علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1391 شمارة 13 – ص ص : 62- 51
تاريخ دريافت : 17 / 09 /
تاريخ تصويب : 25/ 03 /

تأثير هشت هفته تمرينات هوازي منتخب بر ميزان افسردگي و غلظت سروتونين پلاسماي دانشجويان زن افسردة 18 تا 25 سال شهرستان اليگودرز

1.احمد همت فر1 – 2.احمد شاهسواري – 3. هادي تيپ
1.دانشيار دانشگاه آزاد اسلامي (بروجرد)، 2.كارشناس ارشد تربيت بدني دانشگاه پيام نور، 3.كارشناس ارشد تربيت بدني دانشگاه آزاد اسلامي (بروجرد)

چكيده
هدف از اين تحقيق، بررسي تأثير هشت هفته تمرينات هوازي منتخب بر ميزان افسردگي و غلظت سروتونين پلاسماي دانشجويان زن افسردة شهرستان اليگودرز با دامنة سني 25-18 سال بود. با استفاده از پرسشنامة افسردگي بِك، 20 دانشجوي دختر با سطح افسردگي متوسط در دو گروه (آزمايش10 n= و كنترل 10 n=) انتخاب شدند. به منظور بررسي تاثير تمرينات هوازي منتخب بر غلظت سروتونين پلاسما، گروه آزمايش به مدت هشت هفته (هرهفته سه جلسه) به تمرين دويدن هوازي با شدت 65-60 درصد حداكثر ضربان قلب بيشينه پرداختند.24 ساعت قبل از اولين و 96 ساعت پس از آخرين جلسة تمرين، متغيرهاي تحقيق مورد سنجش قرارگرفتند. از آزمون t استيودنت براي تحليل دادهها در سطح 05/0p < استفاده شد. نتايج نشان داد كه سطح سرتونين پلاسما در گروه آزمايش به مقدار 50 درصد افزايش داشت كه البته از نظر آماري معنيدار نبود، درحالي كه ميزان افسردگي گروه آزمايش به طور معنيداري نسبت به گروه كنترل كاهش يافت. همچنين رابطة افزايش غلظت سروتونين با كاهش افسردگي معنيدار بود. از نتايج اين تحقيق مي توان نتيجه گرفت كه تمرينات هوازي منتخب، موجب كاهش معنيدار افسردگي و افزايش غلظت سروتونين پلاسما ميشود وانجام فعاليت بدني مناسب نقش مؤثري در درمان افسردگي دارد.

واژههاي كليدي
افسردگي، سروتونين، تمرينات هوازي.

