علوم زيستي ورزشي _ پاييز 1389 شمارة 6 – ص ص : 85- 71 تاريخ دريافت : 27 / 01 / 89 تاريخ تصويب : 25 / 07 / 89

تأثير مصرف كوتاه مدت مكمل كراتين مونوهيدرات و اسيد فوليك بر سطوح هوموسيستئين افراد فعال به دنبال يك جلسه فعاليت وامانده ساز

سعيد تابش – ضياء فلاح محمدي
مربي دانشگاه مازندران، دانشيار دانشگاه مازندران

چكيده
هدف از انجام اين پژوهش، بررسي تأثير مكملگيري كوتاه مدت كراتين مونوهيدرات و اسيد فوليك بر سطوح هوموسيستئين افراد فعال به دنبال يك جلسه تمرين وامانده ساز بود. به اين منظور 18 تن از اعضاي حاضر در اردوي آمادهسازي تيم فوتبال دانشگاه مازندران (با ميانگين سني 02/2±11/22 سال؛ VO2max31/2±51/56 ميليليتر كيلوگرم، و هوموسيستئين 59/0±45/13ميكرومول در ليتر )، انتخاب و به طور تصادفي به دو گروه تجربي كراتين مونوهيدرات (6 نفر) و اسيدفوليك(6 نفر) و يك گروه دارونما(6 نفر) تقسيم شدند. از آزمودنيها در وضعيت حداقل 12 ساعت ناشتايي خونگيري به عمل آمد. پس از خونگيري آزمودنيها تا مرز واماندگي برروي نوارگردان دويدند و بلافاصله بعد از آن دوباره خونگيري انجام شد. گروه تجربي2 به مدت 9 روز، 800 ميكروگرم مكمل اسيدفوليك و در 5 روز بعدي علاوه بر مصرف همين مقدار اسيد فوليك 3/0 گرم به ازاي هر كيلوگرم از وزن بدن، دارونماي شبه كراتين مونوهيدرات دريافت كرد. گروه تجربي 1 به مدت 9 روز دارونماي شبه اسيدفوليك و براي 5 روز بعد علاوه بر دارونماي شبه اسيد فوليك، به مقدار 3/0 گرم به ازاي هر كيلوگرم از وزن بدن، مكمل كراتين مونوهيدرات نيز دريافت كرد. بعد از اتمام دورة مكملگيري، آزمودنيها با حفظ توالي حاكم بر پيش آزمون بار ديگر ارزيابي شدند. براي بررسي معناداري سطوح هوموسيستئين و تفاوت بين گروه ها، از آناليز واريانس يكطرفه و آزمون تعقيبي LSD استفاده شد. سطح معناداري(05/0p<) در نظر گرفته شد. نتايج نشان داد كه بعد از دورة مصرف مكمل، سطوح هوموسيستئين گروه كراتين مونوهيدرات به طور معنيداري كاهش يافت، اما در سطوح هوموسيستئين بين گروهها تفاوت معنيداري مشاهده نشد. سطوح هوموسيستئين بلافاصله بعد از ورزش در گروه كراتين نسبت به پيشآزمون به طور معنيداري پايينتر بود. تفاوت گروههاي كراتين با اسيدفوليك و كراتين با دارونما نيز معنيدار بود (به ترتيب 001/0 p=و 002/0p=). اما بين گروههاي اسيدفوليك و دارونما تفاوت معنيداري نبود(714/0p=). در مجموع يافتهها نشان داد كه مصرف مكمل كوتاه مدت كراتين مونوهيدرات تأثير معنيداري بر سطوح هوموسيستئين بعد از ورزش واماندهساز دارد، اما مصرف كوتاه مدت مكمل اسيدفوليك تأثيري بر سطوح پايه و بلافاصله بعد از تمرين واماندهساز در سطوح هوموسيستئين ندارد.

واژههاي كليدي
م صرف كوتاه مدت مكمل كراتين مونوهيدرات، مصرف كوتاه مدت مكمل اسيدفوليك، هوموسيستئين، ورزش واماندهساز.
مقدمه
امروزه يكي از شايعترين بيماري ها در سطح جهان، بيماري قلبي- عر وقي(CVD) است . سالانه مرگ و مير بسياري در اثر بيماري رخ ميدهد. علل و عوامل زيادي در بروز CVD نقش دارند كه از آن جمله مـي تـوان بـهعوامل سنتي يا شناخته شدهاي چون فشار خون بالا،كلسترول بالا و ديابت اشاره كرد. اما در سالهاي اخير عوامل خطرزاي مست قلي شناخته شدهاند كه هوموسيستئين (HCY)، يكي از آنهاست. افزايش سطوح هوموسيسـتئي ن هايپرهوموسيستئينمي ناميده مي شود كه تأثير نامطلوبي بر سيستم قلبي-عروقـي دارد. ايـن تـأثيرات در قالـباكسيداسيون ليپوپروتئين كم چگالي(LDL)، تكثير سلولهاي ع ضلاني صاف ، افزايش چس بيدگي پلاكـتهـا ، و سمي شدن سلولهاي آندوتليال نمايان مي شود(14). گزارش شده است كه 5 ميكرومول افـزايش سـطوحHcy نسبت به سطوح طبيعي خطر مرگ و مير را در زنان 80 درصد و در مـردان 60 درصـد افـزايش مـي دهـد (7).
