علوم زيستي ورزشي – تابستان 1396 دورة9، شمارة 2، ص: 284 – 271 تاريخ دريافت : 20 / 08 /95 تاريخ پذيرش : 17 / 02/ 96

بررسي تغييرات CRP ،IL-15 و آيريزين سرمي در فواصل استراحتي مختلف پس از يك جلسه فعاليت مقاومتي در سالمندان

احسان اصغري1 – زهرا ميرزنده دل 2
1،2. دانشجوي دكتري فيزيولوژي ورزش، گرايش بيوشيمي و متابوليسم ورزشي، دانشكدة علوم ورزشي، دانشگاه فردوسي مشهد، مشهد، ايران

چكيده
پژوهش حاضر با هدف بررسي تغييرات CRP ،IL-15 و آيريزين سرمي پس از يك جلسه فعاليت مقاومتي در سالمندان و در فواصل مختلف پس از فعاليت و همچنين با نگاه امكان تغيير وضعيت عضلات و بهبود ساركوپنيا انجام گرفت. 15 سالمند (ميانگين سني 5/4±32/63 سال، قد33/2±61/168سانتي متر و وزن 2/4±5/78 كيلوگرم) داوطلبانه در اين پژوهش شركت كردند. آزمودني ها به مدت 45 دقيقه و در سه دورة هشت تكراري با شدت 80 درصد 1RM فعاليت با وزنه را انجام دادند. فاصلة استراحتي بين دوره هاي هر فعاليت دو دقيقه و فاصلة بين فعاليت ها سه دقيقه بود.
تحليل آماري داده ها با كمك آزمون آماري تحليل واريانس يكطرفه و آزمون تعقيبي LSD صورت گرفت (05/0P<).
يافته ها نشان داد كه سطوح IL-15 و آيريزين بلافاصله پس از جلسة آزمون افزايش معناداري دارد و 24 ساعت پس از جلسة آزمون نيز CRP و آيريزين به طور معناداري افزايش مي يابد (05/0P<). 72 ساعت پس از زمان آزمون، فاكتورهاي التهابي نسبت به پيش از فعالت افزايش معناداري نشان دادند (05/0P<)؛ بنابراين يك جلسه فعاليت مقاومتي ميتواند سبب بالا رفتن سطوح برخي از اين فاكتورها در سالمندان شود كه ممكن است به عنوان عاملي تأثيرگذار در بهبود عملكرد عضلاني و به ويژه كنترل ساركوپنيا در اين افراد عمل كند.

واژه هاي كليدي
آيريزين، سالمندي، فاكتورهاي التهابي، فعاليت مقاومتي.

مقدمه
با بالا رفتن سن و تقريباً از دهة پنجم زندگي، كاهش تدريجي و اجتناب ناپذيري در تودة عضلات (كهساركوپنيا نام دارد) را مي توان در افراد مستعد اين موضوع ملاحظه كرد (15،14،10). تحليل رفتنعضلات و از دست رفتن تودة عضلاني، مهم ترين موضوع خطر سقوط، تزلزل در انجام دادن فعاليت ها و مرگ ومير در سالمندان به شمار ميرود (15،10). سازوكارهاي زيرساختي از دست رفتن تودة عضلاني پيچيده اند، اما ممكن است با تغيير سطوح برخي از هورمون ها و عملكرد ايمني افراد ارتباط داشته باشد (9)؛ به طوري كه در شماري از مطالعات به كاهش چشمگير برخي از هورمونهاي مؤثر در پيشگيري از تحليل عضلاني از جمله آيريزين در آزمودني هاي سالمند در مقايسه با آزمودنيهاي جوان اشاره شده است (11). در مطالعات ديگري نيز در همين زمينه به نقش محوري آيريزين، PGC-1 و فاكتور رشدي فيبروبلاست 21 (FGF-21) در ساركوپنيا و وضعيت جسماني مرتبط با سن اشاره شده است (31).
آيريزين، مايوكاين كشف شدة جديدي است كه از پروتئين سراسري FNDC51 همراه با افزايش بيان PGC-1 از عضلة اسكلتي رها و وارد خون مي شود. اين هورمون با تأثير بر بافت چربي سفيد و قهوه اي و در كنار افزايش تنفس ميتوكندريايي همراه با ازدياد انرژي مصرفي، به كاهش وزن فرد كمك مي كند (17،5). همچنين اين هورمون مي تواند در پيشگيري از كاهش بيوژنز ميتوكندريايي مرتبط با سن تأثير بسزايي داشته باشد (8). يكي ديگر از مايوكاين هايي كه به تازگي كشف شده و به طور چشمگيري در عضلة اسكلتي بيان مي شود؛ IL-15 است كه به صورت مستقل از سلولهاي ايمني ديگر بر تركيب بدن اثرگذار است (26،22،4). به علاوه در برخي از مطالعات با نشان دادن آثار آنابوليكي IL-15 در عضلة اسكلتي به ويژگي تنظيمي حساسيت انسوليني اين مايوكاين اشاره شده است (27،25)؛ به طوري كه كويين2 (2015) در مطالعات خود نشان داد كه سطوح سرمي IL-15 با تركيب تودة خالص بدن همبستگي نزديكي دارد (27). با بررسي مطالعات مرتبط با اين موضوع مشخص ميشود كه IL-15 و آيريزين مايوكاين هايي هستند كه در پي فعاليت بدني و ورزش به داخل گردش خون آزاد مي شوند (26). در يكي از اين مطالعات بوستروم3 و همكاران (2012) گزارش كردند كه بيان IL-15 و پيش مادة آيريزين (FNDC5) در سطح mRNA از طريق افزايش تنظيم PGC-1 افزايش مييابد (5). اين يافته ها