Email:tip.hadi@yahoo.com 09183146273 : نويسندة مسئول : تلفن -1
مقدمه
افسردگي واكنشي است رواني- زيستي كه با احساس يأس و نااميدي، ناراحتي، غمناك بودن، فقدان هرگونه انگيزه و اميد، كاهش سطح اعتماد به نفس و بدبيني همراه است (اتكينسون ، 1385). افسردگي به سبب شايع بودن، سرماخوردگي رواني نيز ناميده ميشود. شيوع اين عارضه در جوانان به ويژه در دانشجويان اهميت زيادي دارد، زيرا سلامت اين قشر متضمن سلامت آتي جامعه خواهد بود. پژوهش هاي اخير سازمان بهداشت جهاني در دوازده كشور مختلف نشان ميدهد كه عارضة افسردگي در زنان دو برابر مردان است. اماني (1383) و فروتني (1384) شيوع افسردگي در بين دانشجويان دختر را گزارش كرده و شيوة زندگي آنان در دوران تحصيل را در افزايش ابتلا به افسردگي مؤثر دانستهاند (حائري،1380). از نظر زيستشناختي افسردگي يك اختلال انگيزشي است كه در اثر كمبود آمينهاي بيوژنيك ايجاد ميشود . آمينهاي بيوژنيك مواد نوروشيميايي هستند كه انتقال عصبي را تسهيل مي كنند و نقش مهمي در پاتوفيزيولوژي اختلال هاي خلقي دارند. گمانهزني دربارة مبناي نوروشيميايي افسردگي، اغلب پيرامون كاهش سروتونين و نوراپي نفرين قرار دارد. در بين بيماران افسرده اقدامات خودكشي در افرادي فراوان تر است كه سطوح سروتونين پايين تري دارند. همچنين در ساقة مغز و مايع مغزي نخاعي قربانيان خودكشي، سروتونين كمتري وجود دارد (سادوك،1387). عامل تعيينكننده در سرعت سنتز سروتونين، مقدار تريپتوفان موجود در بدن است. سنتز سروتونين علاوه بر غدة كاجي، در هستة سجافي تنة مغزيِ مخچه، هيپوتالاموس و نواحي ديگر دستگاه عصبي ساخته ميشود. ترشح اين هورمون با نور طبيعي رابطة مستقيم دارد، به طوري كه در اوايل روز زياد و در شب كم ميشود. محققان نشان دادهاند فقط حدود 10 درصد تريپتوفان موجود در پلاسما به صورت آزاد است و تنها تريپتوفانِ آزاد ميتواند وارد سلولهاي مغزي شود. برخي پژوهشگران نشان دادهاند كه ورزشهاي طولانيمدت هوازي موجب افزايش غلظت تريپتوفان آزاد در پلاسما ميشود كه اين عمل به افزايش سنتز سروتونين و آزاد شدن آن به گردش خون مي انجامد (موان ،1380). گروهي از محققان معتقدند كه تمرينات ورزشي ميتواند به عنوان يك راهبرد درماني در بهبود افسردگيهاي شديد استفاده شود و مقدار ترشح ميانجيهاي عصبي (سروتونين) را افزايش دهد (سادوك، 1387). دي (1994) تأثير چهار هفته شنا با شدت متوسط را براي بيماران مبتلا به افسردگي متوسط تجويز كرد و اظهار داشت كه ورزش طولاني سبب كاركرد بهتر گيرندههاي سروتونين و بهبودي رفتار مي شود. چائولف (1994) در تحقيقي، تأثير تمرينات هوازي با تريدميل (4 روز متوالي و هر روز يك ساعت) را بر گيرندههاي سروتونين پلاسما و رفتار آزمودنيها معنيدار ندانست. بلومنتال و همكاران (1999) تاثير طولاني مدت ورزش را روي 156 بيمار مبتلا به افسردگي شديد مورد بررسي قرار دادند. آنها يك دورة 4 ماهه را بر روي سه گروه با عنوان ورزش درماني، درمان با سرترالين و ورزش همراه با سرترالين تجويز كردند. در شروع اين پژوهش اثر دارودرماني بيشتر بود، اما پس از چهار ماه بين سه گروه از نظر كاهش علائم افسردگي تفاوتي وجود نداشت. نكتة جالب در اين پژوهش اين بود كه محققان با بررسي مجدد اين بيماران در شش ماه پس از خاتمة درمان، گزارش دادند كه ميزان افسردگي و همچنين احتمال عود آن در گروه ورزشدرماني كمتر از گروههاي ديگر است (بلومنتال،1999). لالر و هاپكر (2001) در تحقيقي (بين سال هاي 1979 تا 1999) دريافتند كه ورزش علائم افسردگي را به گونة چشمگيري كاهش مي دهد و براساس اين پژوهش تأثير ورزشدرماني در درمان افسردگي در حد روان درماني برآورد شد. در تحقيقات پيشين، برنامه هاي تمريني متفاوتي از نظر شدت، نوع و مدت تمرين اجرا شده و بيشتر آنها نقش ورزش را در افزايش غلظت سروتونين پلاسما و كاهش افسردگي تاييد كردهاند، اما تا زمان انجام اين پژوهش، مطالعه مداخلهاي كه در ايران اثر فعاليت بدني را بر افسردگي و واكنش هورمون سروتونين و رابطة متقابل آنها را ارزيابي كرده باشد، يافت نشد. هدف اين پژوهش بررسي تأثير هشت هفته تمرينات هوازي منتخب بر ميزان افسردگي و غلظت ترشح هورمون سروتونين و رابطة آنهاست.

