علوم زيستي ورزشي _ پاييز 1395 دورة8، شمارة 3، ص : 427 – 445 تاريخ دريافت : 24 / 08 / 93 تاريخ پذيرش : 05 / 04 / 95

تأثير تغيير در ترتيب تمرين استقامتي و قدرتي همزمان بر توان هوازي و تركيب بدني

سيدمحمدصادق هاشمي 1– رامين شعباني 2
1. دانشجوي دكتري فيزيولوژي ورزشي گرايش قلب و عروق و تنفس، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه گيلان، رشت، ايران 2. استاديار گروه تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد رشت، رشت،
ايران

چكيده
اين پژوهش با هدف بررسي تأثير تغيير در ترتيب توالي تمرينات استقامتي و قدرتي همزمان بـر تـوان هـوازي و تركيـب بدني مردان فعال انجام گرفت. 30 مرد با سابقة تمرين استقامتي و قدرتي (با ميانگين سن 50/3±8/25 سال) به يكي از سه گروه زير تقسيم شدند: تمرين استقامتي قبل از تمرين قـدرتي (10=n)، تمـرين قـدرتي قبـل از تمـرين اسـتقامتي (10=n) و بدون تمرين (10=n). گروه هاي تمريني به مدت پنج هفته به تمرين پرداختند. برنامة تمريني قـدرتي در سـه روز هفته تقسيم شده بود (3 ست، 85 -70% RM1). برنامة تمريني استقامتي شامل 5-3 بار دويدن به صورت متنـاوببا حداقل سرعتي بود كه در آن، آزمودني به حداكثر اكسيژن مصرفي مي رسيد (vVO2max) و مدت زمان هر بار دويـدن معادل 50 درصد زمان رسيدن به واماندگي (Tlim) در سرعت vVO2max بود؛ پيش و پس از اتمام برنامة تركيبي مقادير حداكثر اكسيژن مصرفي (Tlim ، (VO2max و درصد چربي بدن تمامي آزمودني ها تعيين و نتايج بررسي و مقايسـه شـد . مقدار VO2max و Tlim در هر دو گروه تمريني افزايش معنا داري داشت (05/0P<). اما اختلاف افـزا يش VO2max بـين دو گروه معنا دار نبود (05/0P>). كاهش درصد چربي بدن در هر دو گروه معنا دار بـود ، بـه عـلاوه اخـتلاف معنـا داري در كاهش درصد چربي بدن بين دو گروه وجود داشت (05/0P<). با توجه به يافته هاي پژوهش، انجام تمرين قدرتي پس از تمرين استقامتي به كاهش بيشتر درصد چربي بدن در آزمودني ها منجر شـد، امـا مقـدار توسـعةVO2max در دو گـروه تركيبي مشابه بود.

