علوم زيستي ورزشي _ زمستان 1389 شمارة 7- ص ص : 90- 77 تاريخ دريافت : 19 / 08/ 89 تاريخ تصويب : 02 / 03 / 90

اثر فعاليت ورزشي تركيبي بر برخي متغيرهاي آنتروپومتريكي و فيزيولوژيك زنان يائسة مبتلا به
سرطان پستان

رضا نوري – ارسلان دميرچي – فرهاد رحماني نيا – نادر رهنما
دانشجوي دكتري فيزيولوژي ورزشي دانشگاه گيلان، دانشيار دانشگاه گيلان، استاد دانشگاه گيلان، دانشيار دانشگاه اصفهان

چكيده
اضافه وزن و BMI بالا در دوران يائسگي و پس از آن، به طور معنيداري خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش مي دهند. از طرفي، به نظر ميرسد فعاليت ورزشي بر وزن بدن و BMI اثر داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسي اثر فعاليت ورزشي تركيبي بر برخي متغيرهاي آنتروپومتريكي و فيزيولوژيك زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان بود. به اين منظور 29 زن 50 تا 65 سال يائسة مبتلا به سرطان پستان كه جراحي، شيمي درماني و پرتودرماني دريافت كرده و در حال حاضر تحت دارودرماني بودند، به دو گروه تجربي و شاهد تقسيم شدند. گروه تجربي به مدت 15 هفته و هر هفته 4 جلسه (دو جلسه پياده روي و 2 جلسه تمرين مقاومتي) به فعاليت ورزشي پرداختند. در اين مدت گروه شاهد در هيچ فعاليت ورزشي يا بدني شركت نكردند. وزن بدن، BMI، Vo2max ،WHR و فشار خون، پيش و پس از 15 هفته اندازه گيري شد. تجزيه و تحليل آماري با استفاده از آزمون تحليل كوواريانس (ANCOVA) انجام گرفت. يافتههاي پژوهش حاكي از تفاوت معني دار Vo2max و ضربان قلب استراحت بين دو گروه پس از 15 هفته تمرين بود (05/0p< ). همچنين بين وزن بدن، WHR و BMI دو گروه پس از 15 هفته تفاوت معني-داري مشاهده شد (05/0p< ). در واقع، فعاليت ورزشي بر Vo2max،ضربان قلب استراحت، وزن بدن، WHR و BMI زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان اثر معنيدار دارد. با اين حال، بين فشار خون دو گروه پس از 15 هفته، تفاوت معني داري مشاهده نشد.
اين به معناي آن است كه فعاليت ورزشي تركيبي بر فشار خون زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان تأثير معنيداري ندارد. با توجه به يافتههاي اين پژوهش ميتوان گفت كه فعاليت ورزشي تركيبي اثر مطلوبي بر برخي متغيرهاي آنتروپومتريك و فيزيولوژيك زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان دارد.

واژگان كليدي
سرطان پستان، زنان يائسه، ظرفيت هوازي، فشار خون، متغيرهاي آنتروپومتريك.