روش تحقيق
تحقيق حاضر از نوع تحقيقات نيمهتجربي است. جامعة آماري تحقيق شامل 2700 نفر از دانشجويان زن دانشگاه پيامنور شهرستان اليگودرز با دامنة سني 25-18 سال بود. از ميان جامعة آماري تحقيق 350 نفر به طور تصادفي، پرسشنامة افسردگي بِك را تكميل كردند. همچنين در كنار پرسشنامة افسردگي، پرسشنامة اطلاعات فردي كه در آن سن، جنس، وزن، وضعيت تأهل، محل سكونت، سوابق ورزشي و پزشكي درج شده بود، تكميل شد. بعد از بررسي پرسشنامه ها، 20 زن مجرد مبتلا به افسردگي متوسط، با نظر روانپزشك انتخاب شدند.
آزمودنيها هيچ گونه سوابق ورزشي و پزشكي نداشتند و در يك ناحية جغرافيايي زندگي ميكردند. پس از كلاسهاي توجيهي و توضيحات لازم براي آزمودنيها آنان به طور تصادفي به دو گروه 10 نفري آزمايش و كنترل تقسيم شدند. چهار روز قبل از پيشآزمون، آزمودنيها از برنامة غذايي يكساني (به منظور كنترل تغذية دو گروه) پيروي كردند و مقرر شد از فعاليتهاي بدني شديد اجتناب ورزند و در حالت ناشتا در آزمايشگاه براي خونگيري حضور يابند. دما، رطوبت و ساعت آزمايش ثبت شد تا در مرحلة پسآزمون، اين شرايط حفظ شود.
گروه كنترل جريان عادي زندگي خود را دنبال كردند، هيچ گونه فعاليت ورزشي طي 8 هفتة اجراي تحقيق نداشتند. گروه آزمايش نيز به فعاليت ورزشي براساس برنامة تمرينيِ تدوينشده ادامه دادند.
ابزار اندازه گيري
اطلاعات اوليه در مورد افسردگي با استفاده از پرسشنامة خود سنجي بِك به دست آمد. روايي اين پرسشنامه در تحقيقات متعدد توسط جباري (1383)، پشتيبان (1380) و شريف نيا (1379) تأييد شده و پايايي آن در تحقيقات جباري معادل 85 درصد، پشتيبان 95 درصد و شريف نيا 87 درصد گزارش شده است. همچنين براي اندازه گيري سروتونين پلاسما به شيوة الايزا (ELIZA) از كيت تجاري كمپاني آلماني (Labor diaynostika nord) استفاده شد.
اندازه گيري سروتونين و افسردگي
از آزمودنيها در طول دورة تحقيق دو بار خونگيري (پيشآزمون و پسآزمون) به عمل آمد. نمونة خون اول، يك روز قبل از شروع دورة تمرينات در حالت ناشتا و نمونة خون دوم (پسآزمون) پس از چهار روز، بعد از آخرين تمرين انجام گرفت. همچنين ميزان افسردگي آزمودنيها همزمان با خونگيري (پس آزمون) از طريق پرسشنامة افسردگي بك تعيين شد.
برنامة تمرين
برنامة تمرين آزمودنيها 8 هفته دويدن (هفته اي سه جلسه به مدت 60-40 دقيقه) در سالن سرپوشيده بود.
شيوة تمرين شامل 10 دقيقه گرم كردن و سه دورة 6 دقيقه اي دويدن با شدت متوسط 60 تا 65 درصد حداكثر ضربان قلب بيشينه بود. در بين هر دوره دويدن 3 دقيقه استراحت وجود داشت و هر هفته يك دقيقه به عنوان بار اضافه به زمان دويدن افزوده ميشد. مدت فعاليت در جلسة اول 40 دقيقه و در جلسة آخر 60 دقيقه به طول انجاميد. در هر مرحله از تمرين، پژوهشگر شدت تمرين را از طريق ضربان قلب براي هر كدام از آزمودنيها كنترل و در صورت نياز به افزايش يا كاهش شدت تمرين، بازخورد لازم را به آزمودنيها ارائه ميكرد.
روش هاي آماري
به منظور بررسي توزيع طبيعي داده ها از آزمون كلوموگروف – اسميرنوف، براي بررسي همگني و تجانس واريانسها از آزمون لوين، براي مقايسة پيشآزمونها و پسآزمونهاي دو گروه از آزمون t مستقل و براي مقايسة ميانگينهاي پيش آزمون و پسآزمون ازt وابسته استفاده شد. سطح معنيداري آزمونها، 05/0 P<در نظرگرفته شد. همچنين به منظور بررسي ارتباط بين افسردگي و مقدار سروتونين پلاسما از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد.

