علوم زيستي ورزشي – بهار 1396 دورة9، شمارة 1، ص : 92 – 75 تاريخ دريافت : 01 /12 / 93 تاريخ پذيرش : 16 / 10 / 94

تأثير شدت هاي مختلف تمرينات مقاومتي بر عملكرد كبد در مردان چاق

محمد آلي 1– حسن متين همايي2 – محمدعلي آذربايجاني3 – مقصود پيري4
1.دكتري تخصصي فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مركزي، تهران، ايران 2. استاديار گروه فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مركزي، تهران، ايران 3. استاد گروه فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مركزي، تهران، تهران ايران

چكيده
عملكرد كبدي نرمال براي متابوليسم اهميت خاصي دارد و ممكن است از تمرينات ورزشي اثر پذيرد. بر اين اساس هدف از اين مطالعه بررسي تأثير هشت هفته تمرينات مقاومتي با شدت هاي مختلف بر نتايج تست هاي عملكرد كبد در مردان چاق بود. مطابق معيارهاي ورود به پژوهش 32 مرد چاق انتخاب شدند و به طور تصادفي در 4 گروه 8 نفري (كنترل، تمرين با شدت كم:30% يك تكرار بيشينه، تمرين با شدت متوسط:50% يك تكرار بيشينه و تمرين با شدت زياد:70% يك تكرار بيشينه) قرار گرفتند. سه گروه تمرينات مقاومتي را با شدت هاي مختلف 3 بار در هفته انجام دادند. نمونه هاي خوني در پيش آزمون، ميان آزمون و پس آزمون ( پس از 12 ساعت ناشتايي) اندازه گيري شد. داده ها با استفاده از آزمون تحليل واريانس با اندازه هاي مكرر تجزيه وتحليل شدند. در گروه هاي تمرين درصد چربي بدن، GGT،ALT و AST در مقايسه با گروه كنترل به طرز معنا داري كاهش يافتند (P<.05). اما تغييرات معنا داري در نشانگران غيرآنزيمي (آلبومين و بيليروبين سرم) مشاهده نشد. با توجه به نتايج پژوهش حاضر مي توان گفت كه تمرينات مقاومتي موجب بهبود نشانگران آنزيمي عملكرد كبد در مردان چاق مي شود. همچنين تمرين با شدت سبك و تكرار زياد مي تواند فوايد بهتري داشته باشد.