واژه هاي كليدي
تمرين تركيبي، تمرين هوازي متناوب، حداكثر اكس يژن مصرفي و درصد چربي بدن.
مقدمه
تمرين قدرتي و استقامتي گاهي همزمان انجام ميپذيرد تا مزاياي هر دو نوع تمرينات استقامتي و قدرتي كسب شود (45، 24). براساس نتايج تحقيقات سازگاري بدن ارتباط ويژه اي با نوع برنامة تمريني مورد استفاده دارد. سازگاري هاي ناشي از تمرينات استقامتي در مقايسه با تمرينات مقاومتي، متفاوت و گاهي متضاد است. در بعضي از رشته هاي ورزشي كه ورزشكاران آن، نيازمند توسعة استقامت و قدرت به طور همزمان هستند، به علت نگراني از دور شدن از سازگاري هاي تمريني مورد نظر، در استفاده از تمرينات استقامتي و قدرتي همزمان ترديد دارند (38، 24). از لحاظ نظري، ماهيت تمرين موجب سازگاري هايي در عضلات مي شود كه اين سازگاري ها شاخه هاي مختلفي دارند، ممكن است اين سازگاري ها در خلاف جهت افزايش قدرت (35) يا استقامت (9) باشد. به صورتي كه تمرينات قدرتي نه تنها چگالي ميتوكندريايي و فعاليت آنزيم هاي اكسيداتيو را كاهش ميبخشد و متعاقب آن مانع بهبود ظرفيت هوازي در فرد ميشود، بلكه كمترين تأثير را بر ظرفيت مويرگي و تبديل تارهاي عضلاني نوع دوم به تارهاي نوع اول دارد. در مقابل تمرينات استقامتي به طور معمول در افزايش قدرت و هايپرتروفي عضلات بي اثر يا بدون اثر است، اما زمينة ميتوكندريايي، آنزيم هاي اسيدسيتريك، ظرفيت اكسيداتيو و امكان تبديل تارهاي عضلاني از تند به كند را افزايش ميدهد (44، 9). تداخل تمرينات استقامتي و قدرتي با موارد ذيل توضيح داده مي شود: 1. ناتواني عضله در سازگاري مطلوب با عامل هاي تحريكي مختلف ناشي از تمرين هاي متفاوت همزمان (به دليل تقاضاهاي همزماني كه از سوي گذرگاه هاي مختلف انرژي در حين جلسة تمريني وجود دارد)؛ 2. خستگي عضله كه از تمرين اوليه نشأت ميگيرد؛ 3. نوع، طبيعت و حالت مشخص تمرينات به علاوة آمادگي جسماني و سن ورزشكار؛ 4. حجم، مدت و شدت تمرين نيز بر درجة ناسازگاري هاي مشاهده شده تأثير ميگذارد؛ 5. در نهايت، ترتيب تمرين، به اين صورت كه كدام يك از تمرين هاي استقامتي يا قدرتي در ابتدا انجام گيرد نيز، بر سازگاري هاي تمريني مؤثر است (11).
در سال 1980 هيسكون (26) اولين پژوهش را در مورد تأثير تمرينات همزمان (تركيبي) بر توسعة قدرت و استقامت در افراد تمرين نكرده انجام داد. او در پژوهش خود گزارش داد كه ميزان توسعة استقامت در تمرينات تركيبي در مقايسه با تمرين استقامتي تفاوتي ندارد. نتايج بعضي از پژوهش هاي اولية انجام گرفته در اين حوزه حاكي از تداخل نداشتن سازگاري هاي تمرينات استقامتي و قدرتي همزمان با تمرينات استقامتي منفرد بود (43، 18، 6). با وجود پژوهش هايي كه نتيجة آنها حاكي از كاهش توسعة استقامت در تمرينات همزمان بود (40، 16)، گرايش رايج در ساير پژوهش به سمت اين نتيجه است كه تمرينات همزمان مانع توسعة سازگاري هاي استقامت در مقايسه با تمرين استقامتي نمي شود و علاوه بر آن در بعضي پژوهش ها در تمرين همزمان در مقايسه با تمرين هاي استقامتي، استقامت توسعة بيشتري داشته است (53، 35). با وجود تناقضات موجود، براي كسب فوايد بيشتر، از جمله بهبود تركيب بدني، استفاده از برنامة همزمان استقامتي و قدرتي توصيه شده است (34، 29، 21). اما متغيرهاي مستقل تمريني ديگري وجود دارد كه احتمالاً با تغيير آنها ميتوان سازگاري هاي استقامت را در تمرين همزمان ارتقا داد. به دليل اينكه پژوهش هاي اوليه به طور نظاممند تغييرات متغيرهاي مستقل را بررسي نكرده بودند (براي مثال شدت تمرين يا ترتيب يا برنامه ريزي جلسات تمريني تركيبي)، هنوز گسترة تفاوت در متغيرهاي مستقل كه بر سطح پاسخ و سازگاري استقامت و قدرت تأثير مي گذارد، مبهم باقي مانده است. از جمله عوامل تأثيرگذار بر تمرين هاي تركيبي، ترتيب تمرين (استقامتي قبل از قدرتي يا قدرتي قبل از استقامتي) است (25، 13). تا به امروز پژوهش هاي اندكي در زمينة تأثير اولويت در تمرينات استقامتي و قدرتي همزمان صورت پذيرفته است. با بررسي مقالات در اين حوزه مشخص شد كه در يكي از پژوهش ها كه اثر ترتيب را در تمرين تركيبي بررسي كرده بود، گزارش شده بود كه توسعة استقامت احتمالاً از ترتيب تمرين مستقل است (13)، در مقابل در بعضي پژوهش هاي، ترتيب تمرين استقامتي يا قدرتي به عنوان عاملي در توسعة استقامت پيشنهاد شده است (51، 25، 11). در پژوهش هاي انجام گرفتة مرتبط با پژوهش حاضر، اغلب از افراد تمرين نكرده استفاده شده بود (15، 12، 11) و در پژوهشي كه افراد تمرين كرده در آن حضور داشتند، آزمودني ها مؤنث بودند (25) كه جنسيت ميتواند عاملي تأثيرگذار بر نتايج پژوهش باشد (39، 22). بنا به دلايل مطرح شده نياز به پژوهش هاي ديگري در خصوص نقش ترتيب در تمرين همزمان استقامتي و قدرتي آشكار است تا پاسخ اينكه ترتيب تمرين بر پاسخ ها و سازگاري ها تمرين همزمان چه تأثيري دارد را تعيين كند، زيرا هنوز اين سؤال باقي مانده است كه اگر برنامة تمرينات تركيبي سازگاري هاي استقامتي را توسعه دهد و در بهبود تركيب بدني مؤثر باشد، آيا ترتيب تمرينات استقامتي و قدرتي در بهبود اين امر مهم است؟
در پژوهش حاضر برنامة استقامتي از نوع اينتروال پرشدت (HIIT) بود. از ويژگي هاي اين نوع تمرينات كم حجم بودن تمرين (28)، و نياز به مدت دورة كوتاه تر براي بهبود عملكرد استقامتي و سازگاري هاي سوخت وسازي است (23). از آنجا كه در پژوهشي تنها پس از شش جلسه انجام اين نوع تمرينات پيشرفت معناداري در سازگاري هاي استقامتي مشاهده شد (10)، براي برنامة قدرتي از برنامه اي با ويژگي هاي مشابه برنامه هاي ويژة رشتة پرورش اندام استفاده شد (41) كه در پژوهشي از اين برنامه به مدت چهار هفته براي بدنسازان تفريحي استفاده شده بود (52). هدف از اين پژوهش بررسي تأثير ترتيب مختلف تمرين استقامتي و قدرتي در تمرين تركيبي (براي مثال تمرينات قدرتي قبل از تمرينات استقامتي يا تمرينات استقامتي قبل از تمرينات قدرتي صورت پذيرد) بر توان هوازي و تركيب بدني در مردان فعال است.

