علوم زيستي ورزشي _ زمستان 1389 شمارة 7 – ص ص : 136- 115 تاريخ دريافت : 23 / 11 / 89
تاريخ تصويب : 02 / 03 / 90

تأثير هشت هفته تمرين حركات موزون برغلظت كورتيزول، تستوسترون بزاقي و خلق و خو در زنان غير فعال
1. سارا صدرالاشرافي – 2.محمدعلي آذربايجاني – 3.ياسمين كيازاد – 4.گلنوش صدق روحي – 5.مسعود صدرالاشرافي
1و3.كارشناس ارشد تربيت بدني دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز، 2.عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز، 4.كارشناس ارشد تربيت بدني دانشگاه تهران، 5.عضو هيأت علمي دانشگاه بوعلي سينا

چكيده
پژوهش حاضر با هدف بررسي طول دورة حركات موزون بر غلظت كورتيزول وتستوسترون بزاقي، خلق وخو در زنان غير فعال انجام گرفت. به اين منظور در يك كار آزمايشي نيمه تجربي19زن متاهل غيرفعال با روش نمونه گيري هدفمند در دسترس به عنوان آزمودني انتخاب و به طور تصادفي به دو گروه تمرين حركات موزون(12نفر) وكنترل(7نفر) تقسيم شدند. ميانگين سني آزمودني ها 3±30 سال و قد 1/5±167سانتي متر، وزن 4/7±5/65 كيلوگرم محاسبه شد. برنامة گروه حركات موزون 8 هفته تمرينات منظم ريتميك هوازي با شدت 120 ضربه مترونوم كه در طول دورة ثابت بود. درجلسة اول 20 دقيقه تمرين حركات موزون انجام شد و هر چهار جلسه 10 دقيقه به مدت آن افزوده شد. هر دو هفته يك بار 6 ميلي ليتر بزاق تحريك نشده قبل و پس از تمرين(هرچهارجلسه يك بار)از آزمودني ها گرفته شد. غلظت كورتيزول و تستوسترون بزاقي به روش الايزا، خلق وخو با پرسشنامة برمزدرآغاز، ميان و پايان دوره سنجيده شد. براي تجزيه و تحليل آماري از نرم افزار SPSS نسخة 18 در تحليل واريانس يكطرفه با اندازه گيري هاي مكرر و ضريب همبستگي اسپيرمن در سطح معني داري 05/0P< استفاده شد. نتايج نشان داد غلظت سطوح استراحتي و پس از فعاليت تستوسترون كاهش معني دار يافت (05/0P<). درحالي كه سطوح استراحتي و پس ازفعاليت كورتيزول به صورت معني داري افزايش يافت (05/0P<). بين تستوسترون با خلق وخو در جلسة اول و همچنين بين سطوح پس از فعاليت كورتيزول و خلق وخو در جلسة شانزدهم همبستگي مشاهده شد(05/0P<). به علاوه از بين اجزاي شش گانة خلقي، تنها دراغتشاش فكري و تنش كاهش معني داري مشاهده شد(05/0P<). در نتيجه مي توان گفت پاسخ هورموني تابعي از طول دورة تمرين حركات موزون است. با در نظر گرفتن تغييرات هورموني و همچنين كاهش تنش و اغتشاش فكري متعاقب تمرين حركات موزون، بر مبناي همين مسئله به زنان غيرفعال توصيه مي شود تا از محاسن فيزيولوژيكي و رفتاري آن بهره ببرند.

