علوم زيستي ورزشي – تابستان 1396 دورة9، شمارة 2، ص: 300 – 285 تاريخ دريافت : 18 / 06 /95 تاريخ پذيرش : 03 / 03/ 96

اثر حاد نوع و شدت انقباض پويا بر شاخصهاي عملكردي و برخي متغيرهاي الكترومايوگرافي پرش عمودي ورزشكاران دووميداني

حسين رمضاني 1 – حميد رجبي 2 – پژمان معتمدي3
1. دانشجوي دكتري، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه مازندران، بابلسر، ايران 2. دانشيار، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه خوارزمي، تهران، ايران 3. استاديار، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه خوارزمي، تهران، ايران

چكيده
هدف از اين پژوهش مطالعة اثر زودگذر نوع و شدت انقباضهاي پويا بر برخي متغيرهاي الكترومايوگرافي و عملكردي ورزشكاران حرفهاي دووميداني بود. آزمودنيها 9 نفر بودند كه در چهار روز متفاوت و بهصورت تصادفي، يكي از چهار پروتكل گرم كردن معمول (گروه كنترل)، گرم كردن و اجراي يك وهلة 4 تكراري نيم چمباتمة فعاليت منفي (120 درصد 1RM)، گرم كردن و اجراي يك وهلة 6 تكراري نيم چمباتمة فعاليت تواني– قدرتي (80 درصد 1RM) و گرم كردن و اجراي يك وهلة 12 تكراري نيم چمباتمة فعاليت تواني– سرعتي (40 درصد 1RM) را اجرا كردند. 7 دقيقه پس از اجراي هر پروتكل، از آزمودنيها آزمون حداكثر انقباض ايزومتريك ارادي (MVIC) و پرش عمودي بهعمل آمد و همزمان فعاليت الكترومايوگرافي عضلة راست راني، پهن خارجي و دوسر راني در آزمون MVIC و مرحلة درونگراي پرش عمودي به ثبت رسيد و سپس شاخص حداكثر فعاليت عضله و نسبت RMS/MVIC از آن استخراج شد. نتايج نشان داد ارتفاع پرش عمودي، حداكثر فعاليت عضله و نسبت RMS/MVIC پس از انجام پروتكلهاي نيم چمباتمة فعاليت منفي و تواني– قدرتي در مقايسه با گروه كنترل با افزايش معناداري همراه بود (05/0≤P). همچنين پروتكل فعاليت منفي در مقايسه با پروتكل تواني- قدرتي از افزايش بيشتري برخوردار بود (05/0≤P)؛ بنابراين، استفاده از گرم كردن ويژه، شامل نيم چمباتمه با شدتهاي فوق بيشينه و نزديك به بيشينه نسبت به گرم كردن معمول مي تواند عملكرد پرش عمودي متعاقب را بهبود بخشد.

