علوم زيستي ورزشي _ بهار 1390 شمارة 8- ص ص : 53- 39
تاريخ دريافت : 08 / 10 / 89 تاريخ تصويب : 27 / 05 / 89

تأثير سرعت موسيقي بر ضربان قلب و سطح درك فشار دانشجويان پسر رشته تربيت بدني

يحيي آصفي _ كورش قهرمان تبريزي
كارشناس ارشد دانشگاه شهيد باهنر كرمان ، استاديار دانشگاه شهيد باهنر كرمان

چكيده
هدف از اين تحقيق، بررسي تاثير سرعت موسيقي بر ضربان قلب و سطح درك فشار دانشجويان پسر رشتة تربيت بدني است. به اين منظور 45 دانشجوي مرد رشتة تربيت بدني با ميانگين سني 81/1±93/21 سال، وزن 73/11±05/68 كيلوگرم، شاخص توده بدن (BMI)08/3±27/22 و قد 22/16±27/172 سانتي متر انتخاب و به صورت تصادفي به سه گروه كنترل تجربي با سرعت زياد (140bpm =) و تجربي با سرعت كم (100bpm=) تقسيم شده و طي 2 مرحله و به صورت پيش و پس آزمون، ارزيابي شدند. قبل از آزمون از آزمودنيها خواسته شد كه از بين قطعات موسيقي موجود، يكي را انتخاب كنند (براي گروه هاي تجربي قطعات متفاوتي ارائه شد). آزمودني ها پس از 10 دقيقه گرم كردن (با و بدون موسيقي) به اجراي آزمون وينگيت پرداختند.
طي گرم كردن و اجراي آزمون وينگيت، شاخص هاي ضربان قلب و سطح درك فشار اندازه گيري شد. داده هاي حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS (آزمون ANOVA يكطرفه) و سطح معناداري 05/0 P<تجزيه و تحليل شد. تجزيه و تحليل دادههاي به دست آمده نشان داد كه طي گرم كردن، در مورد ضربان قلب (00/24P = 0/001، F = ) و سطح درك فشار ( 16/10P 0/001، F = = ) بين گروه موسيقي با سرعت كم و گروه كنترل تفاوت معناداري وجود ندارد، اما در گروه موسيقي با سرعت زياد در مقايسه با گروه كنترل و گروه موسيقي با سرعت پايين، سطح اين دو شاخص به طور معناداري افزايش يافت. در مورد تغييرات مشاهده شده در شاخص هاي ضربان قلب (25/12P = 0/001، F = ) و سطح درك فشار (58/7P =0/02، F = ) طي اجراي آزمون وينگيت نيز نتايج مشابهي به دست آمد. ازاين رو بر اساس يافته هاي ياد شده به نظر مي رسد سرعت موسيقي بر ايجاد تغيير در ضربان قلب و سطح درك فشار طي گرم كردن و اجراي آزمون وينگيت تاثيرگذار است.

واژه هاي كليدي
سرعت موسيقي ، ضربان قلب، فعاليت بدني، سطح درك فشار.
مقدمه
طي دو ده ة اخير، تحقيق در زمينة روانشناسي موسيقي گسترش يافته و زمينههاي اجتماعي گوناگوني را در بر گرفته است (2). شواهد زيادي نشان مي دهد كه موسيقي مي تواند تأثيرهاي روانشناختي گستردهاي داشته باشد و به عنوان يك عامل انرژيبخش عمل كند، منوط به اينكه شرايط آن به درستي فراهم شود. محققان ديگري نيز اظهار كرده اند كه عملكرد حركتي به واسطة موسيقي از طريق مسيرهاي گوناگون تسهيل مي شود (2). براي نمونه موسيقي به عنوان يك عامل تحريك كننده يا آرام بخش عمل مي كند و قبل از فعاليت بدني يا در حين آن اثربخش است و نيز سمت راست مغز را تحريك كرده و از اين طريق تكاليف شناختي مانند تمرين ذهني و تصويرسازي را تسهيل ميكند(2). با اينكه ورزشكاران نيز آثار سودمند موسيقي درحين فعاليت ورزشي را بارها گزارش كرده اند، شواهد علمي براي حمايت از اين ايده ناكافي است (9). نتايج برخي از تحقيقات حاكي از آن است كه موسيقي آرام بخش در مقايسه با شرايط بدون موسيقي تاثير معناداري بر مقدار كار انجام گرفته طي انجام فعاليت بدني زير بيشينه نداشته است (8). اين نتايج نشان دهندة اهميت تاثير سرعت موسيقي بر پاسخ اجراي فعاليت بدني است (8). بررسي ها نشان داده اند كه موسيقي توجه فرد را از عوامل دروني (مانند درد و خستگي) به عوامل بيروني كه همان موسيقي است تغيير مي دهد و مؤيد آن تغييرات ايجادشده