علوم زيستي ورزشي – بهار 1396 دورة9، شمارة 1، ص : 155 – 143 تاريخ دريافت : 11 / 05 / 95 تاريخ پذيرش : 07 / 12 / 95

مقايسة ميزان تمركز توجه و BDNF ناشي از اعمال تمرين استقامتي در دختران و پسران غيرورزشكار
مهدي شهبازي1– علي صمدي2 – زهرا نعمتي3 – ابوالفضل شايان نوش آبادي4
1. دانشيار رفتار حركتي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه تهران، تهران، ايران 2. استاديار گروه تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه شاهد، تهران، ايران 3. دانشجوي دكتري يادگيري حركتي دانشگاه تهران، تهران، ايران 4. دانشجوي دكتري رفتار حركتي دانشگاه فردوسي مشهد، مشهد، ايران

چكيده
هدف از پژوهش حاضر مقايسة تأثير تمـرين اسـتقامتي بـر ميـزان تمركـز توجـه و عامـل رشـد عصـبي مشـتق از مغـز(BDNF) دانشجويان دختر و پسر غيرورزشكار و همچنين بررسي ارتباط بين تغييرات اين دو عامل بود. بـدين منظـور،
30 دانشجوي غيرورزشكار (ميانگين سني 6/1±1/24 سال)، براساس پيش آزمون استروپ در چهار گروه پسران، دختران، پسران كنترل و دختران كنترل، توزيع شدند، و پس از نمونهگيـري خـوني، تمرينـات خـود را براسـاس پروتكـل تمـريناستقامتي با شدت 85-70 درصد ضربان قلبي بيشينه و به مدت 40 دقيقه، 3 جلسه در هفتـه بـه مـدت 5 هفتـه ادامـهدادند. نتايج نشان داد تمرين استقامتي موجب افزايش معنا دار ميزان BDNF در هـر دو گـروه دختـران و پسـران شـد(05/0<P)، ولي زمان پاسخ به آزمون استروپ، فقـط در گـروه پسـران بـه صـورت معنـا داري كـاهش يافـت (05/0<P).
همچنين نتايج نشان داد، تفاوت معنا داري بين پسران و دختران در اثرگذاري تمرين استقامتي بر زمان پاسخ بـه آزمـوناستروپ وجود نداشت (05/0P>)، امـا ميـزانBDNF در گـروه دختـران بـه صـورت معنـا داري بيشـتر از پسـران بـود(05/0<P). همبستگي بين تغييرات زمان پاسخ به آزمون استروپ و ميزان BDNF در هـيچ يـك از دو گـروه پسـران ودختران، از نظر آماري معنا دار نبود (05/0P>). به طور كلي براساس يافتـه هـاي ايـن تحقيـق بـه نظـر مـيرسـد تمـريناستقامتي ميتواند به افزايش ميزان BDNF و بهبود تمركز منجر شود، اما در ايـن زمينـه تفـاوتهـايي احتمـالي بـيندختران و پسران وجود دارد كه نيازمند تحقيقات بيشتري است.

