “صنعت گردشگري در ايران”، “مروري بر پژوهشهاي پيشين”، و “مدل مفهومي پژوهش” سازماندهي شده است و به تشريح مباني نظري پژوهش ميپردازد.
2-2 بخش اول: ادبيات نظري پژوهش
1-2-2 نگاهي به صنعت گردشگري
پروفسور جعفر جعفري در مقدمه کتاب مباني برنامهريزي گردشگري مينويسد:
“امروزه گردشگري فراتر از يک صنعت به پديدهاي اجتماعي ـ اقتصادي در سطح جهان تبديل شده است. سالهاست که گردشگري به مثابه مقولهاي حياتي در راستاي تبديل جهان به جامعهاي متحد و متمرکز فعاليت نموده است؛ جامعهاي که آن را دهکده جهاني ميناميم. بر اساس پژوهشها، در صورتي که گردشگري به گونهاي صحيح به کار گرفته و برنامهريزي شود، ميتواند عامل ايجاد همبستگي و مانع بروز جدايي گردد. صنعت گردشگري حقيقتاً گسترهاي جهاني يافته است؛ به گونهاي که، همه کشورهاي شمال و جنوب در آن نقش دارند: خواه در نقش بازارهاي مولد گردشگر، خواه مقاصد گردشگري، يا هر دو. اين صنعت ثابت کرده است که داراي قدرت ترميمپذيري بسياري ميباشد و در برابر تأثيرات حوادث اخير نظير بحران انرژي، جنگهاي خليج فارس و حتي شيوع بيماري سارس و حملات 11 سپتامبر پايداري چشمگيري از خود نشان داده است. استناد به تاريخچه موفق گردشگري اين اطمينان را به وجود ميآورد که گردشگري همچنان باقي خواهد ماند” (حيدري چيانه، 1387).
شايد مهمترين و نخستين موضوع در مطالعه صنعت گردشگري، چيستي، ماهيت و در نهايت تعريف آن است که به سبب گستره سريع عوامل و زمينههاي مؤثر در اين صنعت، اين امر با چالش عمدهاي مواجه شده است. گلدنر و ريچي (2003) گردشگري را علم، هنر و تجارت تهيه مطلوب نيازهاي بازديدکنندگان تعريف ميکنند. جعفري25 (1997) نيز معتقد است که صنعت گردشگري بررسي و مطالعه مقولات مرتبط با شخصي است که از محيط عمومي خود دور شده است. از سوي ديگر، سازمان جهاني گردشگري26 (1993) تعريفي را به صورت استاندارد و بينالمللي پيشنهاد کرده است که در آن عمدتاً عوامل زمان و محيط زندگي مد نظر قرار گرفته است. اين صنعت به عنوان يک علم، علم ميان رشتهاي محسوب ميشود که در گرو درآميختن چندين علم مختلف با همپوشي مناسب است. جغرافيا، محيط زيست، معماري، کشاورزي، فضاي سبز، بازاريابي، تاريخ، حقوق، تربيت بدني، تجارت، بازرگاني، حمل و نقل، هتلداري، مديريت رستوران، جامعه شناسي، اقتصاد، روانشناسي و علوم سياسي برخي از اين علوم محسوب ميشوند که هر يک به صورت جداگانه رابطهاي خاص با مطالعات گردشگري دارند (جعفري، 1987).
