علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1391 شمارة 13 – ص ص : 36- 21 تاريخ دريافت : 03 / 08 / 90
تاريخ تصويب : 28 / 01 / 91

اثر يك جلسه فعاليت استقامتي و مقاومتي بر هورمون پاراتيروئيد (PTH) و آلكالين فسفات (ALP) سرم دختران جوان غيرفعال

1.سيدعبداله هاشم ورزي – 2.ضياء فلاح محمدي
1.مربي دانشگاه آزاد اسلامي (ساري)، 2.دانشيار دانشگاه مازندران

چكيده
هورمون پاراتيروئيد مهم ترين عامل هموستاز كلسيم در بدن است كه با تحريك شكل فعال ويتامين D، جذب كلسيم را از روده افزايش مي دهد و در نهايت افزايش تراكم استخواني را موجب مي شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسي اثر يك جلسه فعاليت استقامتي و مقاومتي بر غلظت هورمون پاراتيروئيد (PTH) و آلكالين فسفات (ALP) دختران جوان غيرفعال (با ميانگين سني 23/1± 9/21 سال، قد 7/2 ± 95/161 سانتي متر و وزن 9/6 ± 15/63 كيلوگرم) بود. به اين منظور 30 دانشجوي دختر 25-20 سال به طور تصادفي به سه گروه استقامتي، مقاومتي و كنترل تقسيم شدند. برنامة تمريني در گروه استقامتي شامل 45 دقيقه دويدن روي نوارگردان با 45 درصد VO2max و در گروه مقاومتي انجام سه حركت جلوبازو، جلو ران و اسكات بود كه هر كدام در سه نوبت و با 45، 55 و 65 درصد يك تكرار بيشينه در مدت 45 دقيقه انجام گرفت. خون گيري در سه مرحله (پايه، 15 دقيقه و 24 ساعت پس از فعاليت) انجام گرفت. داده ها با استفاده از آزمون اندازه گيري مكرر، آناليز واريانس يكطرفه و آزمون تعقيبي LSD در سطح معناداري 05/0 ≤P تجزيه و تحليل شد. نتايج نشان داد، با انجام فعاليت ورزشي، مقادير هورمون پاراتيروئيد و آلكالين فسفات در هر دو گروه استقامتي و مقاومتي افزايش يافته است كه اين افزايش، پس از فعاليت استقامتي كمي بيشتر از فعاليت مقاومتي بود، اما اختلاف معناداري بين دو گروه مشاهده نشد. نتايچ پژوهش حاضر نشان داد، اجراي يك جلسه فعاليت استقامتي و مقاومتي در دختران جوان غيرفعال، مقادير PTH و ALP را به طور معني داري افزايش مي دهد.