سطوح نرمال گزارش شده براي هوموسيستئين، 10 ميكرومول در ليتر است. درمطالعهاي بيان شد كه 25 درصـدكاهش درغلظت هاي معمول هوموسيستئين خون يعني 3 ميكرومول در ليتر خطرCVD را 11 درصـد كـاهشمي دهد، به عبارت ديگر، كاهش سطوحHcy ، عملكرد اندوتليال را در افراد مبتلا به بيماري سرخرگ كرونـريبهبود مي بخشد (12).
تأثيرات سودمند ورزش و فعاليت بدني در پيشگيري اوليه و ثانوية بيماري قلبي – عروقي بـه خـوبي مشـهود است. به طوري كه نشان داده شده است در بين اين بيماران ، آنهايي كه به ورزش منظم مي پردازند، كمتـر دچـارمـرگ و ميـر مـي شـوند(17). در مطالعـات گونـاگوني تـأثير بـالقوة ورزش و فعاليـت بـدني در تعـديل سـطوح هوموسيستئين پلاسما بررسي شده است پرداختهاند(4، 8، 28). برخي از تحقيقات پس از بررسي اثر يـك جلسـهتمرين ورزشي حاد روي سطوح هوموسيستئين افراد فعال، نشان داده اند كه تمرينات ورزشي ، تاٌثير معني داري بركـاهش سـطوح Hcy دارنـد (9، 26) و برخـي پژوهشـگران بـي تـأثير بـودن آن را بـر سـطوح Hcy گـزارش كرده اند(20 ،29). در مقابـل گروهـي افـزايش معنـي دار سـطوح ه وموسيسـتئين را در مطالعـات خـود مـنعكس كرده اند(14، 17 ، 24). در نتيجه ماهيت ارتباط بين هوموسيستئين و فعاليت بدني بدون پاسخ مانده است.
گومه و همكاران (2005) تأثير يك جلسه تمرين وامانده ساز را بر سطوح هوموسيستئين افراد فعال بررسـيكردند. آنها نشا ن دادند كه سطوح هوموسيستئين خون به دنبال تمرين واماندهسـاز بـهطـور معنـيداري كـاهشيافت، اما پس از 15 دقيقه به مقادير پاية خود بازگشـت(11). گلسـك و همكـاران(2007)، تـأثير يـك جلسـهتمرين ورزشي زير بيشينة هوازي را بر سطوح هوموسيستئين خون 22 دانشـجوي غيـر فعـال سـالم(13 زن و 9 مرد) بررسي كردند. در اين مطالعه ابتدا از آنها بعد از حداقل 12 ساعت ناشتايي خـونگيري اوليـه بـه عمـل آمـد.
سپس آزمودنيها پروتكل ورزشي(30 دقيقه دويدن با 70 تا 80% ضربان قلب بيشينه برروي نوار گردان) را اجراكردند و بلافاصله بعد از آن خونگيري ثانويه صورت گرفت . در مقايسه با سطوح پايه افزايش معناداري در غلظـتهوموسيستئين خون آنها مشاهده شـد(14). زينـولا و همكـاران(2007) تـأثير يـك نوبـت فعاليـت بـدني حـاد درجه بنديشده را روي هوموسيستئين 16 آزمودني جوان (6 نفر كمتحرك و 10 ورزشـكار) بررسـي كردنـد. بـراساس يافته ها پرو تكل اجرا شده موجب كاهش سطوح شكل احيا شدة هوموسيستئين در پلاسـما شـد. همچنـينورزشكاران در مقايسه با آزمودني هاي كمتحـرك داراي سـطح كمتـري از ايـن شـاخص بودنـد(34). سـوتگيا و همكاران(2007) براي روشن كردن ارتباط بين فعاليت بدني و هوموسيستئين با كراتين، 16 آزمودني جـوان 21 تا 37 ساله را قبل و پس از اجراي آزمون فشار روي دوچرخة كارسنج به مدت 4 ماه كه هـر 30 روز تكـرار شـد، مورد مطالعه قرار دادند. بر اساس نتايج فعاليت بدني متوسط موجب كاهش شكل احيا شدة هوموسيسـتئين شـد، اما هوموسيستئين تام تغيير نكرد، درحالي كه كراتين افزايش يافت(30).