واژه هاي كليدي
الكترومايوگرافي، فعاليت مقاومتي منفي، فعاليت مقاومتي تواني- قدرتي، فعاليت مقاومتي تواني- سرعتي،
.Postactivation Potentiation
مقدمه
يكي از راهكارهايي كه ورزشكاران براي افزايش موقت نيرو و توان عضلاني ميتوانند استفاده كنند، توانمندسازي پسفعالي (PAP) است كه بهعنوان بهبود حاد عملكرد و توليد نيروي عضلاني كارامدتر در انقباض هاي بعدي ناشي از فعاليت و انقباض هاي قبلي عضلات تعريف مي شود (18،33). هرچند سازوكارهاي مسئول در پديدة PAP بهطور دقيق شناخته نشده، در اين خصوص دو سازوكار عمده براي اين پديده پيشنهاد ميشود؛ يكي تغييرات عصبي- عضلاني و شواهد مربوط به H-Reflex و ديگري فسفردارشدن زنجيرة سبك ميوزين (MLC) (7،24). گفتني است كسب موفقيت در دستيابي به آثار مفيد پديدة PAP تحت تأثير عوامل احتمالي متعددي همچون وضعيت تمريني افراد (33)، نوع تار عضلة اسكلتي (21)، جنسيت (12،31)، نوع انقباض (21)، حجم بار آمادهسازي (مقدار كل وزنة جابه جاشده در يك برنامة تمريني) (33)، فاصلة استراحتي بين بار آمادهسازي و عملكرد (32،33) و به- ويژه بارهاي آمادهسازي (مقدار وزنة جابه جاشده در يك ست از برنامة تمريني) (33)، قرار دارد. با وجود محبوبيت اين پديده نزد مربيان، يافتههاي موجود در مورد اثر PAP بهطور آشكاري با يكديگر در تناقضاند (7)؛ براي مثال مطالعات موجود در خصوص نوع انقباض عضلاني كه يكي از مهم ترين عوامل اثرگذار بر پديدة PAP است، نشان داد حداكثر انقباض ارادي ايزومتريك (MVIC)، حركات انفجاري چندمفصلة متعاقب را بهبود ميبخشد (18)؛ اما رابينز و داكرتي (2005) در پي اجراي MVIC تغيير معناداري را در عملكرد پرش عمودي مشاهده نكردند (30). بوگدنيس و همكاران (2014) در پژوهشي ديگر به بررسي تأثير انواع انقباض عضلاني (ايزومتريك، اكسنتريك و كانسنتريك) در حركت چمباتمه، بر عملكرد پرش عمودي پرداختند و دريافتند، تنها حالت ايزومتريك مي تواند موجب عملكرد بهتر پرش عمودي شود (14)؛ اما در پژوهشي ديگر هيلفيكر و همكاران (2007) اثر حاد انقباض اكسنتريك بر عملكرد پرش عمودي را بررسي كردند و نتايج حاكي از افزايش ميزان توان و ارتفاع پرش در آزمودنيها بود (25). در زمينة مطالعات انجامگرفته در زمينة متغير هاي اثرگذار ديگر، مي توان به حجم بار آماده- سازي و بارهاي آمادهسازي اشاره كرد؛ براي مثال هافمن (2007) و ريكسون (2007) گزارش كردند اجراي حركت چمباتمه با بارهاي سنگين به بهبود عملكرد پرش عمودي متعاقب منجر ميشود (24،29)؛ اما در مطالعة ديگري بهبود معناداري يافت نشد (22) يا ديگر پژوهشگران، بر استفاده از شدتهاي بيشينه تأكيد كردهاند (38). درحاليكه برخي ديگر شدتهاي فوقبيشينه را كه در فاز اكسنتريك حركت (فعاليت برون گرا) اعمال مي شود، بر عملكرد پرش عمودي اثربخش ميدانند (20،29). ستريوپولوس و همكاران (2010) خبر از افزايش عملكرد پرش پس از اجراي انقباضهاي زيربيشينه داشتهاند (37)، درحالي كه ديگران تغيير معناداري در عملكرد پرش در پي استفاده از بارهاي متوسط و سبك مشاهده نكردند (39). تناقضهاي موجود در خصوص PAP حاكي از اهميت عوامل بسيار اثرگذار بر اين پديده است (39). با توجه به اهميت تغييرات عصبي در پديدة PAP (شواهد مربوط به H-Reflex) كه تعيين كنندة اصلي به كارگيري نوع و مقدار فراخواني واحد حركتي است، پژوهشهاي كمي به بررسي اين تغييرات با استفاده از الكترومايوگرافي سطحي پرداختهاند (18،37). از جمله پژوهشهاي انجام گرفته در اين زمينه، پژوهشهاي عبدالملكي و همكاران (1391) و فرنچ و همكاران (2003) است كه حجم باردهي نسبتاً بالا و زمان استراحت كمي را بهكار بردند و در فعاليت الكترومايوگرافي عضلههاي مورد ارزيابي، همراه با بهبود عملكرد انفجاري (پرش عمودي)، تفاوتي نيافتند (7،18). از سوي ديگر، ستريوپولوس و همكاران (2010) و اينچي و همكاران (1392) در پي بهبود عملكرد، تغيير معناداري را در فعاليت الكترومايوگرافي عضلات چهارسر مشاهده كردند (10،37). گفتني است به طور كلي تناقضهاي موجود در پژوهشهاي صورتگرفته، به حساسيت پديدة PAP به متغير- هاي بسياري همچون بارهاي آمادهسازي، نوع انقباض، وضعيت بدني، سابقة تمريني و ديگر موارد ذكرشده اشاره دارد كه نتايج پژوهشي را دستخوش تغييرات بسيار متفاوتي از يكديگر ميكند. در همين خصوص، پژوهشهاي پيشين و اطلاعات موجود در زمينة بهكارگيري مقاومت فوق بيشينه (در فاز اكسنتريك) و روشهاي نوين تمريني همچون فعاليت مقاومتي تواني– سرعتي و تواني– قدرتي كه به- طور خاص در ورزشهاي تواني و سرعتي بسيار مفيدند (4) و در زمينة پديدة PAP بسيار محدود و ناچيز است، پژوهش حاضر بر آن است اثر نوع (انقباض ارادي كانسنتريك و اكسنتريك) و شدت انقباضهاي ارادي (زيربيشينه، نزديك به بيشينه و فوق بيشينه) را بر مقادير ارتفاع پرش عمودي و حداكثر فعاليت عضله، در آزمون MVIC و پرش عمودي بررسي كند.