روش شناسي
پژوهش حاضر از نوع نيمه تجربي است و جامعة آماري پژوهش تمامي مراجعان مرد 18 تا 35 سالة آكادمي بدنسازي و پرورش اندام هيأت استان تهران (اميركبير) بودند. با توزيع اطلاعيه به مراجعان و بيان اهداف پژوهش، 30 مرد داوطلب با سابقة تمريني حداقل شش ماه تمرين استقامتي و مقاومتي (با ويژگي هاي برنامة مقاومتي رشتة پرورش اندام) همزمان قبل از پژوهش و فقدان ابتلا به بيماري (مشكلات ارتوپدي، متابوليكي، قلبي و عروقي، عضلاني، كليوي يا مشكلي در ريه ها) و سابقة جراحي انتخاب شدند و بهصورت تصادفي در سه گروه تمرين استقامتي قبل از تمرين قدرتي (استقامتي -قدرتي)، تمرين قدرتي قبل از تمرين استقامتي (قدرتي-استقامتي) و بدون تمرين (شاهد) قرار گرفتند.
جدول 1 برخي ويژگي هاي فردي آزمودني ها را نشان مي دهد. افراد انتخاب شده براي پژوهش يك هفته پيش از شروع مراحل اجرايي براي آزمون هاي بدني و فيزيولوژيك به آكادمي مراجعه كردند. ضمن پر كردن پرسشنامة تاريخچة سلامت و اخذ برگة رضايت نامه از كلية آزمودني ها، اطلاعات مربوط به سن، قد، وزن و شاخص تودة بدن گرفته شد. پيش و پس از اتمام دورة تمرين، آزمون نوار گردان زير بيشينه براي تعيين توان هوازي انجام و مقايسه شد (19).