در سطح درك فشار است (8). اين واقعيت با تحقيقات متعددي تاييد شده است (8). مطالعات نشان ميدهند كه موسيقي بر انقباض پذيري عروق، تنش عضلاني، عملكرد سيستم ايمني، سرعت تنفس، تغييرات ضربان قلب و فشار خون تاثير مي گذارد (19). همچنين نشان داده شده كه گوش دادن به انواعي از موسيقي، ميتواند سطح هورمون هاي استرس از جمله كورتيزول، آدرنالين و نورآدرنالين را تغيير دهد (19). محرك هاي حسي و ذهني (مانند موسيقي) مي توانند عملكرد سيستم عصبي خودمختار1 را تحت تاثير قرار دهند، از سوي ديگر مشخص شده كه سيستم عصبي خودمختار، بر سيستم قلب و عروق، نرواندوكرين و سيستم ايمني بسيار تاثير مي گذارد (19). در واقع نتايج نشان مي دهد موسيقي تند و محرك سبب افزايش سطح فعاليت سيستم عصبي سمپاتيك ميشود (22). با وجود اين نتايج برخي از تحقيقات نشان مي دهند كه توانايي محرك هاي خارجي (مانند موسيقي) براي مسدود كردن انتقال حس هاي فيزيولوژيكي رسيده در طول مسير آوران وابسته به بار2 است، به اين معني كه براي تمامي سطوح

1- Autonomic Nervous System
2 – Load Dependent
فعاليت بدني پايدار نيست (16). گزارش ها نشان دهندة تاثيرگذار بودن مكانيزم هاي مسدود كننده (مانند موسيقي) در سطوح پايين فعاليت بدني است، اما در فعاليت هايي كه با 70 درصد حداكثر ضربان قلب ذخيره اي انجام مي گيرند، توجه از عوامل خارجي به سمت حس هاي داخلي (خستگي و فشار) تغيير مي يابد و در نتيجه موسيقي تاثير گذار نخواهد بود (16). ازاين رو با توجه به اين موضوع شايد بتوان از موسيقي قبل از فعاليت بدني استفاده كرد و سطح انگيختگي را تغيير داد (24،9). تحقيقات نشان ميدهند كه استفاده از موسيقي قبل از فعاليت بدني ميتواند موجبات تغيير سطح انگيختگي، تسهيل انجام تمرينات ذهني و تصوير سازي و افزايش اعتماد به نفس پيش از مسابقه را فراهم كند، با اين حال، تحقيقات اندكي به بررسي پخش موسيقي قبل از فعاليت بدني پرداخته اند (2). يكي از اين تحقيقات را ياماموتو و همكاران (2003) صورت داده اند و نتيجه گرفته اند كه پخش موسيقي با ريتم كند و تند هنگام استراحت، طي تمرين و طي بازگشت به حالت اوليه بر ضربان قلب تاثيرگذار نيست (24)، اما نتايج تحقيق الياكيم و همكاران (2007) خلاف آن را نشان ميدهد (9).
همچنين در تحقيق ديگري پاسخ هاي قلب و عروق و همچنين تنفس ارزيابي شد. نتايج اين تحقيق نيز نشان دهندة بي تاثير بودن موسيقي بر پاسخ هاي قلب و عروق و همچنين تنفس مي باشد (16). آنها اظهار داشتند كه بخشي از اين تناقضات به دليل نقش برجستة سرعت موسيقي بوده كه مد نظر قرار نگرفته است (16). از سوي ديگر سطح درك فشار شاخصي است كه براساس آن كميت فشاري كه فرد طي فعاليت بدني احساس ميكند، تعيين ميشود. در واقع سطح درك فشار به نوعي به عنوان عامل همزمان و جانشينشوندة پاسخ هاي فيزيولوژيكي مختلف از جمله حداكثر ضربان قلب ((%HRmax، حداكثر اكسيژن مصرفي ( (%VO2max و لاكتات خون عمل مي كند (10) و اين خود نشانة همبستگي زياد نمودار تغييرات سطح درك فشار و ضربان قلب طي فعاليت بدني است (18،6). با وجود نتايج به دست آمده در زمينة تاثير سرعت موسيقي، نتايج برخي از تحقيقات انجام گرفته گوياي آن است كه موسيقي با سطح انگيختگي متوسط و موسيقي برانگيزاننده بر سطح درك فشار آزمودني ها تاثيرگذار نبوده است (14). از اين رو با توجه به مطالعات اندك و همچنين نتايج ضد و نقيض، در تحقيق پيش رو تاثير سرعت موسيقي طي گرم كردن و اجراي آزمون وينگيت بر ضربان قلب (HR) و سطح درك فشار (RPE) دانشجويان پسر رشته تربيت بدني دانشگاه شهيد باهنر كرمان بررسي شده است.