سازمان جهاني گردشگري که بسياري از دولتها در آن عضويت دارند، راهي را براي ارائه تعريفي عمومي از گردشگري نشان داده است. در سال 1991 سازمان جهاني گردشگري و دولت کانادا، يک کنفرانس بينالمللي دربارره مسافرت و آمارهاي گردشگري در اتاوا، کانادا تشکيل دادند که نظر و پيشنهادهايي مربوط به گردشگري (تعريف و طبقهبندي آن) ارائه دادند. گردشگر کسي است که حداقل يک شب در يک اقامتگاه عمومي يا خصوصي در محل مورد بازديد به سر برد (گي، 1997، ترجمه پارساييان و اعرابي، 1382). گردشگران بينالمللي به افرادي گفته ميشود که به خارج از کشور محل سکونت خود (به مدت حداکثر 12 ماه) مسافرت نموده و هدف اصلي آنها ديدار از آن کشور است. گردشگران بينامللي عبارتند از ديدارکنندگان يک شبه که حداقل يک شب را در يک اقامتگاه عمومي يا خصوصي در محل بازديد به سر ميبرند و ديدارکنندگان گذري (يک روزه) که شب را در کشور مورد بازديد نميگذرانند. اين مورد شامل مسافران کشتيها و خدمه هواپيما ميشود. حتي اگر کشتي يا هواپيما بيش از يک شب در يکي از مکانهاي آن کشور توقف کند. هنگام طبقهبندي خاستگاه ديدارکنندگان انتساب آنها به کشور محل سکونتشان بهتر است تا توجه به مليت آنها. هر کشوري بايد يک نظام طبقهبندي خاص داشته باشد تا بتواند مبدأ مسافران خارجي به کشور را مشخص کند.
در مارس 1993 کميسيون آمار ملل متحد27 تعريف ارائه شده از گردشگري توسط سازمان جهاني گردشگري28 را پذيرفت. بر اساس اين تعريف، گردشگري عبارت است از مجموعه فعاليتهاي افرادي که به مکانهايي خارج از محل زندگي و کار خود به قصد تفريح و استراحت و انجام امور ديگر مسافرت ميکنند و بيش از يک سال متوالي در آن مکانها نميمانند. به گردشگري بايد از ديده تعاملي بين عرضه و تقاضا نگريست؛ طراحي و توسعه يک محصول، به منظور مرتفع ساختن يک نياز، همين تعامل است که آثار اقتصادي، زيستمحيطي، اجتماعي، فرهنگي و ديگر آثار را تعريف ميکند (داس ويل، سال، 1997، ترجمه اعرابي و ايزدي، 1386).
عدهاي چنين ميپندارند که گردشگري موجب تخريب و آسيب فرهنگ يک جامعه ميگردد و نسبت به عناصر فرهنگي خويش در طي زمان بيگانه ميگردد. در مقابل، برخي ديگر معتقدند که گردشگري يک گفتگوي گسترده و فرهنگي است و سياحتگران و گردشگران به گونهاي پيامآوران فرهنگي هستند و به رشد و سازگار شدن فرهنگها با يکديگر ياري ميدهند. در تمام طول تاريخ بشري تا دوران حاضر، گردشگري زمينه ديدار و گفتگوي مردماني از فرهنگهاي گوناگون با يکديگر بوده که نتيجه قهري و حتمي آن، غنيتر شدن همه فرهنگهاست. بريدگي و انزواي فرهنگي علاوه بر آن که در فرهنگها خفقان و تيرگي به وجود ميآورد و به پژمردگي و پوسيدگي آنها ميانجامد، يک اثر ناگوار ديگر هم دارد و آن دور ماندن انسانها از يکديگر و بيگانهتر شدن آنها با هم است. در پژوهشهاي جامعهشناسي گردشگري، روابط گردشگر و مردم کشور ميزبان در قالب اين الگو که از بيگانگي تا يگانگي به صورت يک پيوست تنظيم شده قابل مطالعه و بررسي است (ديبايي، 1371).
از ديدگاه سازمان جهاني گردشگري، گردشگري بينالمللي با گردشگري داخلي متفاوت است و به محدوده مرزي کشور مربوط ميشود. ولي اين بدان معنا نيست که هر مسافر بينالمللي يک بازديدکننده تلقي شود. مسافر کسي است که براي خارج شدن از محل سکونتش سفر ميکند. براي مثال، کارگري که براي کار از مرز خارج ميشود بازديدکننده محسوب نميشود. گردشگري بينالمللي هميشه در وهله اول از نظر اقتصادي مد نظر قرار ميگيرد؛ زيرا، اين شکل از گردشگري نقش مهمي در بازرگاني و جريان ارزي ملتها بازي ميکند (داس ويل، سال، 1997، ترجمه اعرابي و ايزدي، 1386).
