علوم زيستي ورزشي _ زمستان 1389 شمارة 7 – ص ص : 58- 41
تاريخ دريافت : 21 / 06 / 89
تاريخ تصويب : 14 / 02 / 90

تأثير شش هفته تمرين هوازي و مكمل ال – كارنيتين بر درصدچربي بدن و نيمرخ ليپيد سرم مردان فعال

1. اميرحسين حقيقي – 2. مهدي فروغيان – 3. محمدرضا حامدي نيا – 4. مريم چمري
1. استاديار دانشگاه تربيت معلم سبزوار، 2. كارشناس ارشد دانشگاه تربيت معلم سبزوار، 2. دانشيار دانشگاه تربيت معلم سبزوار، 4. كارشناس ارشد تغذيه و بيوشيمي دانشگاه علوم پزشكي تهران

چكيده
هدف از اين پژوهش، بررسي تأثير شش هفته تمرين هوازي و مكمل ال – كارنيتين بر درصدچربي بدن و نيمرخ ليپيد سرم مردان فعال بود. روش تحقيق از نوع نيمه تجربي بود. 18 مرد فعال ميانسال به صورت داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفي به دو گروه تجربي (9 نفر با ميانگين سن 8 ±4/44 سال، وزن 6/16± 2/81 كيلوگرم، قد 06/0± 173 سانتي متر، شاخص تودة بدني 8/4 ±9/26 كيلوگرم بر مترمربع) و كنترل (9 نفر با ميانگين سن 8 ±8/47 سال، وزن 5/9 ±8/82 كيلوگرم و قد 05/0± 169 سانتي متر، شاخص تودة بدن 8/3 ±29 كيلوگرم بر مترمربع) تقسيم شدند. هر دو گروه به مدت شش هفته به تمرينات هوازي بر مبناي اصل اضافه بار پرداختند. در اين مدت گروه تجربي روزانه 10 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن خود مكمل ال – كارنيتين و گروه كنترل روزانه 5/2 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن خود ويتامين B1 مصرف كردند. قبل و بعد از دورة تمرين خونگيري شد. همچنين، توان هوازي و تركيب بدن اندازه گيري شد. داده ها با استفاده از آزمون كولموگراف – اسميرنوف، t همبسته، t مستقل و آناليز كوواريانس در سطح 05/0< α تحليل شد. نتايج نشان داد كه تمرين هوازي و مكمل ال – كارنيتين موجب كاهش معنادار درصد چربي بدن مي شود، اما بر تري گليسيريد، كلسترول تام، LDL‐C و HDL‐C سرم تاثير معناداري ندارد. براساس يافته ها مي توان گفت افراد ميانسال به منظور كاهش درصد چربي بدن، مي توانند در كنار تمرينات هوازي، از مكمل ال – كارنيتين به مقدار كم استفاده كنند، اما در زمينة تاثير تمرينات هوازي و مكمل ال – كارنيتين بر نيمرخ ليپيد سرم به تحقيقات بيشتري نياز است.

واژههاي كليدي
ال – كارنيتين، تمرين هوازي، نيمرخ ليپيد، مردان فعال.

مقدمه
در گذشته مسئلة اضافه وزن در مقايسه با جامعة كنوني، شيوع كمتري داشت. در آن زمان مردم به دليل شرايط خاص خود، به ناگزير براي تامين معاش خانواده هاي پرجمعيت خود، فعاليت بدني و شيوة زندگي فعال تري داشتند. همچنين استفاده از رژيم هاي غذايي سنتي و تازه به جاي غذاهاي رايج سرخ كرده و آمادة كنوني و خواب شبانة بيشتر (به دليل فقدان شبكة برق رساني) از مزاياي شيوة زندگي سالم آن زمان بود. امروزه با توسعه و صنعتي شدن جوامع، توجه به بهداشت و تندرستي فردي (به ويژه در افراد ميانسال)، افزايش يافته است، چرا كه زياد شدن درصدچربي بدن و چربي هاي خون، سلامت نسل كنوني را تهديد مي كند. از شايع ترين اجزاي چربي خون كه با سلامت ارتباط دارد، مي توان به كلسترول تام، كلسترول با ليپوپروتئين كم چگال، كلسترول با ليپوپروتئين پرچگال و تري گليسيريد اشاره كرد. عوامل متعددي بر درصد چربي بدن و نيمرخ ليپيد خون تاثير مي گذارند كه از آن جمله مي توان به سن، وراثت، اضافه وزن، استعمال دخانيات، فعاليت بدني، فشار خون، جنسيت، فشار (استرس)، شيوة زندگي، رژيم غذايي و غيره اشاره كرد (1). اعتياد به غذاهاي آماده، فراواني غذاهاي كم ارزش مانند چيپس، پفك، نوشابه و تبليغات گستردة آنها و نيز شيوة زندگي كم تحرك، تاثير بسزايي در اضافه وزن و چاقي داشته كه اين حالت محرك بسياري از بيماري هاي مختلف مانند ديابت، سرطان، پرفشارخوني و غيره است (1). از جمله مؤثرترين راه هاي پيشگيري از عوارض اضافه وزن، كنترل تغذيه (كاهش كالري دريافتي) و افزايش كالري مصرفي با تمرين هوازي است. امروزه نقش مفيد تمرين هوازي در كاهش چربي بدن و نيمرخ ليپيد سرم بخوبي شناخته شده است (28). از طرف ديگر، افرادي كه فرصت حضور در ميادين ورزشي را ندارند و نيز كساني كه با وجود انجام تمرينات هوازي تغييري در درصد چربي بدن خويش مشاهده نمي كنند يا انتظارات بيش از حدي براي كاهش چربي بدن خود دارند، به فكر استفاده از مكمل هاي چربي سوز افتاده اند و استفاده از اين مواد روزبه روز بيشتر شده است. از جملة اين مكمل ها، ال – كارنيتين است. ال – كارنيتين، شكل فعال كارنيتين در بدن است كه مي توان آن را به صورت مكمل خوراكي تجويز و مصرف كرد. در حال حاضر استفاده از كارنيتين با توجه به نقش مستقيم آن در ليپوليز، دسترسي آسان، هزينه و عوارض كم و نيز مجاز بودن آن، در بين كساني كه به دنبال كاهش وزن هستند، شيوع زيادي يافته است. از طرفي به سببكمبود تحقيقات مرتبط با تاثير ال – كارنيتين بر كاهش درصد چربي بدن و نيمرخ ليپيد سرم و گاهي نتايج ناهمسو در اين زمينه (13، 17، 23، 15)، سعي خواهد شد تا تعامل همزمان مصرف مكمل ال – كارنيتين و تمرين هوازي بر درصد چربي بدن و نيمرخ ليپيد سرم، در مدتي طولاني تر (شش هفته) از برخي تحقيقات انجام گرفته (چهار هفته) بررسي شود و در اين راستا از مردان فعالي كه ميانگين سني بالاتري (46 سال) دارند، استفاده خواهد شد؛ ضمن اينكه، در اين پژوهش از كارنيتين كمتري (به طور ميانگين كمتر از يك گرم مكمل در روز) در مقايسه با تحقيقات قبلي (2 تا 3 گرم در روز)(8، 13) استفاده مي شود. بنابراين با توجه به اهميت تمرين هوازي و نقش فيزيولوژيكي ال – كارنيتين بر سوخت و ساز بدن، تحقيق حاضر سعي دارد تاثير شش هفته تمرين هوازي و مكمل ال – كارنيتين را بر درصد چربي بدن و نيمرخ ليپيد سرم مردان فعال بررسي كند.
