علوم زيستي ورزشي – بهار 1396 دورة9، شمارة 1، ص : 74 – 63 تاريخ دريافت : 18 / 12 / 93 تاريخ پذيرش : 11 / 08 / 94

اثر مصرف كوتاه مدت مكمل تورين بر ميزان خستگي عصبي عضلاني و سطوح لاكتات
خون در فعاليت تناوبي بيشينه

علي اكبرنژاد 1– سيدمصطفي موسوي مظفر2 – الياس كوثري3 – سمانه كنشلو4
1.دانشيار، گروه فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني، دانشگاه تهران، تهران، ايران2و4. دانشجوي دكتري، گروه فيزيولوژي ورزشي دانشكدة تربيت بدني، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، ايران 3. دانشجوي دكتري گروه فيزيولوژي ورزش دانشگاه علوم پزشكي بقيه اﷲ، تهران، ايران

چكيده
هدف از اين تحقيق، بررسي تأثير مصرف كوتاه مدت مكمل اسيد آمينة تورين بر خستگي عصبي- عضلاني و تجمع لاكتات پس از اجراي فعاليت ورزشي تناوبي بيشينه بود. جامعة آماري دانشجويان رشته تربيت بدني و روش تحقيق نيمه تجربي بود. بدين منظور 20 مرد فعال داوطلب (با ميانگين سني 25/1±12/22 سال، قد 63/4±59/174 سانتي متر، وزن 97/8±52/71 كيلوگرم، شاخص تودة بدن 19/2±40/23 كيلوگرم بر متر مربع و درصد چربي بدن 21/1±81/11) در دو گروه مكمل يا دارونما كه بهطور تصادفي انتخاب شده بودند، طي دو جلسة پيشآزمون و پسآزمون در اجراي فعاليت ورزشي تناوبي بيشينه شركت كردند. مكمل تورين و دارونما (نشاسته) بهصورت كپسول هاي يك گرمي در اختيار آزمودنيهاي گروه تجربي و كنترل قرار گرفت، تا روزانه 5 كپسول را به مدت دو هفته مصرف كنند. پس از پايان دورة مصرف مكمل، بلافاصله، پس آزمون صورت گرفت. بهمنظور تعيين تفاوت بين متغيرها از آزمون انوا با عامل بين گروهي و آزمون t مستقل استفاده شد. نتايج نشان داد كه مصرف كوتاه مدت مكمل اسيد آمينة تورين ميزان خستگي عصبي- عضلاني (002/0P=) و ميزان تجمع لاكتات خون (000/0P=) را پس از اجراي فعاليت ورزشي تناوبي بيشينه كاهش ميدهد. بنابراين، مي توان بااحتياط گفت كه از اين مكمل مي توان به عنوان راهگشاي بهبود عملكرد ورزشي در فعاليتهاي متناوب سرعتي استفاده كرد.

واژه هاي كليدي
اسيد آمينة تورين، خستگي عصبي- عضلاني، فعاليت ورزشي تناوبي، لاكتات خون.

