علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1391 شمارة 13 – ص ص : 123- 107 تاريخ دريافت :04 / 07 / 90
تاريخ تصويب : 25 /02 /91

بررسي تأثير سه شيوة تمرين استقامتي، مقاومتي و تركيبي بر مقدار لپتين پلاسماي دانشجويان پسر

1.محمدرضا اسد – 2. محمدعلي قره – 3. محمدحسن فردوسي
1و2.استاديار دانشگاه پيام نور، 3.مربي دانشگاه پيام نور (اهواز)

چكيده
هدف پژوهش حاضر بررسي تأثير سه شيوة تمرين استقامتي، مقاومتي و تركيبي بر مقدار لپتـين پلاسـماي دانشـجويان پسـربود. به اين منظور از 48 دانشجوي پسر با ميانگين سني 45/21 سال براي شركت در پژوهش دعوت به عمل آمد. افراد مورد بررسـي بهصورت جايگزيني تصادفي در سه گروه تمريني استقامتي (12=n)، گروه تمرين مقـاومتي (12=n) و تمـرين تركيبـي (12 = n) و يك گروه كنترل (12 = n) قرار گرفتند. ابتدا قد، وزن، درصد چربي، شاخص BMI و 2VO max از طريق روش هـاي مربـوطاندازه گيري شد تا چهار گروه همگن شوند. گروه تمرين استقامتي بـه مـدت 8 هفتـه و 3 جلسـه در هفتـه تحـت تـأثير تمرينـاتاستقامتي تا شدت 85 درصد حداكثر ضربان قلب قرار گرفتند. گروه تمرين مقاومتي نيز پس از تعيين 100 درصـد قـدرت هـر يـك ازافراد، درصدي از حداكثر قدرت، طي جلسه هاي تمرين براي آنها تجويز شد. افراد گروه تمرين تركيبي، هر دو برنامة تمرين اسـتقامتي ومقاومتي را در يك روز انجام دادند. به منظور مقايسة نتايج پيش آزمون با پـس آزمـون از آزمـونt گـروه هـاي همبسـته و ANOVA استفاده شد. نتايج نشان داد كه هر سه شيوه تمرين استقامتي، مقاومتي و تركيبي تأثير معني داري بر كاهش سطوح لپتين پلاسماي مردان غير ورزشكار دارد(982/0P=). بين تأثير تمرينات استقامتي، مقـاومتي و تركيبـي بـر تغييـرات لپتـين پلاسـما تفـاوت معنـيداري مشاهده نشد. بنابراين مي توان گفت فعاليت بدني منظم از هر نوع استقامتي، مقاومتي يا تركيبي كه تعادل منفي انرژي بـه همـراهداشته باشد، موجب كاهش سطح لپتين مي شود.