واژه هاي كليدي
آزمون استروپ، تمركز توجه، تمرين استقامتي، دانشجوي غيرورزشكار، BDNF.
مقدمه
هرچند تأثير مثبت فعاليت ورزشي بر سيستم قلبي- عروقي، عضلاني و اسكلتي مدت زيادي است كه شناخته شده است، تأثير آن بر ابعاد رواني و عملكرد شناختي، حيطة نسبتاً جديدي در علوم رفتاري و ورزشي است (26). به تازگي محققان بر تأثيرات فعاليتهاي ورزشي بر عملكردهاي شناختي تمركز كردهاند (6). يكي از عملكردهاي شناختي مهم، توجه است. توجه عامل اساسي در تعامل موفقيتآميز با محيط است و به فرد اجازه ميدهد وقايع محيط را غربالگري كند. قدرت نگهداري توجه از مشخصات بارز رشد عقلاني است كه در اثر رشد نيافتن دستگاه عصبي دچار اختلال ميشود (15). از طرفي توجه با ديگر عملكردهاي شناختي مانند حافظه و يادگيري در ارتباط است و تواناييهاي تمركز پيشنيازي براي يادگيري هستند (8).
در مورد تأثير فعاليت ورزشي بر توجه، نشان داده شد است يك دورة كوتاه دوچرخه سواري با شدت بالا عملكرد تكليف رنگ واژه استروپ را افزايش نميدهد (16). درحالي كه در تحقيقي ديگر نشان داده شد عملكرد در تكليف رنگ واژه استروپ تحت تأثير فعاليت ورزشي قرار گرفت (14). هرچند سازوكار دقيق فيزيولوژيك و روان شناختي چگونگي تأثير فعاليت ورزشي بر عملكرد مغزي، توجه و كنترل اجرايي هنوز مشخص نشده، سه فرضيه در اين زمينه مطرح شده است كه يكي از آنها تنظيم نوروتروفينهاي درگير در حفظ حيات نوروني، تمايز نوروني مغز در حال توسعه، و شاخههاي دندريتي و دستگاه سيناپسي مغز بزرگسالان، در اثر ورزش است (26). نوروتروفينها يا عوامل نوروتروفيكي نقش مهمي در ارتقاي نمو، تمايز، نگهداري و شكلپذيري نورونها در سيستمهاي عصبي مركزي و محيطي، در شرايط فيزيولوژيكي و آسيب شناختي دارند (11،23). يكي از نوروتروفينهاي بسيار مهم كه به صورت گسترده اي در سيستم عصبي مركزي توزيع ميشود و اعمال ارتقايي حياتي را روي مجموعهاي از سلولهاي سيستم عصبي اعمال ميكند، عامل نوروتروفيكي مشتق از مغز (BDNF) است (23).
پژوهشهاي متعدد ثابت كردهاند BDNF در شكلپذيري سيناپسي هيپوكامپ نقش مهمي دارد، و با توجه به نقش هيپوكامپ در يادگيري، حافظه و عملكردهاي شناختي گزارش شده است هر عاملي كه موجب افزايش سطح BDNF در بدن انسان شود، ميتواند به تغييراتي در يادگيري، حافظه، عملكرد شناختي و اختلالات عصبي- شناختي منجر شود (26،16).
يكي از عواملي كه بهطور بالقوه ميتواند به افزايش ميزان نوروتروفينها از جمله BDNF منجر شود، فعاليتهاي ورزشي هوازي است. با وجود اين، در زمينة تأثير انواع فعاليتهاي ورزشي هوازي و استقامتي بر مقادير BDNF اطلاعات موجود اغلب ضد و نقيض است. زولادز1 و همكاران (2008)، گزارش كردند فعاليت ورزشي هوازي با شدت متوسط، موجب افزايش معنادار سطوح پاية BDNF و نيز مقادير پس از فعاليت ورزشي آن در افراد جوان سالم شد (25). در پژوهشي ديگر در زمينة بررسي تأثير فعاليت ورزشي با شدتهاي مختلف بر حافظه و BDNF ، اعلام شد كه فعاليت ورزشي با شدت كم سبب افزايش معنادار نتيجة آزمون حافظه شد، ولي موجب افزايش معنادار سطوح BDNF نشد (19). با وجود اين سيفرت2 و همكاران (2010)، گزارش كردند سه ماه تمرين استقامتي در افراد سالم جوان رهايش استراحتي BDNF را از مغز افزايش داد، اما تأثيري بر مقادير پس از فعاليت ورزشي در سطوح پلاسمايي BDNF نداشت (21). همچنين در تحقيقي نشان داده شد كه يك دورة كوتاه دوچرخهسواري با شدت بالا عملكرد تكليف انطباق نام ـ چهره3را افزايش داد، ولي عملكرد تكليف رنگ واژه استروپ را خير. اين تغييرات بر عملكرد شناختي در اين تحقيق همسو با افزايش غلظت BDNF در سرم آزمودني-هاي مرد جوان غيرورزشكار بود (16). علاوه بر فعاليتهاي ورزشي، عوامل ديگري از جمله سن، شاخص تودة بدني، رژيم غذايي، الكل، سيگار و جنس بر سطوح BDNF پيراموني تأثير دارند. بهويژه، تفاوتهاي جنسيتي در ميزان BDNF خون و پلاكت هاي خوني يافت شده است (20). مطالعات قبلي نشان دادهاند كه BDNF يك اثر مشخص مربوط به جنس روي رفتار مرتبط با افسردگي در رتها دارد، كه نشان مي دهد ممكن است تفاوتهاي جنسي در عملكرد BDNF وجود داشته باشد (12). تفاوتي نيز در سطوح BDNF محيطي در انسان گزارش شده است، به طوري كه زنان سطوح بالاتري از اين نوروتروفين را از مردان نشان دادند (9).
تأثير فعاليت ورزشي بر سطوح عوامل نوروتروفيكي و عملكردهاي شناختي از حيطههاي مورد علاقة محققان حيطههاي مختلف علوم ورزشي است. در واقع هرچند افزايش ميزان نوروتروفينها يكي از سازوكارهاي درگير در بهبود عملكرد شناختي بر اثر فعاليت ورزشي است، تغييرات اين عوامل در اثر فعاليت ورزشي در كنار يكديگر بهصورت همزمان و نيز ارتباط بين تغييرات آنها كمتر بررسي شده است. از طرفي همان طوركه گفتيم، بيان شده است كه تفاوتهاي جنسيتي ممكن است بر تأثيرپذيري اين