روش تحقيق آزمودنيها
در اين پژوهش كه بهصورت تصادفي و متقاطع در چهار نوبت با اندازههاي تكراري اجرا شد، آزمودنيها عبارت بودند از نه ورزشكار تمرين كردة مرد رشتة دووميداني (دو نفر در مادة 100 و 200 متر، يك نفر در مادة 400 متر، يك نفر در مادة پرش سه گام، دو نفر در مادة پرش طول، يك نفر در مادة 110 متر با مانع و دو نفر در مادة 400 متر با مانع) ساكن شهر تهران كه حداقل دو سال پيشينة تمرين و دستكم يك عنوان در سطح استان تهران، مسابقات دانشجويي كشور، ليگ دووميداني كشور و مسابقات كشوري داشتند (سن: 7/1±6/25 سال، قد: 4/4±7/181 متر، وزن: 2/4±5/77 كيلوگرم، پيشينة تمرين: 2/2±5 سال، چمباتمة بيشينه 4/8±4/164 كيلوگرم). همة آزمودنيها برگة رضايتنامه شركت در پژوهش و پرسشنامة سلامت و تندرستي را تكميل كردند.
جمعآوري دادهها
آزمودني ها 72 ساعت پيش از شروع فرايند، به منظور بيان رعايت نكاتي چند، همچون عدم مصرف كافئين در روز آزمونگيري، آشنايي با پروتكل هاي تمريني، نحوة آزمون گيري، به دست آوردن يك تكرار بيشينه (1RM) و امضاي برگة رضايتنامه كه در آن هدف پژوهش، روش اجراي آزمونهاي ورزشي، مزيت و مشكلات احتمالي اجراي آزمونها، مسئوليت داوطلبان و كاربرد نتايج پژوهش ارائه شده بود، به آزمايشگاه فيزيولوژي ورزشي دانشگاه شهيد بهشتي فراخوانده شدند. در اين پژوهش بهعلت همزمان شدن فصل مسابقات با روند جمعآوري دادهها و نگراني احتمالي ورزشكاران از آسيبديدگي در زمان تعيين 1RM و بيتوجهي احتمالي ورزشكاران به درخواست ما براي اعمال حداكثر نيروي خود براي تعيين 1RM ، بر آن شديم تا از پروتكل برزيكي1 براي تعيين 1RM استفاده كنيم (15). در ارزيابي قدرت بيشينه و اجراي پروتكلها از دستگاه اسميت با ميلة هالتر 20 كيلوگرمي، صفحههاي وزنه، سكوي متحرك دستساز جهت اعمال زاوية 90 درجه و گونيامتر استفاده شد. در سطح بدون فعاليت مقاومتي (سطح 1. اطلاعات بهدستآمده از اين سطح بهعنوان پيش آزمون لحاظ شد)، پس از پايان گرم كردن (آزمودنيها ابتدا با سرعت 8 تا 9 كيلومتر بر ساعت به مدت 5 دقيقه بر روي تردميل دويدند (27،34) و در ادامه 5 دقيقه به انجام حركات نرمشي پرداختند و پس از 7 دقيقه استراحت (18،33)،
1 . Brzycki
دومرتبه آزمون MVIC با وهلههاي 2 دقيقه استراحت (5) انجام گرفت و همزمان اطلاعات الكترومايوگرافي با استفاده از دستگاه 16 كانالة مگاوين (ME6000) ساخت فنلاند جمعآوري شد. مفصل زانو براي اندازهگيري MVIC از عضلات راست راني و پهن خارجي در زاوية 80 درجه و براي اندازهگيري MVIC عضلة دوسر راني در زاوية 30 درجه ثابت نگهداشته شد و از آزمودنيها خواسته شد در مدت 6 ثانيه بهتدريج عضلات خود را منقبض و سعي در باز كردن (عضلة راست راني و پهن خارجي) و خم كردن (عضلة دوسر راني) مفصل زانوي خود تا حداكثر ممكن كنند (35). پس از 2 دقيقه استراحت، آزمون حداكثر ارتفاع پرش عمودي (دومرتبه با وهلههاي 2 دقيقه استراحت در بين هر آزمون) از حالت نيم چمباتمه (زاوية زانوها 90 درجه) انجام گرفت (11).
