علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1390 شمارة 9- ص ص : 112 – 95 تاريخ دريافت : 19 / 02 / 90 تاريخ تصويب : 23 / 05 / 90

تاثير يك جلسه ورزش هوازي وامانده ساز با دو شدت متفاوت بر مقدار MDA سرمي در
مردان سيگاري

1.امير حسين حقيقي _ 2.عبدالحامد دريجاني _ 3. محمدرضا حامدي نيا
1و3. دانشيار دانشگاه تربيت معلم سبزوار، 2. كارشناس ارشد فيزيولوژي ورزش دانشگاه تربيت معلم سبزوار

چكيده
هدف از تحقيق حاضر، بررسي تاثير يك جلسه ورزش هوازي وامانده ساز با دو شدت متفاوت بر مقدار مالون دي آلدهيد سرمي در مردان سيگاري بود. به همين منظور 12 مرد سيگاري (با ميانگين هاي سن 31/1± 08/22 سال، درصد چربي 92/4±26/17 درصد و شاخص تودة بدن 96/2±21/23 كيلوگرم برمترمربع) به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفي در يك طرح متقاطع در سه حالت كنترل، ورزش هوازي وامانده ساز با شدت 75-70 درصد حداكثر ضربان قلب و ورزش هوازي وامانده ساز با شدت 95-90 درصد حداكثر ضربان قلب، قرار گرفتند. نمونه هاي خوني، قبل و بلافاصله پس از اجراي آزمون جمع آوري شد. سطح مالون دي آلدهيد با روش الايزا تعيين شد. داده ها با استفاده از آزمون هاي تحليل واريانس يك طرفه و t همبسته تحليل شدند. پس از اصلاح نتايج نسبت به تغييرات حجم پلاسما، مشخص شد كه مقدار MDA در دو گروه تجربي نسبت به گروه كنترل به طور معناداري بيشتر بود. همچنين در مقايسة بين دو گروه تجربي مشاهده شد كه ورزش هوازي با شدت 95-90 درصد حداكثر ضربان قلب نسبت به ورزش هوازي با شدت 75-70 درصد حداكثر ضربان قلب موجب افزايش بيشتري در MDA سرمي مي شود. مي توان گفت افراد سيگاري براي انجام فعاليت هاي بدني، بهتر است از فعاليت هايي با شدت متوسط(75-
70 درصد حداكثر ضربان قلب) استفاده كنند، زيرا توليد استرس اكسايشي در اين فعاليت ها نسبت به فعاليت هاي با شدت بيشتر، كمتر است.