روش تحقيق
روش تحقيق از نوع نيمه تجربي است. جامعة آماري، كلية مردان فعال شهرستان سبزوار با دامنة سني 58-33 سال هستند. اين افراد در مكان هاي مختلفي از شهرستان به صورت منسجم و هميشگي نرمش صبحگاهي يا شامگاهي انجام مي دادند. از اين ميان در مرحلة اول 40 مرد ميانسال كه چند سال نرمش شامگاهي را در سه نوبت در روزهاي زوج هفته انجام مي دادند، به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. پس از غربالگري اوليه، 30 نفر برگزيده شدند و در دو گروه 1) تمرين هوازي و مصرف مكمل ال – كارنيتين(15 نفر) و 2) تمرين هوازي و دارونما (15 نفر) قرار گرفتند. در طول برنامه، 4 نفر به دلايل شخصي و اختلال هاي گوارشي، انصراف دادند و 8 نفر هم به دليل غيبت زياد از نتايج تحقيق كنار گذاشته شدند. در نهايت 18 آزمودني در دو گروه باقي ماندند و نمونة تحقيق حاضر را تشكيل دادند.
قبل از دورة تمرين هوازي، كارهاي مقدماتي شامل تكميل پرسشنامة فعاليت بدني (2)، پرسشنامة سابقة پزشكي (2)، پرسشنامة بسامد خوراكي (نرم افزار تحليل گر غذايي 2)، سنجش تركيب بدن، آزمون توان هوازي، خونگيري و اطلاعات فردي آزمودني ها انجام گرفت و همة آنها برگه هاي رضايت نامة فردي را تكميل كردند. همة آزمودني ها افراد سالمي بودند كه در يك سال گذشته حداقل سه روز در هفته و هر جلسه به مدت 40 دقيقه ورزش هوازي منظم شامل انواع دوها و نرمش هاي موزون انجام مي دادند و سابقة بيماري نداشتند. تمرينات هوازي
تمرينات هوازي محقق ساخته شامل پياده روي و دويدن نرم، 3 جلسه در هفته به مدت 6 هفته بود.برنامة تمريني هر جلسه شامل 10 دقيقه راه رفتن دور سالن، 10 دقيقه حركات كششي، 10 دقيقه دويدن آرام، 20 دقيقه حركات موزون و ايروبيك و 5 دقيقه سرد كردن بود. در هر جلسه يك دقيقه (30 ثانيه به مدت دويدن و 30 ثانيه به مدت حركات موزون) به مدت كل تمرين اضافه مي شد. بنابراين بعد از 6 هفته يعني در جلسة هجدهم برنامه، مدت زمان دويدن به 5/18 دقيقه و مدت زمان حركات موزون و ايروبيك به 5/28 دقيقه و زمان كل تمرين به 72 دقيقه افزايش يافت. در هر جلسه، شدت برنامة تمرين 65 الي 75 درصد ضربان قلب بيشينة هر فرد بود. ضربان قلب بيشينة هر فرد از فرمول (سن – 220) محاسبه و ضربان قلب حين تمرين از طريق ضربان سنج پولار كنترل شد.
مكمل ال – كارنيتين، به صورت قرص هاي 250 ميلي گرمي بود. آزمودني ها به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن خود روزانه 10 ميلي گرم مكمل ال – كارنيتين همراه با وعده هاي غذاي اصلي مصرف مي كردند (13، 18) كه ميانگين مصرف روزانة آنها نزديك به يك گرم (836 ميلي گرم) بود (5).
دارونما : آزمودني هاي گروه كنترل در مدت شش هفته به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن خود روزانه 5/2 ميلي گرم ويتامين B1 در دو نوبت صبح و بعدازظهر، همراه با آب مصرف مي كردند كه ميانگين مصرف روزانة آنها دو عدد قرص (200 ميلي گرم) بود (21، 24).