روش تحقيق
آزمودني ها: نمونة آماري شامل 45 دانشجوي پسر رشتة تربيت بدني بودند كه داوطلبانه در تحقيق شركت كردند و به صورت تصادفي به 3 گروه 15 نفري (گروه كنترل،گروه تجربي موسيقي با سرعت كم و گروه تجربي موسيقي با سرعت زياد) تقسيم شدند. آزمودني ها قبل از اجراي آزمون، پرسشنامة پزشكي استاندارد سلامت (PAR-Q&YOU) را تكميل كردند. قبل از اجراي آزمون و پس از شرح كامل مراحل آن، از آنها خواسته شد فرم رضايت نامه را تكميل و تاييد كنند. شاخص هاي آنتروپومتريكي آزمودني هاي شركت كننده در تحقيق در جدول1 آورده شده است. براي اندازه گيري وزن آزمودنيها از ترازوي ديجيتالي سهند مدل 800-TEC ساخت ايران استفاده شد. باتوجه به محدوديت هاي تحقيق، مطالعة نيمه تجربي و از نظر هدف جزء تحقيقات كاربردي محسوب مي شود.
جدول 1 _ ويژگي هاي عمومي آزمودني ها
BMI
(كيلوگرم بر مترمربع) سن (سال) قد (سانتي متر) وزن (كيلوگرم) گروه ها
23/25±3/73 22/40±2/19 177/07±6/54 72/94±13/62 كنترل
21/63±3/22 21/80±1/24 166/73±26/03 65/45± 12/57 تجربي با سرعت كم
21/92±1/75 21/60±1/81 173/00±4/69 65/77±7/65 تجربي
BMI: Body Mass Index
انتخاب موسيقي
درتحقيقات صورت گرفته، موسيقي با سرعت 5±120 bpm را به عنوان موسيقي با سرعت متوسط در نظر گرفته اند.آنها قطعات تندتر از اين حد را به عنوان موسيقي با سرعت زياد و قطعات كندتر را به عنوان موسيقي با سرعت كم محسوب كرده اند(22). با توجه به سرعتهايي كه در اين تحقيق مد نظر قرار گرفت، از بين بيش از 500 قطعه موسيقي20 قطعه انتخاب شدند كه سرعت 10 قطعه، حدود 5 ±140 bpm و سرعت 10 قطعة ديگر نيز حدود 5 ±100 bpm بود. جهت يكسان سازي سرعت قطعات از نرم افزار Cool Edit Pro 2 استفاده شد (15). موسيقي تنها طي گرم كردن پخش شد. در انتخاب آنها معيارهاي مهمي همچون آشنائي افراد با قطعات، برقراري ارتباط با موسيقي و نيز فضاسازي مد نظر قرار گرفت. به منظور لحاظ كردن اين معيارها از آزمودني ها خواسته شد تا خود از بين قطعات ارائه شده، يكي را به دلخواه انتخاب كنند( آشنايي افراد با قطعات و برقراري ارتباط با موسيقي). همچنين براساس تحقيقات (15) طي پخش قطعات، حجم صداي موسيقي معادل 70 درصد حداكثر حجم صدا در نظر گرفته شد.