نتايج و يافته هاي تحقيق
الف) براساس يافتههاي پژوهش (جدول1)، مقايسة ميانگينهاي پيشآزمون و پسآزمون سروتونين پلاسماي گروه آزمايش نشان داد كه مقدار سروتونين پلاسما نسبت به پيشآزمون، 1/50 درصد افزايش داشته، كه بسيار قابل تأمل است، اما با توجه به مقدار t محاسبه شده (9/1 – ) و سطح معنيداري ( 08/0)، اين افزايش معنيدار نيست.
جدول 1- نتايج مقايسة ميانگينهاي پيشآزمون و پسآزمون سروتونين پلاسماي با استفاده از آزمون t
سطح معنيداري مقدارt مقدار تغيير % ميانگين و انحراف معيار (ng/ml) مقدار سروتونينپلاسما
پس آزمون پيش آزمون 0/08 -1/9 > 50/1 241  113/1 160/6  92/1 آزمايش
0/49 -0/72 >11/5 184/5  111/6 165/5  101/8 شاهد

1/12 -0/11 مقدار t مستقل
0/28 0/91 سطح معني داري

در مورد گـروه شاهد نيز افزايشي به مقدار 5/11 درصد در مقدار سروتونين پلاسما مشاهده شد كه اين افزايش معنيدار نيست.
ب) با توجه به نتايج به دست آمده (جدول2) بررسي ميانگين پيشآزمون و پسآزمون افسردگي گروه آزمايش نشان داد كه ميزان افسردگي نسبت به پيشآزمون، 6/33 درصد كاهش داشته كه با توجه به مقدار t محاسبه
شده 23/4 و سطح معنيداري 002/0 ، اين كاهش معنـيدار است.
جدول 2 – نتايج مقايسة ميانگينهاي پيشآزمون و پسآزمون افسردگي با استفاده از آزمون t
سطح معني داري مقدار t مقدار تغيير
% ميانگين و انحراف استاندارد ((BID ميزان افسردگي
پس آزمون پيش آزمون 0/002 4/23 < 33/6 16/6  6/9 25  5/3 آزمايش
0/63 0/5 < 4/2 22/8  4/9 23/8  4/7 شاهد
-2/3 0/54 مقدار t مستقل
0/03 0/6 سطح معني داري

ازاين رو ميتوان چنين نتيجه گرفت كه هشت هفته تمرينات هوازي منتخب تأثير معنيداري بر كاهش افسردگي آزمودنيها داشته است. در مورد گـروه شاهد نيز كاهشي به مقدار 2/4 درصد در ميزان افسردگي آزمودنيها مشاهده شد كه اين كاهش معنيدار نيست. همچنين مقايسة پيشآزمون ها و پسآزمون هاي دو گروه حاكي از تفاوت معنيدار در پسآزمون ها ست.
ج ) بـررسي رابطة مقادير سروتونين پلاسما و ميزان افـسردگي آزمودنيها در دو مرحلة پيشآزمون و پسآزمون
(با توجه به مقدار همبستگي 52/0- و سطح معنيداري 02/0) نشان داد كه بين مقدار سروتونين پلاسما و افسردگي آزمودنيها، ارتباط معنيداري وجود دارد (جدول3).