خونگيري: براي بررسي متغيرهاي بيوشيميايي، نمونة خون بعد از 12 ساعت ناشتايي در دو نوبت، يكي قبل و ديگري بعد از شش هفته تمرين هوازي گرفته شد. خونگيري از آزمودني ها در ساعت 10-8 صبح انجام گرفت و مقدار آن 5 ميلي ليتر بود. پس از اين مرحله همة آزمودني ها، به مدت شش هفته تمرين هوازي انجام دادند و بعد از سپري شدن اين مدت و گذشت 36 ساعت بعد از آخرين جلسة تمرين، بارديگر همة آزمودني ها به آزمايشگاه دعوت شدند و مانند مرحلة اول از آنها نمونة خون گرفته شد. HDL‐C ،LDL‐C و تري گليسيريد از طريق كيت هاي شركت پارس آزمون ايران و روش فتومتريك و كلسترول تام با روش آنزيماتيك اندازه گيري شد. درصد چربي با استفاده از دستگاه تحليل كنندة تركيب بدن ساخت كرة جنوبي و حداكثر اكسيژن مصرفي(VO2max) با استفاده از آزمون راكپورت محاسبه شد (12، 16).
روش هاي آماري
از آمار توصيفي براي محاسبة شاخص هاي مركزي و پراكندگي، از آزمون كولموگراف – اسميرنوف براي طبيعي بودن توزيع داده ها، از آزمون هاي t همبسته و t مستقل براي مقايسة تفاوت هاي درون گروهي و ميان گروهي متغيرها و از آزمون آناليز كوواريانس (ANOVA)، براي حذف تفاوت معنادار در مصرف چربي گروه تجربي و تاثير آن بر نتايج تحقيق استفاده شد. سطح معناداري داده هاي آماري 05/0P< در نظر گرفته شد. كلية عمليات آماري از طريق نرم افزار SPSS نسخة 18 انجام گرفت.
نتايج و يافته هاي تحقيق
شاخص هاي دموگرافي و فيزيولوژيكي گروه ها در جدول 1 آورده شده است. نتيجة آزمون آماري t مستقل بر نمره هاي پيش آزمون شاخص ها در جدول 1 نشان مي دهد كه دو گروه تجربي و كنترل در اين شاخص ها همگن هستند و تفاوت معناداري بين آنها وجود ندارد (05/0 ≥P). همچنين نتيجة آزمون آماري t مستقل بر تفاوت ميانگين نمره ها نشان مي دهد كه درصد چربي بدن در گروه تجربي به طور معني داري از گروه كنترل كمتر است (01/0 T= -2/8) ،(P=)، اما در شاخص تودة بدن، نسبت دور كمر به باسن و توان هوازي (VO2max)، بين دو گروه تفاوت معناداري مشاهده نشد (جدول 1). همچنين، با روش آماري آناليز كوواريانس، تفاوت در مصرف چربي رژيم غذايي دو گروه تمرين هوازي + ال – كارنيتين و تمرين هوازي + دارونما (جدول 3) كنترل شد. به عبارت ديگر، با اين روش آماري اثر تفاوت چربي رژيم غذايي حذف شد. بنابراين، كاهش درصد چربي بدن ناشي از اثر واقعي تمرين هوازي و مصرف مكمل ال – كارنيتين است.
جدول 1 – شاخص هاي دموگرافي و فيزيولوژيكي گروهها
مقدار P دو گروه تفاوت
نمره ها مقدار P
همبسته زمان اندازهگيري گروه ها متغيرها
پس آزمون پيش آزمون _ _ _ _ 44/4± 8 تمرين هوازي + ال-كارنيتين سن (سال)
_ _ _ 48/8± 8 تمرين هوازي + دارونما _ P پيش آزمون گروه ها _ _ _ _ 1/73± 0/06 تمرين هوازي + ال-كارنيتين قد
(سانتي متر)
_ _ _ 1/69± 0/05 تمرين هوازي + دارونما _ P پيش آزمون گروه ها 0/89 0/07± 1/11 0/94 16/1
81/3± 81/2± 16/6 تمرين هوازي + ال-كارنيتين وزن
(كيلوگرم)
0/08±0/52 0/87 10/1
82/7± 82/8± 9/5 تمرين هوازي + دارونما 0/81 P پيش آزمون گروه ها 0/94 0/01± 0/83 0/97 26/9± 4/4 26/9± 4/8 تمرين هوازي + ال-كارنيتين شاخص
تودة بدن
(كيلوگرم برمترمربع)
0/01± 0/19 0/93 29± 4/1 29± 3/8 تمرين هوازي + دارونما ٠/٣١ P پيش آزمون گروه ها 0/04 -3/5±1/63 0/03 21/8± 6/8 25/3± 5/8 تمرين هوازي + ال-كارنيتين چربي بدن (درصد)
0/92±0/76 0/26 25/3±5/2 24/4± 3/7 تمرين هوازي + دارونما 0/7 P پيش آزمون گروه ها 0/85 2± 1/5 0/21 41/1± 9 39/1± 6/9 تمرين هوازي + ال-كارنيتين توان هوازي
(ميلي ليتر بر كيلوگرم
وزن بدن در دقيقه)
1/5± 1/9 0/43 38/8± 5/1 37/2± 3/9 تمرين هوازي + دارونما 0/49 P پيش آزمون گروه ها 0/27 0/009 -0/01± 0/20 0/06 0/89± 0/91± 0/07 تمرين هوازي + ال-كارنيتين نسبت دور كمر به باسن (متر)
0 ± 0/006 1 0/05
-0/93± 0/93± 0/03 تمرين هوازي + دارونما 0/37 P پيش آزمون گروه ها

نتيجة آزمون آماريt مستقل بر نمرههاي پيشآزمون و نيز تفاوت ميانگين نمره هاي شاخص ها در جـدول 2نشان ميدهد كه دو گروه تجربي و كنترل در اين شاخصها تفاوت معناداري با هم ندارند (05/0 ≥P). در مـوردشاخصHDL-C ، نتيجة آزمون آماريt همبسته نشان داد كه تمرين هوازي در هـر دو گـروه موجـب افـزايشHDL-C شده است، اما بين گروه ها تفاوت معناداري ديده نشـد. ايـن نتيجـه بيـان مـيكنـد كـه مكمـل ال – كارنيتين در افزايش تاثير تمرين هوازي مؤثر نبوده است (جدول 2).