واژه هاي كليدي
حركات موزون هوازي، تستوسترون، كورتيزول، خلق وخو، زنان غير فعال .
مقدمه
فعاليت هاي بدني را مي توان به عنوان فرايند استرس زا در نظر گرفت كه آثار گوناگوني بر سازوكارهاي فيزيولوژيكي و روانشناختي دارد(19). فعاليت هاي بدني ممكن است به عدم سازگاري يك عضو يا اندام منجر شود. يكي از فعاليت هاي بدني كه نياز به سازگاري زياد تمام اندام هاي بدن دارد، حركات موزون است(29). حركات موزون رابطة تنگاتنگي با تغييرات هورموني دارد(19). تمرينات استقامتي در زنان، تاثيرات مختلفي بر ترشح هورمون ها دارد. از جمله روند ترشح گونادوتروپين ، ACTH را تحت تاثير قرار مي دهد(5). تمرين حركات موزون موجب كاهش(24)، يا افزايش (22) هورمون كورتيزول در زنان مي شود، ولي به صورت دقيق اين سازوكار براي پژوهشگران مشخص نشده است. اين مطلب به پيچيدگي بيشتر اين تحقيقات منجر شده است. بعضي از تحقيقات علت اين تغييرات را مقدار توليد كورتيزول مي دانند كه سبب تحريك محور هيپوتالاموس-هيپوفيز-آدرنال HPA و افزايش ترشح ACTH از هيپوفيز مي شود(23). به علاوه در تحقيقات ديگر تحريك سيستم سمپاتيك را علت اين تغييرات مي دانند(30). با وجود تحقيقات مختلف در اين زمينه، پژوهشگران هنوز به اتفاق نظر كلي در اين مورد نرسيده اند.
از بين شاخص هاي فيزيولوژيكي، نسبت تستوسترون به كورتيزول كه بيانگر (تعادل) روند حالت آنابوليك و كاتابوليك در يك دوره تمرين است، استفاده شده است. به طور دقيق سازوكار پاسخ اين نسبت به تمرين، افزايش يا كاهش گزارش نشده است(13،8). مورسيا (2009) تغييرات هورموني را متعاقب تمرين حركات موزون بررسي كرد كه روند آنابوليكي مشاهده شد(27). درصورتي كه دان(2005) بعد از 45 دقيقه فعاليت بدني كاهش مقدار تستوسترون و افزايش كورتيزول را كه نشان دهنده روند كاتابوليك است گزارش كرد(8). تغييرات هورمون ها در ورزش با سازوكارهاي متفاوتي توجيه شده است. در تحقيقي كاهش تستوسترون متعاقب تمرينات استقامتي در زنان گزارش شد كه علت آن ممكن است افزايش دفع تستوسترون، بيشتر از مقدار متابوليزه شدن آن باشد(6). به علاوه، تمرين طولاني مدت از ترشح گونادوتروپين جلوگيري مي كند و غلظت تستوسترون بزاقي كاهش مي يابد(30). در توجيه اين تناقضات مي توان به پژوهش هاي مختلفي كه سطوح تام تستوسترون را به كار برده اند، اشاره كرد. درصورتي كه در برخي پژوهش ها نيز تستوسترون آزاد بررسي شده است. به نظر مي رسد يكي از دلايل وجود اختلاف در پژوهش هاي مختلف، همين م سئله باشد.
در تحقيقات متعددي كاهش سطوح تستوسترون متعاقب تمرين منظم(فعاليت بدني كه حداقل هفته اي 3 بار انجام گيرد) را گزارش كرده اند كه در برخي مطالعات، عدم تغيير معنا دار پس از تمرينات بسكتبال گزارش شده است و محققين تغييرات هورمونهاي LHو پرولاكتين را در شناخت مكانيزم الگوي ترشح تستوسترون موثر دانستند(9).
يكي ازاهداف اين پژوهش بررسي تغييرات هورموني و روانشناختي بصورت همزمان است. همان طوري كه بيان شد تغييرات رفتاري رابطه تنگاتنگي با تغييرات هورموني دارند(11،13). در مطالعاتي تغييرات هورموني و روانشناسي در پاسخ به استرسهاي فيزيكي(تمرينات) و مكانيسم هاي اصولي انجام گرفته است. اگر چه، آنها معمولا” بصورت جداگانه مورد سنجش قرار مي گيرند. استفاده همزمان اين موارد در ورزش ها و نمونه هاي مختلف باعث پيچيدگي بيشتر مي شود(32). همچنين همبستگي شديدي بين ميزان مجموع خلق وخو و غلظت كورتيزول بزاقي وجود دارد(14). در تحقيق ديگري گزارش شده است كه خلق وخو بر ميزان غلظت هورمون هاي استروئيدي تاثيري ندارد(15). علت اين امر مي تواند ناشي از استرس هاي فيزيكي(فعاليت بدني) كه سبب ترشح كورتيزول مي شود، باشد.
آزاد شدن كورتيزول به ارگانيسم اين امكان را مي دهدكه بتواند تعادل خود را در مقابل فشارهاي عصبي و رواني حفظ كند(13). همچنين پاسخ به استرس هاي فيزيكي در ورزش هاي مختلف به شدت (30) و مدت(28) تمرين بستگي دارد.
از جمله شاخص هاي رفتاري كه تحت تاثير فعاليت بدني قرار مي گيرد، خلق و خوست (20،9). همچنين رابطة تنگاتنگي بين بهبود خلق و خو و فعاليت بدني مشاهده شده، و ليكن در شرايط مختلف تمرين، از جمله شدت و مدت تمرين آثار متفاوتي گزارش شده است (9،28،30). يكي از فعاليت هاي بدني كه جذابيت بيشتري براي زنان دارد، حركات موزون است (16). تمرين حركات موزون در درمان بسياري از بيماري هاي خلقي كاربرد دارد. بنابه گزارش پژوهشي، زنان دو برابر مردان و سريع تر دچار افسردگي و بيماري هاي خلقي مي شوند(20). از طرفي نيز مشاهده شده كه گاهي حركات موزون بر خلق وخو تاثيري نداشته و حتي موجب افزايش خلق وخوي منفي شده است (28).
در تحقيقات متعددي هورمون كورتيزول و تستوسترون در خون بررسي شده است، درصورتي كه در اين پژوهش از روش بررسي هورمون در بزاق استفاده شده كه علاوه بر آسان تر بودن اين روش، نتايج دقيق تري را نيز نشان داده است. همچنين تا كنون تغييرات هورموني از يك سو و از سوي ديگر تغييرات رفتاري متعاقب تمرين حركات موزون گزارش نشده است. به همين علت كمبود پژوهش هاي مختلف در بررسي چندين متغير كاملاً مشهود است. به علاوه در جامعة امروزي زنان كمتر به سلامت خود بها مي دهند، همچنين كمبود امكانات سبب غفلت آنها از سلامت خود شده است و مي دانيم كه سلامت جامعه در گرو سلامت زنان جامعه است، در اين بين تمريني كه با كمترين امكانات و در هر جا و مكاني و با رضايتمندي آنها همراه باشد، تمرين حركات موزون است، ازاين رو بررسي تغييرات هورموني و رفتاري متعاقب تمرينات حركات موزون در زنان غيرفعال، قابل تامل و بررسي است.