واژه هاي كليدي
تمرين مقاومتي، شدت تمرين، عملكرد كبد، مردان چاق..
مقدمه
شيوع چاقي در سراسر جهان در حال گسترش است و مشكلات سلامتي و بهداشتي كه در اثر آن بهوجود ميآيند، در حال افزايش است. علاوه بر اين گزارش شده است كه در سراسر جهان بيشتر از 400ميليون نفر به اختلال چاقي دچارند (9). چاقي بهتنهايي يا به همراه بيماري هاي ديگر موجب بروز مشكلاتي براي سلامتي مي شود، به خصوص اينكه پيشرفت بيماري ديابت نوع دو، با بيماري كرونر قلب (CHD)، افزايش شيوع مسلم و قطعي انواع سرطان، عواقب و عوارض تنفسي و استيوآرتريت در مفاصل بزرگ و كوچك در ارتباط است (25). همچنين براساس نتايج مطالعات چاقي فاكتور خطر اصلي بيماري كبد چرب است كه به ملاحظه و توجه جدي احتياج دارد (3). گزارش شده كه دامنة شيوع چاقي در بيماران مبتلا به بيماري كبد چرب غيرالكلي (NAFLD) از30 تا 100 درصد متغير است (25).
بيماري كبد چرب غيرالكلي طيف بدون علامتي از آماس كبدي ملايم تا شديد را نشان مي دهد.
عوارض و ناراحتي هاي ناشي از اين بيماري، در مراحل اوليه ملايم اند، و اين امكان وجود دارد كه افراد چاق اين بيماري را داشته باشند، ولي از وجود آن بيخبر باشند. در مراحل اولية بيماري، درمان از طريق استراتژي هاي غيردارويي مثل ورزش و فعاليت بدني اهميت دارد. براساس نتايج پژوهش ها در صورت عدم درمان، بيماري به سيروز كبدي پيشرفت پيدا ميكند، و در اين وضعيت بيمار در خطر زياد فروپاشي مكانيسم هاي دفاعي كبدي قرار مي گيرد و شايد بر اثر بيماري فوت كند. امروزه براي برطرف كردن اين مشكل استراتژي هاي دارويي و غيردارويي زيادي وجود دارد. در بيشتر پژوهش ها كاهش وزن از طريق مداخلات شيوة زندگي مدنظر قرار گرفته و بهبودي در عملكرد كبد در اثر كاهش وزن گزارش شده است (1،29،27،35). از طرف ديگر مشخص شده كه افزايش فعاليت بدني و آمادگي جسماني با كاهش خطر ناراحتيهاي متابوليكي در ارتباط است (23).
عملكرد كبدي نرمال براي متابوليسم اهميت خاصي دارد و ممكن است از تمرينات ورزشي اثر پذيرد. تست هاي معمول در دسترس براي بررسي عملكرد كبد شامل پايش نشانگران آنزيمي
(5ALT,AST,GGT4,ALP) و غيرآنزيمي (بيلي روبين سرم، تستهاي نرمالشدة بين المللي و آلبومين سرم) است (24). گزارش شده در افرادي كه فعاليت بدني (كارهاي روزانه، تمرينات ورزشي هوازي ومقاومتي) را انجام مي دهند، سطوح آنزيم هاي GGT ،ALT وAST پايين بوده است (33). تمريناتورزشي تأثير مفيد زيادي روي عملكرد كبد دارد و موجب بهبود متابوليسم و ظرفيت آنتياكسيدانتي آنمي شود (36).
متعاقب تمرينات هوازي نشان داده شده كه ماركرهاي آنزيمي كبدي در بيماران NAFLD به طور معنا داري كاهش و عملكرد كبد بهبود مي يابد (24،18،4). همچنين تأثيرات مفيدي از تمرينات هوازي روي عملكرد كبد مستقل از كاهش وزن گزارش شده است، با وجود اين استراتژي تمرينات هوازي ممكن است براي افراد چاق با توجه به اينكه اين تمرينات تقاضاي قلبي تنفسي خيلي زيادي مي خواهد و احتمال زود خسته شدن افراد مي رود، مطلوبيت ضعيفي داشته باشد. همچنين ظرفيت تداوم اين تمرينات كم است (22). دانشكدة طب ورزشي آمريكا (ACSM)، انجمن قلب آمريكا و انجمن ديابت آمريكا تمرينات مقاومتي را به عنوان جزء مكمل برنامه هاي ورزشي پيشنهاد داده اند (19) و اخيراً فوايد تمرينات مقاومتي در درمان چاقي و اختلالات متابوليكي ثابت شده است (5). همچنين تمرينات مقاومتي تقاضاي قلبي تنفسي كمتري ميخواهد و ممكن است فوايد متابوليكي مشابه تمرين هوازي را در بر داشته باشد (19)، اما مشخص نشده كه چه شدتي از اين تمرينات مي تواند تأثيرگذارتر باشد.
دامور و همكاران (10) متعاقب دوازده هفته تمرينات مقاومتي فزاينده با شدت متوسط تغييرات معنا داري را در آنزيمهاي كبدي (ALP،AST،ALT) و توتال بيليروبين در بيماران NAFLD هندي آسيايي گزارش نكردند. همچنين هاسورث و همكاران (19) پس از پايان هشت هفته تمرينات مقاومتي با شدت 70 -50%1-RM تغييرات معناداري را در ALT مشاهده نكردند. فراجاكومو و همكاران (15) در بررسي اثر تمرينات مقاومتي پرشدت روي عملكرد كبد در موش هاي هايپركلسترولميك، تفاوت معناداري را در آنزيمهاي كبدي نيافتند. از طرف ديگر سلنتز و همكاران (32) و پيانو و همكاران (11) در بررسي اثر تمرينات مقاومتي و هوازي روي عملكرد كبد، گزارش كردند كه در گروه تمرينات تركيبي هوازي و مقاومتي در مقايسه با ساير گروه ها تغييرات معناداري در آنزيمهاي كبدي ايجاد شده است. اگرچه بيشتر مطالعات اثر تمرينات هوازي را روي آنزيمهاي كبدي بررسي كردهاند، شواهد موجود بيانگراين است كه در اين مورد تمرينات مقاومتي كمتر بررسي شده اند. همچنين نتايج پژوهش ها متناقضاست و مشخص نيست كه چه شدتي از تمرينات مقاومتي ميتواند موجب بهبود عملكرد كبدي شود. براين اساس هدف از پژوهش حاضر بررسي 1. تأثير تمرين مقاومتي و 2. تأثير شدت تمرين مقاومتي سبك (30 درصد يك تكرار بيشينه)، متوسط (50 درصد يك تكرار بيشينه) و سنگين (70 درصد يك تكرار بيشينه) مطابق با دستورالعمل ASCM (16) بر نشانگران آنزيمي و غيرآنزيمي عملكرد كبد در افراد چاق بود.