جدول 3 – نتايج مربوط به رابطة ميزان سروتونين پلاسما و افسردگي با استفاده از آزمون ضريب همبستگي پيرسون
سطح معني داري مقدار همبستگي
0/02 -0/52 سروتونين
افسردگي
بحث و نتيجهگيري
بيشتر پژوهشهاي انجام گرفته در زمينة مقدار ترشح هورمون سروتونين و افسردگي بيانگر اين است كه فعاليتهاي ورزشي موجب افزايش اين هورمون و كاهش افسردگي ميشود و ارتباط معنيداري بين افزايش سروتونين با كاهش افسردگي وجود دارد. نتايج پژوهش حاضر نشان داد كه تمرينات هوازي منتخب، موجب افزايش چشمگير 50 درصدي در مقدار غلظت سروتونين پلاسما شد، هر چند معنيدار نبود كه اين موضوع ممكن است به سبب تعداد كم آزمودنيها باشد. همچنين افزايش سروتونين آزاد پلاسما در كاهش افسردگي مؤثر است و نقش گيرندههاي سروتونين و افزايش آنها را در اثر فعاليت ورزشي نبايد از نظر دور داشت (دي 1994؛ چائولوف 1994). از طرفي كاهش معنيداري در ميزان افسردگي در گروه آزمايش مشاهده شد كه رابطة اين دو متغير نيز معنيدار بود. نتايج پژوهش حاضر با يافتههاي بلومنتال و همكاران (1999) و استينبرگ (1998) كه استفاده از ورزشدرماني را در كاهش ميزان افسردگي و پايين آوردن احتمال عود آن مؤثر دانستهاند، همخواني دارد (34،15). همچنين نتايج پژوهش حاضر با نتايج لالر و هاپكر (2001) كه دريافتهاند ورزش علائم افسردگي را به گونة چشمگيري كاهش مي دهد و تأثير ورزش را در درمان افسردگي در حد رواندرماني ميدانند، همخواني دارد. نتايج تحقيقات مزيني (1379)، نوربخش(1383)، گريست، كلاين ومورگان(1970) مك كنن و هولمز (1984)، مك كارتني(2000) ودان و همكاران(2002) فعاليت دويدن متناوب را در درمان افسردگي مؤثر دانستند كه با نتايج پژهش حاضر همخواني دارد. در پژوهش حاضر بين سروتونين پلاسما و افسردگي آزمودني ها، ارتباط معنيداري مشاهده شد و با يافتههاي انجمن ملي و سلامت انگلستان كه ورزشهاي هوازي را در افزايش سطح سروتونين مغز و كاهش افسردگي مؤثر دانسته اند، همخواني دارد (يانگ، 2007). نتايج اين تحقيق با يافتههاي پيرس (1999) و دي (1994) همسوست. آنان نشان دادند ورزشهاي طولاني موجب بهبود سروتونين و گيرندههاي آن و همچنين كاهش سطح افسردگي ميشود(32،19). ديون (2002) بيان داشت ورزش به بهبود مونوآمين ها از جمله سروتونين و دوپامين مي انجامد. ازدياد اين مواد ناقل شيميايي موجب انتقال بهتر پيامهاي عصبي و بهبود خلق وخو ميشود (22). يافتههاي تحقيق حاضر با نتايج تحقيقات چائولف(1994)، دونات و همكاران (2010) مغايرت است. عدم همخواني احتمالاً به سبب نوع تمرين يا طول دورة تمرين است كه در تحقيق چائولف از تريدميل به مدت چهار روز و در تحقيق دونات و همكاران از دوچرخة كارسنج به مدت 21 روز استفاده شده است. شدت تمرين نيز از ديگر احتمالات مؤثر است(17). در تحقيق دونات و همكاران شدت تمرين70 تا 85 درصد ضربان قلب بيشينه بود كه از شدت تمرين تحقيق حاضر بيشتر و در آستانة لاكتات است(21). از ديگر يافتههاي تحقيق تاثير معنيدار تمرينات هوازي منتخب بر افسردگي آزمودني ها بود. در مورد اين موضوع لابتس (2006) به مقايسة وضعيت خُلقي دانشجويان ورزشكار و غيرورزشكار پرداخت و به رابطة منفي بين فعاليت هاي ورزشي و ميزان افسردگي اشاره كرد. از طرفي نتايج اين تحقيق با نتايج محققان ديگر از جمله برزگري (1380)، وارسا، شافر، ساندرز (1984) همخواني ندارد، كه اين تفاوت ممكن است ناشي از انجام ندادن فعاليت هاي ورزشي مناسب و منظم و همچنين شيوة زندگي و سن آنان باشد(2). از ديدگاه شناختي برخورداري محيط هاي ورزشي از عوامل نشاط، صميميت، گرمي و محيطي به منظور تخلية فشارها و كشمكشها و از طرفي اجراي فعاليت هاي ورزشي ماهيتاً به دليل پويا بودن و داشتن ارتباط متقابل فرد با محيط ميتواند در به منظور تقويت روحيه، تصور مثبت از خود و اعتماد به نفس منشأ اثر شود. همچنين اين عوامل ميتوانند به عنوان عامل بازدارنده در پيدايش مؤلفههاي به وجود آورندة افسردگي عمل كنند (بلومنتال، 1999). به طور كلي يافتههاي اين تحقيق نشان داد تمرينات هوازي با شدت 65-60 درصد حداكثر ضربان قلب بيشينه توانسته است به عنوان يك راهبرد درماني در درمان دانشجويان افسرده مؤثر واقع شود و با حجم و شدت معين و متناسب با ويژگي هاي آزمودنيها ، سطح افسردگي را كاهش دهد و وضعيت خلقي آنها را به سطح طبيعي نزديك كند.