مكمل خوراكي كراتين به طور شايع توسط ورزشكاران براي بهبود عملكـرد مصـرف مـيشـود (2، 3). سـنتزكراتين و تشكيل هوموسيستئين از نظر متابوليك به هم مـرتبط انـد . هوموسيسـتئين در يـك چرخـة متابوليـكچندمرحلهاي از متيونين مشتق مي شود. متيونين ميتواند در داخل سلول به اس -آدنوزيلمتيونين تبـديل شـودكه به عنوان دهندة گروه متيل در بسياري از واكنشهاي ترانسمتيلاسيون عمل ميكند. اس-آدنوزيـل متيـونيندر حضور گوانيدينواستات به اس-آدنوزيل- هوموسيستئين تبديل ميشود كه تركيب اخير در حضور آنـزيم اس-آدنوزيل-هوموسيستئين هيدرولاز به آساني به هوموسيستئين و آدنوزين هيدروليز ميشـود (29). ه وموسيسـتئينتوليدشده در چرخة متيونين (چرخة توليد كراتين در كبد)، از دو مسير متابوليكي كاهش مي يابد. اين مسـيرهـاعبارتند از ريمتيلاسيون و ترانسسولفوراسيون در مسير ريمتيلاسيون، ه وموسيستئين توليدشده به متيـونينتبديل شده و دوباره وارد چرخه ميشود. اين تبديل تحت تأثير دو آنزيم متيـونين سـنتاز، متيـل هيـدروفـولات -ريداكتاز، اتفاق ميافتد. كورزان (2004) در تحقيقي نشان داد كه مصرف 4 هفته مكمل كراتين مونوهيدرات درافراد غير فعال به كاهش معنادار در غلظتHcy خون گروه تجربي نسبت بـه گـروه كنتـرل مـي انجامـد(25).
همچنين استيد و همكاران(2001) تأثير مصرف 2 هفته مكملگيري كراتين مونوهيـدرات و گوانيدينواسـتات رابر سطوح هوموسيستئين موشهاي نر اسپراگو- داولي بررسي كردنـد. سـطوح هوموسيسـتئين مـوشهـايي كـهگوانيدينواستات مصرف كرده بودند، 50 درصد افزايش معني دار از خود نشان داد، ايـن در حـالي بـود كـه گـروهمصرف كنندة مكمل كراتين مونوهيدرات 25 درصد كاهش در سطوح هوموسيستئين از خود نشان دادنـد(31). از طرف ديگر ، استينگ (2001)، در مطالعهاي ت أثير مصرف 8 هفته مكمـلگيـري كـراتين مونوهيـدرات و تمـرين مق اومتي را در زن ان س الم 19 ت ا 38 س اله، بررس ي ك رد. آزم ودنيه ا در قال ب 3 گ روه مص رف ك راتين مونوهيدرات(A)، مصرف كراتين مونوهيدرات به همراه تمرين مقاومتي(B) و تمرين مقاومتي محض(C) در ايـنپژوهش شركت كردند. سـطوح هوموسيسـتئين در گـروهA انـدكي كـاهش يافـت كـه معنـيدار نبـود . سـطوحهوموسيستئين دو گروه ديگر نسبت به گروهA كاهش بيشـتري داشـت، امـا بـاز هـم معنـيدار نبـود (32). درمجموع، به نظر مي رسد كراتين حلقة واسط بين هوموسيستئين و ورزش است.
برخي ويتامينهاي گروهB نيز در تعيين سطوح هوموسيستئين تام مؤثرند، به طـوري كـه ايـن ويتـامينهـا به عنوان كوآنزيمهاي مسيرهاي متابوليكي ريمتيلاسـيون و تـرانسس ولفوراسـيون بـه منظـور بازيافـت وتبـديلهوموسيستئين توليدشده در چرخة متيونين به متيونين و سيستئين، نقش حياتي دارند. كمبود اين ويتـامينهـا
موجب اختلال در عملكرد اين مسيرهاي متابوليكي مي شود و در نتيجه ه وموسيستئين مازاد به خـون مـي رود ومشكلات بعدي را در پي خواهد داشت(21). گزارش شده كه سطوح بالاي رژيمي يا مصرف مكمل ويتـامينهـايB موجب كاهش معنادار سطوح هوموسيستئين مي شود (16،4، 25). در اين بين اسيدفوليك نقش برجسته تـري دارد (19). آراكي و همكار ان(2006) نشان دادند مصـرف 2 هفتـه مكمـلگيـري اسـيد فوليـك بـه م قـدار800 ميكروگرم در روز تأثير معناداري بر كاهش سطوح هوموسيستئين مردان جوان سـالم ژاپنـي دارد(4). همچنـين اينگبورگ و همكاران( 1999) دريافتند كه م صرف مكمل اسيد فوليك بـه مـدت 4 هفتـه در مقـادير 250 يـا500 ميكروگرم در روز سطوح هوموسيستئين تام زنان سالم 40-18 ساله را به طور معناداري كاهش مي دهد (20).
