علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1391 شمارة 13 – ص ص : 105- 85 تاريخ دريافت : 07 / 06 / 90
تاريخ تصويب : 02 / 03 / 91

تأثير رشته ورزشي بر واكنش متغيرهاي همورئولوژيكي به دنبال فعاليت هوازي حاد

1.ژاله پاشايي – 2. سعيد دباغ نيكو خصلت
1.دانشجوي كارشناسي ارشد فيزيولوژي دانشگاه تبريز،2. دانشيار دانشگاه تبريز

چكيده
همورئولوژيست ها معتقدند ورزشكاران رشته هاي مختلف طرح همورئولوژيكي متفاوتي دارند. هدف تحقيق حاضر، بررسي تأثير رشتة ورزشي بر متغيرهاي همورئولوژيكي به دنبال فعاليت هوازي است. ورزشكاران در سه گروه 15 نفره (دونده، فوتباليست و كاراته كا به ترتيب ميانگين ± انحراف معيار: سن: 2/5±6/24 سال، درصد چربي: 6/1±8/6، BMI: 1±21، سن: 7/1± 5/22 سال، درصد چربي: 6/1±61/7، BMI: 1.4±3/22، سن: 5/3±1/23 سال، درصد چربي: 1/3±23/8، BMI: 4/2±7/23) به مدت 30 دقيقه با شدت 85 درصد ضربان قلب بيشينه روي دوچرخة كارسنج ركاب زدند. نمونه هاي خوني قبل، متعاقب فعاليت و 30 دقيقه بعد از ريكاوري جمع آوري شد. براي بررسي تأثير رشتة ورزشي از آناليز واريانس يكطرفة مستقل و براي بررسي تأثير فعاليت ورزشي و دورة ريكاوري، از آناليز واريانس يكطرفة مكرر استفاده شد. ويسكوزيتة پلاسما و خون متعاقب فعاليت و پس از ريكاوري ميان ورزشكاران متفاوت بود (05/0<P) و كاراته كاها بيشترين مقدار را داشتند. ويسكوزيتة پلاسما و خون ورزشكاران متعاقب فعاليت افزايش و پس از ريكاوري كاهش يافت.