منابع و ماخذ
اتكينسون، رتيال ال.( 1385). “زمينة روانشناسي هيليگارد”. ترجمة محمد نقي براهني و ديگران. تهران، رشد .
برزگري، علي محمد.(1380).” اثر تمرينات هوازي بر كاهش افسردگي”. كنگره بينالمللي تربيت بدني و ورزش دانش آموزان دختر، ادارة كل تربيت بدني، وزارت آموزش و پرورش.
حائري روحاني، علي.(1380).” فيزيولوژي اعصاب و غدد درون ريز”. تهران: سمت.
روزنهان، ديويد.(1388).” روانشناسي ناهنجاري آسيب شناسي رواني2″. ترجمة يحيي سيد محمدي.
تهران: نشر ارسباران (جلد دوم،ص92-4).
زنگنه ظفري ، فريده . (1378).”سيستم اعصاب مركزي “. تهران . نشر طبيب .
سادوك، بنجامين جيمز.(1387).”خلاصة روانپزشكي: علوم رفتاري “. ترجمة فرزين رضاعي. تهران. نشر ارجمند .ص 152-144.
گريست، جان هوت.(1382 ).” افسردگي و درمان آن”. ترجمة مهدي قراچه داغي. تهران. نشر قطره.
مزيني، هدي .( 1379) . “بررسي ميزان افسردگي در دو گروه دانشجويان دختر ورزشكار و غير ورزشكار دانشگاه هاي سبزوار).مجموعه مقالات چهارمين همايش ملي تربيت بدني و علوم ورزشي . دانشگاه گيلان .ص 182.
موان، رن .(1380 ).” بيوشيمي ورزش و تمرين هاي ورزشي”.ترجمة حسينعلي مهراني، عليرضا عسگري.
تهران . ص 125-122.
نوربخش، مهوش .(1383).” بررسي تأثير فعاليت هاي جسماني بر ميزان افسردگي دختران دانشجوي دانشگاه شهيد چمران اهواز” . نشريه حركت ، شمارة21. ص 96-79.
هاشمي محمد آباد، سيد نذير. حسيني، زهرا. شهابي، محمد علي.( 1383).”بررسي اپيدميولوژيك افسردگي در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي ياسوج”. طب و تزكيه ، شمارة 53.ص102-99.
Alberghina D. Giannetto C. Piccione G. (2010). “Peripheral serotoninergic
response to physical exercise in athletic horses”. J Vet Sci. c285-9.
Babiak,M. Blumental. J.A. Herman,S. khatri,p.doraiswamy,M.
(2000).”exercise treatmentfor major depression : maintenance of therapeutic
benefit at 10 months”. 62:PP:633-638.
Bartholomew JB. Morrison D. Ciccolo JT. (2005). “Effects of acute exercise on mood and well-being in patients with major depressive disorder”. Med Sci Sports Exerc. 2005 Dec. PP: 2032-7.
Blumental. JA, Babyak-MA, Moore. KA. (1999). “Department of Psychology and Behavioral sciences”. Duke university medical center, Durham, NC 27710, usa. P: 159 .
Buchman, BP. sallies.e, criqui. JE, Kaplan. R. M.(1991). “physical activity, physical fitness, and psychological characteristics of medical students”. J psycho som res 35. PP:197-208.
Chaouloff francis.(1994).”Influence of physical exercise on 5HT1a reseptor – and anxiety- related behaviours”. Neuroscience Letters. Volume 176. Issue 2. PP: 220-230.
Chaouloff,F.(1994).” Influence of physical exercise on5-HT 1A receptorand anxiety-related behaviours.Neuroscience Letters”.Volume 176. Lssue 2, 1. August 1994. PP: 226-230
Dey.S.(1994). “Physical exercise as a novelantidepressant.agent: Possible role of serotonin receptor subtypes”. Phsiology&Behavior. Volume 55.Lssue 2. February 1994. PP: 323-329
Dimeo.Fand et.al.(2001). “Benefits from aerobic exercise in patiwnts with major depression: a pilot study”. The British journal of Sports Medicine xxxy. PP: 114-117.