.1 Zoladz
.23. Face-Name Matching task Seifert
عوامل از تمرين ورزشي تأثيرگذار باشند. ازاين رو هدف از پژوهش حاضر بررسي تأثير تمرين استقامتي بر تمركز توجه، بهعنوان عملكرد شناختي و عامل نوروتروفيكي (BDNF) در دانشجويان غيرورزشكار دختر و پسر است. همچنين محقق در پي پاسخ به اين پرسش هاست كه آيا بين دختران و پسران در اين زمينه تفاوتي جود دارد يا خير؟ و آيا بين تغييرات زمان پاسخ به آزمون استروپ (تمركز توجه) و تغييرات BDNF همبستگي وجود دارد؟

روششناسي
جامعة آماري اين تحقيق دانشجويان (دختر و پسر) 26-21 ساله، سالم و غيرورزشكار دانشگاه تهران بود، كه از بين افراد داوطلب 30 نفر (براساس تحقيقات قبلي (2،1،18)؛ و روش كوكران) كه فاقد بيماري مزمن و آسيب ديدگي بوده و از مكمل تغذيهاي، مواد يا داروي خاصي استفاده نكرده بودند، و به اين دليل كه در دو سال پيش از شروع پژوهش هيچ فعاليتي به عنوان تمرين ورزشي نداشتند و ميزان فعاليت بدني شان كمتر از ميزان حداقل توصيه شده براي افراد بزرگسال (دستكم 30 دقيقه فعاليت بدني با شدت متوسط در بيشتر روزهاي هفته) بود، به عنوان افراد غيرورزشكار شناسايي شدند، و به عنوان نمونه انتخاب شدند و در چهار گروه قرار گرفتند: 1. پسران (8=n)؛ گروه 2. دختران (8=n)؛ 3.
گروه كنترل پسران (7=n)؛ 4. گروه كنترل دختران (7=n). از آزمودنيها خواسته شد در طول دورة پژوهش از انجام فعاليتهاي ورزشي خارج از پروتكل پژوهش خودداري ورزند و رژيم غذايي معمول خود را (رژيم غذايي سروشده توسط دانشگاه) حفظ كنند.
روند اجرا
يك هفته پيش از تمرين، ضمن تشريح روند پژوهش، فرم رضايتنامه، مشخصات فردي و ويژگي-هاي جمعيتشناختي بين افراد توزيع و اطلاعات جمعآوري شد. سپس آزمودنيها به چهار گروه تقسيم شدند. سپس آزمونهاي اوليه، شامل: 1. قد و وزن، ميزان درصد چربي؛ 2. نمونة خوني بهمنظور سنجش ميزان BDNF؛ 3. حداكثر اكسيژن مصرفي (با استفاده از آزمون بروس)؛ و 4. آزمون استروپ، به عمل آمد. از آزمودنيهاي هر گروه، 48 ساعت پس از آخرين جلسة تمرين- به منظور حذف آثار موقت تمرين – نيز آزمون (استروپ و BDNF) به عمل آمد. سنجش ميزان BDNF، از خون گرفته شده از سياهرگ بازويي آزمودنيها صورت گرفت.
پروتكل تمرين استقامتي
پروتكل تمرين استقامتي شامل گرم كردن و تمرينات كششي به مدت 10 دقيقه و سپس دويدن با شدت 85-70 درصد حداكثر ضربان قلب به مدت 40 دقيقه در پيست دووميداني بود (3،7). در اين برنامة تمريني آزمودنيها به مدت 10 دقيقه به حركات كششي ميپرداختند و پس از آن شروع به دويدن ميكردند. آزمودنيها براساس دامنة ضربان قلبي كه براي آنها تعيين شده بود – بين70 تا 85 درصد ضربان قلب – ضربان قلب با بلت و ساعتي كه به سينه و مچ دست بسته شده بود، كنترل ميشد- به دويدن ادامه ميدادند. ظهور پاسخ در اثر فعاليت ورزشي 3 تا 12 هفته زمان ميبرد (10). با اين استناد و براساس تحقيقات گذشته (25،16،3) آزمودنيهاي گروه هاي آزمايشي به مدت پنج هفته، سه روز در هفته به تمرين پرداختند.