با توجه به نتايج ضد و نقيض تأثير ورزش و فعاليت بدني بر سطوح هوموسيستئين، همچنـين سـازوكار هـايتأثيرگذار كراتين م ونوهيدرات و اسيد فوليك بـر هوموس يسـتئين، و اينكـه تـاكنون تحقيقـي در زمينـة بررسـي تأثير تو أمان اين سه عامل در افراد فعال يافت نشده است، ازاين رو هدف از ايـن تحقيـق بررسـي تـأثير مصـرفكوتاه مدت مكمل كراتين م ونوهيدرات و اسيدفوليك بر سطوح هوموسيستئين مردان جوان فعـال بـه دنبـال يـكجلسه تمرين وامانده ساز است.

روش تحقيق
جامعه و نمونة آماري
18 نفر از دانشجويان عضو تيم فوتبال دانشگاه مازندران كه براي شركت در المپياد ورزشي دانشجويان پسـرسراسر كشور(يزد- تابستان 87) در اردوي آمادهسازي به سر ميبردند، پس از تشريح اهداف و مراحل پـژوهش وپس از اخذ رضايت نامه، به صورت در دسترس در تحقيق شركت كردند. آزمودني ها از يك هفته قبـل از اجـرايآزمون تا پايان دوره، تغذيه و فعاليت بدني يكساني داشتند، و بر اساس دادههاي موجود در پرسشـنامة سـلامتي،در سلامت كامل جسماني به سر مي بردند و از آنها خواسته شد30 روز قبل از آزمـون از مصـرف هرگونـه مكمـلخودداري ك نند. از ورزشكاران خواسته شد تنها از برنامة غذايي يكسان و مشابه اردوي شبانه روزي تبعيت كنند ودر طول دورة مطالعه برنامة غذايي خود را تغيير ندهند. آزمودني ها مجاز به استفاده از ويتامين ها يا مواد مغـذيغني شده با ويتامين هاي B12، B6، يا فولات نبودند. آنها به طور تصـادفي بـه دو گـروه تجربـي اسـيد فوليـك،كراتين مونوهيدرات و يك گروه كنترل دارونما تقسيم شدند(جدول 1).

جدول 1_ ويژگي هاي آزمودنيها به تفكيك سه گروه
حداكثر اكسيژن
ويژگي سن (سال) سابقه ورزشي قد وزن مصرفي درصد چربي گروه (سال) ( سانتي متر) (كيلوگرم) (ميلي ليتر كيلوگرم در بدن
دقيقه)
-11456-739320

اسيدفوليك 37/2±33/22 81/0±66/6 79/3± 174 93/6±56/70 72/2±74/55 46/3±84/10 كراتين 63/1±66/22 04/1±50/6 01/5±5/175 28/5±08/73 03/2±87/56 51/2±87/11 دارونما 63/1±33/21 21/1±33/6 22/5±17/174 04/3±31/67 39/2±93/56 15/4±92/9 مراحل اجراي آزمون
يك هفته قبل از شروع آزمون اصلي، به منظور آشنايي با نحوة كار و اجرا روي دسـتگاه، آزمـودني هـا طـيجلسهاي گرد هم آمدند. پس از برآورد مقادير قد و وزن(با استفاده از ترازو و قد سـنج سـكا سـاخت آلمـان مـدل7071314004)، درصد چربي بدن با استفاده از روش اندازه گيري ضخامت لايه هاي پوستي نقاط سينه، شـكم وران، توسط كاليپر ميكش(ساخت فنلاند نوع اليكن)، و فرمول سه نقطه اي جكسون-پولاك برآورد شد(1):
Σ3M) + 0/0000016(Σ3M)2 – 0/0002574(X) ) 0008267/0 – 1093800/1 = دانسيته بدن مجموع چربي زير پوستي در سه نقطه =(Σ3M) سن آزمودنيX =
سپس خونگيري پايه(از وريد بازويي) در وضعيت حداقل 12 ساعت ناشتايي صورت گرفت. پـس از 10 دقيقه حركات كششي و نرمشي، آزمودنيها تـا مـرز وامانـدگي(آزمـون بـروس) روي نـوارگردان HP Cosmos pulsar treadmill LT) ساخت آلمان) دويدند. حداكثر اكسيژن مصرفي بر اساس زمان اجراي هـر آزمـودنيدر آزمون بيشينة بروس به دست آمد . اين آزمون داراي مراحل 3 دقيقه اي است كه از شيب 10 درصد در مرحلهاول آ غاز شده و در هر مرحله 2 درصد به شيب آن افزوده ميشود. سرعت نيز در مرحلـة اول 74/2 كيلـومتر بـرساعت است و به طور فزاينده در مراحل بعدي زياد مي شود. حداكثر اكسيژن مصرفي براي هر آزمودني با استفادهاز فرمول زير محاسبه شد(1):