روش پژوهش آزمودني ها
پس از اعلان آگهي، آزمودني هاي (71 نفر) حاضر به شركت در اين پژوهش، به منظور انجام تست هاي غربالگري اوليه به باشگاه ورزشي فرا خوانده شدند. معيارهاي شركت در پژوهش مطابق زير بود:
غيرفعال بودن (عدم انجام فعاليت بدني و ورزشي منظم)، شاخص تودة بدني بيشتر از30 2kg/m. از بين همة افرادي كه به منظور بررسي معيارهاي ورود به پژوهش به باشگاه ورزشي آمده بودند، 39 نفر معيارهاي لازم را نداشتند و افرادي كه (32 نفر) معيارهاي شركت در پژوهش را داشتند، پس از اينكه مشخص شد سابقة كشيدن سيگار، مصرف مشروبات الكلي، بيماري هايي مثل ديابت، فشارخون بالا و بيماري هاي قلبي عروقي ندارند، بعد از امضاي فرم رضايت نامة شركت در پژوهش و تطبيق براساسBMI به عنوان آزمودني به طور تصادفي به چهار گروه (كنترل، تمرين با شدت كم:30% يك تكرار بيشينه، تمرين با شدت متوسط:50% يك تكرار بيشينه و تمرين با شدت زياد:70% يك تكرار بيشينه) تقسيم شدند.
ارزيابي هاي فيزيولوژيكي
داده هاي توصيفي آزمودني ها (قد، وزن، سن،BMI، درصد چربي بدن، دور كمر، دور باسن، WHR) دو روز پيش از شروع اولين جلسة تمرينات اندازه گيري شد و مطابق با پروتكل پژوهش كه دپارتمان فيزيولوژي ورزش دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي آن راتأييد و تصويب كرده است تا اتمام پژوهش، دو بار ديگر (ميان آزمون و پس آزمون) اين اندازه گيري هاتكرار شدند. براي تعيين سن آزمودنيها از سن شناسنامهاي استفاده شد. همچنين با استفاده ازپرسشنامة سلامت و تندرستي و پرسشنامة ثبت فعاليت هاي بدني، وضعيت تندرستي و سطح فعاليت بدني بررسي شد (20). با استفاده از ترازوي ديجيتالي seca769 ساخت آلمان با كمترين لباس و بدون كفش، قد، وزن و همچنين BMI اندازهگيري شد. از متر نواري ارتجاع ناپذير بدون اعمال فشار به بدن، براي اندازه گيري دور كمر در باريك ترين نقطة بين دنده اي و تاج خاصره و دور لگن در برجستهترين ناحية سريني برحسب سانتي متر استفاده شد و نسبت دور كمر به دور لگن از تقسيم محيط كمر به محيط لگن به دست آمد.
از كاليپر ياگامي ساخت ژاپن براي برآورد درصد چربي بدن به روش سه نقطهاي (شكم، ران و سينه) پس از اندازهگيري سه بار متوالي ضخامت چربي زير پوستي به ميلي متر استفاده شد. ميانگين اندازه هاي بهدست آمده در سه نوبت بهعنوان عدد مرجع در نظر گرفته شد. مجموع اندازه هاي ميانگين سه نقطه در معادلة جكسون و پولاك بهمنظور محاسبة چگالي بدن قرار داده شد و با استفاده از چگالي به دست آمده درصد چربي بدن هر يك از آزمودنيها حساب شد (20).
نمونه گيري خون وآناليز بيوشيميايي