واژه هاي كليدي
استرس اكسايشي، مالون دي آلدهيد، مردان سيگاري، ورزش هوازي.
مقدمه
امروزه سيگار، يكي از مهم ترين عوامل مرگ و مير انسان و در عين حال تنها علت قابل پيشگيري مرگ و مير و ناتواني در دنيا محسوب مي شود و هر ساله استفاده از محصولات دخانيات، تلفات سنگين و مرگ و مير انساني شديدي را در سراسر جهان سبب مي شود. سيگار كشيدن و در معرض دود سيگار بودن، به طور چشمگيري شيوع بيماري هاي قلبي – عروقي، ريوي و سرطان را افزايش مي دهد (11، 22). كشيدن سيگار به تشكيل راديكال هاي آزاد و در نهايت بروز استرس اكسايشي منجر مي شود (8، 11). دود سيگار از دو بخش تشكيل شده است، دود و تار. هر دو اين مواد منابع غني از راديكال هاي آزادند. راديكال آزاد، اتم يا مولكولي است كه به دليل داشتن اربيتال نيمه پر با ديگر اتم ها يا مولكول هاي آزاد يا غيرآزاد بدن، از جمله ليپيدها، پروتئين ها، قندها و DNA واكنش ميدهد و آنها را اكسيد مي كند (27،25). بيشتر راديكال ها از گونه هاي اكسيژن فعال (ROS) و گونه هاي نيتروژن فعال (RNS) ناشي مي شوند(19). از طرف ديگر، استرس اكسايشي به عنوان عدم تعادل بين پر اكسيدان ها(گونه هاي راديكال آزاد) و توانايي دفع آنها از طريق بدن(آنتي اكسيدان ها)، تعريف مي شود(7). اين
استرس ممكن است به واسطة افزايش توليد گونه هاي اكسيژن فعال يا كاهش سطح آنتي اكسيدان ها(گونه هاي آنزيمي و غير آنزيمي) يا هر دو به وجود آيد(24). استرس اكسايشي نيز ممكن است به
بافت هاي مختلف آسيب برساند و موجب ايجاد بيماري شود. بدن انسان مجهز به سيستمي به نام دفاع آنتي اكسيداني است. اين سيستم شامل آنزيم هاي آنتي اكسيداني و ويتامين هاي آنتي اكسيداني است كه راديكال هاي آزاد را پاكسازي و از آسيب اكسايشي بدن جلوگيري مي كند(6).
تحقيقات گزارش كرده اند كه تمرينات كوتاه مدت هوازي به ويژه زماني كه با شدت بالا اجرا شوند، به افزايش توليد راديكال هاي آزاد منجر شده و با سركوب سيستم دفاع آنتي اكسيداني، موجب ايجاد استرس اكسايشي مي شود(36،31،14). واكنش راديكال هاي آزاد با غشا ي سلول ها به توليد يكي از شاخص هاي استرس اكسايشي به نام مالون دي آلدهيد (MDA) مي انجامد كه امكان اندازه گيري غير مستقيم استرس اكسايشي را فراهم مي كند (33). از گزارش هاي موجود چنين استنباط مي شود كه برحسب نوع و شدت فعاليت بدني، ميزان آمادگي افراد و سازگاري آنان به تمرينات ورزشي، مي توان افزايش، كاهش يا عدم تغيير مقدار MDA را پس از ورزش انتظار داشت. در همين زمينه، حامدي نيا و همكاران(1381) نشان دادند كه يك جلسه ورزش هوازي وامانده ساز تاثير معني داري بر شاخص MDA در دانشجويان ورزشكار ندارد(1). آشتون (1998)(13) و نخستين روحي (1386)(4)، افزايش سطوح MDA را بعد از يك جلسه ورزش هوازي وامانده ساز مشاهده كردند. در مقابل، كارانديش و همكاران (1387) كاهش شاخص MDA را بعد از يك جلسه ورزش هوازي در زنان دانشجو نشان دادند(3). همچنين، بررسي تحقيقات گذشته نشان داد كه بيشتر اين مطالعات بر روي افراد سالم انجام گرفته است(21،15،14،11،8) و تا جايي كه ما بررسي كرديم، در زمينة افراد سيگاري كه در شرايط مختلف تمريني در معرض استرس اكسايشي قرار مي گيرند، تحقيقي انجام نگرفته است؛ فقط در يك تحقيق، سورمن و همكاران(2003) تاثير 30 دقيقه ورزش دوچرخهسواري با شدت 60 درصد حداكثر اكسيژن مصرفي را بر شاخص MDA در سيگاري هاي مزمن بررسي كردند. نتايج آنها تفاوت معناداري را در مقدار MDA بين افراد سيگاري و غيرسيگاري نشان نداد(40). در مجموع، با توجه به اينكه ممكن است فعاليت هاي ورزشي با شدت هاي مختلف تاثيرات متفاوتي بر شاخصهاي استرس اكسايشي يا حتي انواع مختلف آنها داشته باشد، سؤال اين است كه در افراد سيگاري كه سطوح پاية MDA در آنها بيشتر است(26، 27)، ورزش با شدت بيشتر و مدت كوتاه تر در مقايسه با شدت كمتر و مدت طولاني تر چه تغييري در مقدار MDA در اين افراد ايجاد مي كند.