واژههاي كليدي
لپتين، تمرين استقامتي، تمرين مقاومتي، تمرين تركيبي.
مقدمه
بافت چربي صرفاً محل ذخيرة چربي نيست، بلكه به عنـوان يـك انـدام درونريـز فعـال كـه قـادر بـه توليـد پروتئين هاي فعال بيولـوژيكي بـه نـام »آديپوسـايتو كين هـا « اسـت ، در نظـر گرفتـه شـده اسـت. يكـي از ايـن آديپوسايتوكين ها، لپتين است(19). لپتين، هورمون ضد اشتهاست. علاوه بر نقش اين هورمون در محافظت بافت در مقابل گرسنگي، عملكرد اصلي آن، تنظيم مقدار تريگليسريد در سلولهاي ديگري به جـز سـلول هـاي چربـياست. به اين صورت كه لپتين در سلول هاي غيرچربي، براي جلوگيري از تجمع بيش از حد چربي و حفظ مقـدارمتناسب تريگليسريد سودمند است(36). علاوهبر اين، افزايش در اندازة و مقدار سلولهاي چربي با افزايش سطح لپتين همراه است كه در زنان، عامل اندازه سلول هاي چربي و در مردان، تعداد اين سلول ها اهميت بيشتري دارد (29،10). افزايش در اندازه و تعداد سلول هاي چربي به افزايش سطوح لپتين كمـك مـيكنـد كـه عامـل انـدازه،نسبت به تعداد سلول هاي چربي از اهميت بيشتري برخوردار است(34). در مدتي كوتاه، لپتين با ايجاد تـوازن درانرژي با يك توازن منفي از طريق رژيم غذايي يا تمرين كنترل مي شـود و ايـن عمـل بـه كـاهش سـطح لپتـين مي انجامد. درحالي كه توازن انرژي مثبت سطوح لپتين را افزايش ميدهد (1). موانـع عمـل گليكـوليز يـا انتقـالگلوكز در سلول هاي چربي مي تواند در كاهش متابوليسم لپتين نقش زيـادي داشـته باشـد، ايـن مسـئله ، نشـانمي دهد كه افزايش در ظهور لپتين نيازمند جذب و متابوليسم گلوكز توسط سـلول اسـت(19). تحقيقـات انجـامشده در مورد لپتين و فعاليت بدني، نتايج مختلفي دارد كه بعضي بيانگر كاهش سطح لپتين است. قسمتي از اين اختلاف مربوط به نوع، شدت برنامة تمريني، تغذيه و جنس است(22). تحقيقات نشان داده اند، تمرين بر كـاهشچاقي و به ويژه كاهش حجم چربي بدن مؤثر است. با كاهش حجم چربي، لپتين نيز كاهش مي يابد(13). يكـي ازاولين تحقيقات انجام گرفته در زمينة لپتين، پـژوهش سـوزان راكـت و همكـاران در سـال 1997 بـود. در ايـنپژوهش، توليد لپتين طي فعاليت ورزشي يكجلسه اي هوازي با شدت 50 درصد حداكثر اكسيژن مصرفي بررسي شد. نتايج نشان داد، يك جلسه تمرين بـا شـدت متوسـط 50 درصـد نمـي توانـد بـر مقـدار لپتين پلاسـما مـؤثرباشد(31). در تحقيق ديگري كه در سال 1998، توسط لئال اي و همكاران او انجام گرفت، مقـدار لپتـين سـرم29 ورزشكار دوندة ماراتن قبل و بعد از دو ماراتن با 22 مرد غيرورزشكار همسن و با شاخص تـود ة بـدني مشـابهگروه ورزشكار، مقايسه شد. نتايج نشان دهندة كاهش لپتين در هـر دو گـروه بـود، امـا م قـدار كـاهش، در گـروهورزشكار، بيش از گروه كنترل بود. در هر دو گروه، لپتين با وزن بدن، شاخص تـود ة بـدني و حجـم چربـي بـدنهمبستگي مثبت نشان داد (24). از تحقيقات انجام گرفته در مـورد ارتبـاط لپتـين بـا فعاليـت بـدني در انسـان، مي توان به پژوهش جنيفر اليو و همكاران وي در سال 2001، اشاره كرد. در اين تحقيق تأثير شدت هاي متفاوت تمرين به صورت دويدن، بر مقدار لپتين پلاسما در آزمودنيهاي تمرين كرده و سالم بررسـي شـد . نتـايج تحقيـق،تفاوتي در لپتين اندازه گيري شده پيش از تمرين و پس از تمرين در فعاليت بدني شديد نشان نداد، اما در تمـرينمتوسط، مقدار كاهش لپتين قابل توجه بود. نتايج اين تحقيق نشان دهندة كاهش تأخيري در لپتين، تحت تـأثيرتمريني با شدت متوسط و نه شديد است(28). در تحقيق چن كي (2004) بر روي نوجوان چاق 12 تا 16 ساله، مشخص شد پس از 8 ماه فعاليت، نوجواناني كه كمترين افزايش را در آمادگي قلبي ـ عروقي داشـتند، بيشـترين مقدار لپتين را از خود نشان دادند. علاوه بر اين، مقدار انسولين و لپتين همبستگي مثبت داشت. نتايج نشـان داد،چربي بدن، سطح فعاليت ورزشي، آمـادگي جسـماني، انسـولين، همبسـتگي مثبـت معنـي داري بـا لپتـين پايـهداشت(7)، يعني متناسب با افزايش چربي زير پوستي، سطح لپتين ا فزايش مي يابد و مقدار كاهش سطوح لپتـينپلاسما بسته به شدت فعاليت ورزشي و آن هم شدت متوسط بـه صـورت تـاًخيري رخ مـي دهـد . از طـرف ديگـرمتناسب با افزايش شدت تمرينات ورزشي تا حد متوسط، مقاومت به انسولين كاهش و كاركرد انسوليني افـزايشمي يابد.
در مورد تأثير تمرينات مقاومتي و تركيبي بر لپتين اطلاعات كم و در عين حال متناقضي وجود دارد. كانـاليو همكاران(2001) پس از اجراي شش هفته تمرينات مقاومتي بر روي افراد ديابتي دريافتند كه در مقدار لپتـينپلاسما تغييري حاصل نشده است(18). همچنين زافيري ديس و همكاران بعد از ارائة روش هاي مختلـف تمـرينمقاومتي هيچ گونه تغييري در لپتين پلاسماي 10 مرد لاغر مشاهده نكردنـد (2). در مقابـل در تحقيـق نينـدل وهمكاران(2002)، بعد از يك جلسه تمرين مقاومتي، كاهش چشمگيري در غلظت لپتين پلاسـماي مـردان لاغـرمشاهده شد(27). از طرف ديگر فاتوروس(2005) بعد از ارائة 24 هفته پروتكل تمرين مقـاومتي بـر روي مـردانكهنسال به اين نتيجه رسيد كه تمرين مقاومتي موجب كاهش غلظت لپتين پلاسما مي شـود (17). بـا توجـه بـهموارد مذكور، پژوهشگر بر آن شد تا با بهرهگيري از تحقيقات داخلي و خارجي، تأثير سه شيوه تمرين اسـتقامتي،مقاومتي و تركيبي را بر مقدار لپتين پلاسماي دانشجويان پسر بررسي و ارزيابي كند.
در پژوهشهاي ديگر محققان، بررسي تأثير تمرينات تركيبي بر كـاهش سـطح لپتـين چنـدان مـورد توجـهنبوده، ازاين رو استفاده از تمرينات تركيبي در تحقيق حاضر، با هدف پر كردن شكاف بين آثار فيزيولوژيـك بـينتمرينات مقاومتي و هوازي صورت گرفته است، تا در پسآزمون و تحليل يافتهها چنانچـه بـه هـر دليـل، تفـاوتزيادي بين تمرينات مقاومتي و هوازي مشاهده نشد، بتوانيم به مقايسة تمرين تركيبي با دو گروه تمرينـي ديگـربپردازيم.