واژه هاي كليدي
هماتوكريت، فيبرينوژن، ويسكوزيتة پلاسما و خون، كاراته كا، دونده ، فوتباليست.
مقدمه
همورئولوژي، شاخه اي از رئولوژي است كه با مطالعة نحوة جريان خون اطلاعات مناسبي در مورد ميزان آمادگي هوازي افراد فراهم ميكند (3). ويسكوزيتة خون مهم ترين عامل تعيين كنندة سيستم همورئولوژي است، به طوري كه هر چه مقدار آن بيشتر باشد، جريان خون نيز آهستهتر خواهد بود. يك سري عوامل تعيين كننده بر ويسكوزيتة خون تاثيرگذارند كه از ميان آنها مي توان به هماتوكريت، پروتئين هاي پلاسما مانند فيبرينوژن، ويژگي هاي رئولوژيكي گلبول هاي قرمز و ويسكوزيتة پلاسما اشاره كرد. ميان هماتوكريت و ويسكوزيتة خون ارتباط خطي لگاريتمي وجود دارد. افزايش هماتوكريت به افزايش ويسكوزيتة خون و كاهش گراديان سرعتي منجر مي شود (19). فيبرينوژن مهمترين پروتئين تأثيرگذار بر ويسكوزيتة پلاسما محسوب ميشود و با نقش محوري خود در هموستاز خون، نقش تعيين كننده اي بر روي تجمع گلبول هاي قرمز خون دارد (21). به گفتة شيگا (1990)، 10 درصد افزايش در غلظت فيبرينوژن مقدار تجمع گلبول هاي قرمز را 18 درصد تسريع مي كند. ويژگيهاي رئولوژيكي گلبولهاي قرمز در گراديانهاي سرعتي متفاوت تأثيرات متفاوتي بر مقدار ويسكوزيتة خون مي گذارند، به طوري كه در گراديان هاي سرعتي بالا گلبول هاي قرمز با افزايش ميزان تغييرشكل پذيري شان به كاهش و در گراديان سرعتي پايين نيز با افزايش تجمع به افزايش مقدار ويسكوزيتة خون منجر ميشوند.
گراديان هاي سرعتي متفاوت، سرعت هاي متفاوت جريان خون هستند كه بر ناهنجاري هاي موجود در ويژگيهاي رئولوژيكي گلبول هاي قرمز اشاره دارد (19).
تحقيقات مقطعي نشان دادهاند كه ورزشكاران با آمادگي جسماني زياد، ويسكوزيتة خون، ويسكوزيتة پلاسما و هماتوكريت كمتري دارند كه اين وضعيت مزيت رئولوژيكي براي ورزشكاران محسوب مي شود (4،3)، به طوريكه همراه با افزايش عملكرد ورزشكاران، افزايش حجم پلاسما و بهبود تغييرشكل پذيري گلبول هاي قرمز ممكن است از طريق افزايش اكسيژن رساني و كاهش فشار وارده بر سيستم عروقي، خطر ايجاد بيماري هاي گردش خون را كاهش دهد (4). فعاليت ورزشي بيشينه و زيربيشينة كوتاهمدت و طولاني مدت اغلب به افزايش ويسكوزيتة خون منجر مي شوند كه با افزايش ويسكوزيتة پلاسما و هماتوكريت مرتبط است و همورئولوژيست ها اين موضوع را با عنوان تغليظ خوني تفسير كرده اند (19،3). به عقيدة همورئولوژيست ها، تغييرات حجم پلاسما در پاسخ به فعاليت تك جلسهاي و دوره هاي ريكاوري به عنوان عامل مهم در تغييرات ويسكوزيتة خون است (3). تمرين بدني منظم با ايجاد سازگاري هاي همورئولوژيكي در بدن ورزشكاران، هايپرويسكوزيتة ايجادشده به دنبال فعاليت ورزشي راكاهش مي دهد (4). تحقيقات نشان داده اند كه متغيرهاي همورئولوژيكي ورزشكاران رشته هاي مختلف ورزشي ارتباط مستقيمي با نوع رشتة ورزشي آنها دارد و به عبارتي داراي طرح همورئولوژيكي متفاوتي هستند (19،4).
در مقايسة ميان ورزشكاران رشتههاي مختلف و افراد غيرفعال، متغيرهاي همورئولوژيكي در ورزشكاران استقامتي كمترين مقدار و در ورزشكاران قدرتي و سرعتي بيشترين مقدار را نشان داده اند (35). تحقيقات متعددي حاكي از پايين بودن مقادير همورئولوژيكي مانند ويسكوزيتة پلاسما، فيبرينوژن و ويسكوزيتة خون دوندگان ماراتن نسبت به ديگر دوندگان است كه ناشي از تأثيرات تمرينات استقامتي است (19). به علاوه، مقايسة متغيرهاي همورئولوژيكي در بازيكنان مدافع و مهاجم راگبي نشان مي دهد كه بازيكنان مدافع كه استقامتي ترند، از ويسكوزيتة خون كمتري نسبت به مهاجمان برخوردارند (10). كيمي و همكاران (2009) نشان دادند كه گلبولهاي قرمز ورزشكاران استقامتي و تركيبي داراي تغييرشكل پذيري بيشتري نسبت به ورزشكاران قدرتي هستند (11). به دنبال تمرين منظم بدنسازان هيچ بهبودي در تغييرات همورئولوژيكي نشان ندادند، درصورتي كه افزايش ويسكوزيتة پلاسما طي فعاليت ورزشي در ورزشكاران راگبي كاهش نشان داد (4).