فعاليت الكترومايوگرافي. در اين پژوهش فعاليت الكترومايوگرافي عضلههاي پهن خارجي و راست راني (بهعنوان فعاليت گروه عضلاني چهارسر) و دوسر راني (بهعنوان فعاليت گروه عضلاني همسترينگ) ارزيابي شد (26). مكان الكترودگذاري در ثبت امواج الكتريكي عضلهها در حين پرش عمودي و MVIC يكسان بود. همچنين، الكترودگذاري و ثبت EMG-MVIC براساس روشي كه درSENIAM آمده است (23)، انجام گرفت. شايان ذكر است در آزمون حداكثر ارتفاع پرش عمودي همزمان اطلاعات الكترومايوگرافي عضلات مورد نظر پژوهش در فاز كانسنتريك و تا زمان خاموشي فعاليت عضله ثبت شد. شاخص الكترومايوگرافي مورد نظر در اين پژوهش، حداكثر فعاليت عضله در آزمون MVIC و نسبت RMS/MVIC در آزمون پرش عمودي بود.
پروتكل فعاليت مقاومتي
در اين پژوهش آزمودنيها در معرض چهار متغير مستقل در چهار روز متفاوت قرار گرفتند.
آزمودنيها در هر روز با فاصلة دستكم 48 ساعت يكي از چهار پروتكل 1. گرم كردن (گروه كنترل)، 2. گرم كردن و اجراي يك وهلة 4 تكراري نيم چمباتمة فعاليت منفي (120% 1RM) كه يكي از سبك هاي تمرين مقاومتي است و فقط در فاز اكسنتريك حركت، مقاومت اعمال ميشود و از نظر شدت تمريني، ميزان مقاومت فراتر از يك تكرار بيشينه (1RM) و توانايي فرد تعيين ميشود (17)، 3. گرم كردن و اجراي يك وهلة 6 تكراري نيمچمباتمة فعاليت تواني- قدرتي (80% 1RM) و 4. گرم كردن و اجراي يك وهلة 12 تكراري نيم چمباتمة فعاليت تواني- سرعتي (40% 1RM) را اجرا ميكردند. گفتني است فعاليتهاي تواني – قدرتي و تواني – سرعتي از تركيب تمرين قدرتي بيشينه يا نيروي بيشينه با تمرينات پلايومتريك و حركات انفجاري حاصل ميشود كه بهطور خاص در علم تمرين از اين تمرينات بهعنوان تمرينات ماكزس ياد مي شود و براي ورزشهايي مانند دو سرعت، پرش ها، پرتاب ها، ورزش هاي رزمي، كشتي و در كل ورزشهايي كه سرعت و توان در آنها مهم است، بسيار سودمند و مفيد است (4). به همين سبب در اين پژوهش، پروتكل تمريني ماكزس در قالب فعاليتهاي تواني – قدرتي و تواني – سرعتي مدنظر قرار گرفت. مجموع بار اعمالشده در هر سه پروتكل مقاومتي بهصورت يكسان محاسبه شده بود.
تجزيهوتحليل آماري
براي تجزيهوتحليل داده ها از روشهاي آماري توصيفي و استنباطي استفاده شد. از آمار توصيفي براي تعيين ميانگين، انحراف معيار، پراكندگي، رسم نمودارها و جداول و به منظور آزمون فرضيههاي پژوهش از روش آماري كولموگروف اسميرنوف (تعيين نرماليتي دادهها) و تحليل واريانس براي اندازه- گيريهاي تكراري و آزمون تعقيبي بونفروني براي بيان معناداري تفاوت بين اندازهگيري تكراري استفاده شد. سطح معناداري آزمون ها در مورد تمامي متغيرها در سطح آلفاي پنجصدم (05/0≤P) در نظر گرفته شد. براي رسم نمودارها از نرمافزار اكسل 2010 و براي محاسبة ميانگين و انحراف معيار و تحليل واريانس براي اندازهگيريهاي تكراري ازSPSS 16 استفاده شد.