مقدمه
آژانس بينالمللي براي پژوهش در مورد سرطان برآورد كرده كه 25 درصد علل وقوع سرطانها، چاقي يا اضافه وزن و سبك زندگي بيتحرك است (25، 28). افزايش وزن به مقدار 5/1 برابر حد طبيعي، خطر بروز سرطان پستان را افزايش ميدهد. بهويژه، پس از هجده سالگي افزايش وزن به طور چشمگيري احتمال بروز اين سرطان را افزايش ميدهد. بين شاخص تودة بدن ( BMI ) بالا و ابتلا به سرطان پستان در دوران يائسگي رابطة معنيداري وجود دارد(7،16). با وجود اين، چاقي در دوران بلوغ، بر ابتلا به اين سرطان اثر ندارد (29). در زنان يائسه افزايش سطوح استروژن بهدليل تبديل محيطي (اغلب در سلولهاي چربي) از آندروژن سبب افزايش BMI ميشود. از طرفي، ممكن است BMI بالا به سبك زندگي بيتحرك مربوط باشد. اضافه وزن و BMI بالا در دوران يائسگي و پس از آن، به طور معنيداري خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش ميدهند (7). علت اين مسئله افزايش استروژن از بافت چربي است كه ميتواند مرگ برنامهريزي شدة سلول را مهار كند و تكثير آن را افزايش دهد (7). در كل، زناني كه در دوران يائسگي داراي سطوح بالاتري از استروژن هستند، بيشتر در معرض ابتلا به سرطان پستان قرار دارند. به هر حال، BMI بالا و اضافه وزن دو عاملي هستند كه مي توانند خطر ابتلا به سرطان پستان و احتمال باز رخداد آن را افزايش دهند (16). ازاينرو، برخي پژوهشگران مايلند تا اثر فعاليت-هاي ورزشي را بر متغيرهاي آنتروپومتريك و فيزيولوژيك زنان مبتلا به سرطان پستان بررسي كنند. ويلسون و همكاران (2005) تغييرات آنتروپومتريكي را با استفاده از پيادهروي در زنان آفريقايي– آمريكايي مبتلا به سرطان پستان بررسي كردند. به اين منظور 24 زن مبتلا به سرطان پستان با ميانگين سني 55 سال (47 تا 66 سال) را انتخاب كردند. برنامة تمريني آنها شامل 8 هفته پيادهروي در روز به مدت 75 دقيقه بود. اندازه گيري-هاي شاخص تودة بدن ، درصد چربي، دور باسن، دور كمر و بالاتنه پيش از شروع تمرينات، بلافاصله در پايان هفتة هشتم و سه ماه پس از اتمام تمرينات بهدست آمد. نتايج نشان داد كه تفاوت معنيداري در دور باسن و دور كمر بين سه مرحلة اندازهگيري وجود دارد. در تحقيق آنها در شاخص تودة بدن، وزن بدن و درصد چربي كاهش معني داري به دست آمد (27). ماتيوس و همكاران (2007) اثر 12 هفته پياده روي در خانه را در زنان مبتلا به سرطان پستان بررسي كردند. آنها 36 زن مبتلا به سرطان پستان را به طور تصادفي به دو گروه تجربي (23 نفر) و شاهد (13 نفر) تقسيم كردند. ميزان تغيير در رفتار ورزشي و سطح فعاليت بدني، وزن بدن و تركيب بدن پيش از شروع برنامه و پايان هفتة دوازدهم ارزيابي شد. نتايج نشان داد در اثر پيادهروي در خانه، در وزن بدن و تركيب بدن زنان مبتلا به سرطان پستان تغيير معنيداري به وجود نميآيد (10). مك نلي و همكاران (2006) گزارش كردند، در اثر فعاليت بدني به لحاظ آماري تغييري در شاخص تودة بدن يا وزن بدن زنان مبتلا به سرطان پستان ايجاد نميشود. آنها اشاره كردند، اگرچه در شاخص تودة بدن و وزن بدن تغيير معنيداري ايجاد نميشود، اما تركيب بدن به طور معنيداري تغيير ميكند. در حقيقت BMIو وزن بدن اين افراد با وجود تغيير در تركيب بدن در نتيجة فعاليت، تغيير نميكند (11). در اين زمينه اهيرا و همكاران (2006) نشان دادند كه تمرين با وزنه دوبار در هفته تركيب بدن زنان مبتلا به سرطان پستان را بهبود مي بخشد(18). اشميتز و همكاران (2005) نشان دادند، تمرين مقاومتي سبب افزايش وزن خالص بدن و كاهش معنيدار درصد چربي بدن در زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان ميشود. اندازة بدن در اولين شش ماه و بين ماههاي هفتم تا دوازدهم تغيير كرد. نتايج نشان داد، تمرين با وزنه بر وزن خالص و درصد چربي بدن به طور معنيداري اثر دارد، اما اين اثر در وزن بدن، شاخص تودة بدن، چربي بدن يا دور كمر معنيدار نيست (21).
در مورد برخي متغيرهاي آنتروپومتريك و فيزيولوژيك زنان مبتلا به سرطان سينه در اثر فعاليت ورزشي، گزارش هايي وجود دارد، اما اين يافتهها براي تاييد به پژوهشهاي متنوعي نياز دارند. از طرفي گزارشي مبني بر بررسي اثر فعاليت ورزشي تركيبي بر اين متغيرها در زنان يائسه مبتلا به سرطان پستان وجود ندارد. ازاينرو هدف از پژوهش حاضر بررسي اثر 15 هفته فعاليت ورزشي هوازي و مقاومتي بر برخي متغيرهاي آنتروپومتريك و فيزيولوژيك زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان است.