گرم كردن
تحقيق طي 2 جلسه و به صورت پيش و پس آزمون انجام گرفت. گرم كردن در اتاق كاملا مجزا انجام گرفت. با توجه به تحقيقات صورت گرفته و روند كنترل رژيم غذايي آزمودني ها (9)، از آنها خواسته شد 3 ساعت قبل از اجراي آزمون از خوردن و نوشيدن ( به جز آب) خودداري كنند. هر يك از آزمودني ها قبل از آغاز گرم كردن ارتفاع زين دوچرخه را به دلخواه تنظيم كرد و سپس طي گرم كردن با سرعت پيش بيني شده (معادل 60 دور در دقيقه) ركاب زدن. مقاومت اعمال شده w 45 در نظر گرفته شده است (9). در جلسة اول آزمون، آزمودنيهاي هر 3 گروه در شرايط يكسان و با شدت تمريني مشابه، مراحل پروتكل شامل 10 دقيقه ركاب زدن روي دوچرخه كارسنج هوازي بود (9) را اجرا و با توجه به دستورالعمل هاي پيشنهاد شده براي اجراي آزمون وينگيت، 24 ساعت بعد جلسة دوم آزمون اجرا شد، با اين تفاوت كه در جلسة دوم همزمان با گرم كردن، گروه كنترل بدون شنيدن موسيقي، گروه تجربي A همراه با شنيدن موسيقي با سرعت زياد (5 ±140bpm ) و گروه تجربي B همراه با شنيدن موسيقي با سرعت كم (5 ±100bpm ) آزمون خود را اجرا كردند. به منظور در نظر گرفتن ريتم شبانه روزي و تاثير آن بر متغيرهاي آزمون، جلسات آزمون بين ساعت هاي6-2 بعد از ظهر اجرا شد. از دوچرخة كارسنج مدلE 839 ( مونارك، استكهلم، سوئد) به منظور گرم كردن استفاده شد. طي ركاب زدن تغييرات ضربان قلب آزمودنيها با نرم افزار ويژ ة دوچرخة كارسنج ثبت شد. در پايان 10 دقيقه گرم كردن، با در نظر گرفتن نوع مقياس به كار رفته در تحقيقات مشابه (2،9،15)، در اين تحقيق از مقياس ده ارزشي بورگ براي ارزيابي سطح درك فشار استفاده شد.
آزمون بي هوازي
در جلسه هاي اول و دوم آزمون، آزمودني هاي هر 3 گروه، بلافاصله پس از اتمام 10 دقيقه گرم كردن به اجراي آزمون بيهوازي وينگيت پرداختند. براي اجراي آزمون بي هوازي وينگيت از دوچرخة كارسنج مدل EQ 894 (مونارك، استكهلم، سوئد) استفاده شد. ارتفاع زين دوچرخه با توجه به رضايت آزمودنيها تنظيم شد. آزمودنيها به مدت 30 ثانيه و در مقابل مقاومت ثابتي به اجراي آزمون بي هوازي وينگيت پرداختند. مقاومت در نظر گرفته شده kg 075/ به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن شركت كنند گان بود. از آزمودنيها خواسته شد طي 30 ثانيه با تمام توان ركاب بزنند. در ضمن آنها طي ركاب زدن به طور شفاهي (با شيوة مشابهي براي تمام آزمودني ها) مورد تشويق قرار گرفتند. طي اجراي آزمون 30 ثانيهاي وينگيت، هر 5 ثانيه يكبار ضربان قلب ثبت شد. همچنين در پايان 30 ثانيه سطح درك فشار با استفاده از مقياس بورگ (10 ارزشي) ارزيابي شد.
روش هاي آماري
داده هاي به دست آمده از پس آزمون آزمودنيها با استفاده از روش آمار توصيفي و استنباطي و با نرم افزارهاي excel و spss تجزيه و تحليل شد. با توجه به تعداد گروه هاي شركت كننده در تحقيق، از آزمون آماري ANOVA يكطرفه و براي تعيين محل اختلاف احتمالي بين گروه ها از آزمون تعقيبي توكي (HSD) استفاده شد. سطح معني داري05/0P< در نظر گرفته شد.
نتايج و يافته هاي تحقيق
گرم كردن: با توجه به معنادار نبودن شاخص هاي مورد نظر در پيش آزمون، در پي تجزيه و تحليل آماري داده ها ي به دست آمده از پس آزمون (با استفاده از آزمون ANOVA يكطرفه ) نتايج نشان مي دهند كه در مورد HR (00/24P=0/001، F =) و (P= 0/001، F =10/16 ) RPE بين گروه ها تفاوت معناداري وجود دارد (جدول
1). در پي استفاده از آزمون تعقيبي توكي (HSD) براي تعيين محل اختلاف، نتايج نشان ميدهند كه در مورد RPE و HR بين گروه كنترل و گروه موسيقي با سرعت زياد و همچنين بين گروه موسيقي با سرعت كم و گروه موسيقي با سرعت بالا تفاوت معناداري وجود دارد اما در مورد گروه كنترل و گروه موسيقي با سرعت كم تفاوت معناداري وجود ندارد.
آزمون وينگيت: داده هاي به دست آمده از پس آزمون طي اجراي آزمون وينگيت با استفاده از آزمون ANOVA يكطرفه تجزيه و تحليل شد. نتايج نشان مي دهند كه در مورد P = 0/001، F = 12/25) HR ) و
P =0/02، F = 7/58) RPE ) بين گروه ها تفاوت معناداري وجود دارد. در پي استفاده از آزمون تعقيبي توكي
(HSD) براي تعيين محل اختلاف بين گروه ها، نتايج نشان دادند كه در مورد RPE و HR بين گروه كنترل و گروه موسيقي با سرعت زياد و همچنين بين گروه موسيقي با سرعت كم و گروه موسيقي با سرعت زياد تفاوت معناداري وجود دارد، اما در مورد گروه كنترل و گروه موسيقي با سرعت پايين تفاوت معناداري ديده نشد.