روش تحقيق
پژوهش حاضر از نوع نيمه تجربي بوده و افراد مورد بررسي به صـورت جـايگزيني تصـادفي در گـروههـاي تمرينـيمختلف قرار گرفتهاند. جامعة آماري تحقيق كلية دانشجويان پسر دانشـگاه تهـران كـه در سـال تحصـيلي 89-88 دروس تربيت بدني عمومي را اخذ كرده بودند، تشكيل مي دادند. انتخاب گـروه پسـران صـرفاً بـه علـت همگنـيآزمودني ها از لحاظ تمامي جنبه هاي فيزيولوژيكي و ساختاري بوده و محقق سعي در يافتن تفـاوت هـا و مقايسـة سه روش تمريني داشته است، نه مقايسة تمرين هاي مذكور در دو جنس مخـالف . همچنـين انتخـاب دانشـجويان(پس از آزمونهاي غربالگري) به دليل برخورداري اين دسته از سلامت كامل جسماني و قرابت آنها به يك انسـانمرجع از لحاظ سني، وزن و ديگر موارد بوده است تا گذشته از همگني آزمودنيها ، از آثار سـوء ناشـي از تفـاوتافراد در نتايج تحقيق تا حد زيادي جلوگيري شود. سپس از افرادي كه مايل بودند در تحقيق حاضر شوند، برگـة رضايت نامة كتبي گرفته و مقرر شد كه همة افراد از پزشك گواهي سلامت بدني و بلامانع بودن فعاليت ورزشي را دريافت كنند. در نهايت 48 نفر به عنوان نمونه آماري انتخاب و به سه گـروه تمرينـي اسـتقامتي (12=n)، گـروهتمرين مقاومتي (12=n) و تمرين تركيبي (12 = n) و يك گروه كنترل (12 = n) تقسيم شدند. پيش از انتخـابنمونه ها به گروه هاي مورد نظر قد، وزن، درصد چربي، شاخص VO max2 ،BMI از طريق روش هـاي مربـوط اندازهگيري شد تا چهار گروه همگن شوند.
ميانگين سني، قد و وزن گروههاي مورد بررسي به ترتيب57/1± 45/21 سال،07/7 ±75/173 سانتي متر و
29/15± 84/89 كيلوگرم است. همچنين متوسط BMI آزمودني ها 94/3±81/29 2kg/m مي باشد. از تمام آزمودني ها، پيش آزمون و پسآزمون به عمل آمده است.
تجزيه و تحليل آماري
براي كسب اطمينان از توزيع طبيعي اطلاعات جمع آوري شده آزمودني ها از آزمون كلوموگروف اسميرنوف (K-S) استفاده شد. به منظور مقايسة نتايج پيش آزمون با پس آزمون و براي مشخص كردن ميزان تأثيرگذاري شيوه هاي مختلف تمريني بر متغيرهاي مورد بررسي، از آزمون t گروه هاي همبسته و به منظور مقايسة ميانگين گروه هاي مورد بررسي در متغيرهاي تحقيق، با توجه به طرح تحقيق مورد استفاده از تحليل واريانس يكطرفه استفاده شد. همچنين با توجه به همگني آزمودني ها و تعداد نمونه هاي هر گروه (كمتر از 30) در صورت معنادار بودن تفاوت ها از آزمون تعقيبي توكي استفاده شد.
نمونه گيري خون و تجزيه و تحليل آزمايشگاهي
قبل از شروع اولين هفتة تمرين و در پايان هفتة هشتم تمرين خونگيري انجام گرفت. مقـدار 11 ميلـي ليتـرخون سياهرگ با استفاده از لوله هاي استريل حاوي مادة ضـدانعقاد و EDTA توسـط متخصـص آزمايشـگاه درساعت 8 صبح گرفته شد. تمام آزمودني ها بـهمـدت 12 سـاعت پـيش از خـونگيـري ناشـتا بودنـد. نمونـه هـايجمع آوري شده، سانتريفوژ شده و پس از جداسازي سـرم و پلاسـما بـراي انـدازه گيـري متغيرهـاي پـژوهش بـهآزمايشگاه منتقل شد. همچنين پس از اجراي 8 هفته پروتكل تمرين و 48 ساعت پس از آخرين جلسـ ة تمـرينبار ديگر نمونه ها براي خون گيري پس آزمون حاضر شدند. آزمودني ها در اين مرحله هم، قبـل از خـون گيـر ي بـهمدت 12 ساعت ناشتا بودند. براي اندازه گيري لپتـين از كيـتELISA سـاخت كمپـانيKOMA Biotech استفاده شد.
اندازه گيري شاخص تودة بدن (BMI)
بعد از اندازه گيري قد و وزن آزمودني ها، شاخص توده بدن محاسبه شد. شاخص توده بدن نسبت وزن بدن به كيلوگرم به مجذور قد به متر است.
اندازه گيري چربي زيرپوستي
براي تعيين درصد چربي بدن از دستگاه كاليپر YAGAMI سـاخت كشـور ژاپـن و از شـيوة سـه نقطـه اي سينه، پهلو و عضلة چهار سر ران استفاده شد. با استفاده از فرمولهاي زير درصد چربي كل بدن محاسبه شد.
فرمول (الف)
(2×1) + 0/0000016 (x1)2 – 0/0002574 (x) 0008267/0 – 10938/1 = دانسيته بدن
1x = مجموع چربي هاي زيرپوستي مناطق سينه، شكم و ران
2x = سن