جدول 2- نيمرخ ليپيد گروهها
مقدار P دو گروه تفاوت
نمره ها مقدار P
همبسته زمان اندازهگيري گروه ها متغيرها
پس آزمون پيش آزمون 0/68 -1/6 ± 19 0/93 208 ± 77 210 ± 75 تمرين هوازي + ال-كارنيتين تري گليسيريد
(ميلي گرم بر ليتر)
11/6 ± 26/4 0/67 179 ± 110 168/2 ± 700 تمرين هوازي + دارونما 0/24 P پيش آزمون گروه ها 0/54 6/1 ± 5/1 0/26 130 ± 39/5 123 ± 28/3 تمرين هوازي + ال-كارنيتين
LDL­C
(ميلي گرم بر ليتر)
-0/33 ± 9 0/97 103/1 ± 36 103/5 ± 23 تمرين هوازي + دارونما 0/11 P پيش آزمون گروه ها 0/97 7/5 ± 6/8 0/3 212 ± 43 205 ± 35 تمرين هوازي + ال-كارنيتين
كلسترول
(ميلي گرم بر ليتر)
8 ± 9/2 0/41 185 ± 47/7 177/6 ± 26/6 تمرين هوازي + دارونما 0/08 P پيش آزمون گروه ها 0/33 6/3 ± 2 0/01 42/7 ± 7/1 36/5 ± 5/6 تمرين هوازي + ال-كارنيتين
HDL­C
(ميلي گرم بر ليتر)
9/8 ± 2/9 0/009 49/3 ± 13/7 39/4 ± 6/9 تمرين هوازي + دارونما 0/32 P پيش آزمون گروه ها
نتيجة آزمون آماريt مستقل بر نمره هاي پيش آزمون و نيز تفاوت ميانگين نمره ها در جدول 3 نشان مي دهـد كـهبين مقدار كالري دريافتي، چربي تام، كلسترول و كربوهيدرات غذايي دو گـروه تفـاوت معنـاداري وجـود نـدارد. همچنـيننتيجة آزمون آماريt همبسته نشان مي دهد كه مصرف چربي غذايي در گروه تمرين هوازي+ ال – كـارنيتين درطول دورة تمرين كاهش معناداري يافته است (جدول 3).
جدول 3 – شاخص هاي رژيم غذايي گروهها
مقدار P دو گروه تفاوت نمره ها مقدار P
همبسته زمان اندازهگيري گروه ها متغيرها
پس آزمون پيش آزمون 0/98 -74/4± 72/6 0/33 1457 ± 287 1532 ± 400 تمرين هوازي + ال-كارنيتين كالري غذايي (كالري)
-77/6 ± 102/7 0/47 1363 ± 232 1441 ± 228/5 تمرين هوازي + دارونما 0/56 P پيش آزمون گروه ها 0/1 -10/7 ± 3/4 0/01 51/2 ± 10/6 62 ± 13 تمرين هوازي + ال-كارنيتين چربي تام غذايي
(گرم)
-2/4 ± 3/3 0/48 51 ± 9/5 53/8 ± 4/5 تمرين هوازي + دارونما 0/09 P پيش آزمون گروه ها 0/24 -20/6 ± 15/6 0/22 142 ± 43 162/6 ± 37 تمرين هوازي + ال-كارنيتين كلسترول غذايي
(گرم)
2/8 ± 11/8 0/81 164 ± 50 161 ± 24 تمرين هوازي + دارونما 0/9 P پيش آزمون گروه ها 0/45 -32/4 ± 20/3 0/15 211/8 ± 45 244/3 ± 56 تمرين هوازي + ال-كارنيتين كربوهيدرات غذايي
(گرم)
-12/7 ± 15/7 0/44 189 ± 35 201 ± 33 تمرين هوازي + دارونما 0/06 P پيش آزمون گروه ها
نتيجة آزمون آماريt مستقل بر نمرههاي پيش آزمون شاخص ها در جدول 4 نشان ميدهد كه مقـدار آهـنغذايي در گروه تجربي از گروه كنترل بيشتر بود (03/0= P). همچنين با انجام آزمون آماريt مستقل بر تفـاوتميانگين نمره هاي شاخص ها در جدول 4، تفاوت معناداري بين دو گروه كنترل و تجربي مشاهده نشد.

جدول 4 – شاخص هاي تغذيهاي پيش نياز براي بازسازي ال – كارنيتين
مقدار P دو گروه تفاوت
نمره ها مقدار P
همبسته زمان اندازهگيري گروه ها متغيرها
پس آزمون پيش آزمون 0/75 -1/91 ± 1/1 0/12 11/8 ± 3/5 13/8 ±4 تمرين هوازي + ال-كارنيتين ويتامين ب 3 (ميلي گرم)
-2/5 ± 1/5 0/15 9/8 ± 3/9 12/4 ± 2/9 تمرين هوازي + دارونما 0/41 P پيش آزمون گروه ها 0/62 0/04 ± 0/08 0/56 0/81 ± 0/16 0/86 ± 0/18 تمرين هوازي + ال-كارنيتين ويتامين ب 6 (ميلي گرم)
± 0/042 -0/003 0/93 0/81 ± 0/05 0/81 ± 0/09 تمرين هوازي + دارونما 0/52 P پيش آزمون گروه ها 0/53 -1/1 ± 0/38 0/19 33/8 ± 3/1 35 ± 3/2 تمرين هوازي + ال-كارنيتين ويتامين ث (ميلي گرم)
-2/2 ± 1/4 0/16 32/7 ± 3/5 35 ± 2/2 تمرين هوازي + دارونما 1/00 P پيش آزمون گروه ها 0/81 -0/21 ± 1/4 0/89 10/6 ± 4 10/8 ± 2/3 تمرين هوازي + ال-كارنيتين آهن (ميلي گرم)
0/22 ± 0/95 0/82 8/5 ± 1/9 8/3 ± 2/1 تمرين هوازي + دارونما 0/03 P پيش آزمون گروه ها
بحث و نتيجه گيري
كارنيتين و تركيب بدن (درصد چربي بدن و وزن بدن)