Donath.l.Silke ,Boettger. Christian, puta. (2010). “Dissociation of performance parameters at the IAT requires specific exercise recommendations for depressed patients”. Volume 34 . lssue 1, 1. february 2010. PP: 131-135.
Dunn Al , trivedi MH , and et al . (2002).”The dose response study : a clinical trial to examine efficacy and dose response of exercise as treatment for depression “.control clin . trials. PP:5584-603.
Gerin,christine . teilhac,jean-rene . smith.kristin , privat alain . (2008 ) . “motor activity induces release of serotonin in the dorsal horn of the rat lumbar spinal cord” . neuroscience letters . volume 436 .issue 2 . PP: 91-95.
Grieist, klein.M, morgan.(1970).”runing as treatment for depression comprehensive psychiatry “. PP:20-41-54.
Langfort J. Baranczuk E. Pawlak D. (2006). “The effect of endurance training on regional serotonin metabolism in the brain during early stage of detraining period in the female rat”. Cell Mol Neurobil. 2006 oct-Nov;26(7-8). PP:1327-42.
linden d.e. (2006).”how psychotherapy changes the brain—the contribution of functional neuroimaging”.mol psychiatry; 11. PP: 528-538.
Lori M.Gorton,Marte G. Vuckovic.( 2010).” Exercise effects on motor and affective behavior and catecholamine neurochemistry in the MPTP-lesioned mouse”. Behavioral Brain Research. Volume 213. lssue 2, 1. December. PP:253262.
McCann.l.lisa , holmes.d. S .(1984). “lnfluence of aerobic esercise on depression “. journal of personality and social psychology . volume 46 . issue 5 . PP: 1142-1147 .
McCartney,N.(2000).”Roleof resistance training in heart disease” . J med and sience in sport and exercise. PP:369-402.
Michele Labotz. Toby K. wolff. Kenneth T . Naksone. (2006). “Selective Serotonin Reuptake Inhibitors and Rhabdomyolysis after Eccentric Exercise”. Medicine . science in sports . exercise:Offical Journal of the American college of Sports Medicine .ISSN 0195-9131. vol.38.N°.9.2006. PP: 1539-1542.
Peirce.N.C.(1999).”diabetes and exercise”.Br-J sportsmed . 33: PP:161-72.
Rethorst CD . Landers DM. Nagoshi CT. Ross,JT. (2010). “Efficacy of exercise in reducing depressive symptoms acrros 5-HTTLPR genotypes”. Meo Sci Sports Exerc. 2010 Nov;42. PP:2141-7
Steinberg LL. Sposito MM. Lauro FA. Tufik S. (1998). “Serum level of serotonin during exercise in paraplegic patients”. Spinal Cord. 1998 Jan.36. PP:18-20.
. Vickers, k.s, Nise MA, Patten CA, Direkhising R, Steven A.( 2006).”Patients With Diabetes and Depression May Need Additional support for exercise”. Am J Health Behavi. PP:353-62.
wilikinson, j. Philips s. and et al. “mad for fitness: an exercise group to combat a high incidence of postnatal depression “. j fam health care: 2003.P: 13.
37.Yeung’,simon.(1996).” the acute effects of exercise on mood state”.J psychosom res.. PP:123-141.



قیمت: تومان


پاسخ دهید