1617726107945

فرمول (ب) 4 95/4 5 100/  = درصد چربي بدن
 دانسيته بدن
پروتكل تمرين استقامتي
نمونه ها در اين گروه در يك برنامة دويدن شركت كردند كه مدت و شدت تمرين هر آزمـودني بـه تـدريج درپايان هر مرحله افزايش مي يافت. در هفتههاي اول و دوم، آزمودني ها به مـدت 25 دقيقـه بـا شـدت 65 درصـدضربان قلب بيشينه (HRmax) فعاليت را شروع كردند. در هفتة 6-3 به مدت 35 دقيقـه بـا شـدت 65 تـا 75 درصد (HRmax) و در هفتة 6 تا 8 به مدت 40 دقيقه به تمرين پرداختند و فقط بين 5 الي 8 دقيقـه آخـر بـاشدت 75 تا 85 درصـد(HRmax) تمـرين كردنـد. از ضـربان سـنجPM 80 ، شـركتTop up your life ساخت آلمان براي كنترل شدت تمرين استفاده شد. تمامي فعاليت هاي اين گروه در زمين چمن دانشكدة تربيت بدني دانشگاه تهران صورت گرفت.
پروتكل تمرين مقاومتي
هدف پروتكل تمرين مقاومتي افزايش قدرت عضلاني بـود ، ازايـن رو همـان گونـه كـه در جـدول 1 مشـاهده مي شود، تعداد تكرارها و درصد قدرتهاي مورد نظر حكايت از رويكرد قدرتي پروتكل مذكور دارد. دليل اسـتفادهاز اين پروتكل اين بود كه پژوهشگر مايل به بررسي تغييرات و پاسخ هاي لپتين به اين دسته از تمرينـات قـدرتيدر مقايسه با تمرينات هوازي بود.
تمرين مقاومتي شامل موارد زير بود.
جدول 1- پروتكل تمرين مقاومتي
%50 8 %60 8 %70 8 %802 5 %50 8 پرس پا
%50 8 %60 8 %70 8 %802 8 %50 8 جلو پا با دستگاه
%50 12 %60 12 %70 12 %802 12 %50 12 زير بغلLat
%50 12 %60 12 %70 12 %802 8 %50 12 جلو بازو
%50 5 %60 5 %70 5 %802 3 %50 5 تقويت عضلات كمر (ليفت مرده)