ورزشكاراني كه در رشته هايي فعاليت مي كنند كه در جريان ورزش قدرت آنها نسبت به استقامتشان بيشتر بهبود مي يابد، بدون ايجاد تغييرات مشخص در وضعيت مايعات بدن، تجمع و توانايي تغيير شكل پذيري گلبول قرمز در اين ورزشكاران بهبود نشان داده شده است (5). تمرين استقامتي به كاهش چربي بدن، واكنشهاي عصبي سمپاتيك (6) افزايش حجم عضلاني و رقيق سازي مزمن خون از طريق افزايش حجم پلاسما منجر مي شود، اين در حالي است كه افزايش معنيداري در جرم گلبولهاي قرمز خون ايجاد نمي شود كه اين موضوع كاهش مقدار هماتوكريت در ورزشكاران استقامتي را موجب مي شود (4). افزايش حجم پلاسما در ورزشكاران استقامتي از طريق افزايش توليدات آلدوسترون و پروتئين هاي پلاسمايي اسموتيك، كاهش فعاليت ادراري و تحريك گيرندههاي فشاري مركزي انجام ميگيرد (33). تمرين استقامتي واكنش گلبول هاي قرمز را نسبت به افزايش لاكتات تحت تأثير قرار مي دهد و آن را بهبود مي بخشد. به علاوه تغييراتي را در ويژگي هاي رئولوژيكي گلبول هاي قرمز ايجاد ميكند كه سبب كاهش ويسكوزيتة كل خون مي شود (4). همچنين تمرين استقامتي سوخت عضلاني را تعديل مي كند و اكسيداسيون ليپيد را افزايش ميدهد و با غالب شدن چربي به عنوان سوخت لاكتات كمتري توليد مي شود. عضلة اسكلتي متابوليسم منعطفي دارد و قادر است اكسيداسيون ليپيد را در حالت گرسنگي يا فعاليت استقامتي به گليكوژنوليز در شرايط تحريك انسولين تبديل كند. توانايي اندك اكسيداسيون ليپيد و تخلية دوره اي تري گليسريد با افزايش مقدار ليپيد خوني و توليد راديكال هاي آزاد از طريق ميتوكندري، تأثيرات همورئولوژيكي عميقي بر بدن اعمال ميكند. افزايش اكسيداسيون ليپيد طي فعاليت ورزشي تغييرشكل پذيري گلبول هاي قرمز را افزايش مي دهد، درصورتي كه افزايش اكسيداسيون كربوهيدرات ها به افزايش سختي و تجمع گلبول هاي قرمز خون مي انجامد و در نتيجه تأثيرات مثبت يا منفي بر ويژگي هاي همورئولوژيكي بدن اعمال ميشود (6). با توجه به اينكه سيستم سوخت و ساز بدن با ويژگي هاي همورئولوژيكي بدن ارتباط دارد، شايان ذكر است كه اين عامل ميان گروه هاي ورزشكاران انتخابي متفاوت است، به طوري كه كاراته كاها از توانايي اكسيداسيون كربوهيدرات بالايي برخوردارند، در صورتي كه به دليل دارا بودن هر دو دسته فعاليت كم شدت و پرشدت در رشتة ورزشي فوتبال، فوتباليست ها از تركيبي از كربوهيدرات و چربي بهعنوان سوخت استفاده ميكنند، حال آنكه دوندگان استقامتي از توانايي اكسيداسيون چربي بالايي برخوردارند. افزايش مقدار اسيد لاكتيك در حين فعاليت ورزشي به افزايش سختي گلبول هاي قرمز و در نهايت ويسكوزيتة خون منجر مي شود. با توجه به اينكه منبع اصلي توليد انرژي در دوندگان استقامتي هوازي، در فوتباليست ها تركيبي از هوازي و بي هوازي و در كاراته كاها بي هوازي است، توليد مقدار متفاوت لاكتات در حين اجراي فعاليت با شدت معين ميتواند با تأثير بر روي سختي گلبول هاي قرمز ويژگي هاي همورئولوژيكي ورزشكاران را تحت تأثير قرار دهد. به علاوه تحقيقات مختلف نشان دهندة وجود ارتباط منفي ميان پارامترهاي همورئولوژيكي و مقدار Vo2max است (19) و مقدار Vo2max در ميان كاراته كاها، فوتباليستها و دوندگان متفاوت است (34،24،9). ورزشكاران انتخابي در تحقيق حاضر از نظر ويژگي فعاليتي و سازگاري هاي فيزيولوژيكي (Vo2max، سيستم انرژي، سيستم متابوليكي، مقدار لاكتات توليدي …)، كه با ويژگي هاي همورئولوژيكي مرتبطند، متفاوت از يكديگرند كه اين موضوع ميتواند در پاسخ ويژگي هاي همورئولوژيكي به فعاليت و ريكاوري نقش مهمي ايفا كند. با توجه به تفاوت هاي موجود در ميان گروه هاي ورزشكاران و با مدنظر قرار دادن اين نكته كه ويژگي هاي همورئولوژيكي ورزشكاران عامل تعيين كنندة عملكرد ورزشي آنها محسوب مي شود، با اين حال تحقيقي در زمينة بررسي ويژگي هاي همورئولوژيكي ورزشكاران كاراته، فوتبال و دو استقامت انجام نگرفته است. نتايج تحقيق حاضر بيانگر آن است كه آيا ويژگي هاي فيزيولوژيكي متفاوت ورزشكاران انتخابي مي تواند بر مقادير متغيرهاي همورئولوژيكي آنها در پاسخ به يك جلسه فعاليت هوازي و يك دوره ريكاوري تأثيرگذار باشد، همچنين چه عاملي واكنش ويسكوزيتة خون ورزشكاران را بيشتر تحت تأثير قرارمي دهد. همچنين پاسخ هاي حاصل ميتواند اطلاعات مفيدي در زمينة طراحي تمرينات با كيفيت بهتر و تسهيل دوره هاي ريكاوري دراختيار بگذارد و بيان كنندة اطلاعاتي در مورد طراحي فعاليت بدني از نوع دوچرخه سواري در جلسات تمريني در ورزشكاران رشته هاي متفاوت باشد. شايان ذكر است كه مطابق تحقيقات انجام گرفته، فعاليت ورزشي شديد با تأثير منفي بر ويژگيهاي همورئولوژيكي نقش مهمي در ايجاد خطر بيماري قلبي – عروقي ايفا مي كند و گنجاندن فعاليت ورزشي با شدت هاي زياد در ميان تمرينات ورزشي ورزشكاران حرفه اي به دليل افزايش شديد ويسكوزيتة خون ممكن است به مرگ ناگهاني ورزشكاران بينجامد، به طوري كه در تحقيق روي دوندگان ماراتن به دنبال دو ماراتن با شدت زيربيشينه، افزايش بيش از حد ويسكوزيتة خون مشاهده شد كه اين واقعه را ناشي از تمرينات با شدت بيشينه دانستند (3). بنابراين بررسي پاسخ همورئولوژيكي ورزشكاران انتخابي به دنبال فعاليت هوازي شديد از اين نظر نيز ميتواند حائز اهميت باشد.