VO2max (ml/kg/min) = 14/76 – (1/379 × T) + (0/451 × T²) – (0/012 × T³) T=زمان بدست آمده
بلافاصله پس از اتمام آزمون، بار ديگر از آزمودني ها خونگيري به عمل آمد. پس از انجام مرحل ة پيش آزمـون،آزمودنيهاي گروه هاي تجربي به مدت دو هفته به مكملگيري پرداختند . در طول اين دوره آزمودني هاي تحقيقدر تمرينات عادي و منظم فوتبال كه توسط مربيان تيم برنامه ريزي شـده و شـامل عناصـر هـوازي، بـي هـوازي،مقاومتي، سرعت، تكنيك و تاكتيك بود، شركت كردند. اين تمرينات در مرحلة پيش فصل بـه منظـور حضـور درمسابقات نهايي دانشـگاه هـاي كشـور، روزي دو بـار و 6 روز در هفتـه اجـرا مـي شـدند . برنامـة تمرينـي در هـرميكروسيكل (هفت روز) به گونهاي بود كه فشار تمرينات با افزايش حجم (تعداد تكرارها) و شدت (كـاهش زمـاناستراحت بين تكرارها) به تدريج در روز چهارم به اوج خود ميرسيد. سپس تمرينـات سـير نزولـي را بـه منظـور آمادگي كامل براي مسابقة تداركاتي در روز هفتم طي ميكرد. شدت تمرينـات در همـة جلسـات تمرينـي بـرايكلية بازيكنان يكسان بود و همه بازيكنان با پست هاي مختلف به جز دروازهبان، به طور مشترك تمرين مي كردند.
تمرينات هوازي به صورت تداومي با دامنة ضربان قلب 160 تا 170 ضربه در دقيقـه بـه مـدت 15 تـا 20 دقيقـهانجام ميشد. تمرينات سرعتي در روز دوم به صورت مسافتهاي كوتاه (10تا20 متر × 10 تا 12 تكـرار)، در روزسوم به صورت مسافت هاي بلند (50 تا 80 متر × 6 تا 8 تكرار ) با هدف حفظ سرعت در استقامت، در روز چهارمبه صورت مسافتهاي كوتاه و بلند و در روز پنجم به صورت مسافتهاي كوتاه برگزار ميشد. طول مدت جلسـاتتمرين 90 دقيقه بود. بعد از اتمام دورة مصرف مكمل، با حفـظ تـوالي زمـاني پـيش آزمـون از آنهـا در وضـعيتحداقل 12 ساعت ناشتايي ( قبل و بلافاصله پس از اجراي پروتكل ورزشي بروس) خونگيري به عمل آمد. مصرف مكمل توسط آزمودنيها
گروه تجربي 1 به مدت9 روز دارونماي شبه اسـيدفوليك (پـودر نشاسـته) و در 5 روز بعـدي عـلاوه بـردارونماي شبه اسيد فوليك، به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن(16)، 3/0 گرم مكمل كراتين مونوهيدرات نيز دريافـت كرد. گروه تجربي 2 به مدت 9 روز مكمل اسيد فوليك روزانه به مقدار 800 ميكروگرم و در 5 روز بعدي علاوه بـرمصرف همين مقدار اسيد فوليك(10)، به مقدار كراتين مونوهيدرات دريافتي توسـط گـروه تجربـي1، دارونمـايشبه كراتين مونوهيدرات (پودر گلوكز ) دريافت كرد . در اين بين گروه كنترل همگام با دو گروه ديگـر، دارونمـايشبه كراتين مونوهيدرات و شبه اسيدفوليك را در قالبهاي مشـابه دريافـت كـرد. نحـوة دريافـت مكمـلكـراتينمونوهيدرات و دارونما به گونهاي بود كه در هر وعده مقدار مورد نظر به صورت محلول 250 ميلـيليتـري توسـطفردي خارج از آزمون(دوسوكور) در اختيار آزمودنيها قرار ميگرفت. مقدار روزانة كـراتين م ونوهيـدر ات در قالـبچهار وعده (بعد از صبحانه، بعد از ناهار و قبل و بعد از تمرين) به آزمـودني هـا داده مـيشـد . قـرص هـاي اسـيدفوليك و دارونما نيز 1 ساعت قبل از خواب توسط همان شخص بين افراد توزيع ميشد.