روش شناسي پژوهش
روش پژوهش حاضر نيمه تجربي بوده و در آن از دو گروه تجربي و شاهد استفاده شده است. جامعة آماري پژوهش تمام زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان بودند.
نمونة آماري و روش نمونه گيري
براي انتخاب نمونه ها به مركز انكولوژي و پرتودرماني بيمارستان حضرت سيدالشهداء (ع) اصفهان مراجعه شد. سپس با هماهنگي مسئولان اين مركز اسامي و مدارك پزشكي1341 زن مبتلا به سرطان پستان كه در سال هاي 1384 تا 1386 براي درمان به اين مركز مراجعه كرده بودند، در اختيار پژوهشگر قرار گرفت. پس از بررسي اوليه، 342 فرد 50 تا 65 ساله كه هر سه درمان جراحي، شيمي درماني و پرتودرماني را دريافت كرده و درحال حاضر نيز تحت مراقبتهاي دارودرماني بودند، براي نمونه انتخاب شدند. از ديگر شرايط مورد نظر عدم ابتلا به بيماري خاص، عدم تجربة قاعدگي در شش ماه گذشته، عدم نوسان وزن به مقدار 10 درصد (در شش ماه گذشته) و شركت نداشتن در فعاليت ورزشي يا بدني در اين مدت بود. شمارة تماس اين بيماران ثبت و با آنها تماس گرفته شد و براي شركت در اين پژوهش دعوت به عمل آمد. 58 نفر اعلام آمادگي كردند و با ايشان در محل سالن همايش هاي بيمارستان سيدالشهداء (ع) قرار ملاقات گذاشته شد. 38 نفر در محل يادشده حضور به هم رساندند. پس از ارائة توضيحات لازم و تشريح اهداف و مراحل انجام پژوهش توسط پژوهشگر، پرسشنامة آمادگي شركت در فعاليت بدني (PAR-Q) و فرم رضايت از شركت در تحقيق، توسط تمام افراد حاضر در محل تكميل و تحويل پژوهشگر شد. مجوز ملاحظات اخلاقي نيز از گروه انكولوژي و پرتودرماني دانشگاه علوم پزشكي اصفهان اخذ شد. با بررسي پرسشنامه مشخص شد كه 32 نفر حائز شرايط لازم براي شركت در اين پژوهش هستند. اين افراد به طور تصادفي به دو گروه تجربي (16 نفر) و شاهد (16 نفر) تقسيم شدند. در پايان برنامة تمريني 29 نفر (گروه تجربي، 14 نفر و گروه شاهد، 15 نفر) اندازه گيريهاي مربوط به پس آزمون را تكميل كردند.
اندازهگيري متغيرها
براي اندازه گيري قد از قدسنج مدل سكا ساخت كشور آلمان با حساسيت 1/0 متر استفاده شد. وزن آزمودنيها با ترازوي ديجيتال مدل پند الكترونيك ساخت كشور ايران با حساسيت 01/0 كيلوگرم، بدون كفش ثبت شد. شاخص تودة بدن آزمودني ها با تقسيم وزن بدن برحسب كيلوگرم به مجذور قد برحسب متر به دست آمد. ضربان قلب استراحت آزمودنيها در صبح، بلافاصله پس از بيدار شدن از خواب با استفاده از نمايشگر ضربان قلب پولار ساخت كشور فنلاند ثبت شد. به اين منظور به آزمودنيها نحوة استفاده و روش كار نمايشگر توضيح داده شد. پس از 3 بار تكرار و اطمينان از اينكه آنها روش كار با اين وسيله را فراگرفتهاند، از آنها درخواست شد صبح و بلافاصله پس از بيدار شدن از خواب، ضربان قلب خود را ثبت كنند. فشار خون آزمودنيها با فشارسنج جيوهاي مدل 2ALPK ساخت كشور ژاپن اندازهگيري و ثبت شد. اندازههاي مربوط به دور كمر و باسن با