روش تحقيق
تحقيق حاضر از نوع نيمه تجربي است. به اين منظور 45 ورزشكار مرد كه بهطور ميانگين به مدت ده سال و نيم در رشتة ورزشي خود فعاليت ميكردند و تقريباً بيشتر آنها سابقة شركت در مسابقات كشوري را داشتند و در دورة قبل از فصل مسابقات به سر مي بردند، در سه گروه كاراته، فوتبال و دو استقامت به طور داوطلبانه در آزمون شركت كردند. پس از ارزيابيهاي اوليه مانند ارزيابي پزشكي، تكميل برگة رضايت نامة شركت در تحقيق، پرسشنامة سابقة فعاليت بدني و برآورد غيرتمريني Vo2max (جهت ارتباط سنجي با ويسكوزيتة خون)، آزمودني ها 48 ساعت بعد از آخرين فعاليت ورزشي و در يك جلسه براي خون گيري (30 ميلي ليتر خون از هر ورزشكار) و اجراي ديگر مراحل آزمون به صورت ناشتا رأس ساعت 8 صبح در آزمايشگاه فيزيولوژي ورزشي حضور يافتند و پس از اندازهگيري چربي زير پوستي (سه ناحية سينه، شكم و ران) با دستگاه كاليپر چربي سنج (Slim guioe. USA) و براساس فرمول جكسون و پولاك درصد چربي بدن به شرح زير تعيين شد (1):
(سن × 0002574/0) – 2( مجموع سه نقطه × 0000016/0) + (مجموع سه نقطه × 0008267/0) – 10938/1= درصدچربي
-5/18845
جدول 1- ميانگين (±انحراف معيار) ويژگي هاي آنتروپومتريكي و Vo2maxآزمودني ها
Vo2max BMI درصد چربي سن (سال) گروه
54±2/9 23/7±2/4 8/2±3/1 23/1±3/5 كاراته كا
56/6±2/4 22/3±1/4 7/6±1/8 22/5±1/7 فوتباليست
58/6±2/6 21±1 6/8±1/6 24/6±5/2 دونده