تحقيق حاضر نشان داد كه مصرف شش هفته مكمل ال – كارنيتين و تمرين هوازي موجب كاهش معنادار درصد چربي بدن (01/0 = P) شده، اما تاثير معني داري بر شاخص تودة بدن و وزن بدن مشاهده نشد (05/0 ≥P). دربارة تاثير مكمل ال – كارنيتين بر تركيب بدن، بافت چربي و وزن بدن، تحقيقات مختلفي وجود دارد كه با توجه به مقدار مصرف مكمل، نوع آزمودني و روش تحقيق، نتايج متفاوتي داشته است. برخي تحقيقات نشان مي دهند مكمل ال – كارنيتين، اكسيداسيون چربي را در آزمودني هاي دچار اضافه وزن سرعت مي بخشد (3، 22، 30). در حقيقت، مصرف منظم كارنيتين غلظت پلاسمايي و درون سلولي كارنيتين را افزايش مي دهد و به افزايش اكسيداسيون چربي و كاهش تدريجي ذخاير چربي بدن مي انجامد(13). مصرف زياد مكمل ال – كارنيتين عمل گيرنده هايگلوكوكورتيكوئيد را تعديل مي كند، ازاين رو ممكن است بعضي از فعاليت هاي زيستي گلوكوكورتيكوئيدها را شامل تحريكليپوليز در بافت چربي، تقليد كند (3). از سويي ديگر، كارليك (2002) نشان داد كه كمبود كارنيتين مي تواند به كاهشاكسيداسيون چربي و انباشته شدن اسيدهاي چرب و تري گليسيريد در بافت هاي چربي منجر شود (13). ويلاني (2000) نشان داد كه تمرين هوازي به تنهايي موجب كاهش درصد چربي و كاهش وزن مي شود، به شرطي كه تمرين به مدت بيش از يك سال و با حجم زياد (800 دقيقه در هفته) يا با شدت بيش از 80 درصد از ضربان قلب بيشينه انجام گيرد (29). لوفگرين و همكاران (2005) نشان دادند كه مصرف مكمل خوراكي ال – كارنيتين به همراه تمرين هوازي و مصرف رژيم غذايي با پروتئين بالا وزن بدن، شاخص تودة بدن، درصد چربي و نسبت دور كمر به باسن را كاهش مي دهد (19). آنها نتيجه گرفتند كه احتمال دارد افزايش 67 درصدي پروتئين غذايي (با وجود مصرف مكمل ال – كارنيتين) موجب افزايش جذب روده اي كارنيتين شود؛ از سوي ديگر، موجوديت زيستي كارنيتين در منابع غذايي آن 75 درصد است، درحالي كه موجوديت زيستي كارنيتين در منابع مكملي آن 5 تا 18 درصد است و اين مي تواند موجوديت زيستي كارنيتين را از طريق رژيم غذايي (به ويژه پروتئين غذايي)، افزايش دهد و در نهايت تاثير بيشتري بر اكسيداسيون چربي داشته باشد (19). همچنين برخي تحقيقات روي موش ها نشان مي دهد كه مكمل ال – كارنيتين موجب كاهش تجمع ليپيد در عضله و در مجموع كاهش درصد چربي بدن موش مي شود. مكمل ال – كارنيتين اين عمل را از طريق تاثير بر جريان ريزش اسيدهاي چرب زنجيرة بلند به درون ميتوكندري انجام مي دهد (6، 26، 8، 13). در مقابل، برخي تحقيقات نشان مي دهند مصرف مكمل خوراكي ال – كارنيتين به مقدار 6 گرم در روز به مدت 2 هفته، غلظت كارنيتن عضله را در مردان سالم تغيير نمي دهد و موجب كاهش درصد چربي بدن نمي شود (8). همچنين در تحقيقي ديگر، مصرف مكمل خوراكي ال – كارنيتين به مقدار 4 گرم در روز به مدت 8 هفته، تغييري را در وزن و درصد چربي بدن زنان دچار اضافه وزن ايجاد نكرد (29). محققان، نتيجه گرفتند كه ممكن است اين زنان قبل از اعمال متغيرهاي تحقيق، از رژيم هاي غني شدة كارنيتين (مانند گوشت و شير) استفاده كرده باشند يا بدن آنها به گونه اي مناسب كارنيتين را بازسازي كرده باشد، به طوري كه مصرف مكمل ال – كارنيتين نتوانسته تغيير جديدي در ذخاير كارنيتين عضله و اكسيداسيون چربي داشته باشد. در اين تحقيقات به نظر مي رسد كه ظرفيت عملكردي كارنيتين آسيل كارنيتين ترانسلوكاز، نتوانسته است مقدار اكسيداسيون اسيدچرب را در ميتوكندريافزايش دهد (8، 29). واتزك(2004) نشان داد كه مصرف روزانه 3 گرم مكمل ال – كارنيتين (بدون تمرين هوازي) به مدت10 روز، تغييري در تركيب بدن (تودة چربي بدن، تودة خالص بدن، آب كل بدن و وزن بدن) مردان و زنان سالم ايجاد نمي كند (31). ايشان عنوان كرد كه احتمالاً اين نتيجه ناشي از كوتاهي دورة مصرف مكمل ال – كارنيتين در مقايسه با تحقيقات مشابه (20) است. به علاوه، نشان داده شده است كه مكمل ال – كارنيتين ميزان نسخه برداري و فعاليت آنزيم كارنيتن پالميتويل ترانسفراز را تحريك مي كند و موجب تحريك مركز اشتها در هيپوتالاموس و افزايش مصرف غذا و به دنبال آن افزايش وزن مي شود و تاثير ليپوليزي كارنيتين را خنثي مي كند (14). كارنيتين و نيمرخ ليپيدي (LDL‐C ،HDL‐C، تري گليسيريد و كلسترول تام ).