آزمون رنگ- واژه استروپ
براي سنجش تمركز توجه از آزمون استاندارد استروپ استفاده شد (24). اعتبار اين آزمون از طريق بازآزمايي در دامنهاي از 80/0 تا 91/0 گزارش شده است (5). شيوة اجراي اين آزمون بدين ترتيب است كه آزمايشگر با نشان دادن صفحة نمايش به آزمودني اعلام ميكند: شكلي با رنگهاي قرمز، زرد، سبز و آبي روي صفحة رايانه به طور پيدرپي نشان داده ميشود، شما بايد با كليك كردن روي كليدهاي مشخص شده رنگ صحيح را با حداكثر سرعت مشخص كنيد. پس از اجراي اين قسمت كه به منظور آشنايي فرد با فرايند اجراي اين آزمون است، در قسمت اصلي آزمون، به فرد گفته ميشود كه به شما كلمات رنگي نشان داده ميشود كه ميبايست تنها روي رنگ صحيح نشان داده شده پاسخ دهيد. ممكن است كلمات رنگي ارائه شده به رنگي ديگر باشد. در اين مرحله 48 كلمة رنگي همخوان (رنگ كلمة همسان با معناي كلمه) و 48 كلمة رنگي ناهمخوان (رنگ كلمة ناهمسان با معناي كلمه)، به صورت تصادفي و متوالي در يك مرحله در اختيار آزمودني قرار ميگيرد. آزمودني در اين مرحله بايد تنها رنگ صحيح را مشخص سازد. نرم افزار زمان واكنش فرد در پاسخدهي به هر كلمه و نيز تعداد صحيح و غلط فرد در پاسخدهي را محاسبه ميكند. نمرة آزمودني با كم كردن جمع زمان كوششهاي همخوان از جمع زمان كوششهاي ناهمخوان محاسبه ميشود (4).
روشهاي آماري
از آزمون شاپيرو-ويلك براي بررسي نرمال بودن توزيع دادهها استفاده شد. براي توصيف آماري متغيرها از ميانگين و انحراف معيار و براي آزمون فرضيههاي تحقيق از آزمونهاي تحليل كوواريانس و ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. همچنين به منظور از بين بردن اثر احتمالي تفاوتهاي پيش-آزمون از تحليل كوواريانس استفاده شد. تجزيه وتحليل در سطح معناداري 05/0≤α و با استفاده از نرم افزار18 Spss و 2010 Excel انجام گرفت.

يافتهها
اطلاعات مربوط به نتايج آزمون استروپ و ميزان BDNF سرمي در جدول 1 نشان داده شده است.
جدول 1. ميانگين و انحراف معيار دادههاي آزمون استروپ و ميزان BDNF در پيش آزمون و پس آزمون
پس آزمون پيش آزمون گروه متغير
5193±2128
4788±2841
8617±2723 6469±2625
7490±2861
8554±3411 پسران
دختران كنترل پسران استروپ (ميليثانيه)
4511±3109 7756±3396 كنترل دختران 12/42±5/86
19/87±6/63
9/11±2/23 8/43±2/24
9/22±2/15
9/34±1/01 پسران
دختران
كنترل پسران BDNF
(نانوگرم/ميليليتر)
9/39±2/25 6/24±1/72 كنترل دختران *دادهها به صورت ميانگين و انحراف معيار (M±SD) بيان شده است.