جدول 2 _ نتايج آزمون آماري ANOVA
P F ratio SD M گروه ها متغيرها
0/001** 24/00 10/20 106/54 كنترل ضربان قلب طي گرم كردن
5/68 125/31 موسيقي با سرعت زياد 8/06 108/03 موسيقي با سرعت كم 0/001** 10/16 10/05 2/40 كنترل سطح درك فشار طي گرم كردن
1/20 4/20 موسيقي با سرعت زياد 1/01 3/20 موسيقي با سرعت كم 0/001** 12/25 10/03 163/80 كنترل ضربان قلب طي اجراي آزمون وينگيت
2/14 179/82 موسيقي با سرعت زياد 13/07 166/05 موسيقي با سرعت كم 0/02* 7/58 1/79 7/73 كنترل سطح درك فشار طي اجراي آزمون وينگيت
0/74 9/13 موسيقي با سرعت زياد 1/12 7/40 موسيقي با سرعت كم M:Mean,SD: Standard Deviation سطح معناداري P<0/01 ** ، سطح معناداري P< 0/05 *

بحث و نتيجه گيري
محققان نشان داده اند كه موسيقي رسا و تند به عنوان محركي براي افزايش سطح انگيختگي، موسيقي با سرعت كم و ملايم به عنوان كاهش دهنده سطح انگيختگي عمل مي كند (2). در اين تحقيق نيز هدف، ارزيابي نقش سرعت موسيقي بر سطح انگيختگي طي گرم گردن و آزمون وينگيت بوده است كه به واسطة بررسي سطح درك فشار و ضربان قلب آزمودني ها ارزيابي شده است. نتايج اين تحقيق نشان دهندة افزايش ضربان قلب طي گرم كردن است كه با نتايج تحقيق الياكيم و همكاران (2007) همسوست (9). الياكيم و همكاران (2007) موسيقي را در حين گرم كردن (پيش از اجراي آزمون وينگيت) پخش كردند (9). سرعت موسيقي آنها 140 bpm در نظر گرفته شده بود (9). در تحقيق آنها، ضربان قلب طي 10 دقيقه گرم كردن در مقايسه با گروه كنترل به طور معناداري افزايش يافت(9). همچنين بورديود هويج و همكاران (2002)، تاثيرات عوامل منحرف كننده را بر مدت زمان دويدن روي نوار گردان، بر روي جوانان و كودكان خيلي چاق بررسي كرده و از موسيقي بهعنوان يكعامل منحرف ساز طي دويدن افراد روي نوار گردان استفاده كردند (4). نتايج تحقيق آنها نشان داد افرادي كهطي فعاليت به موسيقي گوش دادند، مدت بيشتري روي نوار گردان دويدند (4). اين وضعيت با پاسخ هاي ضربانقلب و تنفس هماهنگي داشت، چرا كه طي فعاليت بدني روي نوارگردان نسبت به گروه كنترل (همراه با موسيقي) ضربان قلب و تواتر تنفسي نيز بيشتر بوده است (4). در مجموع نتايج نشان داد عوامل منحرف كننده بر استقامت افراد چاق تاثير مثبتي دارد (4). اوراكاوا و يوكوياما (2005) نيز در تحقيق خود به بررسي تغييرات ضربان قلب حين پخش موسيقي پرداختند. آنها تغييرات ضربان قلب را طي مدت قبل و بعد از فعاليت اندازه گيري كردند (23). نتايج تحقيق آنها نشان مي دهد طي پخش موسيقي (قبل و بعد از فعاليت) نسبت حداقل تواتر قلبي به حداكثر تواتر قلبي ضربان قلب اندازه گيري شده به طور معناداري پس از فعاليت نسبت به قبل از آن بيشتر شده، اما در شرايط بدون موسيقي تفاوت معناداري وجود ندارد (23). تحقيقات نشان مي دهند كه تغيير سرعت موسيقي از كند به تند، زمينه ساز كمك هاي ارگوژنيك طي ركاب زدن روي دوچرخة كارسنج است و تغيير سرعت موسيقي (از كند به تند) سطح انگيختگي و بازده كار را افزايش ميدهد (8،2). محققاني كه به بررسي تغييرات ضربان قلب طي فعاليت بدني پرداخته اند، سرعت موسيقي را عاملي مهم و تأثيرگذاري دانسته اند (2). در واقع آنها به دنبال بررسي تاثير موسيقي بر سيستم عصبي سمپاتيك و پاراسمپاتيك بودند و نتايج تحقيقاتشان نشان مي دهد كه در پي فعاليت بدني به دليل همزمان شدن موسيقي با فعاليت، سيستم عصبي سمپاتيك تحت تاثير قرار مي گيرد و سطح فعاليت آن افزايش مييابد (19). در مجموع دربارة تغييرات ضربان قلب طي گرم كردن و نقش موسيقي در اين تغييرات، نتايج اين تحقيق با اكثريت قريب به اتفاق تحقيقات صورت گرفته همسويي دارد (22). البته در مورد تاثير موسيقي بر متغيرهاي قلب و عروق تناقضاتي نيز به چشم مي خورد كه در اين مورد مي توان به تحقيق ايتزل و همكاران اشاره كرد. آنها در تحقيق خود سعي داشتند پاسخ هاي قلب و عروق و همچنين تنفس را هنگام شنيدن موسيقي ارزيابي كنند (2). آنها در پايان نتوانستند تاثير موسيقي بر ضربان قلب را تاييد كنند (2) و اظهار داشتند كه بخشي از اين تناقضات به دليل نقش برجستة سرعت موسيقي است كه در تحقيق آنها مد نظر قرار نگرفت (2).