.1 Fibronectin type Ш domain containing 5
.2 Quinn
.3 Bostrom

نشان مي دهد كه IL-15 آزادشده در اثر فعاليت مي تواند سبب افزايش تنظيم آيريزين شود. نشان دادهشده است اين متغيرها مي توانند در اثر فعاليت بدني و ورزش آزاد شده و به داخل خون رها شوند، امادربارة نوع و شدت فعاليت مؤثر و اينكه آيا همين مدل فعاليت در سالمندان نيز به چنين نتيجه ايمي انجامد، هنوز ابهام وجود دارد. ديگر متغيرهايي كه ممكن است در اثر فعاليت بدني يا بيماري وارد خون شوند، پروتئينهاي واكنش مرحلة حاد1 (CRP) هستند؛ مقدار اين پروتئينها در اثر صدمات بافتي ناشي از فعاليت بدني مثل نكروز، التهاب، عفونت ها، اعمال جراحي يا در مرحلة حاد سرطان ها در پلاسماي حيوانات خون گرم تغيير ميكند. در زمينة فعاليت بدني و تغيير سطوح اين متغير باركويلا2 و همكاران (2011) نشان دادند كه غلظت پروتئين فاز حاد آزمودنيها پس از گذشت 24، 48 و 72 ساعت از اجراي آزمون 1RM، افزايش معناداري داشته است (3). اراضي و همكاران نيز افزايش آنزيم CK و CRP پلاسمايي و كوفتگي عضلاني در افراد تمرين كرده و تمريننكرده را نشان دادند (2).
مطالعات نشان ميدهند كه بين سطوح آيريزين و CRP در گردش ارتباط معكوسي وجود دارد و آيريزين ميتواند بهعنوان فاكتوري تأثيرگذار در جلوگيري از التهاب عمل كند (21). از آنجا كه با بالا رفتن سن، سطوح فاكتورهاي التهابي IL-15 و CRP افزايش مي يابند (7)، ممكن است بهبود سطوح آيريزين در پيشگيري از التهاب به ويژه در اين گروه از جمعيت جامعه تأثير بسزايي داشته باشد؛ ازاين رو، تحقيقات بيشتري در اين زمينه لازم است .
با مشخص شدن اثر مثبت تمرينات قدرتي بر تركيب بدن، قدرت و تودة عضلاني افراد به ويژه سالمندان (18)، ممكن است اين شيوة تمريني روشي مؤثر و مهم براي روبهرويي با ساركوپنيا بهحساب آيد و با توجه به نقش مؤثر آيريزين در پيشگيري و بهبود ساركوپنيا، به نظر مي رسد كه فعاليت هاي افزايشدهندة آيريزين ممكن است تأثير زيادي در ساركوپنيا داشته باشد. پژوهشهاي بوستروم و همكاران (2011) در اين زمينه نشان داد كه سطوح آيريزين سرمي بعد از 10 هفته تمرين قدرتي افزايش دوبرابري داشته است (5). برنمو3 و همكاران (2012) نيز با اشاره به اين مطلب كه فعاليت ورزشي حاد عامل مؤثري در افزايش سطوح آيريزين به شمار ميرود، به نقش تأثيرگذار اين مدل فعاليتي اشاره كردند (6). در همين زمينه اگرچه نورهيم4 و همكاران (2014) نيز بالا رفتن سطوح آيريزين را