پروتكل فعاليت هوازي و تجزيه تحليل آزمايشگاهي نمونه ها
به منظور كسب نتايج مطلوب در زمينة پاسخ به فعاليت براي هر سه گروه نيز از يك پروتكل ورزشي متفاوت از هر سه رشتة ورزشي گروه هاي ورزشكاران استفاده شد، از آنجايي كه هموليز به ويژه در فعاليت دويدن مقدار ويسكوزيتة خون را تحت تأثير قرار مي دهد براي كاهش تأثير هموليز، فعاليت ركاب زني روي دوچرخة كارسنج به عنوان پروتكل تحقيق انتخاب شد. به دليل اينكه هدف محقق بررسي پاسخ همورئولوژيكي ورزشكاران به دنبال فعاليت هوازي شديد بود، پروتكل تحقيق به مدت 30 دقيقه كه كاملاً هوازي است، انتخاب شد و چون ورزشكاران انتخابي تقريباً در سطح حرفه اي فعاليت مي كردند، محقق بر آن بود تا پاسخ ورزشكاران را با شدت زياد ارزيابي كند. به اين منظور آزمودنيها در يك جلسه براي اجراي آزمون حضور يافتند، سپس از آزمودنيها پس از نشستن روي صندلي به مدت 30 دقيقه، 10 ميلي ليتر خون از سياهرگ وريدي بازويي گرفته شد و پس از خون گيري اوليه، 10 دقيقه گرم كردند (5 دقيقه ركاب زني روي دوچرخة كارسنج و 5 دقيقه حركات كششي به ويژه براي اندام هاي تحتاني). سپس ركاب زني به مدت 30 دقيقه با 85 درصد ضربان قلب بيشينه (از طريق فرمول كارونن برآورد شد) و با سرعت 60 دور در دقيقه روي دوچرخة كارسنج (Sport Age, Taiwan) ركاب زدند و دوباره خون گيري (10 ميلي ليتر) بلافاصله بعد و همچنين پس از 30 دقيقه ريكاوري (10 ميلي ليتر خون) انجام گرفت. در نهايت نمونه هاي خوني به منظور اندازه گيري متغيرهاي همورئولوژيكي: هماتوكريت، فيبرينوژن، ويسكوزيتة پلاسما و ويسكوزيتة خون (در دو گراديان سرعتي 12، 60) به آزمايشگاه انتقال داده شدند.
نمونه هاي خوني تهيه شده به منظور انجام آزمايش ها به شرح زير توزيع شد:
هماتوكريت: به اين منظور يك ميليليتر خون موجود در لولههاي حاوي ضد انعقاد هپارين خشك، اتيلنديامين تترا استيك اسيد دي پتاسيم از طريق دستگاه شمارشگر سلولي سيمكس مورد استفاده قرار گرفت (1)؛
فيبرينوژن: به روش كمي ابتدا پلاسماي مورد نظر با آب رقيق و به آن كلرور كلسيم اضافه شد. به محض بروز رشتههاي فيبرين، با ميله هاي شيشهاي جمع آوري و شست و شو داده شد تا ديگر پروتئين هاي پلاسما از آن جدا شود. سپس فيبرين به دست آمده با روش پروتئين بدون نيتروژن هضم و پس از نسلريزاسيون ازت به طريق فتومتريك و با استفاده از كيت استاگو غلظت فيبرينوژن تعيين شد. براي انجام آزمايش مذكور از دو ميليليتر خون استفاده شد (1)؛ 3 – سنجش ويسكوزيتة خون و پلاسما: سه ميلي ليتر خون در لوله هاي حاوي مادة ضد انعقاد ريخته شد. يك ميلي ليتر براي ويسكوزيتة خون و دو ميلي ليتر باقي مانده نيز براي تهية پلاسما استفاده شد. براي تهية پلاسما نمونة خوني با سرعت g2000 به مدت 10 دقيقه سانتريفيوژ شد. براي سنجش ويسكوزيتة خون و پلاسما از دستگاه ويسكومتر (Cone- PlateWells- Brookfield Micro- Vis. Model LVT) استفاده شد (1) و نمونه هاي خوني در گراديان هاي سرعتي پايين و بالا (60،12) آناليز شد.
روش محاسبة تغييرات حجم پلاسما
با توجه به تأثير فعاليت ورزشي، حركت مايع خون از مويرگها به فضاي بينابيني سبب تغيير حجم خون و پلاسما طي فعاليت ورزشي شده و در نهايت به ايجاد تغييراتي در ويسكوزيتة خون و پلاسما منجر مي شود. در تحقيق حاضر از مقادير هماتوكريت (Hct) و هموگلوبين (Hb) در قبل و بعد از فعاليت ورزشي براي محاسبة تغييرات حجم خون (BV) و حجم پلاسما (PV) و حجم سلول قرمز (CV) در پاسخ به يك جلسه فعاليت استقامتي استفاده شد. اين مقادير براي برآورد تغييرات حجم پلاسما مطابق با معادلة ديل و كاستيل (1974) به شرح زير مورد استفاده قرار گرفت (17) :
805434119262