روش تحقيق
آزمودني ها
19زن متاهل غيرفعال از مناطق 2و 6 شهر تهران با روش نمونه گيري هدفمند در دسترس به عنوان آزمودني هاي اين پژوهش انتخاب شدند. پس از انتخاب آزمودني ها، اهداف و مجمومة اقدامات و نحوة تمرينات و روزهاي نمونه گيري و ديگر جزئيات پژوهش كه قرار بود طي روند تحقيق انجام گيرند، به آنها توضيح داده شد و از آنها خواسته شد در صورت تمايل فرم رضايت و تعهدنامة كتبي شركت در پژوهش را امضاء كنند. آزمودني ها به صورت تصادفي به دو گروه 12 نفرة تمرين حركات موزون و7 نفرة كنترل تقسيم شدند. تمامي آزمودني ها غيرفعال بودند، به اين معني كه طي يك سال اخير فعاليت منظم ورزشي نداشتند. هيچ يك از آزمودني ها سابقة اختلال هاي هورموني و بي نظمي هاي قاعدگي نداشتند و به منظور مقاصد درماني از دارو استفاده نمي كردند، ولي متأسفانه فعاليت روزان ة آزمودني ها و زمان عادت ماهيانة آنها كنترل شدني نبود.
جدول 1 – مشخصات آزمودني ها
ضربان قلب پس از تمرين (ضربه در دقيقه) ضربان قلب
استراحتي(ضربه در دقيقه) شاخص توده بدن
(kg/m2) (cm)قد وزن (kg) سن (سال) گروه*
80/18±9 52/9±9 22/5±2/66 166±3/2 67±8 30±3 تجربي
——- 53±6 24/4±2/99 169±7/2 64±8/8 30±3 كنترل
* اطلاعات بر اساس ميانگين و انحراف استاندارد گزارش شده است.