نتيجة آزمون تحليل كوواريانس نشان داد كه بين BDNF گروه پسران و گروه كنترل پسران تفاوت معناداري وجود دارد (049/0=P). اين نتيجه در مورد زمان پاسخ به آزمون استروپ نيز صادق بود (041/0=P). بنابراين ميتوان گفت كه تمرين استقامتي به افزايش همزمان توجه و BDNF پسران غيرورزشكار در اين تحقيق منجر شد.

جدول 2. نتيجة آزمون تحليل كوواريانس زمان پاسخ به آزمون استروپ و BDNF دو گروه پسران و كنترل پسران
معنا داري F d.f متغير
0/041 5/149 1 استروپ
0/049 4/733 1 BDNF

در مورد دختران، نتايج نشان داد كه BDNF گروه دختران، به صورت معنا داري از BDNF گروه كنترل دختران بالاتر است (013/0=P)، ولي اين دو گروه در زمان پاسخ به آزمون استروپ تفاوت معناداري با هم ندارند (813/0=P). در واقع BDNF دختران شركت كننده در اين تحقيق تحت تأثير تمرين استقامتي افزايش يافت، ولي اين افزايش با كاهش زمان پاسخ به آزمون استروپ همراه نبود.

جدول 3. نتيجة آزمون تحليل كوواريانس زمان پاسخ به آزمون استروپ و BDNF دو گروه دختران و كنترل دختران
معنا داري F d.f متغير
0/813 0/058 1 استروپ
0/013 8/298 1 BDNF

همچنين، نتايج نشان داد بين دو گروه دختران و پسران در اثرگذاري بر BDNF تفاوت معنادار وجود دارد (046/0=P)، ولي در اثرگذاري بر زمان پاسخ به آزمون استروپ خير (649/0=P).

جدول 4. نتيجة آزمون تحليل كوواريانس زمان پاسخ به آزمون استروپ و BDNF دو گروه پسران و دختران
معنا داري F d.f متغير
0/649 0/217 1 استروپ
0/046 4/878 1 BDNF