%ΔPV= HB1×100 HCT2 ×100 HB2 100 HCT1
برآورد Vo2max
از فرمول برآورد غيرتمريني R=0/93, SEE=3/45) Vo2max) و بدون انجام پروتكل ورزشي براي محاسبة Vo2max ورزشكاران استفاده شد، به اين منظور اطلاعات حاصل از پرسشنامه هاي استاندارد PFA (مجموع امتيازهاي حاصل از پرسش هايي در زمينة درك توانايي عملكرد از راه رفتن، جاگينگ و دويدن در مسافت معين) و PA-R (مجموع امتيازهاي حاصل از پرسش هايي در زمينة عادات فعاليت بدني)، متغيرهاي سن، جنس، BMI براي محاسبة Vo2max مورد استفاده قرار گرفت (7):
Vo2max=48/073+(6/178× سن×246/0)-(جنس)-(0/619× BMI)+(0/712×PFA)+(0/671×PA- R) روش آماري
داده هاي حاصل از تحقيق حاضر با استفاده از نرمافزار آماري SPSS 16 تجزيه و تحليل شد. براي تعيين نرمال بودن دادهها از آزمون كلوموگراف – اسميرنوف استفاده شد و با توجه به توزيع طبيعي داده ها آمار پارامتريك بهكار گرفته شد. آناليز واريانس يكطرفه براي بررسي تأثير رشتة ورزشي بر تغييرات پارامترهاي همورئولوژيكي طي فعاليت و دورة ريكاوري مورد استفاده قرار گرفت و براي بررسي تأثير فعاليت ورزشي صرف نظر از رشتة ورزشي نيز از آناليز واريانس يكطرفة مكرر استفاده شد. در صورت وجود تفاوت معني دار در هر يك از مراحل، به منظور تعيين محل تفاوت از آزمون تعقيبي بونفروني استفاده شد. تجزيه و تحليل دادهها در سطح معني داري 05/0 انجام گرفت.