در مورد تغييرات سطح درك فشار (طي گرم كردن) نتايج برخي از تحقيقات حاكي از آن است كه پخشموسيقي طي فعاليت هاي زير بيشينه سطح درك فشار را تحت تاثير قرار ميدهد (2). در تحقيق پيش روي،بررسي داده هاي به دست آمده نشانمي دهد كه موسيقي تند به طور معناداري موجب افزايش سطح درك فشارشده كه از لحاظ فيزيولوژيكي و بررسي عوامل مرتبط با آن (از جمله ضربان قلب) اين الگوي تغييرات منطقي به نظر مي رسد (6،10،18).
نتايج تحقيق الياكيم و همكاران (2007) نيز با نتايج اين تحقيق همسويي دارد و حاكي از آن است كه در طي 10 دقيقه گرم كردن همراه با شنيدن موسيقي، متوسط سطح درك فشار در مقايسه با گروه كنترل به طور معناداري، افزايش يافته است (9). اين نتايج با نتايج اين تحقيق و همچنين نمودار تغييرات و همبستگي بين سطح درك فشار و ضربان قلب همسوست (6). البته بين يافته هاي اين تحقيق و بعضي از تحقيقات كه به تعدادي از آنها اشاره شد تناقضاتي نيز ديده مي شود (8). در اين زمينه مي توان به تحقيق كاراگئورجيس و تري1 اشاره كرد، آنها به بررسي تاثير موسيقي برانگيزاننده و معمولي بر سطح درك فشار پرداختند. نتايج نشان مي دهند كه در مقايسه با موسيقي معمولي (سطح انگيختگي متوسط)، موسيقي برانگيزاننده سبب كاهش معنادار سطح درك فشار مي شود (2). از سوي ديگر كاراگئورجيس و همكاران در تحقيقي ديگر دريافته اند كه موسيقي با سطح انگيختگي متوسط و همچنين موسيقي برانگيزاننده تاثيري بر ميزان درك فشار ندارد (14). به نظر مي رسد شاخصه هاي انتخاب و پخش موسيقي از يك سو و پروتكل هاي ب ه كار رفته براي سنجش سطح تاثيرگذاري موسيقي از سوي ديگر و نيز شرايط رواني آزمون دهنده ها بخشي از دلايل اين تناقضات باشد، چراكه با بررسي دقيق برخي از اين تحقيقات به وضوح ميتوان ديد شيوه مشابه و تعريف شده اي به منظور گزينش و پخش موسيقي در نظر گرفته نشده است.
تلاش هايي نيز در اين زمينه صورت گرفته كه براي نمونه مي توان كار كراگئورگيس و همكاران، يعني معرفي مقياس BMRI2 اشاره كرد (8). آنها مقياسBMRI را براي تعيين سطح برانگيزاننده بودن موسيقي طي فعاليت بدني و ورزش توصيه كردهاند (8). در اين مقياس چهار عامل اساسي معين شده كه در انتخاب موسيقي براي كاربرد در محيطهايي كه فعاليت بدني انجام مي گيرد، بايد به آنها توجه كرد: 1) پاسخ ريتميك3؛ 2)موزيكاليته4؛

1- Karageorghis and Terry
– Brand Music Rating Inventory
– Rhythm Response
– Musicality
3)رابطه فرهنگي ؛4)برقراري ارتباط (8). در تئوري توجه به اين عوامل ميتواند به انتخاب موسيقي منجر شودكه ميتوان آن را در زمره موسيقي برانگيزاننده يا محرك قلمداد كرد (8). با نگاه دقيق به تحقيقاتي كه از اينمقياس استفاده كرده اند باز هم به تناقضاتي در نتايج به دست آمده بر ميخوريم كه نشان ميدهد اين مقياس نيزنتوانسته به طور كامل شرايط مشابهي را به منظور انتخاب دقيق موسيقي فراهم كند (7،8،15،20).