كارنيتين و نيمرخ ليپيدي (LDL­C, HDL­C ، تري گليسيريد و كلسترول تام)
تحقيق حاضر نشان داد كه شش هفته تمرين هوازي و مكمل ال – كارنيتين تغيير معناداري بر LDL‐C،HDL‐C، تري گليسيريد و كلسترول تام سرمي گروه تجربي نسبت به گروه كنترل ايجاد نمي كند (05/0 ≥P ). برخي تحقيقات نشان مي دهند كه تجويز مكمل ال – كارنيتين و تمرين هوازي مي تواند موجب كاهش تري گليسيريد، كلسترول تام، LDL‐C، ليپوپروتئين a و افزايش HDL‐C سرمي شود (10). در اين زمينه، لوفگرين (2005)، نشان داد كه تجويز مكمل خوراكي ال – كارنيتين به همراه تمرين هوازي (10 هفته) و مصرف رژيم غذايي كم كالري (30 درصد پروتئين، 30 درصد چربي و 40 درصد كربوهيدرات) به كاهش تري گليسيريد، كلسترول تام، LDL‐C، انسولين و لپتين پلاسما مي انجامد (05/0≥P). وي عنوان كرد كه تاثير متغيرهاي مستقل بر كاهش وزن و درصد چربي بدن به ويژه كاهش چربي هاي خطرزاي ناحية شكمي (كاهش نسبت دور كمر به باسن) در گروه تجربي موجب كسب اين نتيجه شده است (19). پتلاي(2005) نشان داد كه تجويز مكمل خوراكي ال-كارنيتين به همراه تمرين هوازي (10 هفته) و مصرف رژيم غذايي كم كالري (30 درصد پروتئين، 30 درصد چربي و 40 درصد كربوهيدرات) به كاهش تري گليسيريد، كلسترول تام، LDL‐C و انسولين پلاسما منجر مي شود (25). در تحقيق پتلاي مشخص شد كه كاهش وزن (ناشي از تجويز مكمل خوراكي ال-كارنيتين به همراه تمرين هوازي و مصرف رژيم غذايي كم كالري) با كاهش معنادار ليپيدها و ليپوپروتئين هاي سرم ارتباط دارد، به طوري كه كاهش در
تري گليسيريد، كلسترول تام و LDL‐C مي تواند به افزايش بيان ژني ليپوپروتئين ليپاز (LPL) و گيرندة ليپوپروتئين باچگالي كم (LDL‐R) نسبت داده شود (25). در مقابل، برخي تحقيقات نشان دادند كه انجام تمرين هوازي و مصرف مكملال-كارنيتين و آنتي اكسيدان ها تغييري در نيمرخ ليپيد سرم (ليپيد تام، تري گليسيريد، كلسترول تام، HDL‐C)، نيمرخليپيد كبد (ليپيد تام، تري گليسيريد،HDL‐C)، نيمرخ كارنيتين سرم (كارنيتين، غيراستري شده يا آزاد، اسيد محلول آسيل كارنيتين، اسيد غيرمحلول آسيل كارنيتين و كارنيتين تام)، نيمرخ كارنيتين كبد، نيمرخ كارنيتين عضلة اسكلتي و آنزيم كارنيتين پالميتويل ترانسفراز- يك در موش ها ايجاد نمي كند (15). برندچ و همكاران(2002) نشان دادند كه مصرف مكمل ال-كارنيتين و رژيم كم كالري، تغييري در تركيب بدن و نيمرخ ليپيد پلاسما ( تري گليسيريد، كلسترول تام و اسيدهاي چرب آزاد) در موش ها ايجاد نمي كند(7). آنها اعلام كردند كه احتمالاً موش ها در مقايسه با حيوانات ديگر (مانند سگ و گربه كه با كاهش وزن و نيمرخ ليپيد خون همراه بودند)، از ميزان بازسازي كمتر كارنيتين برخوردار باشند.
مولر (2002) نشان داد كه مصرف روزانه 3 گرم مكمل ال-كارنيتين به مدت 10 روز با وجود افزايش معنادار اكسيداسيون اسيدچرب زنجيره بلند، تغييري در نيمرخ ليپيد سرم (تري گليسيريد، كلسترول تام، LDL‐C ،HDL‐C) مردان و زنان سالم ايجاد نمي كند (22). در تحقيق مولر فقط مكمل ال – كارنيتين داده شده بود و از تمرين هوازي استفاده نشده بود، بنابراين تغيير چنداني در نيمرخ ليپيد سرم مشاهده نشد. اما در تحقيق حاضر، عدم تغيير معنادار LDL‐C ،HDL‐C، تري گليسيريد و كلسترول تام سرمي در گروه تمرين هوازي و مكمل ال- كارنيتين را در مقايسه با گروه كنترل مي توان به مقدار كم مكمل، نبود برنامة رژيم غذايي و كاهش وزن، سطوح اوليه و طبيعي ليپيدهاي خون در آزمودني ها، مدت كم دورة تمرين و جنس آزمودني ها نسبت داد. در اين زمينه، در تحقيقات مختلف دامنة تجويز حداقل و حداكثر كارنيتين در انسان 50 تا 300 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن و ميانگين 2 گرم عنوان شده است (13)، درحالي كه در تحقيق حاضر و در گروه مكمل مقدار تجويز ال-كارنيتين ده ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن آزمودني و ميانگين mg 836 (كمتر از 1 گرم) بوده است، زيرا تجويز مكمل به مقدار بيشتر و به مدت شش هفته احتمال ايجاد عوارضي همچون تهوع، اسهال و استفراغ (28) را در آزمودني هاي با سن بالا (46 سال) افزايش مي داد و موجب انصراف آزمودني ها از ادامة تحقيق مي شد. هر چند با همين مقدار هم، 2 نفر از آزمودني هاي گروه مكمل اين عوارض راگزارش كردند. همچنين 2 جلسه از دورة تمرين به دليل تقارن با تعطيلات رسمي كشور تعطيل شد و از آزمودني ها خواستهشد كه براساس دستورالعمل در خارج از باشگاه به اين تمرينات بپردازند. به علاوه، بعضي تحقيقات نشان مي دهند كه تغيير HDL‐C در برنامه هاي كاهش وزن (تجويز مكمل،تمرين و رژيم غذايي) با جنس آزمودني ارتباط دارد، به نحوي كه در مردان با افزايش و در زنان با عدم تغيير يا كاهش همراه است (25، 11) . در موارد ديگر، كارليك و همكاران (2002) نشان دادند كه بالا بودن اولية چربي خون در انسان، پس از مكمل رساني ال-كارنيتين، آنزيم كارنيتين آسيل ترانسفراز را تحريك كرده و نقش مهمي در ليپوليز ايفا مي كند (13).