براي اندازه گيري هاي آزمايشگاهي از آزمودنيها دو روز پيش از شروع تمرينات (پيش آزمون)، دو روز پس از يك ماه تمرينات مقاومتي (ميان آزمون) و دو روز پس از پايان دورة پژوهش (پس آزمون) پس از 12ساعت ناشتايي از وريد آنتي كوبيتال نمونه هاي خوني توسط تكنيسين آزمايشگاه گرفته شد و با استفاده از دستگاه اتوآناليزور Tecnicon RA 1000ساخت شركت Tecnicon آمريكا و براساس دستورالعمل استاندارد نمونه هاي خوني بهمنظور بررسي ميزان غلظت سرمي آنزيمهاي ALT,GGT,AST,ALP و آلبومين سرم و بيلي روبين توتالآناليز شدند. همچنين با استفاده از معادلة ديل و كاستيل (12) تغييرات حجم پلاسما در ميانآزمون و پس آزمون محاسبه شد.
برنامة تمرينات مقاومتي
آزمودني هاي گروه هاي تمرين: تمرين با شدت كم:30% يك تكرار بيشينه (تمرين 1)، تمرين با شدت متوسط:50% يك تكرار بيشينه (تمرين 2) و تمرين با شدت زياد:70% يك تكرار بيشينه (تمرين 3) دو روز پيش از شروع تمرينات جهت آشنايي كار با دستگاهها و برآورد 1-RMمطابق با اصول استاندارد (20) به باشگاه ورزشي فرا خوانده شدند. گروه هاي تمرين به مدت هشت هفته و هر هفته سهجلسه و هر جلسه به مدت 80 دقيقه 10 حركت تمريني (اسكوات دستگاه، پرس پا دستگاه، جلوراندستگاه، پشت پا دستگاه، ساق پا دستگاه، پرس سينة دستگاه، سيمكش قايقي، جلوبازو دستگاه، پشتبازو دستگاه و پرس شانه دستگاه) را در 3 ست و هر ست را به ترتيب گروه تمرين 1، تمرين 2 و تمرين 3 با تكرارهاي30-20، 20-10 و 12-5 انجام دادند. هر دو هفته 1-RM جديد به دست آمد و ادامة تمرين براساس 1-RM جديد پيگيري شد. آزمودنيها در آغاز با استفاده از دستگاه ها 8 دقيقه گرم كردن و 7 دقيقه سرد كردن را در پايان هر جلسه تمرين (حركات كششي) انجام دادند. از آزمودنيهاي گروه كنترل خواسته شد كه زندگي روزمره را ادامه دهند و در مدت پژوهش از هر گونه فعاليت بدني منظم يا تمرينات ورزشي خودداري كنند.
آناليز غذايي
پيش از هر تست از آزمودنيها خواسته شد تا با استفاده از فرم يادآمد خوراك، غذايي دريافتي شان را به مدت 3 روز (دو روز در طول هفته و يك روز در آخر هفته) يادداشت كنند (13). به آنها آموزش داده شد كه همة آيتم ها، مقدار و وعده هاي غذاي خورده شده را در طول اين سه روز يادداشت كنند. آناليز ثبت خوراك آزمودني ها توسط كارشناس ارشد تغذيه با استفاده از نرم افزار تغذيه (FPN4) جهت مشخص شدن انرژي دريافتي و مقدار دريافتي درشت مغذي ها (پروتئين، چربي و كربوهيدرات) انجام گرفت.
روش هاي آماري
داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخة 17آناليز شدند. با استفاده از آزمون كولموگروف اسميرنوف و آزمون لون، به ترتيب نرمال بودن و همگني دادهها محاسبه شد. به منظور بررسي تفاوتهاي واريانس هاي درون گروهي و بين گروهي از آزمون آناليز واريانس با اندازه گيري هاي مكرر استفاده شد. در صورت برآورده نشدن فرض كرويت ماخلي به منظور تفسير داده ها از اصلاحية گرين هاوس گزر استفاده شد. همچنين از آزمون بنفروني براي تعيين تفاوت درونگروهي و بين گروهي و از آزمون آنوا يكطرفه براي بررسي تفاوت ميانگين متغيرها در پيش آزمون استفاده شد. سطح معنا داري همة آزمون ها 05/0 ≤ P در نظر گرفته شد.