در مورد تغييرات مشاهده شده در شاخص هاي سطح درك فشار و ضربان قلب طي اجراي آزمون وينگيت، نتايج اين تحقيق گوياي آن است كه سطح اين دو شاخص در گروه موسيقي با سرعت زياد نسبت به دو گروه ديگر بالاتر بوده است. بررسي تحقيقات پيشين نشان مي دهد كه اين يافتهها با يافته هاي پيشين همسوست (11،12،13). آمي (2010) نيز در تحقيق خود نتيجة مشابهي را طي اجراي يك فعاليت با حداكثر شدت بر روي دوچرخة كارسنج به دست آورد (1). يافته هاي وي نشان ميدهد موسيقي با سرعت زياد، سطح ميزان درك فشار و ضربان قلب آزمون دهند ها را طي اجراي فعاليت بدني با حداكثر شدت افزايش ميدهد (1). متاسفانه تحقيقات اندكي به بررسي اين شاخصها در پي فعاليتهايي با حداكثر شدت پرداخته اند. با وجود اين، با نگاهي اجمالي به بررسيهاي صورت گرفته به نظر ميرسد كه موسيقي تند، ضربان قلب و سطح درك فشار آزمودني ها را افزايش مي دهد (نسبت به موسيقي كند) (2،8،9،20). همان طور كه پيش از اين اشاره شد، ضربان قلب و سطح درك فشار آزمون دهندهايي كه موسيقي تند را گوش دادهاند در پايان 10 دقيقه گرم كردن بيشتر بوده است كه خود نشان دهندة افزايش انگيختگي و بالاتر بودن سطح اين دو شاخص در گروه با موسيقي با سرعت زياد قبل از اجراي آزمون وينگيت است. لذا به نظر مي رسد در گروه موسيقي با سرعت زياد، افزايش انگيختگي و به دنبال آن افزايش ضربان قلب و سطح درك فشار (در پي گرم كردن و پيش از اجراي آزمون وينگيت) توانسته است زمينة افزايش معنادار اين 2 شاخص طي اجراي آزمون وينگيت (در مقايسه با گروه كنترل و گروه موسيقي با سرعت كم) را فراهم كند. با وجود اين پروتكل هاي در نظر گرفته شده در برخي تحقيقات مانع از آن ميشود كه بتوانيم مقايسة صحيحي بين نتايج به دست آمده داشته باشيم. در ضمن آنچه حين گزينش و پخش موسيقي لازم است بيشتر مورد توجه قرار گيرد، شرايط رواني آزموندهنده هاست. يكي از شيوههاي معمول براي دخالت دادن شرايط رواني انتخابي بودن موسيقي است. اما در اين زمينه نيز در برخي از تحقيقات، شرايط يكساني به چشمنمي خورد (2). در مجموع نتايج اين تحقيق گوياي آن است كه طي گرم كردن و همچنين طي فعاليت هايي باحداكثر شدت، موسيقي بر ضربان قلب و سطح درك فشار تاثير معناداري دارد و موسيقي تند مي تواند سطح اين دو شاخص را (در مقايسه با شرايط بدون موسيقي و گروه كنترل) افزايش دهد. در مورد نقش سرعت موسيقي، انجام تحقيقات بيشتر ضروري به نظر مي رسد.
منابع و مĤخذ
.1 Amy, k.(2010). “The effects of music tempovs. Percussion vs. beat frequency on exercise intensity”. A manuscript style thesis submitted in partial fulfillment of the requirements for the degree of master of science in clinical exercise physiology.college of science and allied health master of science in clinical exercise physiology.
.2 Bateman. A, Bale, J.(2009). “Sporting sounds,relationships between sport and music”. USA and Canada, Taylor & Francis e-Library.PP:76-82
.3 Brown, j. R.(2005). “The effect of stressed tempo music on performance times of track athletes”. A Thesis submitted to the department of music in partial fulfillment of the requirements for the degree of master of music.