نتايج ضريب همبستگي پيرسون نشان داد بين تغييرات زمان پاسخ به آزمون استروپ و تغييرات BDNF، در هيچ يك از دو گروه پسران و دختران همبستگي معناداري وجود نداشت. ميزان همبستگي در گروه پسران 38 درصد (345/0=P) و در گروه دختران 66 – درصد (071/0=P) بود.
بحث و نتيجهگيري
تأثير مثبت تمرين ورزشي بر تمركز توجه و BDNF
نتايج نشان داد كه شركت در فعاليت ورزشي به كاهش زمان پاسخ به آزمون استروپ منجر شد. اين كاهش كه به معناي افزايش توجه و سرعت پردازش اطلاعات است، با افزايش BDNF سرمي پسران همراه بود. اين در حالي است كه زمان پاسخ به آزمون استروپ دختران نيز در اثر تمرين كاهش يافت، ولي اين كاهش معنادار نبود. BDNF سرمي گروه دختران نيز در اثر تمرين افزايش يافت. نتيجة پژوهش حاضر با كار گريفين و همكاران (2011)، در مورد تأثير يك دورة كوتاه دوچرخه سواري با شدت بالا بر تكليف شناختي انطباق نام-چهره همسو، و در مورد تكليف رنگ-واژه استروپ ناهمسو بود. اين تغييرات بر عملكرد شناختي در اين تحقيق همسو با افزايش غلظت BDNF در سرم آزمودني هاي جوان غيرورزشكار بود. همچنين فريس و همكاران (2007)، نشان دادند يك جلسه فعاليت، عملكرد شناختي و BDNF افراد را به صورت همزمان افزايش ميدهد، اما بين تغييرات BDNF و بهبود عملكردهاي شناختي همبستگي وجود ندارد. در اين مورد بايد گفت، نشان داده شده است فعاليت ورزشي ممكن است يك عامل محافظتي قوي در برابر تحليل عصبي باشد. همچنين ميتواند عملكرد شناختي را افزايش و پيشروي انحطاط شناختي را كه مبتني بر زوال عقلي است، كاهش دهد (16). در مطالعات ديگر نيز مشاهده شده است ورزش به نورونزايي و تغيير پلاستيسيتة سيناپسي و همچنين نيرومندسازي بلندمدت در شكنج دندانه دار موشها منجر ميشود، كه اين عامل ميتواند به بهبود يادگيري و حافظه منجر شود (13). تحريك و كنترل نورونزايي به كمك نوروتروفينها انجام ميگيرد.
پژوهشهاي متعدد به خوبي ثابت كردهاند BDNF در شكلپذيري سيناپسي هيپوكامپ نقش بسزايي دارد، و از طرفي هيپوكامپ در عملكردهاي شناختي تأثيرگذار است. هر عاملي كه موجب افزايش سطح BDNF در بدن انسان شود، ميتواند به تغييراتي در يادگيري، حافظه، عملكردهاي شناختي و اختلالات عصبي- شناختي منجر شود (26،23،16). با عنايت به ارتباط ذكرشدة حافظه و يادگيري با توجه، و از طرفي نقش سازندة BDNF در سيستم عصبي مركزي و اثرگذاري فعاليت ورزشي بر حافظه و يادگيري از اين طريق، تأثير فعاليت ورزشي بر توجه نيز توجيه پذير است.