آن چه در حوزه گردشگري حائز اهميت است، اين است که دولتها با آغاز قرن 21 ديگر نميتوانستند از رشد و توسعه گسترده صنعت گردشگري و حجم رقابتي شديد آن و همچنين گسترش بازارهاي بينالمللي گردشگري چشمپوشي کنند. اگر چه رقابت در اين زمينه بسيار متفاوتتر از تمامي صنايعي است که پيش از اين در آن رقابت به وقوع ميپيوست؛ زيرا، کشورها براي صادرات گردشگري، مجبور به جذب گردشگران به داخل کشور خود هستند (کوپر، ابوبکر و ارفورت، 2001؛ کزاک، 2002؛ گلدنر و ريچي، 2006؛ لاوز و همکاران، 2006). در اين صنعت، قيمت و کيفيت محصول و همچنين تصوير بازار هدف نقش کليدي در تشخيص روند و حرکتهاي گردشگران به يک مقصد خاص دارد (کرامپتون29، 1979؛ آندريو، بيگني و کوپر30، 2000؛ کزاک، 2002؛ آندريو، کزاک، آرکي و سيفتر31، 2005).
2-2-2 تاريخچه محدوديت در ادبيات گردشگري
منشاء پژوهشهايي که در خصوص محدوديتهاي گردشگران انجام شدهاند، به دهه 1960 و همچنين خاستگاه پارکها و جنبشهاي تفريحي امريکاي شمالي در قرن 19 برميگردد (گوديل و ويت32، 1989). توجه به موانع و محدوديتها در دهه 60 بيش از آن که آکادميک باشد، عملي بود. توجه به جمعيت معلول فيزيکي و ذهني، و مشاوره فراغت افراد با نيازهاي خاص، محور پژوهشهاي دهه 70 را شکل ميداد. اين پژوهشها بيشتر جنبه درماني داشتند و بر متمرکز بر فعاليتهاي خاص متمرکز بودند (جکسون، 1991؛ سيرل و جکسون33، 1983). هاگرسترند34 براي نخستين بار در سال 1970 واژه محدوديت را ارائه کرد و بدين ترتيب سه نوع محدوديت را از هم متمايز نمود:
محدوديتهاي حاکميتي که با قانون تحميل ميشود. براي مثال ساعت شروع به کار فروشگاهها؛
محدوديتهاي جفتشدگي که از خانه، دوستان و همکاران ناشي ميشود؛ و
محدوديتهاي ظرفيت که موجب دسترسي جزييات سفر و منابع مالي ميشود (هاگرسترند، 1970).
در دهه 80 پژوهشهاي قابل توجهي در مورد عوامل عدم مشارکت و محدوديتهاي مشارکت در تفريح صورت گرفت (جکسون، 1991؛ سيرل و جکسون، 1983) و توجه پژوهشها از تمرکز بر موانع و محدوديتهاي خاص، به سوالاتي کليتر در مورد محدوديتهايي که منجر به عدم مشارکت ميشوند، منعطف گرديد (جکسون و اسکات35، 1999).
تحول ديگري که در اواخر دهه 80 رخ داد، تغيير در واژگان مورد استفاده در پژوهشها بود. موانع به هر فاکتوري اطلاق ميشد که فراواني، شدت و مدت مشارکت يا کيفيت تجربه يا رضايت کسب شده از فعاليتهاي تفرجي را کاهش ميداد (اليس و ريدماچر36، 1986؛ جکسون، 1988؛ آرنولد و شاينيو37، 1998).
مطالعات موانع فراغتي در دهه 90 رشد زيادي يافت. تغيير ديگر بر اساس نظر جکسون (1991) اين بود که واژه تفرج با فراغت جايگزين شد تا پژوهشها حوزههاي وسيعتري را دربرگيرند (بکمن و کرامپتون38، 1990). به هر حال، نکته جالب توجه اين است که دانشمندان علوم اجتماعي و جامعهشناسان در دو يا سه دهه اخير است که پژوهشهاي خود در مورد محدوديتهاي گردشگران را به صورت سيستماتيک و نظاممند و به عنوان زيرشاخهاي مشخص در زمينه محدوديت انجام ميدهند (جکسون39، 2000)؛ به بيان ديگر، تا همين اواخر پژوهشهاي کمي در مورد چارچوب محدوديتهاي اوقات فراغت در گردشگري انجام شده بود. اما از ابتداي قرن 21 همکاريهاي متعددي براي درک محدوديتهاي گردشگري صورت پذيرفته است (هينچ و جکسون40، 2000).