استفاده از متر نواري ثبت شد. دور كمر در باريكترين قسمت كمر در محدودة ناف و دور باسن در پهنترين قسمت آن بهدست آمد. از تقسيم دور كمر به دور باسن، نسبت دور كمر به دور باسن محاسبه شد. تمام اندازهگيري ها توسط يك آزمونگر دوبار انجام و ميانگين دوبار اندازهگيري ثبت شد. اندازهگيري در پيش آزمون و پس آزمون توسط همان آزمونگر انجام گرفت. براي اندازه گيري ظرفيت هوازي آزمودنيهاي هر دو گروه از آزمون بروس تعديل (اصلاح) شده استفاده شد. در همان روز، مشخصات فردي ثبت و متغيرهاي آنتروپومتريك اندازه گيري شد. در طول اجراي آزمون، پژوهشگر به همراه يك پزشك، يك پزشكيار و يك پرستار بر وضعيت و حالت هاي آزمودنيها كنترل داشتند.
پروتكل فعاليت ورزشي تركيبي
اين پروتكل تنها براي گروه تجربي طراحي شد. آزمودنيهاي اين گروه، دو روز در هفته ( شنبه و چهارشنبه) 9 حركت استاندارد (حركات اسكات، پرس پا، پشت پا با دستگاه، جلو پا با دستگاه، پرس سينه، پرس نظامي، كشش دستگاه قرقرهاي (لت)، جلو بازو و پشت بازو با دستگاه) را 10 تا 14 تكرار در 3 دور اجرا مي-كردند (18، 19). بين دورها يك استراحت 3 دقيقهاي در نظر گرفته شده بود. به منظور رعايت اصل اضافه بار، هر پنج هفته بر تعداد تكرارها افزوده ميشد، به طوري كه آزمودني ها هفتة اول تا پنجم 10 تكرار، هفتة ششم تا دهم 12 تكرار و هفتة يازدهم تا پانزدهم 14 تكرار اجرا كردند. براي تمرينات با وزنه شدت خاصي در نظر گرفته نشد. از آزمودنيهاي گروه تجربي درخواست شد وزنهاي را انتخاب كنند كه بتوانند 10، 12 و 14 تكرار را به راحتي انجام دهند. همچنين، آزمودنيهاي اين گروه براي 15 هفته و هر هفته دو روز ( روزهاي يكشنبه و سهشنبه) به مدت 25 تا 45 دقيقه پيادهروي ميكردند. شدت فعاليت در طول 15 هفته ثابت و برابر با 55 تا 60 درصد ضربان قلب هدف در نظر گرفته شده بود (2، 27). هر 3 هفته، 5 دقيقه به مدت فعاليت اضافه ميشد، به طوري كه آزمودنيها در سه هفتة اول 25 دقيقه، سه هفتة دوم 30 دقيقه، سه هفتة سوم 35 دقيقه، سه هفتة چهارم 40 دقيقه و در سه هفتة پاياني 45 دقيقه پياده روي كردند. براي كنترل شدت فعاليت از نمايشگر ضربانقلب پولار استفاده شد. پيش از شروع تمرين هوازي و مقاومتي 10 دقيقه حركات نرمشي و گرم كردن و پس ازپايان برنامه نيز 10 دقيقه سرد كردن انجام ميگرفت. در طول اين 15 هفته ازگروه شاهد درخواست شد تا در فعاليت بدني يا ورزشي شركت نكنند. تمام آزمودنيهاي گروه تجربي به طور گروهي و صبح بين ساعت 10 تا 11 به اجراي پروتكل پرداختند.
روش تجزيه و تحليل داده ها
دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزيه و تحليل شد. براي توصيف دادهها از شاخصهاي توصيف مركزي و پراكندگي و براي مقايس ة دادهها و مشخص كردن معنيدار بودن تفاوتهاي دوگروه از آزمون تحليل كوواريانس استفاده شد. سطح معني داري در اين پژوهش كمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.