اندازهگيري هاي آزمايشگاهي
نمونههاي خوني گرفته شده در لولههاي ضد انعقاد(EDTA) ريخته شده و سپس با سـرعت 1500 دوردر دقيقه سانتريفيوژ شدند. نمونهها تا زمان آناليز نهايي در دماي 20- درجه سانتي گـراد قـرار گرفتنـد. سـطوحهوموسيســتئين پلاســما در ايــن پــژوهش بــا اســتفاده از كيــت آزمايشــگاهيRoche MODULAR ANALYTICS ، ساخت كشور انگلستان با درصد CV 2-3/4 و به روش آنزيماتيك اندازهگيري شد. سطوح فولات سرمي و 12B- نيز از طريق روش راديوايمونواسي برآورد شدند(9). غلظت هوموسيستئين به دست آمده براساس ميكرومول در ليتر(µmol/l) نمايش داده مـيشـود . در روش راديـو ايمونواسـي سـطوح فـولات و 12B- همزمان در يك لوله اندازهگيري مي شود. غلظتهاي فولات و 12B- بـه ترتيـب بـر حسـب نـانومول بـر ليتـر وپيكومول بر ليتر نمايش داده ميشود(13).
روش آماري
توزيع داده ها از توزيع طبيعي براي تجزيه و تحليل دادههاي هوموسيستئين در اين پـژوهش ازANOVA يكطرفه و آزمون تعقيبيLSD در سطح معني داري05/0p< استفاده شد. براي انجام ايـن آزمـونهـا نـرم افـزارSPSS نسخة 16 مورد استفاده قرار گرفت.

نتايج و يافته هاي تحقيق
يافته هاي اين تحقيق بين سطوح هوموسيستئين سـه گـروه در مرحلـة 3 خـونگيري ( مرحلـة پايـة پـس از مكمل گيري) تفاوت معني داري وجود ندارد (369/0p=). مقايسه دو به دو سطوح هوموسيستئين گروههـا در ايـنمرحله با استفاده از آزمون تعقيبيLSD به ترتيب بـين گـروه هـاي كـراتين و اسـيدفوليك، كـراتين و دارونمـا،اسيدفوليك و دارونما، 166/0 p=0/419 ، p=0/542 ،p= نشان دهنده عدم معني داري اختلاف بود.
جدول 2 تفاوت هاي بين گروهي سطوح هوموسيستئين سه گروه را در مرحلة 4 خونگيري ( مرحلـة بلافاصـلهپس از فعاليت حاد وامانده ساز پس از دورة مكمل گيري) نشان مي دهد. مقايسه دو به دو سطوح هوموسيسـتئينگروهها در اين مرحله با استفاده از آزمونLSD نشان مي دهد كه اختلاف گـروههـاي كـراتين مونوهيـدرات بـااسيدفوليك و كراتين مونوهيدرات با دارونما در اين مرحله معنيدار است(به ترتيب 001/0 p=و 002/ 0p=)، اما اين تفاوت بين گروههاي اسيدفوليك و دارونما معنيدار نيست(714/0p=).

جدول2_ مقايسة دو به دو سطوح هوموسيستئين سه گروه در مرحلة چهارم خونگيري با استفاده از آزمون LSD
سطح معني داري خطاي استاندارد اختلاف ميانگين
(I-J) گروه ها
J I
*0/001 0/31634 -1/30333 اسيدفوليك كراتين مونوهيدرات
دارونما
*0/002 0/31634 -1/18500 0/714 0/31634 0/11833 اسيدفوليك دارونما
٭ تفاوت معنيدار در سطح 05/0P<
بحث و نتيجه گيري
بر اساس نتايج تحقيق ، سطوح ه وموسيستئين خون آزمودنيها بلافاصله پس از تمرين واماندهساز با كـاهشمعنيداري مواجه شد. اين نتيجه با نتايج تحقيق گومه و همكـاران(13)همخـواني و بـا نتـايج گلسـك، هرمـان وكونيگ (14، 17، 24) مغايرت دارد . اين نتيجه احتمالاً به علت شدت آزمون بوده كه موجـب افـت مقـدار اسـيدآمينة ضروري متيونين در خون مي شود و براي تأمين آن ، مسـير ريمتيلاسـيون هوموسيسـتئين را بـه متيـونينتبـديل مـيكنـد، در نتيجـه هوموسيسـتئين كـاهش مـييابـد(22). دلايـل احتمـالي ذكـر شـده در تحقيقـات هرمـان(2003)، كونينـگ (2003) و گلسـك (2007)، تـأثير فعاليـت بـدني زيـر بيشـينه بـر كـاهش سـطوح ويتامينهايB و در نتيجه اختلال در عملكرد مسيرهاي متابوليكي ريمتيلاسيون و ترانسسولفوراسيون است كهموجب افزايش سطوح هوموسيستئين ميشود.
مصرف كوتاه مدت مكمل كراتين مونوهيدرات به افزايش معنيدار كراتينين پلاسما و كاهش معنيدار سطوحهوموسيستئين پاية اين گروه انجاميد كه در دو گروه ديگر حاصل نشد. اين امر احتمالاً به علت افزايش دسترسيبه كراتين به صورت برون زاد بوده كه موجب كاهش سنتز دروني كراتين و به تبع آن كاهش توليد هوموسيستئين شده است. اين نتيجه با نتايج كورزان و استيد (25، 31) همخـوان و بـا نتـايج اسـتينگ(32) نـاهمخوان اسـت.