كارنيتين و توان هوازي (VO2max)
تحقيق حاضر نشان داد كه شش هفته تمرين هوازي و مكمل ال-كارنيتين تغيير معناداري در توان هوازي گروه تجربي نسبت به گروه كنترل ايجاد نكرد (05/0 ≥P). اندازه گيري حداكثر توان هوازي تعيين كنندة بيشينة اجراي تمرين است كه ممكن است به وسيلة عوامل ريوي، قلبي و عضلاني محدود شود (9). نشان داده شده است كه مصرف مكمل كارنيتين موجب افزايش ذخاير كارنيتين بدن از جمله كبد و عضله مي شود. كارنيتين از طريق فعال كردن آنزيم هاي اكسايشي موجب افزايش ليپوليز و ذخاير اسيدهاي چرب زنجيره بلند و در پي آن افزايش فعاليت آدنيلات ترانسلوكاز و ظرفيت اكسايشي و در نتيجه افزايش توان هوازي مي شود. از سويي كارنيتين مي تواند به بهانة هزينة اكسيداسيون چربي، اكسيداسيون گلوكز را از طريق فعال كردن آنزيم پيروات دهيدروژناز (PDH) افزايش دهد و موجب حداقل تجمع لاكتات و خستگي شود و اجراي تمرين را بهبود بخشد (8). براساس نتايج برخي تحقيقات مكمل ال-كارنيتين مي تواند از طريق سازوكارهاي اشاره شده موجب افزايش توان هوازي شود (13، 5، 4).در مقابل، در تحقيقي مشخص شد كه مصرف مكمل ال – كارنيتين در حين دوچرخه سواري با شدت زياد موجب تغيير توان هوازي نمي شود، زيرا بر محتواي كارنيتين عضله و در نتيجه كاهش تجمع لاكتات در مدت تمرين، اثري ندارد (8). سوپ و همكاران (1988)، نشان دادند كه مصرف مكمل ال-كارنيتين به مقدار 5 گرم به مدت 5 روز (با وجود دو برابر شدن غلظت كارنيتين پلاسما) تاثيري بر توان هوازي ندارد. آنها عنوان كردند كه اين نتيجه ناشي از 1) عدم تغيير در ظرفيت عناصر بيوشيميايي خون، 2) مصرف نكردن اسيدهاي چرب آزاد خون و 3) نبود تفاوت در تبادلات سوبستراهاي درگير در فعاليت ورزشيطي اين دورة كوتاه از مكمل رساني است (27). در تحقيق حاضر توان هوازي در گروه مكمل نسبت به گروهدارونما، بيشتر بود، اما از لحاظ آماري تفاوت معناداري نداشت (05/0=P). دليل اين نتيجه را مي توان تجويز كممكمل ال-كارنيتين دانست و نيز به دليل توان هوازي تقريباً نزديك هر دو گروه، احتمال دارد كه اعضاي دو گروه از سابقه و شرايط آمادگي فيزيولوژيكي نسبتا برابري برخوردار بوده اند و مكمل كارنيتين با اين مقدار تغييرات بيشتري ايجاد نكرده است.
الگوي رژيم غذايي درشت مغذي ها و ريزمغذي ها (مورد نياز براي بازسازي كارنيتين بدن)
براساس پرسشنامة بسامد غذايي و كالري سنجي، هر دو گروه در طول مدت تمرين در متغيرهاي كالري غذايي، چربي تام غذايي، كلسترول غذايي و كربوهيدرات غذايي تفاوتي نداشتند (05/0 ≥P). همچنين گروه مكمل بر خلاف گروه دارونما، از چربي غذايي كمتري استفاده كرده بود (01/0=P). اين موضوع با استفاده از روش آماري آناليز كوواريانس مورد توجه قرار گرفت و در محاسبة كاهش درصد چربي بدن لحاظ شد. با مقايسة يافته هاي به دست آمده از هر دو گروه مي توان دريافت كه گروه مكمل از الگوي رژيم غذايي (درشت مغذي) سالم تري نسبت به گروه دارونما برخوردار بوده است.
براساس پرسشنامة بسامد غذايي، دو گروه در طول مدت تمرين در متغيرهاي ويتامين ب 6، ويتامين ب3، ويتامين ث و آهن غذايي تفاوتي نداشتند (05/0 ≥P)، هرچند مقدار آهن غذايي پيش آزمون در گروه تجربي بيشتر از گروه كنترل بود 03/0=P). از يافته هاي مذكور مي توان دريافت كه مقدار مصرف غذايي ريزمغذي هاي فوق در مدت تمرين، در هر دو گروه تقريباً يكسان بوده و احتمال بازسازي كارنيتين در هر دو گروه تقريباً برابر بوده است.
به طوركلي مي توان گفت افراد ميانسال براي كاهش درصد چربي بدن، مي توانند در كنار انجام تمرينات هوازي، از مكمل ال-كارنيتين با مقدار كم نيز استفاده كنند، اما در مورد تأثير تمرينات هوازي و مكمل ال-كارنيتين بر نيمرخ ليپيد خون به تحقيقات بيشتري نياز است.

منابع و مĤخذ
فاكس و ماتيوس. (1384). “فيزيولوژي ورزش”. ترجمة علي اصغر خالدان، مؤسسة انتشارات دانشگاه تهران، فصل 15، صص : 634-626و 617.