نتايج و يافته هاي پژوهش
در جدول1 ويژگيهاي توصيفي آزمودنيها نشان داده شده است. نتايج آزمونهاي كولموگروفاسميرنوف و لون نشان داد كه در شروع پژوهش متغيرها همگن هستند و از توزيع نرمالي برخوردارند(05/0P>). همچنين نتايج آزمون آنوا تفاوت معناداري را بين ميانگين هاي متغيرها در شروع پژوهش نشان نداد (05/0P>). در پايان هشت هفته دورة پژوهش در بين گروه ها تفاوت معنا داري در ميانگين وزن (367/0=P=0/301) BMI ، (P) و P=0/392) WHR) مشاهده نشد. اگرچه ميانگين وزن و BMI در ميانآزمون نسبت به ديگر گروه ها در گروه تمرين 1 افزايش يافت، اين افزايش از لحاظ آماري معنادار نبود. در مقايسه با پيش آزمون در ميانآزمون ميانگين درصد چربي بدن آزمودني ها 69/0 كاهش يافت (001/0= P). همچنين اختلاف ميانگينهاي درصد چربي پس آزمون با پيش آزمون و پسآزمون با ميان آزمون بهترتيب كاهش (10/2،001/0=P) و (72/1،001/0=P) را نشان داد. با مقايسة ميانگين درصد چربي بدن در بين گروه ها مشخص شد كه در مقايسه با گروه كنترل در گروههاي تمرين كاهش معنا داري ايجاد شده است (009/0=P). همچنين مشخص شد كه بيشترين كاهش در گروه تمرين 1 (18/0=P) بوده است. داده ها براساس ميانگين(SD) هستند. تمرين1= گروهي كه تمرينات مقاومتي را با شدت سبك انجام دادند؛ گروه تمرين 2= گروهي كه تمرينات مقاومتي را با شدت متوسط انجام دادند؛ تمرين3= گروهي كه تمرينات مقاومتي را با شدت زياد انجام دادند.