تنــاقض پــژوهش اخيــر بــا پــژوهش حاضــر احتمــالاً بــه دليــل بــالا بــودن مقــدار متيــونين رژيمــي آزمودنيهاي استينگ بوده كه اثر كراتين را خنثي كرده است. دليل احتمالي ديگر ممكـن اسـت ايـن باشـد كـه آزمودنيهاي استينگ ، افراد سالم جوان بودند كه برنامة 8 هفتهاي مقـاومتي را انجـام دادنـد كـه در مقايسـه بـاآزمودنيهاي پژوهش حاضر كه افراد فعال بودند، فعاليتشان كمتر مستلزم توليد كـراتين بـوده و هوموسيسـتئينآنها كمتر تحت تاثير سنتز كراتين بوده است. دليل احتمالي ديگري كه براي آن ميتوان ذكر كرد، اين است كـهسطوح هوموسيستئين در آزمودنيهاي پژوهش حاضر نسبت به آزمودنيهاي اسـتينگ بـالاتر بـوده و از مداخلـة اعمال شده تأثير كمتري پذيرفتهاند. شايان ذكر است كه در پژوهش حاضر تفاوت بـين سـطوح هوموسيسـتئينپاية 3 گروه پس از مصرف مكمل معني دار نبود، كه با نتايج استينگ(2001) همخوان و با نتايج استيد(2001) و كورزان(2004) ناهمخوان است. كوتاه بودن دورة مصرف مكمل در پژوهش حاضر ممكن است از دلايل تاثيرگذار بر عدم معني داري اختلاف باشد. فعال بودن آزمودنيهاي پژوهش حاضر نيز شايد بر نتيجة حاص له تـأثير داشـته، به طوري كه مقدار مصرفي و بازة زماني مصرف مكمل براي سركوب چرخة متيونين و عدم توليد هوموسيسـتئين،كافي نبوده باشد. دلايل احتمالي ديگري كه ميتوان براي آن ذكر كرد، كوچك بودن نمونه آماري، عـدم كنتـرلدقيق عوامل مداخلهگر يا عدم تعهد كامل آزمودنيها به موارد توصيه شده توسط محقق است.
در سطوح هوموسيستئين گروه كراتين مونوهيدرات پس از اجـراي پروتكـل ورزشـي در مرحلـة پـس آزمـوننسبت به پيش آزمون كاهش معنيداري اتفاق افتاد. سطوح ه وموسيستئين در اين گروه به طور معني داري نسـبتبه دو گروه ديگر كمتر بود. اين نتيج ه با نتيجة گومه (2005)ناهمخوان است . گومه پايداري حادث شـده پـس ازورزش وامانده ساز را در دقايق 2 و 15 بررسي كرد كه سطوح هوموسيستئين در دقيقة 15 به سـطوح پايـة خـودبازگشت. سركوب چرخ ة متيونين در اين بازة زمـاني بـه واسـطة تـأمين كـراتين بـه صـورت بـرون زاد از دلايـل احتمالي است كه مي توان براي نتيجة به دست آمده قائل شد.
مصرف كوتاه مدت مكمل اسيدفوليك برسطوح پاية ه وموسيستئين آزمودني هاي اين گروه تـأثير معنـيداري نداشت. سطوح فولات و 12- Bسرمي اين افراد افزايش غير معنيدار ي يافت. اين نتيجه با نتايج تحقيقات آراكي، برنارد و اينگبورگ همخواني ندارد (4، 5، 20). اين امر احتمالاً به علت كافي نبودن مقدار مصرفي اسيدفوليك در تحقيق حاضر بود، چرا كه آراكي اين مقدار مصرفي را بر روي افراد جـوان غيرفعـال بررسـي كـرده اسـت(4). بـهعبارتي با افزايش سطح فعاليت بدني در آزمودني هاي فعال ايـن پـژوهش، نيازمنـدي هـاي فـولات بـراي تـرميم بافتهاي آسيب ديده و سوخت و ساز آمينواسيدها افزايش يافت و بايد دوز بيشتري در نظر گرفته ميشد.
بر اساس نتايج اين مطالعه كه مصرف كوتاهمدت مكمل كـراتين م ونوهيـدرات ممكـن اسـت موجـب كـاهشسطوح ه وموسيستئين پاي ة خون شود . كاهش حادث شده به دنبال يك جلسه تمرين واماندهساز نيز ممكن است تحت تأثير مكمل كراتين مونوهيدرات قرار گيرد. همچنين مكمـل اسـيدفوليك برسـطوح پايـة فـولات، 12- B، هوموسيستئين پايه و بلافاصله بعد از ورزش واماندهساز، تأثير معني داري ندا شته است . بنابراين پيشنهاد مي شـود در تحقيقات بعدي روي افراد فعال، از مقدار مصرفي بيشتري استفاده كنند.