نتايج و يافته هاي تحقيق
جدول 1 متغيرهاي اندازهگيري شدة مربوط به وزن بدن، شاخص تودة بدن، دور كمر، دور باسن، WHR، Vo2max، فشار خون و ضربان قلب استراحت و معنيدار بودن تفاوتها در پيش آزمون و پس آزمون بين دو گروه شاهد و تجربي را نشان ميدهد. همانگونه كه در جدول 1 مشخص است، پس از 15 هفته، در گروه تجربي، ميانگين ظرفيت هوازي بيشينه ( از 15/17 به 65/20 ميلي ليتر بر كيلوگرم در دقيقه) افزايش و ميانگينهاي وزن بدن ( از 39/70 به 40/69 كيلوگرم)، BMI ( از 04/28 به 74/27 كيلوگرم بر متر مربع)، WHR (از 982/0 به 956/0 متر)، فشار خون (از 33/124 به 61/123 ميلي ليتر جيوه) و ضربان قلب استراحت ( از 57/85 به 92/83 ضربه در دقيقه) كاهش يافتند. بين دو گروه در متغيرهاي وزن بدن (25/9 F=و028/0BMI ،( p= (64/8 F=و 019/0 F= 11/12) WHR ،(p=و010/0 F= 11/24) Vo2max ،(p=و 002/0p= ) و ضربان قلب استراحت (74/11 F= و013/0p=) تفاوت معنيداري بهدست آمد. يافتهها حاكي از آن است كه فعاليت ورزشي تركيبي بر اين متغيرها در آزمودنيهاي گروه تجربي اثر معنيدار داشته است. با اين حال، بين فشار خون دو گروه پس از 15 هفته تفاوت معنيداري مشاهده نشد(05/0P> ).
جدول 1- متغير هاي مورد اندازهگيري به تفكيك گروهها در پيشآزمون و پس آزمون (ميانگين و انحراف معيار)