نتايج نشان داد بين دو گروه دختران و پسران در اثرگذاري بر BDNF تفاوت معنا دار وجود دارد، به اين معنا كه ميزان BDNF سرمي دختران در اثر تمرين استقامتي بيشتر از پسران بود. ولي در اثرگذاري بر زمان پاسخ به آزمون استروپ بين دو گروه تفاوتي وجود نداشت. تنها تحقيقي كه در زمينة تفاوت ميان دختران و پسران يافت شد، تحقيق اشميتكاسو و همكاران (2012)، با عنوان جنبششناسي عامل رشد عصبي مشتق شده از مغز در پي فعاليت ورزشي كمفشار در مقابل پرفشار در مردان و زنان بود، كه نتايج آن با اين تحقيق همسو نيست (21). آنها تفاوتي در ميزان بيان BDNF پاية مردان و زنان، در اثر اين دو فعاليت يافت نكردند. به نظر مي رسد علت تفاوت مشاهده شده مربوط به ميزان متفاوت كورتيزول در زنان و مردان باشد. ميزان ترشح كورتيزول در اثر تمرين در دختران حدود 20 درصد كاهش يافت، درحالي كه پسران از اين نظر تغييري نكردند. كورتيزول اثر مهاري بر ترشح استروژن دارد و از سوي ديگر استروژن محرك بيان و سنتز BDNF است (25). هرچند ميزان استروژن در مطالعة حاضر اندازه گيري نشده است، با توجه به كاهش نسبي مشاهده شده در ميزان كورتيزول در اثر فعاليت ورزشي، در دختران در مقايسه با پسران، ميتوان گفت احتمالاً افزايش بيشتر BDNF در دختران مربوط به افزايش ميزان استروژن ناشي از كاهش ميزان كورتيزول در گروه دختران بوده است.
عدم ارتباط بين تغييرات تمركز توجه و BDNF
نتايج نشان داد كه بين تغييرات زمان پاسخ به آزمون استروپ و تغييرات BDNF، در هيچيك از دو گروه دختران و پسران همبستگي معنا داري وجود ندارد. هرچند سازوكار دقيق فيزيولوژيك و روان شناختي چگونگي تأثير فعاليت ورزشي بر عملكرد مغزي، توجه و كنترل اجرايي هنوز مشخص نشده، سه فرضيه در اين زمينه مطرح شده است كه در اين تحقيق، بنا به دلايل مشخص تنها فرضية سوم آزمايش شد و در نهايت پذيرفته نشد. نتايج اين تحقيق، در اين زمينه با نتيجة كار فريس و همكاران (2007) مطابقت داشت (14). شايد تنها توجيهي كه ميتوان براي عدم همبستگي بين اين دو متغير عنوان كرد، دو سازوكار احتمالي ديگر باشد. در واقع ممكن است تمرين استقامتي به دليل سازوكارهاي ديگري مانند افزايش در تحويل اكسيژن و مواد مغذي به مغز، افزايش يكپارچگي واحد عصبي-عروقي، آنژيوژنز در سطوح حياتي مغز يا افزايش نورورترانسميترهاي مغزي، يا افزايش ميزان ساير عوامل نوروتروفيك به بهبود ميزان توجه منجر شده باشد، نه به دليل افزايش .BDNF ازاين رو پيشنهاد ميشود در مطالعات آتي براي افزايش قدرت بحث و نتيجهگيري ميزان ساير عوامل نوروتروفيك مانند (IGF-1 ،NGF و …) و ديگر سازوكارهاي مطرح شده نيز بررسي شود.
به طور كلي براساس يافتههاي اين پژوهش بهنظر ميرسد در تأثيرپذيري از تمرين در عوامل مورد بررسي در اين تحقيق بين دختران و پسران غيرورزشكار تفاوت وجود دارد و فعاليت ورزشي ميتواند به بهبود تمركز توجه در پسران غيرورزشكار منجر شود كه اين بهبود به نظر مستقل از تغييرات ميزان BDNF است، در مورد دختران نيز تمرين استقامتي به افزايش بيشتري در ميزان BDNF در مقايسه با پسران منجر ميشود، ولي در دختران نيز بين تغييرات تمركز توجه و ميزان BDNF همبستگي وجود ندارد. تحقيقات بيشتري براي بررسي دقيقتر اين موضوع و همچنين آزمايش ساير سازوكارهاي تأثير فعاليت ورزشي بر عملكرد مغزي مورد نياز است.