جدول 1. ويژگي هاي فردي آزمودني ها
شاهد
(n=10) قدرتي – استقامتي
(n=10) استقامتي – قدرتي
(n=10) متغير
26/7 ± 3/86 25/2 ± 4/02 *25/5 ± 2/68 سن (سال)
87/1 ±16/37 87/4 ± 8/37 87/02 ±12/56 وزن (كيلوگرم)
176/35 ± 5/44 178/2 ± 4/8 179/25 ± 8/12 قد (سانتيمتر)
27/89 ± 4/17 27/5 ± 2/06 27/04 ± 2/8 شاخص تودة بدن (كيلوگرم/(متر2))
*مقادير به صورت ميانگين ± انحراف معيار بيان شده اند.

اندازه گيري توان هوازي
مقدار VO2max با استفاده از آزمون نوار گردان (نوار گردان Technogym مدل EXCITE) زير بيشينة ابلينگ (42) برآورد شد. روش كار به اين صورت بود كه ابتدا آزمودني به مدت 4 دقيقه با سرعت تعريف شده (4/6 يا 2/7 كيلومتر در ساعت معادل 4 و 5/4 مايل در ساعت به ترتيب) با شيب صفر درصد روي تردميل حركت كرد. سپس شيب تردميل به 5 درصد تغيير يافت و آزمودني 4 دقيقه در آن حالت روي تردميل حركت كرد، ميزان ضربان قلب در 30 ثانية انتهايي اندازه گيري شد.
VO2max (ml.kg-1.min- 1)=15/1+(21/8 × (mph) سرعت)
(سن × سرعت × 263/0) -( ضربان قلب × 327/0)-
(سن × ضربان قلب × 00504/0)+(جنسيت × 98/5)+ در اين فرمول جنسيت براي مردان عدد يك گذاشته ميشود (42).
در برنامة استقامتي آزمودنيها ملزم به دويدن در حداقل سرعتي كه به 100 درصد ميزان VO2max
(vVO2max) خود ميرسيدند، بودند كه با استفاده از معادلة (5/3÷vVO2max= (VO2 max مقدار vVO2max براي هر فرد جداگانه محاسبه شد (33). همچنين براي هر فرد مدت زمان رسيدن به واماندگي (زمان واماندگي) هنگام دويدن با سرعت vVO2max محاسبه شد. روش كار به اين صورت بود كه آزمودني 15 دقيقه را با سرعتي معادل 60 درصد vVO2max خود طي ميكرد، سپس سرعت تردميل در كمتر از 20 ثانيه به vVO2max افزايش مي يافت، مدت زماني كه آزمودني قادر بود در اين سرعت بدود، بهعنوان Tlim فرد در نظر گرفته مي شد (8).
با توجه به داده هاي موجود بيان شده كه مطلوب ترين مدت اينتروال براي حصول سازگاري هاي استقامتي در تمرينات HIIT معادل 60-50 % زمان Tlim هر فرد است (28).
اندازه گيري هاي آنتروپومتريك
قد با استفاده از استاديومتر اندازه گيري شد. وزن توسط ترازوي ديجيتال استاندارد اندازه گيري شد.
ميزان دور گردن با استفاده نوار اندازه گيري (مدل seca201) و در ناحية زير حنجره كمي متمايل به پايين اندازه گيري شد و ميزان دور كمر در باريك ترين قسمت ناحية شكم اندازه گيري مي شد (1).
تعيين تركيب بدني
روش اندازه گيري درصد چربي بدن در پژوهش حاضر به كمترين تجهيزات و مهارت نياز دارد و با دستورالعمل سادة خود مي تواند الگويي براي اندازه گيري درصد چربي بدن در باشگاههاي ورزشي باشد. شاخص تودة بدني با تقسيم وزن فرد به مجذور قد فرد در واحد متر به دست آمد و درصد چربي بدن (BF%) با استفاده از فرمول ذيل محاسبه شد (1). اين روش مختص نيروي نظامي آمريكا بوده و با روش اندازه گيري در زير آب ضريب همبستگي 9/0 را دارا است (27).
((دور گردن – دور كمر) Log) 77019/0 – 0324/1)÷495=درصد چربي بدن
450-(((قد)-Log) 15456/0 + برنامة تمرين استقامتي
برنامة تمريني استقامتي از نوع اينتروال پرشدت (HIIT) شامل دويدن روي نوار گردان با ترتيب ذيل بود: 1. 15 دقيقه دويدن در سرعت 60% vVO2max براي گرم كردن؛ 2. دويدن در سرعت vVO2max 3) دويدن در سرعت 50% vVO2max. زمان مراحل دو و سه معادل نصف زمان به دست آمده از آزمون Tlim هر آزمودني بود. مراحل دو و سه در دو هفتة ابتدايي تمرين، سه بار و در ادامة تمرينات، پنج مرتبه تكرار شد (جدول2). با توجه به اينكه آزمودني ها Tlim هاي متفاوتي داشتند، زمان كل تمرين استقامتي در بين آزمودنيها متفاوت بود و ميانگين مدت زمان كل برنامه بدون احتساب زمان گرم كردن معادل 9 دقيقه 50 ثانيه با انحراف معيار 2 دقيقه و 55 ثانيه بود. علت استفاده از اين مدت زمان اين بود كه مشخص شده است كه بهينه ترين زمان براي ارتقاي عملكرد هوازي مدت زمان بين 60-50 درصد است
.(28)