61293-44912معن

سطح
داري

ي

معن

سطح

داري

ي

گروه شاهد گروه تجربي
متغير

Fپيش آزمون پس آزمون پيش آزمون پس آزمون
0/028* 9/25 69/40±13/51 70/39 ± 12/75 71/60 ±9/28 70/170 ± 9/00 وزن بدن(kg)
0/019* 8/64 27/74± 4/77 28/04 ± 4/69 27/98 ± 3/55 27/42 ± 3/43 BMI(kg/m2)
0/372 -0/909 96/46 ±12/99 99/85 ± 13/55 93/93 ± 8/87 93/53 ± 8/74 دور كمر(cm)
0/150 1/482 101/78 ±9/46 101/46 ± 10/48 97/03 ± 9/19 97/03 ± 9/03 دور باسن(cm)
0/010* 11/12 0/946 ± 0/797 0/982 ± 0/721 0/968 ±0/416 0/964 ± 0/369 WHR
0/002*
11/24 20/65 ± 5/73 17/15± 6/02 13/85 ± 5/18 14/45 ± 5/05 Vo2max
(ml/min/kg)
0/11 1/21 123/61 ±3/79 124/33 ± 6/36 129/13 ±5/23 127/45 ± 4/90 فشار خون(mmHg)
0/013*
11/74 83/92 ± 5/62 88/57 ± 5/35 89/46 ± 5/94 88/53 ± 6/30 ضربان قلب استراحت
(beat/min)
( p< 0/05) *
بحث و بررسي
در اين پژوهش، پس از 15 هفته ظرفيت هوازي گروه تجربي ml/kg/min 49/3 افزايش و ظرفيت هوازي گروه شاهد ml/kg/min 6/0 كاهش يافت. همچنين يافتهها نشان داد كه تمرين هوازي و مقاومتي تركيبي اثر معنيداري بر ظرفيت هوازي زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان دارد. اين يافته با يافتههاي ويزوفسكي و همكاران (2005)، موستيان و همكاران (2006)، اشنايدر و همكاران (2007)، مكنلي و همكاران (2006) و نيكاندر و همكاران (2007) همخواني دارد(26، 15، 20، 11، 17). در پژوهش ويزوفسكي و همكاران (2005) كه از دوچرخة كارسنج به مدت 12 هفته استفاده شد، ظرفيت هوازي و عملكردي زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان بهبود يافت(26). در گزارش موستيان و همكاران (2006) مشخص شد كه فعاليت ورزشي تركيبي به بهبود ظرفيت هوازي زنان مبتلا به سرطان پستان كمك مي كند(15). اشنايدر و همكاران (2007) اذعانكردند، فعاليت ورزشي نظارت شده با شدت متوسط سبب حفظ يا بهبود ظرفيت هوازي ميشود(21). گزارش مك نلي و همكاران (2006) و نيكاندر و همكاران (2007) نيز حاكي از بهبود ظرفيت هوازي در اثر فعاليت ورزشي در زنان مبتلا به سرطان پستان است (11، 17). يافتههاي پژوهش حاضر، يافتههاي پژوهشگران قبلي را تاييد ميكند و نشان ميدهد فعاليت ورزشي ميتواند Vo2maxزنان يائسة مبتلا به سرطان پستان را بهبود بخشد. بر اثر ابتلا به بيماري سرطان پستان و درمان ناشي از آن ظرفيت هوازي زنان مبتلا به اين بيماري كاهش مييابد (2،1، 3 ،4،6)، اما ممكن است فعاليت ورزشي بر بهبود اين ظرفيت اثر داشته باشد. سازوكار احتمالي اين بهبود ممكن است به بهبود عملكرد دستگاه قلب و عروق و تنفس در اثر فعاليت ورزشي مربوط باشد. ابتلا به سرطان پستان و درمان آن علاوه بر كاهش ظرفيت هوازي، سبب افزايش خستگي روزانه ميشود، اما به نظر ميرسد بهبود ظرفيت هوازي بيشينه در اثر فعاليت ورزشي در بهبود عملكرد زنان يائسة مبتلا پستان نقش دارد و آثار خستگي ناشي از درمان را كاهش مي دهد (23).
در اين پژوهش، پس از 15 هفته فعاليت ورزشي تركيبي، ضربان قلب استراحت آزمودنيهاي گروه تجربي 65/4 ضربه در دقيقه كاهش و ضربان قلب استراحت گروه شاهد 93/0 ضربه در دقيقه افزايش داشت. بين دو گروه نيز تفاوت معنيداري در كاهش ضربان قلب استراحت پس از 15 هفته به دست آمد. اين يافته نشان ميدهد، فعاليت ورزشي هوازي و مقاومتي اثر معنيداري بر كاهش ضربان قلب استراحت زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان دارد، اين با يافتههاي موستيان و همكاران (2006)، نيكاندر و همكاران (2007) و اشنايدر و همكاران (2007) همخواني دارد (15، 17،21). ازاينرو، به نظر ميرسد فعاليت ورزشي تركيبي ضربان قلب استراحت زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان را كاهش مي دهد. سازوكار محتمل براي اين موضوع ميتواند تقويت دستگاه قلبي عروقي – تنفسي و افزايش ظرفيت حمل اكسيژن باشد (23، 24).