Email : s.koneshlou@yahoo.com 0912332664 : نويسندة مسئول : تلفن 

مقدمه
در دو دهة اخير مكمل هاي غذايي بسياري براي كاهش خستگي و بهبود عملكرد ورزشي پيشنهاد شده اند كه اغلب به دليل تحريك هورموني، تأثير بر متابوليسم مغز و بالا بردن تمركز ذهني و نيز تمايل به اجراي بيشينه مؤثر بودهاند. يكي از اين مكمل ها، تورين، فراوان ترين آمينواسيد بافتهاي تحريك پذير مانند عضلات اسكلتي، قلب و مغز است (18). اگرچه تورين در گروه آمينواسيدهاي غيرضروري بدن قرار گرفته است، نقش اساسي در اعمال فيزيولوژيكي بدن دارد، به خصوص در كنترل انتقال عصبي، تنظيم حجم سلول، استحكام غشاي سلولي، تنظيم بافت چربي و هموستاز كلسيم (4،7). علاوه بر اين نشان داده شده است كه تورين زمان واماندگي را بهبود ميبخشد، آسيب و استرس اكسيداتيو ناشي از فعاليت ورزشي را كاهش ميدهد و دماي مركزي بدن را تنظيم ميكند (5،20)، كه ممكن است به تعبيري افزايش عملكرد را نشان دهد. به علاوه، ملاحظه شده است كه در شرايط خاصي، مانند تمرين شديد، بدن نميتواند مقادير كافي تورين سنتز كند كه اين موضوع به اهميت مكمل تورين اشاره دارد. مطالعات گزارش كردهاند كه غلظتهاي تورين داخل سلولي در نتيجة فعاليت ورزشي وامانده ساز 30، 60، يا 90 دقيقهاي كاهش مييابد؛ اين افت بهخصوص در تارهاي عضلاني نوع تندانقباض مشاهده شده است (6،14،19). ژانگ1 و همكاران (2002) افزايش عملكرد را در پي يك هفته بارگيري مكمل تورين بر آزمودني هاي جوان سالم پيش از فعاليت ورزشي وامانده ساز گزارش كردند. تورين زمان رسيدن به واماندگي، حداكثر اكسيژن مصرفي و بار كار حداكثر را به طور چشمگيري افزايش داده است. در مطالعه-اي سيلوا2 و همكاران (2011) تأثير مكمل تورين بر عوامل استرس اكسايشي را پس از تمرينات اكسنتريك بررسي كردند. نتايج اين مطالعه نشان مي دهد تورين به كاهش آسيب عضلاني منجر شده است. احتمالاً اين تأثير مرتبط با ظرفيت تورين براي محافظت سلولي از طريق خاصيت تثبيتكنندگي غشاست، كه موجب كاهش مقدار نشت CK در پي آسيب ناشي از انقباض ميشود (19). در مطالعة ديگري بر روي آزمودنيهاي انساني، ژانگ3 و همكاران (2004) نقش تورين بر جلوگيري از استرس اكسايشي حاصل از فعاليت ورزشي در مردان جوان را بررسي كردند. پس از دريافت يكهفته اي مكمل تورين افزايش معنا داري در VO2max، زمان تحمل فعاليت و بار كار حداكثر مشاهده شد (22).

.1 Zhang
.2 Silva
.3 Zhang
اغلب مطالعات به بررسي اثر مكملها در فعاليتهاي استقامتي طولاني مدت پرداختهاند و تحقيقات در زمينة تأثير اين مكمل ها بر اجراي فعاليت هاي سرعتي تناوبي محدود است. با توجه به اين مطالب سؤال پژوهش اين است كه آيا مصرف كوتاه مدت مكمل تورين بر ميزان خستگي عصبي- عضلاني و سطوح لاكتات خون پس از اجراي فعاليت ورزشي تناوبي بيشينه تأثير دارد يا خير؟