جدول 1. اطلاعات توصيفي و ويژگي هاي فيزيكي آزمودني ها در شروع پژوهش
31696520851

متغير كنترل تمرين 1 تمرين 2 تمرين 3
37/25
(5) 37/5
(5/1) 36/25
(5/8) 36/37 (5/6) سن (سال)
96/62
(6/7) 94
(5/2) 95/5
(6/3) 92/5 (0/5) وزن (كيلوگرم)
177/12
(5/3) 175/37
(3/8) 176/25
(5/1) 174/5
(5/4) قد (سانتي متر)
30/78
(0/6) 30/53
(0/5) 30/65
(0/5) 30/39
(0/5) شاخص تودة بدن
(kg/m2)
0/99
(0/03) 0/99
(0/03) 0/98
(0/04) 0/99
(0/02) نسبت دور كمر به دورلگن (سانتي متر)
28/89 (1/4) 29/1
(1/6) 28/89 (1/3) 28/63
(1/4) درصد چربي بدن
يادآوري رژيم غذايي در پيشآزمون، ميانآزمون و پس آزمون گروه هاي پژوهش در جدول 2 نشان داده شده است. در شروع تمرينات آزمودنيها از لحاظ ميانگين انرژي دريافتي تفاوت معنا داري نداشتند.
اما ميانگين انرژي دريافتي آزمودني ها در ميان آزمون و پسآزمون در مقايسه با پيش آزمون تفاوت معنا داري نشان داد (001/0=P). در مقايسه با گروه كنترل آزمودني هاي گروه هاي تمرين در ميان آزمون و پسآزمون انرژي دريافتي بيشتري را از طريق يادآوري رژيم غذايي گزارش كردند (001/0=P). اما مقايسة بين انرژي هاي دريافتي گروه هاي تمرين با همديگر تفاوت معنا داري را در ميانآزمون و پس آزمون نشان نداد (05/0P>). مقدار پروتئين، كربوهيدرات و چربي دريافتي آزمودنيها در ميانآزمون و پس آزمون افزايش يافت. اما در گروههاي تمرين با وجود افزايش مقادير دريافتي كربوهيدرات، چربي و پروتئين در مقايسه با گروه كنترل تفاوت معنا داري (231/0=P و 247/0=P و 657/0=P) مشاهده نشد.

جدول 2. ميانگين دريافتي انرژي گروه هاي مختلف در پيش آزمون، ميان آزمون و پس آزمون

داده ها براساس ميانگين(SD) هستند. پيش=پيش آزمون پس=پس آزمون ميان= ميان آزمون * نشان دهندة تفاوت معنا دار در بين گروه هاي تمرين با گروه كنترل در ميانآزمون و پس آزمون در مقايسه با پيش آزمون

در جدول 3 تغييرات ايجادشده در نشانگران آنزيمي و غيرآنزيمي عملكرد كبد پس از هشت هفته تمرينات مقاومتي با شدت هاي مختلف نشان داده شده است. پس از پايان هشت هفته تمرينات مقاومتي با شدت هاي مختلف تفاوت هاي معنا داري در ميان آزمودني ها در آنزيم هاي ALP،AST،ALT وGGT مشاهده شد (05/0P<).
مقايسه هاي دوبه دو كاهش معنا داري را در آنزيمهاي AST،ALT وGGT در ميان آزمون در مقايسه با پيش آزمون و در پس آزمون در مقايسه با پيش آزمون و در پس آزمون در مقايسه با ميان آزمون نشان داد (05/0P<). تفاوت معناداري در ALP در ميانآزمون در مقايسه با پيش آزمون مشاهده نشد (05/0P>). اما به طرز معناداري در پس آزمون در مقايسه با پيشآزمون و در پسآزمون در مقايسه با ميان آزمون كاهش يافت (05/0P<).
تفاوتهاي معناداري بين آزمودني ها در ميانآزمون و پسآزمون در مقايسه با شروع پژوهش در بيلي روبين توتال (TB) و آلبومين سرم (ALB) و نسبت AST به ALT مشاهده نشد (05/0P>). آناليزهاي بين گروهي نشان داد كه تفاوت معنا داري در پايان پژوهش در آنزيم هاي AST،ALT و GGT وجود دارد.
در همة گروه هاي تمرين در مقايسه با گروه كنترل اين آنزيم ها به طرز معنا داري كاهش يافتند. با وجود اين كاهش در P=0/05) ALT) و P=0/044) GGT) فقط در گروه تمرين 1 معنا دار بود. AST در گروه تمرين 1 (007/0P=) و در گروه تمرين 2 (044/0P=) به طرز معنا داري كاهش يافت. اما بين گروه ها در مقايسه با پيش آزمون تغييرات معنا داري در ALB،AST/ALT ،ALP وTB در پس آزمون مشاهده نشد (05/0P>).

جدول 3. تغييرات مشاهده شده در نشانگران آنزيمي و غيرآنزيمي عملكرد كبد پس از 8 هفته

با

مقاومتي

تمرينات
شدت

ها
مختلف

ي

با

مقاومتي

تمرينات

شدت



قیمت: تومان


پاسخ دهید