يافتههاي پژوهش
ارتفاع پرش عمودي
تجزيهوتحليل دادهها (جدول 1) نشان داد ارتفاع پرش عمودي پس از اجراي پروتكلهاي نيمچمباتمة منفي، نيمچمباتمة تواني- سرعتي و نيمچمباتمة تواني- قدرتي هنگام گرم كردن، نسبت به گرم كردن معمولي به ترتيب 11 (000/0P=0/073) 3 ،(P=) و 7 درصد (000/0P=) افزايش يافت (05/0≤P) كه تنها در پروتكلهاي چمباتمة منفي و تواني – قدرتي از لحاظ آماري معنادار بود؛ بهعلاوه پس از اجراي پروتكل نيم چمباتمة منفي نسبت به اجراي نيم چمباتمة تواني – سرعتي و نيم چمباتمة تواني – قدرتي به ترتيب 8 (000/0P=) و 4 درصد (001/0P=) افزايش معناداري را شاهد بوديم. در مقايسة اجراي نيم چمباتمة تواني- قدرتي نسبت به اجراي نيم چمباتمة تواني – سرعتي شاهد 4 درصد (000/0P=) افزايش معنادار بوديم.

جدول 1. ميانگين و انحراف معيار ارتفاع پرش عمودي
مقدار

اندازة اثر مقدار F
درصد تغييرات ♀ ارتفاع پرش (سانتيمتر) متغير مستقل
62/38 ± 4/6 گرم كردن (كنترل)

* 11
68/3 ± 4/8 گرم كردن و نيم چمباتمة منفي (120% 1RM)

0/99
1488/27 3
63/7 ± 5/5 گرم كردن و نيم چمباتمة تواني- سرعتي (40% 1RM)

* 7
66/4 ± 5/45 گرم كردن و نيم چمباتمة تواني- قدرتي (80% 1RM)
♀ درصد تغييرات نسبت به گرم كردن معمول (كنترل).
* تفاوت معنادار آماري نسبت به گرم كردن معمول (كنترل) (05/0≤P).

فعاليت الكترومايوگرافي
تجزيهوتحليل دادههاي مربوط (جدول هاي 2 و 3) نشان داد حداكثر فعاليت عضلة راست راني و پهن خارجي در آزمون MVIC پس از اجراي پروتكلهاي نيمچمباتمة منفي، نيمچمباتمة تواني- سرعتي و نيم چمباتمة تواني- قدرتي در هنگام گرم كردن، نسبت به گرم كردن معمولي بهترتيب 9 (001/0P=0/120) 3 ،(P=) و 7 درصد (004/0P=) افزايش يافت (05/0≤P) كه تنها در پروتكلهاي منفي و تواني- قدرتي از لحاظ آماري معنادار بود؛ بهعلاوه پس از اجراي پروتكل نيم چمباتمة منفي نسبت به اجراي نيم چمباتمة تواني- سرعتي و نيمچمباتمة تواني – قدرتي بهترتيب 6 (001/0P=) و 2 درصد (001/0P=) افزايش معناداري را شاهد بوديم.
در مقايسه اجراي نيم چمباتمه تواني- قدرتي نسبت به اجراي نيم چمباتمه تواني – سرعتي شاهد 4 درصد (002/0P=) افزايش معنادار بوديم. در خصوص عضلة دوسر راني نيز پس از اجراي پروتكلهاي نيم چمباتمة منفي، نيم چمباتمة تواني- سرعتي و نيم چمباتمة تواني- قدرتي در هنگام گرم كردن، نسبت به حداكثر فعاليت عضله پس از گرم كردن معمولي به ترتيب 9 (000/0P=0/073) 3 ،(P=) و 7 درصد (000/0P=) افزايش يافت (05/0≤P) كه تنها در پروتكلهاي منفي و تواني – قدرتي از لحاظ آماري معنادار بود.
به علاوه پس از اجراي پروتكل نيم چمباتمه منفي نسبت به اجراي نيمچمباتمه تواني- سرعتي و نيم چمباتمة تواني- قدرتي بهترتيب 6 (000/0P=) و 2 درصد (000/0P=) افزايش معناداري را شاهد بوديم. در مقايسة اجراي نيمچمباتمة تواني- قدرتي نسبت به اجراي نيمچمباتمة تواني- سرعتي شاهد 4 درصد (000/0P=) افزايش معنادار بوديم.
همچنين در نسبت RMS/MVC عضلة راست راني و پهن خارجي، پس از اجراي پروتكلهاي نيم چمباتمة منفي، نيم چمباتمة تواني- سرعتي و نيم چمباتمة تواني- قدرتي هنگام گرم كردن، نسبت به گرم كردن معمولي به ترتيب 9 (000/0P=0/084) 3 ،(P=) و 7 درصد (000/0P=) افزايش يافت (05/0≤P) كه تنها در پروتكلهاي منفي و تواني – قدرتي از لحاظ آماري معنادار بود. به علاوه پس از اجراي پروتكل نيم چمباتمة منفي نسبت به اجراي نيم چمباتمة تواني- سرعتي و نيمچمباتمة تواني- قدرتي به ترتيب 6 (000/0P=) و 2 درصد (000/0P=) افزايش معناداري را شاهد بوديم. در مقايسة اجراي نيم چمباتمة تواني- قدرتي نسبت به اجراي نيم چمباتمة تواني – سرعتي شاهد 4 درصد (000/0P=) افزايش معنادار بوديم.
در خصوص عضلة دوسر راني نيز پس از اجراي پروتكلهاي نيم چمباتمة منفي، نيم چمباتمة تواني- سرعتي و نيم چمباتمة تواني – قدرتي هنگام گرم كردن، نسبت به گرم كردن معمولي بهترتيب 9 (000/0P=0/073) 3 ،(P=) و 7 درصد (000/0P=) افزايش يافت (05/0≤P) كه تنها در پروتكلهاي منفي و تواني- قدرتي از لحاظ آماري معنادار بود.
به علاوه پس از اجراي پروتكل نيم چمباتمة منفي نسبت به اجراي نيمچمباتمة تواني- سرعتي و نيم چمباتمة تواني- قدرتي بهترتيب 6 (000/0P=) و 2 درصد (000/0P=) افزايش معناداري را شاهد بوديم. در مقايسة اجراي نيمچمباتمة تواني- قدرتي نسبت به اجراي نيمچمباتمة تواني- سرعتي شاهد 4 درصد (000/0P=) افزايش معنادار بوديم.