واژههاي كليدي
فعاليت استقامتي، فعاليت مقاومتي، هورمون پاراتيروئيد، آلكالين فسفات، دختران غيرفعال.
مقدمه
امروزه فعاليت بدني به عنوان يك عامل اصلاح شدني و مهم نقش عمده اي در رسيدن به اوج تودة استخواني در طول سال هاي اول زندگي و كاهش ضايعات استخواني در سال هاي آتي دراد (6). تودة استخواني يك فرد مسن به مقدار تودة استخواني وي در دهة سوم زندگي و اين مسئله نيز به عوامل ژنتيكي، مادرزادي، تغذيه، هورمون ها، روش زندگي، داروها، بيماري ها و فعاليت بدني بستگي دارد (7). از اين رو بررسي اين عوامل به منظور رفع يكي از مشكلات اصلي سلامت عمومي افراد جامعه كه كاهش تراكم معدني استخوان و به دنبال آن پوكي استخوان (استئوپروز) است، ضروري به نظر مي رسد. در بين عوامل يادشده، هورمون پاراتيروئيد
(PTH) كه مهم ترين عامل هوستاز كلسيم در بدن است، نقش بارزي در متابوليسم استخوان دارد (3).
اين هورمون از مؤلفه هاي اصلي جرم استخوان در بزرگسالان است و ارتباط تنگاتنگي با روند كاهش تودة استخواني و در نهايت پوكي استخوان و شكستگي ها دارد. ترشح اين هورمون به طور عمده تحت كنترل مقدار يون كلسيم سرم است (8). هنگامي كه سطح يون كلسيم سرم پايين مي آيد، ترشح PTH تحريك مي شود و هنگامي كه مقدار آن به بيشتر از حد طبيعي (ml/dl5/10 – 5/8) مي رسد، ترشح PTH مهار مي شود (26،24،8،7). در اين سازوكار، كلسيم از طريق تعامل با گيرنده هاي حساس به كليسم در غشاي سلول هاي غدد پاراتيروئيد ترشح اين هورمون را تنظيم مي كند، به طوري كه سطح اين هورمون به دقت از طريق يك چرخة بازخورد منفي در دامنة بسيار باريك تنظيم مي شود (26،16،11). از طرفي، به دليل اثر PTH در افزايش تحول استخوان، به طور معمول سطح آلكالين فسفات (ALP) سرم كه يك نشانگر تشكيل استخوان است، افزايش مي يابد. از آنجا كه آلكالين فسفات براي رسوب معدني طبيعي ضروري است، به منظور درك اثر آنابوليكي PTH بر مقدار فعاليت استئوبلاستيك، مي توان با اندازه گيري سطح سرمي آلكالين فسفات آن را ارزيابي كرد (30،26).
پژوهش ها نشان مي دهند، كاربرد متناوب هورمون پاراتيروئيد، از طريق افزايش بازجذب استخوان، مي تواند از كاهش تراكم استخوان مهره هاي كمري در زنان جواني كه كمبود استروژن دارند، جلوگيري كند. درحالي كه كاربرد مداوم آن، تودة استخوان را كاهش مي دهد(30). علاوه بر اين، هورمون پاراتيروئيد، با مقدار كم در كوتاه مدت در افراد مبتلا به كمبود استروژن از پوكي استخوان پيشگيري مي كند و نيز موجب افزايش چشمگيري در مقدار PTH پلاسما بعد از فعاليت استقامتي در افراد تمرين نكرده نسبت به افراد تمرين كرده و فعال مي شود (17). از آنجا كه غلظت هورمون پاراتيروئيد تحت تأثير فعاليت هاي بدني قرار مي گيرد، به نظر مي رسد كه تفاوت در غلظت پاراتيروئيد با شدت و مدت تمرين ارتباط دارد و براي تغيير در مقدار اين هورمون، به فعاليت بدني با شدت و مدت معين نياز است (9،3). در تحقيق مايمون و همكاران (2006) روي دوچرخه سواران زن، افزايش زيادي در مقادير هورمون پارتيروئيد در پايان ورزش و در طول مدت بازگشت به حالت اوليه گزارش شد.
اين پژوهشگران اظهار داشتند كه شدت و مدت تمرين از جمله عوامل مؤثر بر مقدار ترشح اين هورمون و به دنبال آن افزايش چگالي استخوان هستند (22). بنابراين هنگام ارزيابي نتايج پژوهش هاي مختلف اين عوامل را بايد مدنظر قرار داد. در بيشتر پژوهش ها، مقدار هورمون پاراتيروئيد هم در طول تمرين و هم بلافاصله پس از تمرين افزايش پيدا كرده (23،13،12،5،3)، اما ظهور نشانگرهاي متابوليكي استخوان يا مشاهده نشده (15،10،8) يا 24 و 72 ساعت پس از انجام فعاليت بدني افزايش نشان داده است (25،13). بنابراين به دليل اينكه آلكالين فسفات اولين نشانگري است كه در روند تشكيل استخوان ظهور پيدا مي كند (10)، از سويي ديگر در پژوهش ها كمتر به آن اشاره شده است، در پژوهش حاضر اين نشانگر بررسي شده است. شاكلفورد و همكاران (2004) اثر تمرينات مقاومتي را بر روي 5 مرد و 4 زن كه در فضا اقامت داشتند و دچار كاهش تراكم استخواني شده بودند، بررسي كردند. اين محققان دريافتند، پس از 17 هفته انجام اين تمرينات، آلكالين فسفات 64 درصد و PTH 18 درصد افزايش داشته است. آنان اثر درماني اين تمرينات را به عنوان عاملي براي پيشگيري از كاهش تراكم استخواني تاييد كردند(28). رودبرگ و همكاران (2000) نيز عنوان كردند، فعاليت بدني موجب مي شود كه آلكالين فسفات اثر آنابوليكي بر متابوليسم استخوان داشته باشد (27). به طور كلي، پژوهش ها نشان مي دهند كه فعاليت بدني يكي از تغييردهنده هاي مهم غلظت PTH است كه به عواملي مانند شدت، مدت و نوع تمرين وابسته است (27،9،3). بيشتر اين پژوهش هانيز تنها اين عوامل را بررسي كرده اند و كمتر به مقايسة دو نوع فعاليت استقامتي و مقاومتي بر مقدار تغييرات اين هورمون پرداخته اند. يكي از ويژگي هاي مهم پژوهش حاضر كه آن را از ديگر پژوهش هاي انجام گرفته متمايز مي سازد نيز مقايسة تأثير يك جلسه فعاليت استقامتي و مقاومتي بر پاراتورمون و آلكالين فسفات است كه محقق تا كنون به پژوهشي كه چنين ويژگي اي داشته باشد، دست نيافته است. بنابراين با توجه به فقر حركتي و افزايش هزينه هاي درماني ناشي از آن در كشور ما و همچنين عدم توجه كافي به اندك زمان آموزشي اختصاص داده شده به فعاليت بدني در دبيرستان ها(يك جلسه در هفته) و دانشگاه ها (تربيت بدني 1 و2 ) در سنيني كه بدن قادر است به اوج تراكم استخواني دست يابد، محقق به دنبال يافتن پاسخ اين پرسش است كه يك جلسه فعاليت بدني استقامتي و مقاومتي چه تأثيري بر هورمون پاراتيروئيد و آلكالين فسفات دختران جوان غيرفعال 25 -20 سال دارد؟ از طرفي ديگر، غير از دانش آموزان و دانشجويان، گروه هايي در جامعه وجود دارند كه با اهداف تفريحي يا اوقات فراغت يا حتي حرفه اي (نظامي ها)، فعاليت بدني را نه به صورت منظم بلكه به صورت حاد و يك جلسه اي انجام مي دهند. بنابراين به طور اختصاصي تر، سؤال اين است كه آيا اجراي فعاليت بدني حاد مي تواند محتواي مواد معدني استخوان را كه با استفاده از شاخص هاي بيوشيميايي خون اندازه گيري مي شود افزايش دهد؟ در صورت مثبت بودن، آيا اين افزايش، در اندازه گيري بعدي نيز قابل مشاهده است يا اينكه موقتي است و به سطح پايه بازگشت مي كند. سؤال بعدي اين است كه آيا نوع فعاليت بدني (استقامتي و مقاومتي) كه هر دو با بارهاي مكانيكي القا شده از طريق انقباضات عضلاني و گرانش همراهند، آثار يكساني بر جاي مي گذارند يا با هم تفاوت دارند؟