برنامه تمرين
گروه تجربي به مدت 8 هفته (دو جلسه درهفته) ساعت 4 بعدازظهر به تمرين حركات موزون هوازي پرداختند. آزمودني ها در ابتدا و انتهاي هر جلسه به مدت 5 دقيقه، با انجام حركت هاي سادة كششي بدن خود را گرم و سرد كردند. برنامة اصلي تمريني شامل الگوهاي حركتي ريتميك و موزيكال بود كه توسط چند متخصص ساخته شده و به آزمودني ها آموزش داده شد. موزيك انتخاب شده با شدت 120 ضربه مترونوم در دقيقه كه معادل 65%VO2max(22) است، اجرا شد.
در جلسة اول مدت تمرين 20 دقيقه بود و هرچهارجلسه 10 دقيقه به مدت آن افزوده شد و در جلسة شانزدهم به 60 دق يقه رسيد. گروه كنترل فقط در جلسه هاي نمونه گيري در محل تمرين حاضر شدند و قبل از شروع تمرين نمونة بزاقي از آنها گرفته شد.
جمع آوري بزاق
نمونه هاي بزاقي 10 دقيقه قبل از تمرين (گروه تجربي وكنترل) و ده دقيقه پس از سردكردن (گروه تجربي) در جلسه هاي اول، چهارم، هشتم، دوازدهم وشانزدهم جمع آوري شد، به اين صورت كه ابتدا هريك از آزمودني ها دهان خود را شستند و براي جلوگيري از كم آبي و خشكي دهان حدود 200 ميلي ليتر آب نوشيدند و 2 دقيقه بعد 6 ميلي ليتر از بزاق خود را به صورت تحريك نشده به درون لوله هاي مخصوص جمع آوري نمونة ريختند. كلية نمونه هاي جمع آوري شده در دماي 20- درج ة سانتي گراد فريز شدند تا پس از اتمام دوره تمامي لوله ها آزمايش شوند. براي جلوگيري از هر گونه اثر مخدوش كننده، نمونهگيري از كليه آزمودنيها در شرايط يكسان بهعمل آمد.
سنجش هورموني
غلظت تستوسترون وكورتيزول بزاقي هر دو با استفاده از روش الايزا و كيتهاي اختصاصي ساخت شركت ديامترا ايتاليا و حساسيتpg/ml5/3 با اطمينان 95 درصد براي تستوسترون و حساسيت ng/ml05/0 با اطمينان 95 درصد براي كورتيزول تعيين شد. همان طور كه ذكر شد، نمونه هاي جمع آوري شده در دماي 20- درجة سانتي گراد فريز شدند. بعد از پايان دورة تمرين در روز آزمايش، نمونه ها در دماي اتاق قرار گرفتند تا از حالت فريز خارج شدند، پس از سانتريفوژ، مخاط موجود در آن ته نشين شد تا غلظت كورتيزول و تستوسترون از مايع موجود در بخش فوقاني لوله ها اندازه گيري شود. به منظور جلوگيري از تاثير عوامل محيطي (زمان، مكان و آزمايش كننده) نمونه ها در شرايط يكسان آزمايش شدند. از طرف ديگر، روش و كيت مورد استفاده براي آزمايش تمامي نمونهها يكسان بود.
سنجش خلق وخو
براي سنجش خلق وخو از پرسشنامة برمز استفاده شد. اين پرسشنامه داراي 24 سؤال چندبعدي است كه شش عامل خلقي شامل خشم، اغتشاش فكري، تنش، خستگي، افسردگي و نيرومندي را مي سنجد. آزمودني ها بايد به پاسخ هاي 5 گزينه اي در مقياس ليكرت از خيلي زياد (4 امتياز) تا ابداً (صفر امتياز) پاسخ مي دادند. اين پرسشنامه در آغاز روز اول، ميان دوره (جلسه 8) و روز پاياني (جلسه 16)، به وسيلة آزمودني ها تكميل شد. سؤال پرسشنامه اين گونه بود چه احساسي اكنون داريد؟ پاسخ به آن ابعاد گوناگون خلقي را مي سنجيد، براي مثال خشم شامل ” عصبانيت “، اغتشاش فكري شامل “گيج شدن” كه هر بعد شامل چند سؤال بود كه جمع تمام اين ابعاد مجموع خلق وخو را تشكيل داد.
اين پرسشنامه بر روي 2450 نفر انجام گرفت و اعتبار آن بين 71/0، 94/0گزارش شد(21). پايايي اين پرسشنامه نيز توسط چند متخصص از دانشگاه بوعلي سينا همدان و دانشگاه آزاد تهران مركز تاي يد شد.
مدل آماري
در اين پژوهش از نرم افزار SPSS نسخة 18 استفاده شد. تمام اطلاعات براساس ميانگين و انحراف استاندارد گزارش شده است. به منظور تجزيه و تحليل آماري در مورد الگوي تغييرات غلظت تستوسترون، كورتيزول، نسبت تستوسترون به كورتيزول و خلق و خو از آزمون تحليل واريانس با اندازه گيري مكرر استفاده شد. در صورت مشاهدة تفاوت معني دار، به منظور تعيين محل تفاوت از آزمونt جفت شده و براي تعيين رابطة بين متغيرها از ضريب همبستگي اسپيرمن استفاده شد. سطح اطمينان براي تمام محاسبات، 05/0 P< در نظر گرفته شد.