به عبارت ديگر، ورزش با چه شدتي بيشترين تاثير را در جهت كاهش توليد راديكال هاي آزاد و به دنبال آن كاهش سطوح MDA در افراد سيگاري دارد؟ در همين زمينه، شناخت روش هاي تمريني متنوع كه موجب توليد كمتر راديكال آزاد در افراد شود، به مربيان و كساني كه در جهت سلامت عمومي تلاش مي كنند، كمك مي كند تا در توصيه به افرادي كه مشكلات گوناگوني ناشي از ROS دارند، همچون افراد سيگاري، با ديد بهتري عمل كنند و آنها را به صورت آگاهانه راهنمايي كنند. ازاين رو هدف از تحقيق حاضر مقايسة تاثير يك جلسه ورزش هوازي وامانده ساز با شدت هاي 75-70 و 95-90 درصد حداكثر ضربان قلب بر مقدار MDA سرمي در مردان سيگاري است.
روش تحقيق
روش تحقيق از نوع نيمه تجربي بود. نمونة آماري، 12 دانشجوي سيگاري قهار بودند كه از بين دانشجويان ساكن در خوابگاه دانشگاه تربيت معلم سبزوار به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. بنابر تعريف سازمان بهداشت جهاني، سيگاري قهار، كسي است كه روزانه بيش از 20 نخ سيگار مي كشد. طرح تحقيق به صورت متقاطع و به گونه اي طراحي شد كه آزمودني ها در سه هفتة متوالي و در يك روز مشخص از هفته، در سه حالت زير قرار گيرند. در اين طرح، آزمودني ها به سه دستة مساوي تقسيم مي شوند و هر گروه آزمودني در هر سه حالت زير در فرايند تحقيق شركت مي كند.
ورزش هوازي واماندهساز با شدت 75- 70 درصد حداكثر ضربان قلب؛
ورزش هوازي وامانده ساز با شدت 95- 90 درصد حداكثر ضربان قلب؛
كنترل.
يك هفته قبل از شروع برنامة تمريني، از آزمودني ها خواسته شد به آزمايشگاه فيزيولوژي ورزش بيايند. پس از توضيح روش كار و هدف تحقيق، آزمودني ها فرم رضايتنامة كتبي براي شركت در پژوهش و پرسشنامة آمادگي براي شروع فعاليت بدني را كامل كردند. سپس اطلاعات مربوط به سن، قد، وزن، درصد چربي بدن و حداكثر توان هوازي تمام افراد ثبت شد و آزمودني ها به صورت تصادفي در سه حالت مورد نظر قرار گرفتند. با توجه به اينكه آزمودني ها از دانشجويان دانشگاه بودند، همگي از برنامه غذايي مشابهي استفاده كردند و رژيم غذايي آنها يكسان در نظر گرفته شد.
برنام ة تمريني
كلية داوطلبان براي دويدن روي نوارگردان با دو شدت متفاوت و حالت كنترل در آزمايشگاه حضور يافتند.
قبلاً از آنها خواسته شد حداقل يك روز قبل از اجراي آزمون ورزشي از فعاليت بدني شديد اجتناب ورزند.
آزمودني ها در روزهاي از پيش تعيين شده و در مجموع سه مرتبه به فاصلة يك هفته از هم، ساعت 4 بعد از ظهر براي انجام ورزش دويدن بر روي نوارگردان حاضر شدند. قبل از اجراي هر مرحلة آزمون، به مدت 10 دقيقه خود را گرم كردند. نحوة كار به اين صورت بود كه گزينة CPR براي نوع آزمون انتخاب مي شد، سپس گزينة TIME براي انتخاب مدت زمان دلخواه انتخاب مي شد و با وارد كردن اطلاعات آزمودني (سن، جنس و وزن) و بستن ضربان سنج، فرد شروع به دويدن با شيب صفر درصد و سرعت km/h 5/3 مي كرد. سرعت دستگاه براساس حداكثر ضربان قلب تنظيم مي شد. براي هر فرد حداكثر ضربان قلب ( سن- 220) تعيين و درصد آن براي هر فرد در دو شدت 70 و 90 درصد حداكثر ضربان قلب محاسبه شد. دستگاه پس از رسيدن به اين شدت ها براساس حداكثر ضربان قلب هر فرد، سرعت را كاهش يا افزايش مي داد تا از اين حد ضربان قلب افزايش يا كاهش نيابد تا شدت ثابت بماند و فرد به واماندگي برسد. همچنين براي تعيين رسيدن به واماندگي در آزمودني ها، از مقياس درك فشار بورگ استفاده شد و نمره هاي 18 به بالا