براساس يافتههاي اين پژوهش، فعاليت ورزشي تركيبي اثر معني داري بر كاهش وزن بدن و BMI زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان دارد، به طوري كه پس از 15 هفته، وزن بدن و BMI گروه تجربي به ترتيب kg 992/0 و 2 kg/m3/0 كاهش و وزن بدن و BMI گروه شاهد به ترتيب kg 43/1 و 2 kg/m54/0 افزايش داشت. در مورد اثر فعاليت ورزشي بر نسبت دور كمر به باسن (WHR) زنان مبتلا به سرطان پستان، يافتة اينپژوهش نشان داد كه فعاليت ورزشي هوازي و مقاومتي تركيبي اثر معنيدار بر نسبت دور كمر به باسن زنانيائسة مبتلا به سرطان پستان دارد. اين يافتهها با يافتههاي اهيرا و همكاران (2006) و ويلسون و همكاران(2005) همخواني دارد (17، 27). با اين حال، بين اين يافته و يافتههاي ماتيوس و همكاران (2007) و مك نلي و همكاران (2006) كه نبود اثر معنيدار فعاليت بدني بر وزن بدن، شاخص تودة بدن و نسبت دور كمر به باسن زنان مبتلا به سرطان پستان را گزارش كردند، همخواني وجود ندارد (10، 11). علت احتمالي اين عدم همخواني ممكن است به نوع و مدت فعاليت ورزشي مربوط باشد، زيرا ماتيوس و همكاران از برنامة پيادهروي نظارت نشده به مدت 12 هفته استفاده كردند (10)، درحالي كه در پژوهش حاضر از برنامة نظارت شدة تركيبي به مدت 15 هفته استفاده شد. همچنين در تحقيق مك نلي اثر فعاليت ورزشي بر تمام زنان مبتلا به سرطان پستان با هر دامنة سني و هر نوع درمان در نظر گرفته شده بود(11)، درحالي كه پژوهش حاضر به زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان با دامنة سني 50 تا 65 سال كه درمانهاي جراحي، شيمي درماني و پرتو درماني دريافت كرده و تحت دارودرماني بودند، محدود شده بود. با توجه به اينكه اضافه وزن و شاخص تودة بدن بالا خطر ابتلا به سرطان پستان و بازرخداد آن را در زنان يائسة تحت درمان افزايش مي دهند، به نظر ميرسد فعاليت ورزشي تركيبي بتواند با كاهش وزن بدن و BMI اين خطر را به طور چشمگيري كاهش دهد. برخي از سازوكارهاي احتمالي مرتبط عبارت است از كاهش سطوح انسولين و مقاومت به انسولين و برخي هورمونهاي زنانه مانند استراديول و پرژوسترون (عوامل خطرزاي ابتلا و بازرخداد سرطان پستان). شواهد حاكي از ارتباط مستقيم معنيدار بين وزن بدن و شاخص تودة بدن با سطوح انسولين و هورمونهاي زنانه است (12، 13). بنابراين كاهش وزن و شاخص تودة بدن در پژوهش حاضر احتمالاً ميتواند سبب كاهش سطوح انسولين و هورمونهاي زنانه شود و خطر بازرخداد را در زنان يائسة تحت درمان كاهش دهد. با اين حال، تاييد اين ادعا به پژوهشهاي بيشتري نياز دارد.
نتيجه گيري
با توجه به يافتههاي اين پژوهش ميتوان گفت كه فعاليت ورزشي هوازي و مقاومتي تركيبي بر ظرفيت هوازي، وزن بدن، شاخص تودة بدن و نسبت دور كمر به باسن زنان يائسهي مبتلا به سرطان پستان اثر معني-داري دارد. با توجه به يافتههاي اين پژوهش و مقايسة آن با نتايج پژوهش هاي ديگر به نظر ميرسد فعاليتهايورزشي نظارت شده آثار مثبتي بر برخي متغيرهاي آنتروپومتريك زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان كه تحتدرمان هستند، دارد.
منابع و مĤخذ
1.Courneya KS, Mackey JR, Bell GJ, Jones LW, Field CJ, Fairey AS (2003). “Randomized controlled trial of exercise training in postmenopausal breast cancer survivors: Cardiopulmonary and quality of life outcomes”. Journal of Clinical Oncology. 21; PP:1660-1668.
2.Daley AJ, Crank H, Saxton JM, Mutrie N, Coleman R, Roalfe A. (2007). “Randomized trial of exercise therapy in women treated for breast cancer”. Journal of Clinical Oncology, 25: PP:1713- 1721.
3.Dimeo FC, Tilmann MHM, Bertz H, Kanz L, Mertelsmann R, Keul J (1997). “Aerobic exercise in the rehabilitation of cancer patients after high dose chemotherapy and autologous peripheral stem cell transplantation”. Cancer. 79; PP:1717 – 1722
4.Drouin JS, Young TJ, Beeler J, Byrne K, Birk TJ, Hryniuk WM, Hryniuk LE (2006). “Random control clinical trial on the effects of aerobic exercise training on erythrocyte levels during radiation treatment for breast cancer”. American Cancer Society.107; PP:2490 – 2495.
5.Ford ES, Giles WH, Dietz WH (2002). “Prevalence of the metabolic syndrome among US adults: findings from the third National Health and Nutrition



قیمت: تومان


پاسخ دهید