3-2-2 تعريف محدوديت
جکسون تأکيد دارد که همه افراد با محدوديتهاي خاص خود مواجهند و با شدتها و ترکيبهاي متفاوتي از آن روبرو ميشوند و نميتوان کسي را کاملآً فارغ از هر گونه محدوديتي دانست. محدوديتها، موقتي و تحت تأثير تغييراتي است که در مراحل مختلف زندگي فرد رخ ميدهد. ميتوان گفت رابطه هر دسته محدوديت با ويژگيهاي فردي تقريباً ثابت است (هينچ، هايکي و جکسون41 2001). امروزه محدوديتهاي فراغت به عنوان شاخهاي از علوم دانشگاهي شناخته شده است (جکسون، 1991) که به عنوان مکانيزمي براي درک بهتر محدوديتهاي مشارکت در فعاليتهاي فراغتي مورد استفاده قرار ميگيرد (بوچانن و آلن، 1985؛ جکسون و سيرل، 1985). علاوه بر اين، از محدوديتهاي فراغت براي توضيح روندهاي در حال تغيير ترجيحات فراغتي در طي زمان (جکسون، 1991) و براي درک تفاوت انتخابها و تجربههاي فراغتي بخشهاي مختلف جامعه (لي، 2010) نيز استفاده شده است. محدوديتهاي فعاليت فراغتي، چه ادراکشده و چه واقعي، در مشارکت بسيار مؤثرند. شرايط ايدهآل آن است که محدوديتها به کمترين حد ممکن خود برسند تا همه گروههاي اجتماعي از فرصتهاي عادلانهاي برخوردار باشند. به هر حال، بايد توجه داشت که شکاف و فاصله ميان نظريه و عمل، با انجام پژوهشهايي در اين حوزه کاهش يافته و کاهش خواهد يافت (گوديل و ويت، 1989).
مطالعه موانع و محدوديتهاي فراغت به عنوان مکانيزمي براي درک بهتر موانع مشارکت در فعاليتهاي فراغتي در نظر گرفته ميشود (بوچانن و آلن، 1985؛ جکسون و سيرل، 1985؛ سامدال و همکاران، 1997). گوديل و ويت (1989) چنين بيان کردهاند که ارائه خدمات تفرجي، ريشه در تلاش براي غلبه بر شرايط محدودکنندهاي دارد که مشارکت در تفرج براي افراد و گروهها محدود يا غيرممکن ميسازد. توجه به دلايل عدم مشارکت در فعاليتهاي تفرجي و نبود فرصتهاي فراغتي هميشه مسأله مهمي براي پارکها و خدمات تفرجي ـ فراغتي بوده است (جکسون و اسکات، 1999). واژهنامه آکسفورد42 نيز، واژه “محدوديت” را به عنوان حدگذاري و محدود کردن عمل و جنبش توصيف ميکند. در ابتدا، مانع و محدوديت فراغتي به هر فاکتوري اطلاق ميشد که تکرار، شدت، مدت يا کيفيت مشارکت در فعاليت تفرجي را کاهش ميداد (اليس و ريدماچر، 1986؛ ويت و گودويل، 1989). جکسون در سال 1988 تعريف نهايي را ارائه داده است: “محدوديتها مجموعه دلايلي براي عدم اتخاذ رفتاري خاص هستند و شامل محدوديتهايي ميشوند که از مشارکت فرد در فعاليت فراغتي جلوگيري ميکنند”. محدوديتهاي فراغتي مهمترين عواملي هستند که ميتوانند باعث جلوگيري، کاهش يا تعديل مشارکت شوند يا تأثير منفي بر کيفيت تجربه فراغتي داشته باشند (تائه، 2007). محدوديتها، فاکتورهاي غيرمطلوبي هستند که دامنه بسيار گستردهاي از تجربيات ناخوشايند سفر گرفته تا تهديدات جدي براي سلامت و جان مسافران را شامل ميشود (سونمز و گرائف43، 1998).