.4 Bourdeaudhuij,De.,Crombez,G., Deforche,B., Vinaimont,F., Debode,P., Bouckaert, J.(2002). “Effect of distraction on treadmill running time in severely obese children and adolescents”. International journal of obesity 6:PP:1023-1029
.5 Crust, L.(2004). “Effect of familiar and unfamiliar asynchronous music on treadmill walking endurance”. Percept Mot Skills. 7:PP:361-368
.6 Christopher, B. Cooper and thomas W,Storer.(2004). “Exercise testing and interpretation”. Cambridge,united kingdom.PP:123-127
.7 Dave, E.(2007). “Music During Exercise: Does Tempo Influence Psychophysical Responses”? Published in psycho.philica.com
.8 Dave, E., Sam, C.,,, Duncan, O.(2005). “The effect of motivational music on sub-maximal exercise”. European Journal of Sport Science 9: PP:97-106
.9 Eliakim, M., Meckel,Y., Nemet, D., Eliakim,A.(2007). “The effect of music during warm-up on consecutive anaerobic performance in elite adolescent volleyball players”. Int j sports med 4:PP:321-325
.01 Edward, M. Winter, Andrew, M. Jones, R.C., Richard Davison, Paul, D. Bromley and Thomas, H. Mercer.(2006). “Sport and exercise physiology testing guidelines”. USA and Canada.Taylor & Francis e-Library.PP:34-37
.11 Gordon, K.(2007). “Effect of music tempo on spontaneous exercise intensity”. Journal of Cardiopulmonary Rehabilitation, 27, P:329.
.21 Karageorghis, Costas I., Jones, Leighton, Low, Daniel, C. (2006). “Relationship Between Exercise Heart Rate and Music Tempo Preference”. Research Quarterly for Exercise and Sport, Volume 77, Number 2, June 2006 , pp. PP:240-250(11)
.31 Karageorghis, C I; Mouzourides, D A; Priest, D; Sasso, T A; Morrish, D J; Walley, C L .(2009).”Psychophysical and ergogenic effects of synchronous music during treadmill walking”. Journal of Sport & Exercise Psychology. 2009(31)PP: 18-36.
.41 Keisha, l. kemper.(2010). “The effects of music on percived exertion during resistance training”. A thesis submitted to the division of graduate and research of the university of cincinnati in partialfulfillment of the requirements for the degree of master of education.
.51 Karageorghis, Costas I; Terry, Peter C.(1997). “The psychophysical effects of music in sport and exercise: A review”. Journal of Sport Behavior.vol 20 .no1.PP: 54-68.
.61 Meis, j. K.(2003). “Modification of perceive enjoyment exertion and performance amony novice and experienced Exercisers: a cognitive – behavioral approach to perceptual change”. A dissertation submitted to the department of educational psychology and learning systems in partial fulfillment of the requirements for the degree of doctor of philosophy.
.71 Nodill, E., Bauldoff, Dr. G.(2006). “The effect of distraction during exercise on feeling states”. The ohio state university college of Nursing. http://hdl.handle.net/1811/552
.81 Plowman, Sharon, A. Smith, Denise L.(2003). “Exercise Physiology for Health, Fitness, and Performance: Pearson Education, Inc”. 2nd Edition, PP: 324-
325
.91 Rollin, M., Bob, B, C., Mike, A., Dana, T.(1998). “The effects of different types of music on mood, tention, and mental clarity.Alternative therapies”.9 :PP:75-84
.02 Simpson, S. D., Karageorghis, C. I. (2005).”Effect of synchronous music on 400-meter sprint performance”. Journal of Sports Sciences, Volume 24, Number 10, October 2006 , PP:1095-1102(8)
.12 Szmedra, L., Bacharach, D. W.(1998). “Effect of music o perceived exerton , plasmalactate, norepinephrine and cardiovascular hemodynamics during treadmill running”.Int j sports med 5:PP:32-37
.22 Tenenbaum, G., Lidor, R., Lavyan, N., Morrow, K., Tonnel, S., Gershgores, A., Meis, J., Johnson, M. (2004). “The effect of music type on running perseverance and coping with effort sensations”. psychology of sport and sport and exercise 23:PP:86-109
.32 Urakawa, K., Yokoyama, K.(2005). “Music can enhance exercise-induced sympathetic dominancy assessed by heart rate variability”. Tohoku j.exp 5:PP:213218
.42 Yamamoto, T., Ohkuwa, T., Itoh, H., Kitoh, M., Terasawa, J., Tsuda, T., Kitagawa , S., sato, Y. (2003). “Effect of pre-exercise listening to slow and fast Rhythm music on supramaximal cycle performance and selected metabolic variables”. archive of physiology and Biochemistry 3:PP:211-214



قیمت: تومان


پاسخ دهید