ويويان اچ هي وارد. (1383) . “اصول علمي و تمرين هاي تخصصي آمادگي جسماني” . ترجمة عباسعلي گائيني، حميد رجبي، محمدرضا حامدي نيا، احمد آزاد. ادارة كل تربيت بدني نيروي انتظامي، انتشارات سمت، چاپ دوم، ص : 88.
Alesci S, De Martino MU, Kino T, IIias I. (2004). “L-carnitine is a modulator of the glucocorticoid receptor alpha”. Ann Acad Sci. 1024;PP:147152.
Arenas J, Huertas R, Campos Y, Dias AE, Villalon JM, Vilas E.(1994). “Effect of L-carnitine on the pyruvate dehydrogenase complex and carnitine palmitoyl transferase activity in muscle of endurance athletes”. FEBS Letters. 341; PP:91-93.
Arenas J,Ricoy JR, Encinas AR. (1991). “Carnitine in muscle, serum, and urine of nonprofessional athletes: effect of physical exercise, training, and Lcarnitine administration”. Muscle Nerve. 14; PP:598-604.
Bernard A, Rigault C, Mazua F, Borgne F, Demarquoy J.(2008). “Lcarnitine supplementation and physical exercise restore in some mitochondrial function in the Rat”. J of Gerontology. 63; PP:1027-1033.
Brandsch C, Eder K. (2002). “Effect of L-carnitine on weight loss and body compostition of rats fed a hypocaloric diet”. Ann Nutr Metab. 46; PP:205210.
Brass EP. (2002). “Supplemental carnitine and exercise”. American Journal Clinical Nutrition. 72(2); PP:618-623.
Brass EP, William R, Hiatt MD. (1998). “The role of carnitine and Lcarnitine supplementation during exercise in man and in individuals with special needs”. JACN. 19(3); PP:207-215.
Cristiana P. (2004). “L-carnitine. Health and disease. Am Rev respire dis. 112; PP:219-249.
Dattilo A, Etherton P. (1992). “Effect of weight reduction on blood lipid and lipoproteins (a meta-analysis article). Am J clin Nutr. 56; PP:320-238.
Hoffman J. (2006). “Norms for fitness performance, and Helath”. Human Kinetics. Inc:PP:218-282.
Karlic H, Lohnonger A. (2004). “Supplementation of L-canitine in athletes”. Does it Make sense? J Nutrition. 20; PP:709-715.
Karlic, H, Lohninger S, Koeck T, Lohninger A. (2002). “Dietary Lcanitnine stimulates carnitine acyltransferases in the liver of aged rats”. J Histochem cytochem. 50; P:205.
Kim E, Park H, Cha YS. (2004). “Exercise training and supplement with carnitine and antioxidants increases carnitine stores, triglyceride utilization, and endurance in exerciseing rats”. J Nutr Sci Vitaminol. 50; PP:335-343.
Lacy AC, Hastad DN. (2003). “Measurment and evalution in physical education and exercise science”. Fourth Edition.
Lee MS, Lee HJ, Lee HS, Kim Y. (2006). “L-caintine stimulates lipolysis via induction of the lipolytic gene express and suppression of the adipogenic gene express in 3T3-L1 adipocytes”. J Med Food . 9(4); PP:468-473.
Li B, Lloyd ML, Gudjonsson H, Shug AL, Olsen WA. (1992). “The effect of enteral carnitine administration in human”. Am J Clin Nutr. 55:P:838.
Lofgren IE, Herron KL, West KL, Zern TL, Brownbill RA, Ilich JZ, Koo
SI, Fernandez ML. (2005). “Weight loss favorably modifies anthropometrics and reversal the metabolic syndrome in premenopausal women. JACN. 24(6); PP:486-493.
Lurtz R, Fischer R. (1998). “Carnitine supporting agent in weight loss in adiposity”. Medical Journal for Natural Therapy. 39; PP:12-15
Micromedex T. (2001). “”Drug lnformation for the health care professional (USP DI). Vol.1, N.11, 21 edition: PP:1899-1901.
Muller DM, Seim H, Kiess W, Loster H, Richter T. (2002). “Effect of oral L-carnitine supplementation on in vivo long-chain fatty acid oxidation in healthy adults”. Metabolism. 51(11): PP:1989-91.
23.Natali A, Santoro D, Brandi LS. (2001). “Effects of acute hypercarnitinemia during increased fatty substrate oxidation in man”. Metabolism. 42; PP:594-600.
Novak KK, Melves C, Lenzini SW, Weber NR, Gulmaraes JA. (2005). “Drug fact and comparisons”. Volume 1(15), PP:61-2.
Patalay M, Lofgren IE, Freake HC. (2005). “The lowering of of plasma lipids following a weight reduction program is related to increased expression of the LDL-receptor and lipoprotein lipase”.J Nutr . 135; PP:735-39.
Rajasekar P, Anuradha CV. (2007). “Effect of L-carnitine skeletal muscle lipid and oxidative stress in rats fed high-fructose diet”. Exp Diabetes Res. 2007; P:72741.
Soop M, Bjorkman O, Cederblad G, Hegenfeldt L, Wahren J. (1988). “Influence of carnitine supplementation on muscle substrate and carnitine metabolism during exercise”. J Appl Physiol. 64; PP:2394-99.
Sweetman SC. (2005).”Martindale, The complete drug reference. 35 editions. Pharmaceutical Press: PP:1772-73.
Villani RG, Gannon J, Self M, Rich PA. (2000). “L-canitine supplementation combined with aerobic training does promote weight loss in moderately obese women”. Int Sport Nutr Exerc Metab. 10; P:199.
Walter P, Schaffhauser AO. (2000). “L-carnitine, a vitamin-like for functional food : proceedings of the symposium on L-canitine”. Ann Nutr Metab. 44;P:75.
Wutzke KD, Lorenz H.(2004). “The effect of L-canintine on fat oxidation, protein turnover, and body composition in slightly overweight subjects”. Metabolism. 53. PP:1002-1006.



قیمت: تومان


پاسخ دهید