نتايج و يافته هاي تحقيق
نتايج حاصل نشان داد كه تغييرات حجم پلاسما در پاسخ به فعاليت هوازي تك جلسه اي تحت تأثير رشتة ورزشي قرار نگرفت (05/0>P)، درصورتي كه پس از 30 دقيقه ريكاوري تغييرات حجم پلاسما تحت تأثير رشتة ورزشي قرار گرفت، به طوري كه تفاوت موجود در ميان كاراته كاها و دوندگان معني دار بود (03/0=P). در اين دوره حجم پلاسما در تمامي ورزشكاران بهطور معني داري افزايش يافت (02/0=P). مقدار هماتوكريت و فيبرينوژن درواكنش به فعاليت در ميان گروه ها تفاوت معني داري نداشت (05/0>P). صرف نظر از رشته ورزشي، بلافاصله بعد از فعاليت هوازي سطوح هماتوكريت (000/0=P) و فيبرينوژن (002/0=P) به طور معني داري كاهش يافت، درصورتي كه اين فاكتورها پس از دورة ريكاوري به طور معني داري افزايش يافتند (000/0=P).
تغييرات ويسكوزيتة پلاسما در گراديانهاي سرعتي 12، 60 دور بر دقيقه در پاسخ به 30 دقيقه فعاليت استقامتي به طور معني داري تحت تأثير رشته ورزشي قرار گرفت، به طوري كه تفاوت موجود در گراديان 12 (002/0=P و 922/7=(44و2)P=0/025) 60 ،(F و 191/4=(44و2)F) است. به علاوه، تغييرات ويسكوزيتة پلاسما در تمامي گراديان ها بعد از 30 دقيقه ريكاوري به طور معني داري تحت تأثير رشتة ورزشي قرار گرفت، بهطوري كه تفاوت موجود متعاقب فعاليت استقامتي در گراديانهاي سرعت 12 (003/0=P و 951/6=(44و2)F)، 60 (027/0=P و 089/4=(44و2)F) است. در پاسخ به فعاليت استقامتي در گراديان 12 ميان دوندگان و فوتباليستها
(006/0=P) و ميان دوندگان و كاراتهكاها (006/0=P)، در گراديان 60 ميان كاراتهكاها و دوندگان (022/0=P) تفاوت معني داري وجود دارد، در صورتي كه در بعد از ريكاوري تفاوت معني دار موجود در گراديان 12 ميان دوندگان و فوتباليستها (018/0=P) و ميان دوندگان و كاراتهكاها (007/0=P)، در گراديان 60 ميان كاراته كاها و دوندگان (038/0=P) تفاوت مشاهده شد. صرفنظر از رشتة ورزشي، م قدار ويسكوزيتة پلاسما در پاسخ به فعاليت استقامتي در گراديان هاي سرعتي 12 (000/0=P=0/000) 60 ،(P) افزايش معني داري يافت، درصورتي كه اين مقدار بعد از ريكاوري در گراديانهاي سرعتي 12 (000/0=P=0/000) 60 ،(P) كاهش معني داري يافت.
تغييرات ويسكوزيتة خون در گراديانهاي سرعتي 12، 60 دور بر دقيقه در پاسخ به 30 دقيقه فعاليت استقامتي بهطور معنيداري تحت تأثير رشتة ورزشي قرار گرفت، به طوري كه تفاوت موجود در گراديان سرعتي 12 (000/0=P و 727/9=(44و2)P=0/015) 60 ،(F و 818/4=(44و2)F) است. به علاوه، تغييرات ويسكوزيتة خون در تمامي گراديان ها بعد از 30 دقيقه ريكاوري نيز به طور معنيداري تحت تأثير رشتة ورزشي قرار گرفت، به طوري كه تفاوت موجود در گراديان هاي سرعتي 12 (000/0=P و 131/13=(44و2)P=0/006) 60 ،(F و 065/6=(44و2)F) است. در پاسخ به فعاليت استقامتي در گراديان 12 ميان كاراتهكاها و فوتباليست ها (044/0=P) و ميان كاراتهكاها و دوندگان (000/0=P)، در گراديان 60 نيز ميان كاراته كاها و دوندگان (013/0=P) تفاوت معني داري وجود دارد، درصورتي كه بعد از ريكاوري در گراديان 12 ميان كاراتهكاها و فوتباليستها (011/0=P) و ميان كاراته كاها و دوندگان (000/0=P)، در گراديان 60 ميان كاراته كاها و فوتباليست ها (039/0=P) و ميان كاراته كاها و دوندگان (007/0=P) تفاوت معني داري وجود دارد. صرف نظر از رشتة ورزشي، مقدار ويسكوزيتة خون در پاسخ به فعاليت استقامتي در گراديان هاي سرعتي 12 (000/0=P) و 60 (000/0=P) افزايش معني داري يافت، درصورتي كه اين مقدار بعد از ريكاوري در گراديانهاي سرعتي 12 (000/0=P) و 60 (000/0=P) كاهش معني داري يافت.

ريكاو
ری

فعالي

از

بعد

ت

فعاليت

از

بعد

ريكاو
ری

فعاليت

از

قبل

فعاليت

از

قبل

پلاسما

ويسكوزيتة
)
پواز

سانتي
(

اراته
ك

فوتبال

استقامت

دو

ريكاو

ری

فعالي

از



قیمت: تومان


پاسخ دهید