و اظهار شفاهي آزمودني ها مبني بر عدم توانايي براي ادامة فعاليت و خستگي مفرط موجب خاتمه يافتن فعاليت ورزشي مي شد. خونگيري از سياهرگ بازويي قبل از شروع آزمون و بلافاصله بعد از جلسة ورزشي انجام گرفت. نمونه هاي جمع آوري شده، بلافاصله براي آزمايش CBC به آزمايشگاه فرستاده شد. سرم حاصل جدا شده و در فريزر در دماي80- درجة سانتي گراد تا زمان لازم نگهداري شد. براي اندازه گيري CBC از دستگاه سل كانتر مدل كوباس استفاده شد. براي اندازه گيري شاخص MDAاز كيت مخصوص با حساسيت 08/0 ميكرومول و ضريب تغييرات درون سنجي 8/5 درصد و روش الايزا استفاده شد. حجم پلاسما از طريق فرمول ديل و كاستيل اندازه گيري (1) و تغييرات آن در شاخص هاي تحقيق لحاظ شد. درصد چربي بدن با استفاده از دستگاه تحليل گر تركيب بدن تعيين شد. توان هوازي بيشينة آزمودني ها با استفاده از آزمون زيربيشينة انجمن جوانان مسيحي(YAMCA)، كه در حافظه نوارگردان(تكنو جيم ساخت كشور ايتاليا) وجود داشت، براساس سن، جنس و وزن آزمودني اندازهگيري شد.
روش هاي آماري
از آمار توصيفي براي محاسبة شاخص هاي مركزي و پراكندگي، از آزمون كولموگراف- اسميرنوف براي تعيين طبيعي بودن توزيع متغيرهاي موجود در تحقيق، از آزمون آناليز واريانس يكطرفه و آزمون تعقيبي LSD براي ارزيابي تفاوتهاي بين گروهي و از آزمون T همبسته براي تعيين تغييرات درون گروهي استفاده شد. محاسبات آماري با استفاده از نرم افزار SPSS نسخة 16 انجام گرفت و سطح معناداري داده ها 05/0 <P در نظر گرفته شد.
نتايج
ويژگي هاي فيزيكي و فيزيولوژيكي آزمودني ها به همراه انجام آزمون هاي آماري بر متغيرهاي تحقيق، در جداول 1 و 2 ارائه شده است.
جدول 1 – ويژگ يهاي فيزيكي و فيزيولوژيكي آزمودنيها
ميانگين و انحراف معيار ويژگي
22/08±1/31 سن (سال)
72/95± 6/83 وزن (كيلوگرم)
177 ± 6 قد ( سانتيمتر)
23/21±2/96 شاخص تودة بدن (BMI) (كيلوگرم بر متر مربع)
17/26 ± 4/92 درصد چربي بدن(درصد)
35/9±11/42 حداكثر توان هوازي ( VO2max ) (ميلي ليتر بر كيلوگرم وزن بدن در دقيقه )
با توجه به مقاديرp قبل از ورزش (05/0> p)، بين سه حالت كنترل ، ورزش هوازي وامانده سـاز بـا شـدت 75-70 درصد و ورزش هوازي وامانده ساز با شدت 95-90 درصد حداكثر ضربان قلب، تفاوت معنـاداري در مـالون دي آلدهيـد (MDA) سرم، تعداد گلبولهاي سفيد و قرمز، مقدار هموگلوبين و مقدار هماتوكريت بين آزمودنيها مشـاهدهنشد. همچنين، انجام عمليات آماري بر روي تفاوت نمره هاي پس آزمون از پـيشآزمـون شـاخص هـاي جـدول 2 نشان داد كه بين سه گروه در شاخص هاي هموگلوبين، مالون دي آلدهيد، تعـداد گلبـولهـاي سـفيد و قرمـز ومقدار هماتوكريت تفاوت معنيداري وجود دارد . با استفاده از آزمون تعقيبي LSD مشخص شد كـه ايـن تفـاوتدر رابطه با شاخص MDA و WBC بين دو گروه تمريني با گروه كنتـرل و نيـز بـين گـروه بـا شـدت بـالا درمقايسه با گروه با شدت متوسط بود. به اين صورت كه ورزش با شدت 95-90 درصد نسبت بـه ورزش بـا شـدت75-70 درصد موجب افزايش بيشتري در MDA و WBC شد (جـدول 2 و شـكل 1). در رابطـه بـا شـاخصتعداد گلبول هاي قرمز و ميزان هموگلوبين، اين تفاوت بين گروه با شدت بالا و گروه كنتـرل مشـاهده شـ د و دررابطه با شاخص هماتوكريت، بين گروه با شدت زياد با گـروه كنتـرل و بـا گـروه بـا شـدت متوسـط ديـده شـد.
همچنين با توجه به مقاديرP همبسته در جدول 2، مشخص شد كه مقدار مالون دي آلدهيـد در گـروه كنتـرلكاهش معنادار و در گروه هاي تجربي، افزايش معناداري يافته است( شكل 1) .
جدول 2- نتايج آزمون هاي آماري بر ميزان MDA سرمي و CBC آزمودني ها
P مستقل تفاوت نمره ها P همبسته زمان اندازه گيري
گروه ها متغير