منابع و مĤخذ
پولاك و ويلمور(1379) “فيزيولوژي ورزشي باليني”. ترجمة فرزاد ناظم و ضياء فلاح محمـدي. انتشـاراتدانشگاه بوعلي سينا همدان.
فلاح محمدي ، ضياء؛ دبيدي روشن، ولي اﷲ ؛ سلطاني، ح امد. (1386). “تـأثير مكمـل كـراتين بـر پاسـخلاكتات خون پس از فعاليت تناوبي تكواندوكاران تمرين كرده”. المپيك سال پانزدهم شماره 3 (39).
فلاح محمدي ، ضياء ؛ دبيدي روشن، ولي اﷲ ؛ هاشم ورزي، سيد عبـداﷲ؛ سـفيري، حميـد (1387). “اثـرتعاملي مصرف مكمل كراتين همراه با بي كربنات سديم بر پاسخ لاكتات خـون و تـوان بـي هـوازي تكوانـدوكارانجوان”. پژوهش در علوم ورزشي شماره 21 صص 13-28.
.4Araki R, Maruyama C, Igarashi S, Yoshida M, Maruyama T, Satoh T, Yoshida M, Umegaki K. (2006). “Effects of short-term folic acid and/or riboflavin supplementation on serum folate and plasma total homocysteine concentrations in young Japanese male subjects”. Eur J0 Clin Nutr. 60 (5):PP:573-9.
Bernard J Venn, Green TJ, Moser R, Mann JI. (2003). “Comparison of the effect of low-dose supplementation with L-5-methyltetrahydrofolate or folic acid on plasma homocysteine: a randomized placebo-controlled study”. Am J Clin Nutr.77:PP:658–62.
Blair SN, Church TS. (2004). “The fitness, obesity, and health equation: is physical activity the common dominant”? JAMA 292:PP: 1232-1234.
.7 Boushey CJ, Beresford SA, Omenn GS, Motulsky AG. (1995).”A quantitative assessment of plasma homocysteine as a risk factor for vascular disease”. Probable benefits of increasing folic acid intakes. JAMA 274:PP:1049-1057
Carmel, R., Jacobsen DW. (2001). “Homocysteine in Health and Disease: Part one: Biochemistry and Physiology, Section Two: Biochemistry and Metabolism”. Cambridge University Press: Cambridge, UK. 47-222.
Chanarin I. (1969). “The assay and concentration of folate in blood and other tissues”. ‘The Megaloblastic Anemias’, Blackwell Scientific Publications, Oxford. PP: 306-336.
DeBree A, Verschuren WM, Blom HJ, Kromhout D. (2001). “Lifestyle factors and plasma homocysteine concentrations in a general population sample”. Am J Epidemiol. 154:PP:150-154.
DeCree C, Whiting PH, Cole H. (2000). “Interactions between homocyst(e)ine and nitric oxide during acute submaximal exercise in adult males”. Int J Sports Med. 21:PP:256-262.
Fonseca V,Guba Sc, Fink LM(1999). “Hyperhomocysteinemia and the endocrine system: implications for atherosclerosis”. Endocine REV 20:PP:738-759
Gaume VF, Mougi H, Figard ML, Simon-Rigaud, U.N. N’guyen J. Callier, J.P. Kantelip, and A Berthelot. (2005). “Physical training decreases total plasma homocysteine and cysteine in middle aged subjects”. Ann Nutr Metab. 49: PP:125131.
Gelecek N, Teoman N, Ozdirenc M, Pinar L, Akan P, Bediz C, Kozan O. (2007). “Influences of acute and chronic aerobic exercise on the plasma homocysteine level”. Ann Nutr Metab 51:PP:53-58.
Herrmann M, Wilkinson J, Schorr H, Obeid R, Georg T, Urhausen A, Scharhag J, Kindermann W, Herrmann W. (2003). “Comparison of the influence of volume-oriented training and high-intensity interval training on serum homocysteine and its cofactors in young, healthy swimmers”. Clin Chem Lab Med. 11:PP:1525-1531.
Herrmann M, Obeid R, Scharhag J, Kindermann W, Herrmann W. (2005). “Altered Vitamin B12 Status in Recreational Athletes”. Int J Sport Nutr Exerc Metab. 15:PP:433-441.
Herrmann W, Schorr H, Obeid R, Geisel J. (2003). “Vitamin B-12 status, particularly holotrascobalamin II and methylmalonic acid concentrations, and hyperhomocysteinemia in vegetarians”. Am J Clin Nutr.



قیمت: تومان


پاسخ دهید