روش تحقيق
آزمودني هاي پژوهش و نحوة انتخاب آنها
نمونة آماري اين پژوهش، 30 نفر از دانشجويان دختر غيرفعال 25-20 سال بودند كه از بين 60 دانشجوي مستقر در خوابگاه دانشگاه مازندران (شهرستان بابلسر)، به صورت داوطلبانه و براساس مصاحبه و پرسشنامه اي كه حاوي سؤالاتي در زمينة ميزان فعاليت بدني طي سه سال گذشته، نوع تغذية روزانه، سابقة بيماري، استفاده از داروها يا مكمل هاي ويژه يا استفادة احتمالي از سيگار و مواد مشابه بود، حائز شركت در پژوهش شدند. براساس اطلاعات به دست آمده، هيچ يك از آنها سابقة ورزشي، بيماري و اختلال هاي هورموني اثرگذار بر متابوليسم استخوان نداشتند و در زمان پژوهش تحت درمان دارويي نبودند. آزمودني ها به صورت تصادفي به سه گروه كنترل، استقامتي و مقاومتي (هر گروه 10 نفر) تقسيم شدند. در مرحلة مقدماتي، قد و وزن آزمودني ها با استفاده از قدسنج و ترازوي ديجيتالي سكا (ساخت آلمان، مدل 7071314004) اندازه گيري و سپس BMI هر فرد نيز محاسبه شد. پس از آن حداكثر اكسيژن مصرفي آزمودني ها از طريق آزمون نوارگردان بروس بر حسب ميلي ليتر بر كيلوگرم وزن بدن در دقيقه محاسبه شد (2). به منظور تعيين ضربان قلب تمرين آزمودني ها نيز از آزمون كارونن (فرمول 1) استفاده شد (4). همچنين يك تكرار بيشينة آزمودني ها (1RM) با استفاده از فرمول برزيسكي (فرمول 2) براساس تعداد تكرار و مقدار وزنه اي كه جابه جا شده در حركات جلو بازو، جلو ران و اسكات محاسبه و سپس 45، 55 و 65 درصد 1RM هر يك از آنها در حركات مذكور تعيين شد (1) . جدول 1 ويژگي هاي فردي آزمودني هاي سه گروه را نشان مي دهد.
ضربان قلب استراحت + (ضربان قلب استراحت – حداكثر ضربان قلب) 45% = ضربان قلب تمرين
{ (تعداد تكرار ×0278/0)} – 0278/1 / مقدار وزنه = 1RM
جدول1 – ويژگي هاي فردي آزمودني ها به تفكيك سه گروه استقامتي ، مقاومتي و كنترل*
ويژگي حداكثر اكسيژن
گروه وزن (كيلوگرم) قد (سانتي متر) BMI مصرفي (ميلي ليتر بر سن (سال)
(Kg/m2) كيلوگرم وزن در دقيقه)
-3031-810452