جدول 2. خلاصه برنامة تمريني استقامتي زمان

مرحله

سرعت

مرحله

سرعت

دقيقه15 vVO2max %60
vVO2max نصف زمان آزمون Tlim هر آزمودني
50%vVO2max نصف زمان آزمون Tlim هر آزمودني
698754-5736

مرحلة 2 و 3 در دو هفتة ابتدايي پژوهش سه بار و پس از آن پنج بار تكرار شد

برنامة تمرين قدرتي
ورزشكاران در هر جلسة تمرين به مدت 45 دقيقه تمرينات قدرتي توصيه شده با برنامة تمريني مشخص، انجام دادند. برنامة تمريني براساس اصل رعايت اضافه بار به شرح ذيل تنظيم شد. آزمودني ها ملزم بودند كه در هفتة اول سه ست با 12-10 تكرار از هر حركت تمريني، هفتة دوم سه ست با 10 -8 تكرار از هر حركت تمريني، هفتة سوم، سه ست با تكرارهاي بين 8 -6 تكرار از هر حركت تمريني و هفته هاي چهارم و پنجم سه ست با 5-3 تكرار از هر حركت انجام دهند. مقدار بارگيري وزنه ها در هفتة ابتدايي معادل 70 درصد، هفتة دوم 75 درصد، هفتة سوم 80 درصد و هفتههاي چهارم و پنجم 85 درصد از RM1 بود. برنامة تمريني به صورت يك روز در ميان انجام ميگرفت. برنامة تمامي آزمودني ها در كاهش ست ها و افزايش قدرت يكسان بود. ورزشكاران هفته اي سه جلسه تمرين را در سالن ورزشي انجام دادند. در مورد تمرين قدرتي در اين سه روز، هر روز متعلق به تمرين گروه خاص عضلاني از بدن بود، به اين ترتيب كه روز اول تمرينات عضلات سينه، سرشانه و پشت بازو انجام ميگرفت. روز دوم تمرينات مربوط به عضلات پا و روز سوم تمرينات مربوط به عضلات پشت و جلوبازو انجام ميگرفت. تمرينات قدرتي در روز اول شامل نه حركت و در روز دوم شامل شش حركت و در روز سوم شامل شش حركت بود. جدول 3 خلاصه اي از برنامة تمريني است.
جدول 3. خلاصه برنامة تمريني قدرتي