بلافاصله بعد ورزش قبل از ورزش

0/001 0/18 ± 0/17 0/003 4/48 ±0/37 4/29 ± 0/38 شدت 75-70 MDA
نانومول در ليتر

0/47 ± 0/53 0/001 4/85 ± 0/65 4/38 ±0/61 شدت 95-90 -0/15 ± 0/13 0/003 4/45 ± 0/65
4/60 ± 0/60 كنترل 0/36 P پيش آزمون

0/001 1/35 ± 1/76 0/02 9/49 ± 1/84 8/14 ± 2/38 شدت 75-70 WBC
(هزار در هر ميلي ليتر)
3/36 ± 1/42 0/001 10/13 ± 1/76 6/77 ± 1/37 شدت 95-90 -0/12 ± 1/04 0/69 7/42 ± 3/14 7/54 ± 3/11 كنترل 0/38 P پيش آزمون

0/005 -0/27 ± 0/19 0/63 5/50 ± 0/65 5/53 ± 0/61 شدت 75-70 RBC
(ميليون در هر
ميكروليتر)
0/18 ± 0/39 0/13 5/66 ±0/65 5/47 ±0/57 شدت 95-90 -0/22 ± 0/18 0/002 5/30 ± 0/65 5/52 ± 0/68 كنترل 0/97 P پيش آزمون

0/045 0/40 ± 0/85 0/12 16/35 ± 0/87 15/95 ± 1/23 شدت 75-70 HGB
(گرم در دسي ليتر)
0/67 ± 0/79 0/01 16/62 ±1/16 15/95 ±1/27 شدت 95-90 -0/45 ± 1/7
0/37 15/49 ± 1/36 15/95 ± 1/15 كنترل 1/00 P پيش آزمون

0/001 -0/61 ± 1/65 0/22 47/95 ± 2/18 47/33 ± 1/99 شدت 75-70
HCT
(درصد)
-2/77 ± 2/92 0/007 49/48 ±2/60 46/70 ±3/0 شدت 95-90 0/80 ± 1/50 0/92 46/27 ± 2/86 47/07 ± 2/72 كنترل 0/84 P پيش آزمون
*
*
*
4
4.1
4.2
4.3
4.4
4.5
4.6
4.7
4.8
4.9

٧٠
کنترل

٧۵

شدت
٩٠

٩۵

شدت
MDA
ليتر

در

نانومول

ورزش

از

قبل
ورزش

از

بعد

*

*

*

4

4.1



قیمت: تومان


پاسخ دهید