استقامتي 55/1 ± 5/22 2/8 ± 90/62 0/2 ± 90/62 72/2 ± 14/24 01/8 ± 96/32 مقاومتي 25/1 ± 8/21 7/7 ± 30/63 0/2 ± 55/162 60/2 ± 90/23 13/8 ± 71/32
كنترل 9/0 ± 4/21 0/5 ± 25/63 2/4 ± 10/162 77/2 ± 24/24 88/9 ± 78/32
* اطلاعات براساس ميانگين و انحراف معيار ارائه شده است.
نحوة جمع آوري اطلاعات
پس از مطالعات مقدماتي در مورد رطوبت و دماي محيط، تعيين حداكثر اكسيژن مصرفي، تعيين يك تكرار بيشينة آزمودني ها در حركات مورد نظر و تعيين ضربان قلب تمرين، خونگيري پايه در 24 ساعت قبل از اجراي برنامة تمريني، به منظور تعيين مقادير پاية هر يك از شاخص هاي مورد نظر در پژوهش (هورمون پاراتيروئيد و آلكالين فسفات)، انجام گرفت. به منظور جلوگيري از هر گونه تغييرپذيري درون گروهي، به آزمودني ها توصيه شد كه رعايت شرايط اولية شركت در تحقيق از جمله پيروي از غذاي دانشجويي، عدم مصرف مكمل ها و خودداري از انجام هر گونه فعاليت بدني را مدنظر داشته باشند. برنامة تمريني در روز آزمون در 24 ساعت بعد، شامل تمرين گروه استقامتي و گروه مقاومتي به شرح زير بود، اما گروه كنترل در روز آزمون فعاليت خاصي انجام ندادند.

الف) برنامة تمرين گروه استقامتي
24 ساعت پس از ارزيابي اوليه، آزمودني ها پس از 3 تا 5 دقيقه گرم كردن روي نوارگردان 100 Power Jeck با سرعت 3 كيلومتر در ساعت و شيب صفر، با افزايش تدريجي سرعت نوارگردان، سرعت خود را نيز افزايش مي دادند تا به ضربان قلب از پيش تعيين شده خود در دامنة 45 درصد حداكثر اكسيژن مصرفي برسند. سپس اين شدت به مدت 45 دقيقه حفظ مي شد، تا جايي كه 5 تا 10 دقيقة آخر به تدريج كاهش مي يافت تا سرانجام به صفر برسد (7).

ب) برنامة تمريني گروه مقاومتي
برنامة تمريني اين گروه در 24 ساعت پس از ارزيابي اوليه، شامل سه حركت جلو بازو روي دستگاه Biceps Curl Machin مدل SUN 1807، جلو ران با استفاده از دستگاه Leg Extension مدل SUN 1814 و اسكات روي دستگاه بدنسازي Scott Machine مدل SUN 1829 بود كه مطابق جدول 2، هر كدام در سه نوبت، با 6 تكرار و با 45، 55و 65 درصد يك تكرار بيشينه در مدت 45 دقيقه براي افزايش قدرت عضلاني انجام گرفت.
بين انجام هر يك از حركات 2 دقيقه استراحت در نظر گرفته شد (29).
جدول 2 – برنامة تمريني گروه مقاومتي
نوبت
اول استراحت دوم استراحت سوم تمرين
-3031-386770



قیمت: تومان


پاسخ دهید