روش بررسي
آزمودني ها
روش تحقيق نيمه تجربي است. جامعة آماري پژوهش دانشجويان واجد شرايط فعال رشتة تربيت بدني دانشكدة تربيت بدني دانشگاه تهران بودند. 20 نفر با توجه به ميانگين سني (2±22 سال) و شاخص تودة بدني (BMI) 19/2 ±40/23 از تعدادي افراد داوطلب كه علائم بيماري و سابقة مصرف هر گونه مكمل را در شش ماه پيش از مطالعه گزارش نكرده بودند، گزينش شدند و به طور تصادفي به دو گروه 10 نفره، (شامل گروه اول با دوز مصرفي روزانه 5 گرم تورين به عنوان گروه تجربي و گروه دوم با مصرف روزانه 5 گرم نشاسته به عنوان گروه كنترل) تقسيم شدند و براي اجراي فعاليت ورزشي در يك دورة 14 روزه، آزمايش شدند (11،13). اين افراد هر كدام تجربة بيش از 3 جلسه تمرين و فعاليت بدني در طول هفته را داشتند. همچنين از آزمودني ها خواسته شد در چند روز مانده به شروع آزمون، از انجام فعاليتهاي ورزشي شديد يا مصرف هر گونه فراوردههاي تغذيهاي مكمل و از مصرف لبنيات، گوشت قرمز، آب پنير و تخم پرندگان كه حاوي مقادير زيادي تورين است، بپرهيزند (19). براي سنجش قد و وزن از ترازوي ديجيتالي و قدسنج راسا، ساخت آلمان و براي سنجش تركيب بدن از دستگاه تجزيه وتحليل تركيبات بدن (Body composition analyzer )، مدل Biospace720 ساخت كره استفاده شد.
نصب الكترودها و ثبت الكترومايوگرافي
در اين قسمت ابتدا به تعريف الكترومايوگرافي سپس موقعيت و نحوة قرارگيري الكترودها ميپردازيم. الكترومايوگرافي، مطالعة عملكرد عضلات از طريق بررسي سيگنالهاي نشأت گرفته از عضله است. در سال 1940 مطالعه در زمينة حركات پويا با استفاده از الكترومايوگرافي سطحي شروع شد. در ثبت سيگنال هاي الكتروميوگرافيك نوع، اندازه، فاصله و محل الكترودها بسيار مهم است و مي تواند در شكل و ميزان دامنة سيگنال EMG حاصل از واحد حركتي مؤثر باشد. در آزمايش ها بايد با يك نوع الكترود كار كرد و فاصلة الكترودها در تمام موارد ثابت باشد (5). شايان ذكر است در اين پژوهش محل قرارگيري الكترودها تراشيده شده و به منظور كاهش امپدانس الكترود و پوست، پوست با الكل تميز و سپس با پنبة نرم پاك شده بود.
پدهاي مورد استفاده در اين تست به صورت بيضي و از نوعF-521L بود و با فاصلة (فاصلة مركز تا مركز) 3 سانتي متري از يكديگر روي عضلات چسبانده شده بود. الكترودها از جنس نقره – كلريد نقره بود و با توجه به دستورالعمل الكترودگذاري زير بر روي عضلة پهن خارجي در زاوية 15 درجه و 10 سانتي متر بالاتر از لبة فوقاني و خارجي پاتلا و عضلة دوقلو در جهت تارهاي عضلات مذكور قرار داده شده بود (16). در طول هر 30 ثانيه فعاليت شديد، دستگاه الكتروكارديوگرام انقباضات عضله را ضبط و ثبت ميكرد، و براي تفسير دادهها از نرم افزار خود دستگاه استفاده شد، به اين صورت كه پس از تجزيه وتحليل و رسم نمودار عددي كه بيانگر شيب خط بود (منفي)، معيار خستگي قرار گرفت (9).
مصرف مكمل
در اين تحقيق از مكمل تورين به صورت كپسولهاي يك گرمي در بسته هاي 500 تايي ضدنور استفاده شد كه با صدور مجوز وزارت بهداشت و بخش نظارت بر دارو و مواد مخدر توسط شركت پيك دارو از شركت PrimaForce آمريكا تهيه شد. مكمل تورين و دارونما (نشاسته) در اختيار آزمودنيهاي گروه تجربي و كنترل قرار گرفت، تا روزانه 5 كپسول را به مدت 14 روز مصرف كنند (17). مكمل در دو نوبت صبح و قبل از خواب بارگيري شد (17). شايان ذكر است كه مكملدهي به صورت دوسوكور صورت گرفت و تنها دستيار محقق از ماهيت كپسولها آگاه بود.
آزمون وينگيت 30 ثانيه
براي اندازه گيري شاخص خستگي در آزمون وينگيت 30 ثانيه، از چرخ كارسنج مونارك مدل 864 ساخت سوئد استفاده شد. پيش از اجراي آزمون ارتفاع صندلي چرخ با طول اندام تحتاني آزمودني ها (زاوية مفصل زانو 170 تا 175 درجه) و ميزان بار مورد نياز آزمون متناسب با تودة بدن آزمودني ها (75 گرم به ازاي هر كيلوگرم از تودة بدن) تنظيم شد. به منظور گرم كردن پيش از اجراي آزمون 5 تا 10 دقيقه آزمودنيها بدون اعمال نيرو شروع به ركاب زدن كردند. پس از اعلام آمادگي براي انجام تست با فرمان محقق آزمودني ها 3 ثانيه زمان لازم داشتند تا به حداكثر سرعت برسند. پس از آن بار مورد نظر به مدت 30 ثانيه اعمال شد. اين فعاليت چهار بار انجام گرفت و در بين هر فعاليت 4 دقيقه استراحت فعال در نظر گرفته شد (شكل 1)(1).

30

ثانيه

فعال

ستراحت
ا

V
3
فعال

ستراحت
ا

V
1

V

4
استراحت

فعال

V
2
240

ثانيه

240

ثانيه

240

ثانيه

30

ثانيه

30

ثانيه

30

ثانيه

30

ثانيه

فعال

ستراحت

ا



قیمت: تومان


پاسخ دهید