پرس سينه، پرس بالاسينه، پرس سرشانه دمبل، نشراز جلو دمبل، كراس اور كابل، فقسه پروانه، پرس سينه دمبل، پشت بازو دمبل تك به پشت، نشر از جانب روزهاي تمرين
روز اول:سينه،سرشانه،پشت بازو (9 تمرين)
اسكات، ساق پا ايستاده، جلوپا، پشت پا، پرس پا، لانچ دمبل روز دوم:پاها (6تمرين)
سيمكش از جلو، زير بغل دمبل تك خم، قايقي، جلوبازو چكشي، شراگ دمبل، جلوبازو دمبل روز سوم:پشت،جلوبازو (7تمرين)
برنامة تمرين تركيبي
تفاوت تمرين بين دو گروه استقامتي-قدرتي و قدرتي-استقامتي تنها در نوبت انجام اين تمرينات بود. گروه استقامتي-قدرتي در ابتدا به انجام تمرينات استقامتي مي پرداخت و پس از چند دقيقه استراحت (حدود 5 دقيقه (30)) به انجام تمرينات قدرتي مشغول ميشد. اما گروه قدرتي-استقامتي ابتدا ميبايست تمرينات قدرتي را انجام ميداد و پس از آن به انجام تمرينات استقامتي مي پرداخت.

روش هاي آماري
اطلاعات با استفاده از نرم افزار آماريSPSS نسخة 16 تجزيه وتحليل شد. در اين پژوهش از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شد. براي توصيف داده ها از شاخص هاي مناسب مانند ميانگين و انحراف معيار استفاده شد. در قسمت آمار استنباطي ابتدا از آزمون كولموگروف-اسميرنوف براي توزيع طبيعي داده ها و از آزمون لون به منظور بررسي متجانس بودن واريانس داده ها استفاده شد. سپس براي تجزيه وتحليل داده ها در بين گروه ها از آزمون آنواي يكسويه و براي مطالعة معنا داري بين دو گروه از آزمون شفه استفاده شد. براي بررسي تغييرات درون گروهي درون گروهها نيز از آزمون مقايسة ميانگين زوجي بهره گرفته شد. سطح معنا دار بودن فرضيه ها 05/0= α در نظر گرفته شد.

نتايج و يافته هاي پژوهش
نتايج آزمون كولموگروف -اسميرنوف نشان داد كه دادهها داراي توزيع طبيعي اند (05/0 >p). همچنين نتايج آزمون لون در زمينة اختلاف داده هاي پيش و پس آزمون نشان داد كه واريانس داده ها متجانس اند (05/0 >P). بنابراين در اين پژوهش از آمار پارامتريك استفاده شد. همچنين داده هاي به دست آمده از آزمودني ها در مرحلة پيش آزمون در بين گروه ها با استفاده از آنوا يكسويه بررسي شد و بين سه گروه تمريني در مورد متغير شاخص تودة بدن (184/0=F و 833/0=P)، درصد چربي بدن (441/1=F و 254/0=F=1/061) VO2max ،(P و 941/0=P) و F=1/98) Tlim و 158/0=P) اختلاف معنا داري مشاهده نشد. جدول هاي 4 و 5 مقادير به دستآمده از تركيب بدني و توان هوازي آزمودني ها را در اندازه گيري هاي پيشآزمون و پس آزمون و همچنين نتايج آماري مربوط به تغييرات اين متغيرها را از پيش آزمون تا پس آزمون نشان مي دهد.

شكل 1. ميزان شاخص تودة بدن (الف)درصد چربي بدن (ب)زمان واماندگي (ج) و حداكثر اكسيژن
مصرفي (د) آزمودني ها را در دو مرحلة پيش و پس آزمون نمايش مي دهد.