در مجموع، پژوهشگران همواره در تلاش بودهاند تا محدوديتها را به شيوهاي گستردهتر و صحيحتر تعريف کنند تا تمامي جنبههاي ممکن را در بر گيرد. هندرسون، استالنيکر و تايلور44 (1988) بيان کردهاند که محدوديتها بيش از آن که واقعي باشند، ادراک شده45 هستند (مکگويگان، رابين46، 2004).
جدول 1-2: خلاصهاي از تعاريف محدوديتهاي گردشگري
تعريفنويسندههر فاکتوري که تکرار، شدت، مدت يا کيفيت مشارکت در فعاليت تفرجي را کاهش دهد.(اليس و ريدماچر، 1986؛ گودويل و ويت، 1989).مجموعه دلايلي براي عدم اتخاذ رفتاري خاص هستند و شامل محدوديتهايي ميشوند که از مشارکت فرد در فعاليت فراغتي جلوگيري ميکنند. (جکسون، 1988)محدوديتها، فاکتورهاي غيرمطلوبي هستند که دامنه بسيار گستردهاي از تجربيات ناخوشايند سفر گرفته تا تهديدات جدي براي سلامت و جان مسافران را شامل ميشود.(سونمز و گرائف، 1998)موانع فراغتي مهمترين عواملي هستند که ميتوانند باعث جلوگيري، کاهش يا تعديل مشارکت شوند يا تأثير منفي بر کيفيت تجربه فراغتي داشته باشند.(تائه 2007)منبع: ادبيات پژوهش
بر اساس آن چه که تا کنون گفته شد:
“تمرکز اين پژوهش بر روي آن دسته از عواملي است که ميتوانند تأثير منفي بر تصميم گردشگران بگذارند يا عامل منفي و محدوديت کشور ميزبان عنوان شوند. در اين پژوهش محدوديت به چيزي گفته ميشود که براي انجام عمل فراغتي خاص در ايران، موانعي را ايجاد ميکند، يا باعث عدم رضايت گردشگران ميشود و يا از ميزان رضايت سفر آنان ميکاهد”.
4-2-2 مقايسه محدوديت و مانع
پژوهش در زمينه محدوديت، از بررسي موانع اوليه مشارکتکنندگان در سفر آغاز شده است و اين واژه پس از آن گسترش يافته است. بايد توجه داشت که واژه “محدوديت” مقدم بر واژه “مانع” است؛ زيرا، واژههاي “مانع” و “موانع” نميتواند کل تعريف “محدوديت رفتار گردشگري” را دربرگيرد و به طور کامل اين توصيف را پوشش دهد (جکسون، 1988). علاوه بر اين، واژه موانع، ذهن پژوهشگران را فقط در يک سمت و سو نگه ميدارد و تنها يک نوع از مانع را شامل ميشود که چيزي در ميان “ترجيحات47” و “مشارکت48” است (کروفورد و گودبي49، 1987).
امروزه طيف گستردهتر و پيچيدهتري از موانع شناسايي شدهاند که واژه محدوديتها آن را توضيح ميدهند (جکسون، 1988). اين مفهوم علاوه بر موارد فيزيکي و خارجي، موارد داخلي و اجتماعي (کروفورد و گودبي، 1987؛ کروفورد و هادسون50، 1993) و حوزههاي روانشناختي دروني (ناديرووا و جکسون51، 2002) را هم شامل ميشود. در حال حاضر، نگاه پژوهشگران بيشتر به سمت محدوديتها منعطف است. آنها نگاه خود را از محدوديتهاي بيروني و فيزيکي (مانند امکانات و منابع) به سمت محدوديتهاي داخلي (مانند روانشناختي و اقتصادي) و اجتماعي (مانند وضعيت تأهل، خانواده و روابط ميان فردي) تغيير دادهاند (کروفورد و گودبي، 1987).