.1 C-Reactive Protein
.2 Barquilha
.3 Brenmoeh
.4 Norheim
بلافاصله پس از يك جلسه فعاليت ورزشي حاد در موش هاي نر ملاحظه كردند (23)، مطالعات ديگر بهنتايج ضدونقيض اين مدل فعاليتي در مورد انسان اشاره دارند (11،5). از طرفي با توجه به بالا رفتنسطوح IL-15 طي فعاليت حاد (27) و با توجه به تأثير آن در بالا رفتن سطوح آيريزين در موش ها،ممكن است استفاده از اين مدل فعاليتي در مورد انسان و به ويژه جمعيت سالمند به بالا رفتن سطوح آيريزين آنها كمك كند. در همين زمينه، ليو1 (2015) در يافته هاي خود به همبستگي مثبت و قوي بين سطوح آيريزين پلاسمايي و برخي از فاكتورهاي التهابي همچون CRP و TNF- دست يافت (19).
اين موضوع مي تواند ارتباط بين سطوح اين فاكتور التهابي و آيريزين را تأييد كند.
با توجه به مطالعات پژوهشگر مشخص شد كه تحقيقات محدود و اندكي در زمينة تأثير فعاليت حاد بر سطوح CRP ،IL-15 و آيريزين صورت گرفته و تاكنون هيچ مطالعه اي در زمينة بررسي اثر فعاليت حاد و از نوع مقاومتي بر سطوح اين متغيرها در مورد انسان به ويژه در سالمندان صورت نگرفته است.
بنابراين مطالعة حاضر با هدف بررسي تأثير يك جلسه فعاليت مقاومتي بر تغييرات سطوح CRP ،IL-15 و آيريزين سرمي در سالمندان صورت پذيرفت. در اين پژوهش فرض شد كه اين مدل فعاليتي مي تواند به بالا رفتن سطوح CRP ،IL-15 و آيريزين سرمي در سالمندان كمك كند و در نهايت به پيشگيري و بهبود ساركوپنيا در اين افراد بينجامد.

روش شناسي پژوهش آزمودني ها
جامعة آماري پژوهش حاضر 15 سالمند (ميانگين سني 5/4±32/63 سال، قد 33/2±61/168 سانتي متر و وزن 2/4±5/78)، بودند كه به عنوان نمونه و به صورت غيرتصادفي هدفدار انتخاب شدند. همة آنها سالم و غيرسيگاري بودند و سابقة بيماري خوني، عفونت و شرايط آلرژيك نداشتند و با تمرين با وزنه نيز آشنايي نسبي داشتند. ويژگي هاي فردي آزمودني ها براساس ميانگين ± انحراف معيار در جدول 1 نشان داده شده است.
روش جمع آوري اطلاعات
آزمودني ها پس از پر كردن فرم رضايت نامه، سوابق پزشكي و پرسشنامة سلامت و آشنا شدن با طرح
.1 Liu
پژوهش، آمادگي خود را براي شركت در پژوهش اعلام كردند. قبل از اعمال متغير مستقل، اندازه هايآنتروپومتريك و تركيب بدن شامل قد، وزن، درصد چربي بدن و حداكثر ضربان قلب آزمودني ها ثبتشد. مطابق برنامة زمان بندي، آزمودني ها با نحوة اجراي آزمون آشنا شدند و روز ديگري در جلسه آزموناصلي (ساعت دو بعد از ظهر) شركت كردند.
پروتكل فعاليت
برنامة فعاليت شامل يك جلسه فعاليت مقاومتي دايره اي پيشرونده بود. ابتدا آزمودني ها به مدت سه جلسه برنامة فعاليت آشنايي با وزنه را زير نظر مربي انجام دادند. در جلسة اول اصول كار با وزنه، شرايط ايمني، روش صحيح نفس گيري و … توسط مربي توضيح داده شد. سپس در همين جلسه افراد با هر وزنه اي كه مي توانستند، به صورت آزادانه و دلخواه حركات مورد نظر را انجام دادند. در جلسه هاي دوم و سوم نيز آزمودني ها به تدريج شدت فعاليت با وزنه را افزايش دادند. پس از اطمينان از برطرف شدن كوفتگي تأخيري عضلات، در جلسة چهارم آزمون يك تكرار بيشينة حركات به عمل آمد. همچنين براي اندازه گيري شاخص يك تكرار بيشينه (1RM) در فعاليت هاي پرس پا، خم كردن زانو، باز كردن زانو، پرس سينه، پايين كشيدن جانبي ميله1 و خم كردن آرنج، پس از گرم كردن، براي هر آزمودني، به روش آزمون و خطا ( در محدودة سه تا پنج آزمون)، حداكثر وزنه اي كه در آزمون آخر هر فعاليت با موفقيت جابه جا مي شد، به عنوان يك تكرار بيشينه براي آن آزمودني ثبت شد. پس از آن، آزمودني ها به مدت 45 دقيقه فعاليت با وزنه (پرس پا، خم كردن و باز كردن زانو، پرس سينه، پايين كشيدن جانبي ميله و خم كردن آرنج) را در سه دورة هشت تكراري با شدت 80 درصد 1RM اجرا كردند. استراحت بين دوره هاي هر فعاليت دو دقيقه و استراحت بين فعاليت ها سه دقيقه در نظر گرفته شد. هر تكرار در يك دوره، در مدت دو ثانيه انجام مي گرفت. جلسة فعاليت حدود 90 دقيقه به طول انجاميد. ضربان قلب آزمودني ها در جلسة آزمون با استفاده از ضربان سنج كنترل شد (1).
تغذيه و فعاليت بدني آزمودني ها
همة آزمودنيها ضمن شركت داوطلبانه در پژوهش، داراي شرايطي همچون نداشتن سابقة بيماري، استفاده نكردن از مكمل هاي ورزشي يا انرژيزا دستكم چهار ماه قبل از آزمون و انجام ندادن تمرينات خارج از برنامه (به ويژه در افراد آشنا به تمرينات مقاومتي) نيز بودند؛ براي ارزيابي حد سلامت آنها از
1. Lat pull-down
پرسشنامة ويژة تندرستي1 استفاده شد. نداشتن فعاليت ورزشي منظم آنها نيز توسط پرسشنامة سبكزندگي ثبت شد. همچنين از آزمودني ها خواسته شد كه در طي روزهاي اجراي تحقيق از مصرفنيكوتين، الكل و هرگونه مادة محرك اجتناب ورزند و در 48 ساعت قبل از شروع فرايند از فعاليت هايورزشي شديد و آسيب زا و ايجاد هر گونه تغيير در رژيم غذايي پرهيز كنند. به منظور همسان شدن شرايط تغذيه اي افراد، پيش از آزمون و احتمال تأثيرگذاري آن بر برخي متغيرها، از آزمودني ها خواسته شد از 12 ساعت پيش از اولين خون گيري در روز آزمون ناشتا باشند.