نتايج و يافته هاي تحقيق
1- كورتيزول
با توجه به شكل 1، مشاهده مي شود كه سطوح استراحتي و پس از فعاليت كورتيزول پس از تمرين حركات موزون افزايش معني دار يافت به ترتيب (63/3 = 2µ2=0/248 ،P = 0/03 ،Fx) و (29/5 = 2µ2=0/325،P= 0/004،Fx).
آزمون تعقيبي نشان داد اين اختلافات بيشتر در جلسة شانزدهم بوده است. اندازه گيري هاي انجام گرفته در گروه كنترل عدم تغيير در سطوح استراحتي كورتيزول را نشان داد (93/0 =2µ2 =0/135،P=0/4، Fx).

شكل 1- ميانگين(SD±) سطوح استراحتي و پس از تمرين كورتيزول گروه تمرين حركات موزون
جدول 2- ميانگين سطوح استراحتي كورتيزول گروه كنترل
سطوح جلسة اول جلسة چهارم جلسة هشتم جلسة دوازدهم جلسة شانزدهم
3/21±0/85 4/01±/27 2/87±1/32 3/82±1/78 3/52±1/8 استراحتي

شكل2- ميانگين (SD±) سطوح استراحتي و سطوح پس از تمرين تستوسترون گروه تمرين حركات موزون

جدول3- ميانگين سطوح استراحتي تستوسترون گروه كنترل

سطوح جلسة اول جلسة چهارم جلسة هشتم جلسة دوازدهم جلسة شانزدهم
81/41 95/28 86/85 82/57 87/57 استراحتي

3- نسبت تستوسترون به كورتيزول
همان طور كه در شكل 3 مشاهده مي شود. سطوح استراحتي و پس از فعاليت نسبت T/C پس از تمرين حركات موزون كاهش معني دار يافته است به ترتيب (93/3=2µ2 =0/263 ،P=0/047 ، Fx) و (94/4=2 Fx، 033/0=µ2 =0/310 ،P). آزمون تعقيبي نشان داد اين اختلافات بيشتر در جلسة شانزدهم بوده است. اندازه گيري هاي انجام گرفته در گروه كنترل عدم تغيير در سطوح استراحتي T/C را نشان داد (034/1=2P=0/388 ، Fx، 147/0= 2µ).
81381642791*†#
β
*
*
*†
β

#
اول

جلسه
چهارم

جلسه
هشتم

جلسه
دوازدهم

جلسه
شانزدهم

جلسه
فعاليت

از

قبل
فعاليت

از

پس

*†#

β

*



قیمت: تومان


پاسخ دهید