براي اجراي اين پروتكل ابتدا 100 درصد قدرت افراد با استفاده از فرمول Max Power=load/1-0/02(reap) مشخص شد، سپس با استفاده از آن، برنامه با درصدهاي مشخصشده در هر روز اجرا شد. هر دو هفتـه يـك بـار100 درصد جديد قدرت افراد مشخص شده و درصدهاي جديد به كمك آن اعمال مي شـد. مـدت زمـان اجـرايتمرين مقاومتي 45 تا 60 دقيقه در نظر گرفته شد، تا تاثيرات ناشي از خستگي يا كـاهش قنـد خـون خللـي درنتايج حاصله ايجاد نكند.
پروتكل تمرين تركيبي
افراد اين گروه هر دو برنامة تمرين استقامتي و مقاومتي را در يك روز انجام مـي دادنـد ، بـه طـوري كـه ابتـداتمرين مقاومتي و سپس برنامة تمرين استقامتي انجام ميگرفت. براي جلـوگيري از آثـار سـوء خسـتگي و افـتعملكرد ناشي از تمرينات استقامتي، ابتدا تمرين مقاومتي انجام گرفت (38).
گروه كنترل : بـراي تعيـين هـر سـه مداخلـه تمـرين اسـتقامتي، مقـاومتي و تركيبـي يـك گـروه كنتـرلغيرورزشكار (12=n) كه هيچ نوع مداخلة تمريني دريافت نكردند، نيز قبل و بعد از 8 هفته ارزيابي شدند.

نتايج و يافته هاي تحقيق
در جدول 2 ميانگين VO2max ، BMI و درصد چربي گروه هاي مورد بررسي مقايسه شده است.
جدول 2 – شاخص هاي آماري مربوط بهVO2max ، BMI و درصد چربي گروه هاي مورد بررسي متغير شاخص تودة بدن (2kg/m) درصد چربي بدن (mgr/lit) توان هوازي(ml/kg/min)
گروه
قبل از تمرين 94/3±86/29 04/3 ±93/26 99/5 ±72/27
استقامتي
بعد از تمرين 59/3± 70/2842/3 ±12/24 38/5 ±75/33
قبل از تمرين 95/4 ±47/31 37/1 ±21/28 47/4 ±10/26
مقاومتي
بعد از تمرين 80/4 ±44/30 60/3 ±21/27 04/9 ±49/32
قبل از تمرين 76/3 ±64/28 67/2 ±05/27 76/3 ±83/27
تركيبي
-3019-1213470

بعد از تمرين 67/3 ±38/27 70/3 ±07/23 44/6 ±64/35 قبل از تمرين 27/4 ±26/29 68/2 ±15/27 39/6 ±19/31
كنترل
بعد از تمرين 40/4 ±29/29 86/2 ±31/27 00/5 ±02/31

همان طور كه جدول 3 نشان مي دهد، با توجه به اختلاف ميانگينها در پيش آزمون و پس آزمون، مقدار t و ارزش P، هر سه شيوة تمرين استقامتي، مقاومتي و تركيبي تأثير معني داري بر كاهش سطوح لپتين پلاسماي مردان غير ورزشكار دارد.
جدول 3 – شاخص هاي آماري مربوط به مقايسه پيش آزمون و پس آزمون مقدار لپتين گروه هاي تمريني
P value مقدار t پس آزمون پيش آزمون متغير نوع تمرين
انحراف معيار ميانگين انحراف معيار ميانگين *0/000 6/577 0/18 0/87 0/44 1/92 لپتين
(Ng/ml) استقامتي
*0/000 7/031 0/26



قیمت: تومان


پاسخ دهید