در انگيزه سفر گردشگران عواملي چون سن، جنسيت، سطح تحصيلات، نوع اشتغال، درآمد، وضعيت خانوادگي و محل سکونت افراد تأثير دارد. براي مثال، مردان نسبت به زنان سادهتر ميتوانند به سفر بپردازند و با مشکل کمتري روبرو هستند؛ يا افراد جوان قدرت تحمل سفرهاي طولاني و سخت را دارند و پذيراي انديشههاي جديد و روشهاي متفاوت زندگي هستند؛ حال آن که، افراد مسن از سفرهاي سخت دوري گزيده و قدرت انطباق کمتري با محيط جديد دارند. ميزان تحصيلات در علاقهمندي به سفر اثر چنداني ندارد، اما در انتخاب نوع سفر افراد مؤثر است. داشتن فرزند، تعداد و سن فرزندان نيز در ميزان اشتياق خانوادهها به سفر نقش دارد (ديبايي، 1371).
4-2-2 محدوديتهاي درون فردي
محدوديتهاي درون فردي شامل ويژگيهاي شخصيتي و حالتهاي روانشناختي افراد است. برخي از اين محدوديتها عبارتند از: استرس، نگراني، عدم علاقه، نگرش گروههاي مرجع، ادراک از توانايي شخصي، ارزيابي ذهني از مناسب بودن و در دسترس بودن فعاليتهاي فراغتي، و وجود انواع مختلف از فعاليتهاي اوقات فراعت. اين محدوديتها بيشتر بر ترجيحات فرد تأثير ميگذارند. به علاوه، شرايط روحي و فيزيکي افراد از جمله محدوديتهاي درون فردي هستند که ممکن است طي دوره زماني کوتاهي تغيير کند (کورفورد و گودبي، 1987؛ نيانپوان، کاتلين و آندريک52، 2008؛ کيم53، 2009).
5-2-2 تعريف محدوديتهاي ميان فردي
اگر شرکت فرد در فراغت تحت تأثير سايرين باشد، ممکن است فرد با محدوديتهاي ميان فردي مواجه شود (ريمور، گودبي، کروفورد و وون آي54، 1993). بر خلاف محدوديتهاي درون فردي، محدوديتهاي ميان فردي هم بر ترجيحات فرد مؤثرند و هم بر مشارکت وي، و احتمالاً در دورههاي مختلف از چرخه حيات، متغيرند. موانع ميان فردي در اثر نبود افراد ديگر بر مشارکت فرد در فعاليتهايي که نياز به حداقل يک همراه دارد، رخ ميدهند. مشکل به وجود آمده، نتيجه کمبود روابط ميان فردي يا عدم هماهنگي ويژگيهاي افراد با يکديگر است. افراد هنگامي چنين مانعي را حس ميکنند که نميتوانند فرد مناسبي براي همراهي در فعاليت خاص بيابند. مسئوليتهاي خانوادگي و نداشتن همراه مناسب براي فعاليت خاص از موانع ميان فردي محسوب ميشوند (ساماندال و همکاران، 1997).
محدوديتهاي ميان فردي، زماني به وجود ميآيند که براي انجام سفر وجود حداقل يک فرد ديگر ضروري باشد، اما دوست يا عضوي از خانواده افراد، آنها را در سفر همراهي نکند. بر خلاف محدوديتهاي درون فردي، محدوديتهاي ميان فردي در هر دو قسمت ترجيحات و اولويتها، و مشارکت عکسالعمل نشان ميدهد (هادسون و گيلبرت55، 1999).
اين محدوديتها فاکتورهايي هستند که روابط فرد را با اعضاي خانواده، همسر، دوستان، همکاران و همنشيناني که ميتوانند فرد را از نظر مالي يا غيرمالي کمک کنند، تحت تأثير قرار ميدهند. همچنين محدوديتهاي مرتبط با وضعيت تأهل، اندازه خانواده و چرحه حيات آن، در دسته محدوديتهاي ميان فردي قرار ميگيرند (کروفورد، جکسون و گودبي56، 1991).