خون گيري و تحليل آزمايشگاهي
قبل از شروع آزمون و بلافاصله، 24 و 72 ساعت پس از اجراي آزمون مقدار 10 سي سي نمونة خوني از وريد جلوبازويي توسط متخصص آزمايشگاهي گرفته شده و بلافاصله به آزمايشگاه انتقال يافت.
تمام آزمون ها و اندازه گيري هاي نمونه هاي خوني در زمان مشابه (بعد از ظهر) انجام گرفت تا از تأثير ريتم شبانه روزي بر متغيرهاي تحقيق جلوگيري شود (13). در اين پژوهش براي اندازه گيري سطوح آيريزين سرم به روش الايزا از كيت EASTBIOPHARM ساخت آمريكا با حساسيت (023/0 ميكروگرم بر ميلي ليتر)؛ براي اندازه گيريCRP به روش الايزا از كيت آزمايشگاهي اختصاصي لاتكس Dade- Behering ساخت آلمان و براي اندازه گيري IL-15 سرم نيز به روش الايزا از كيت RayBiotechساخت آمريكا با حساسيت 2 پيكوگرم بر ميلي ليتر استفاده شد.

روش هاي آماري
از آمار توصيفي براي تعيين شاخص هاي اصلي پراكندگي ميانگين، انحراف معيار، و خطاي معيار ميانگين و در بخش آمار استنباطي، از آزمون كولموگروف- اسميرنوف براي تعيين نحوة توزيع داده ها و از آزمون تحليل واريانس يكطرفه براي تعيين تفاوت معنادار بين ميانگين مقادير متغيرهاي آيريزين، IL-15 و CRP در ساعت هاي مختلف اندازه گيري و در صورت وجود تفاوت معنا دار، از آزمون تعقيبي LSD استفاده شد. كلية عمليات و تجزيهوتحليل آماري با استفاده از نرم افزار SPSS نسخة 18 انجام گرفت. همچنين حداقل سطح معناداري در اين پژوهش (05/0P<) در نظر گرفته شد.

1. ParQ and you
يافته هاي پژوهش
نتايج اين پژوهش در زمينة فاكتورهاي التهابي نشان داد كه بلافاصله پس از جلسة فعاليت تنها سطوحIL-15 (8/0±4/3) نسبت به پيش از اجراي آزمون (4/0±1/2)، افزايش معناداري داشت (05/0P) (نمودار 1).

جدول 1. مشخصات فردي آزمودني ها
حداكثر ضربان
قلب (220 – سن) چربي بدن
(%) وزن (كيلوگرم) قد
(سانتي متر) سن ( سال ) متغير
194/5±2/92 13/61±2/57 67/73 ±3/5 174/86±4/25 19/45±2/8 Mean± SD

0
0.5
1
1.5
2
2.5
3
3.5
4
4.5
5
آزمون

از

پيش
آزمون

از

پس

بلافاصله
24

آزمون

از

پس

ساعت
72

آزمون

از

پس

ساعت

0

0.5

1

1.5

2

2.5

3

3.5

4



قیمت: تومان


پاسخ دهید