منابع و مĤخذ
اميرساسان، رامين؛ ميرشفيعي، عباس؛ گاييني، عباسعلي؛ رواسي، علي اصغر (1386). »تأثير فعاليت هوازي درمانده ساز بر ماتريكس متالوپروتئينازها در ورزشكاران و غيرورزشكاران«، المپيك. سال پانزدهم. ش 4(پياپي40)، ص 72-59.
حامدي نيا، محمدرضا؛ حقيقي، اميرحسين (1386). »تأثير تمرينات مقاومتي و استقامتي بر مولكول هاي چسبان محلول در گردش خون مردان سالم نسبتاً چاق«، المپيك، سال پانزدهم، ش 2(پياپي38)، ص 58-49.
محمدزاده سلامت، خالد؛ رجبي، حميد؛ نوروزيان، منيژه؛ بهرامينژاد، مرتضي (1389). »تأثير چهار هفته تمرين هوازي همراه با محدود كردن حركت قفسه سينه بر توان هوازي و عملكرد قلبي-تنفسي افراد سالم«، المپيك، سال هجدهم، ش 2 (پياپي50)، ص 18-7.
مشهدي، علي؛ رسولزاده طباطبايي، كاظم؛ آزاد فلاح، پرويز؛ سلطانيفر، عاطفه (1388). »مقايسة بازداري پاسخ و كنترل تداخل در كودكان مبتلا به اختلال نارسايي توجه فزونكنشي و كودكان بهنجار«، مجلة روان شناسي باليني. سال اول(2)، ص 37-5.
.5 Baron, I. S. (Ed.). (2004). “Neuropsychological Evaluation of the Child
(1 ed.) ”. New York: Oxford University Press.
.6 Brutvan, J. J. (2011). “The Effect of Exercise on Cognitive Function as Measured by Impact Protocol: Aerobic Vs. Anaerobic”. MA, Kent State University.
.7 Catai, A. M.; Chacon-Mikahil, M. P. T.; Martinelli, F. S.; Forti, V. A. M.; Silva, E.; Golfetti, R. (2002). “Effects of aerobic exercise training on heart rate variability during wakefulness and sleep and cardiorespiratory responses of young and middle-aged healthy men”. Brazilian Journal of Medical and Biological Research. 35:741-752.
.8 Chun, M. M.; Turk-Browne, N. B. (2007). “Interactions between attention and memory”. Current Opinion in Neurobiology. 17(2):177184.
.9 Cirulli, F.; Francia, N.; Branchi, I.; Antonucci, M, T.; Aloe, L.; Suomi, S.; Alleva, E. (2009). “Changes in plasma levels of BDNF and NGF reveal a gender-selective vulnerability to early adversity in rhesus macaques”. Psychoneuroendocrinology. 34:172–180.
.01 Cotman, C. W.; Berchtold, N. C.; Christie, L.A. (2007). “Exercise builds brain health: key roles of growth factor cascades and inflammation”. Trends in Neurosciences. 30(9):464-472
.11 Deister,C.; Schmidt, C.E. (2006). “Op mizing neurotrophic factor combina ons for neurite outgrowth”. Journal of Neural Engineering. Vol.3:172-179.
.21 Fang, L.; Jian-Wei, Zh.; Rong, W.; Xue-Gang, L.; Jian-Yi, Zh.; Xin-Fu, Zh.; Chang-Qi, L.; Ru-Ping, D. (2010). “Sex-differential modulation of visceral pain by brain derived neurotrophic factor (BDNF)inrats”.
Neuroscience Letters. 478:184–187.
.31 Farmer, J.; Zhao, X.; van Praag, H.; Wodtke, K.; Gage, F. H.; Christie, B. R. (2004). “Effects of voluntary exercise on synaptic plasticity and gene expression in the dentate gyrus of adult male sprague–dawley rats in vivo”. Neuroscience. 124(1):71-79.
.41 Ferris, L. T.; Williams, J. S.; Shen, C.L. (2007). “The effect of acute exercise on serum brain-derived neurotrophic factor levels and cognitive function”. Medicine and Science in Sports and Exercise. 39(4):728–734.
.51 Fisher, A. (2008). “Relationships Between Physical Activity and Motor and Cognitive Function in Young Children”. A Thesis submitted in fulfillment of the Degree of Doctor of Philosophy.
.61 Griffin, É. W.; Mullally, S.; Foley, C.; Warmington, S. A.; O’Mara, S. M.; Kelly, Á. M. (2011). “Aerobic exercise improves hippocampal function and increases BDNF in the serum of young adult males”. Physiology & Behavior. 104(5):934-941.
.71 Hillman, C. H.; Erickson, K. I.; Kramer, A. F. (2008). “Be smart, exercise your heart: exercise effects on brain and cognition”. [10.1038/nrn2298].
Nature Reviews Neuroscience. 9(1):58-65.
.81 Nofuji, Y.; Suwa, M.; Sasaki, H.; Ichimiya, A.; Nishichi, R.; Kumagai, S. (2010). “Different circulating brain-derived neurotrophic factor responses to acute exercise between physically active and sedentary subjects”. Journal of Sports Science and Medicine. 11:83-88.
.91 Ruscheweyh, R.; Willemer, C.; Krüger, K.; Duning, T.; Warnecke, T.; Sommer, J., et al. (2011). “Physical activity and memory functions: An interventional study”. Neurobiology of Aging. 32(7):1304-1319.
.02 Sam-Wook, C.; Sooyoung, B.; Joon-Ho, A. (2011). “Diurnal variation and gender differences of plasma brain-derived neurotrophic factor In healthy human subjects”. Psychiatry Research. 186:427-430.
.12 Schmidt-Kassow , M.; Schädle, S.; Otterbein, S.; Thiel, C.; Doehring, A.; Lötsch, J.; Kaiser, J. (2012 ). “Kinetics of serum brain-derived neurotrophic factor following low-intensity versus high-intensity exercise in men and women”. Neuroreport. 23(15):889-93.
.22 Seifert, T.; Brassard, P.; Wissenberg, M.; Rasmussen, P.; Nordby, P.; Stallknecht, B.; et al. (2010). “Endurance training enhances BDNF release from the human brain”. American Journal of Physiologyregulatory Integrative and Comparative Physiology. 298(2):372–377.
.32 Shun-Wei, Zh. (2006). “Brain neurotrophin levels and mouse behavior”: relationship to environmental influences.
.42 Stroop, J. R. (1992). “Studies of interference in serial verbal reactions”.
Experimental Psychology-general. 121(1):15-23.
.52 Zoladz, J.; Pilc, A.; Majerczak, J.; Grandys, M.; Zapart-Bukowska, J.; Duda, K. (2008). “Endurance training increases plasma brain-derived neurotrophic factor concentration in young healthy men”. Physiol Pharmacol. 59(Suppl 7):119-132.
.62 Zoladz, J. A.; Pilc, A. (2010). “The effect of physical activity on the brain derived neurotrophic factor”: from animal to human studies. Journal of physiology and pharmacology : an official journal of the Polish Physiological Society. 61(5):533-541.



قیمت: تومان


پاسخ دهید