6-2-2 تعريف محدوديتهاي ساختاري
موانع ساختاري مهمترين و چالشبرانگيزترين دسته عوامل هستند که بيش از ساير محدوديتها مورد مطالعه قرار گرفتهاند (جکسون، 2005). اين گروه ميان ترجيح فرد و مشارکت وي فاصله مياندازند و شامل کمبود زمان، منابع مالي، فرصت، اطلاعات، دسترسي، فصل و شرايط آب و هوايي ميشوند (واکر و ويردن57، 2005). داشتن زمان، موقعيت، اطلاعات و دسترسي، دوره در چرخه حيات، آب و هوا و… از جمله محدوديتهاي ساختاري هستند. اين نوع از محدوديتها در پژوهشهاي پيشين نظر بسياري از پژوهشگران را به خود جلب کرده بودند (هادسون و گيلبرت، 1999).
پژوهشهاي جکسون در سال 2002 نشان ميدهد که محدوديتهاي وابسته به هزينه و زمان بيش از همه موانع رخ ميدهند. محدوديتهاي ساختاري بسته به سن و ميزان درآمد تغيير ميکند؛ براي مثال، فعاليت فراغتي جوانان تحت تأثير هزينه و فرصتهاي موجود است، در حالي که موانع وابسته به زمان و هزينه در سنين بالا کمتر ديده ميشوند. ميانسالان بيشتر با محدوديتهاي مربوط به خانواده و شغل مواجه ميشوند و انزواي جغرافيايي مانع مهمي براي افراد مسن است. ساير محدوديتهاي ساختاري مهم عبارتند از: فصل، آب و هوا، مرحله چرخه حيات خانواده، منابع مالي خانواده، زمانبندي ساعات کاري، داشتن فرصت استفاده و آگاهي از اين فرصت و عقيده گروه مرجع در مورد مناسب بودن فعاليتي خاص (کروفورد و گودبي، 1987)، مشکلات حمل و نقل، فاصله جغرافيايي و شلوغي زياد (جکسون، 2005؛ واکر و ويردن، 2005؛ لي، 2010). فرزندان مدرسهاي روي زمان سفر رفتن خانوادهها تأثير ميگذارند. لذا زمانبندي و طول تعطيلات مدارس، خود يک عامل محدودکننده است (مکدونالد و مارفي58، 2010).
7-2-2 رفتار گردشگري و محدوديتهاي سفر
بسياري از پژوهشهاي انجام شده در مورد عدم تمايل به سفر، به گونهاي ادامه و يا پيگيريهاي همان پژوهشهايي هستند که در مورد محدوديتهاي گردشگران انجام شدهاند. کار59 (2002) نشان داده است که “گردشگري لذتطلبي60” و “رفتار گردشگري61” دو مقوله بسيار نزديک به هم هستند و امکان بررسي جداگانه آنها در پژوهشهاي مختلف غيرممکن است. تئوريها و مفاهيمي که در حوزه گردشگري گسترش يافتهاند، چه در گذشته و چه در زمان حال، براي بهتر درک کردن رفتار گردشگران استفاده ميشوند و بالعکس (کار، 2002).
برخي از پژوهشگران به تأثير محدوديتها در فرآيند تصميمگيري اشاره ميکنند که ممکن است آن را تحت تأثير قرار دهد. اين پژوهشگران “انگيزه62” را به عنوان يکي از عواملي معرفي ميکنند که در انتخاب مقصد نقش دارد. عوامل ديگري مانند “محدوديتهاي ادراک شده” و “محدوديتهاي وضعي گردشگران” بايد مورد توجه بازاريابان مقصد گردشگري قرار گيرد (اويسال، 1996؛ اُه و همکاران، 1995؛ پيو و همکاران، 1989).
يکي از ويژگيهاي اصلي فعاليتهاي فراغتي، آزادي انتخاب فرد است. اما بايد توجه داشت که اين آزادي انتخاب، چه در گردشگري و



قیمت: تومان


پاسخ دهید