جدول 4. مقادير مربوط به شاخص تودة بدن و درصد چربي بدن آزمودني ها در پيش و پس آزمون
مقدار p t پسآزمون ميانگين±انحراف معيار پيشآزمون
ميانگين±انحرافمعيار گروه متغير
0/000
0/000
0/223 9/939
6/866
– 1/309 26/39 ± 2/81**
27/04 ± 2/21**
27/93 ± 4/21 27/04 ± 2/8
27/5 ± 2/06
27/89 ± 4/17 استقامتي-قدرتي

قدرتي-استقامتيشاهد شاخص تودة بدن
0/001
0/009
0/108 5/116
3/29
-1/784 17/97 ± 4/54**
19/81 ± 4/3*
24/1 ± 6/37* 20/47 ± 4/05 20/97 ± 3/95
23/8 ± 6/14 استقامتي-قدرتي قدرتي-استقامتي شاهد درصد چربي بدن
*نشانة معنا داري 01/0 <P و ** نشانة معنا داري 001/0 <P
مقدار p t پس آزمون ميانگين±انحراف معيار پيش آزمون
ميانگين±انحراف معيار گروه متغير
0/000
0/000
0/000 10/491
11/825
14/455 186/6 ± 50/82**
130/81 ± 34/98**
103/77 ± 22/7** 130/1 ± 39/22
106/4 ± 28/45
± 23/19 استقامتي-قدرتيقدرتي-استقامتيشاهد زمان واماندگي
(ثانيه)
0/001
0/000
0/814 5/238
7/6
0/242 56/68 ± 4/04**
56/61 ± 2/93**
55/27 ± 2/12 55/19 ± 4/13
55/64 ± 2/81
55/25 ± 2/08 استقامتي-قدرتي قدرتي-استقامتي شاهد حداكثر اكسيژن
مصرفي (ميلي ليتر بر كيلوگرم در دقيقه)
جدول 5. مقادير مربوط به توان هوازي و زمان واماندگي آزمودني ها در پيش و پس آزمون
*نشانة معنا داري 01/0 <P و ** نشانة معنا داري 001/0 <P

تمامي مقادير شاخص تودة بدن، درصد چربي بدن، حداكثر اكسيژن مصرفي و زمان واماندگي اختلاف معناداري را در پسآزمون در مقايسه با پيش آزمون در گروه هاي تمريني به همراه داشتند (01/0 <P) (جدول هاي 4 و 5). ميزان اختلاف كاهش درصد چربي بدن در گروه استقامتي-قدرتي بهطور معنا داري بيشتر از گروه قدرتي-استقامتي بود (029/0 =P). همچنين ميزان افزايش زمان واماندگي در گروه استقامتي-قدرتي به طور معنا داري بيشتر از گروه قدرتي-استقامتي بود (001/0 =P).
در مورد ميزان كاهش شاخص تودة بدني و افزايش حداكثر اكسيژن مصرفي بين دو گروه اختلاف معناداري وجود نداشت (05/0 >P)(جدول 6).

جدول 6. نتايج آماري مربوط به تفاوت هاي موجود بين سه گروه در هر يك از متغيرهاي مورد مطالعه
براساس آزمون تعقيبي شفه
متغير تفاوت بين گروهي مقدار p
استقامتي-قدرتي قدرتي-استقامتي 079/0
-11416-313733

شاخص تودة بدني استقامتي-قدرتي شاهد 000/0*قدرتي-استقامتي شاهد 000/0*استقامتي-قدرتي قدرتي-استقامتي 029/0* درصد چربي بدن استقامتي-قدرتي شاهد 000/0*قدرتي-استقامتي شاهد 016/0
استقامتي-قدرتي قدرتي-استقامتي 001/0* زمان واماندگي (ثانيه) استقامتي-قدرتي شاهد 000/0*قدرتي-استقامتي شاهد 000/0*حداكثر اكسيژن مصرفي (ميلي ليتر بر استقامتي-قدرتي



قیمت: تومان


پاسخ دهید