جدول 2. ميانگين و انحراف معيار حداكثر فعاليت عضلة راست راني، پهن خارجي و دوسر راني پاي برتر در آزمون MVIC و اندازهگيري تكراري
-4412413104

ميانگين حداكثر فعاليت عضله (µV) درصد مقدار F مقدار
تغييرات♀ اندازة اثر
متغيرهاي مستقل راست راني و دوسر راني پهن خارجي
276/2 ± 10/7 1474/3 ± 224/5 گرم كردن (كنترل)
راست راني و پهن خارجي
0/97 راست راني و پهن خارجي
331/89 * 9 300/6 ± 15/8 1606/4 ± 269/5 گرم كردن و نيمچمباتمةمنفي (120% 1RM)

دو سر راني
دوسر راني 3 284/3 ± 18/2
1517/7 ± 254/1 گرم كردن و نيم چمباتمة
تواني- سرعتي (40%
(1RM
0/99 331/46 * 7 295/3 ± 15/5
1577/7 ± 271/1 گرم كردن و نيم چمباتمة
تواني- قدرتي (80%
(1RM
♀ درصد تغييرات نسبت به گرم كردن معمول (كنترل).
* تفاوت معنادار آماري نسبت به گرم كردن معمول (كنترل)(05/0≤P).

جدول 3. ميانگين و انحراف معيار نسبت RMS/MVC عضلة راست راني، پهن خارجي و دوسر راني
پاي برتر در آزمون پرش عمودي
ميانگين نسبت RMS/MVIC

متغيرهاي مستقل راست وراني دوسر راني تغييراتدرصد ♀ مقدار اندازة مقداراثر
F
راست راني و پهن خارجي
0/99 راست راني و پهن خارجي
347/07 * 9 47/5 ± 6/6 51/3 ± 7/9 گرم كردن و نيم چمباتمة
منفي (120% 1RM)
-66984346029

پهن خارجي

گتوانيرم- كردن سرعتيو (نيم 40% RMچمباتمة 1 ) 4/7 ± 7/43 2/7 ± 5/40 3 دوسر راني
-66984-175449و

كردن

رم
گ
چمباتمة

6
/
7

±

2
/
49

4
/
6

±

5
/
45
كردن

معمول

)
كنترل
.(

و

كردن

رم



قیمت: تومان


پاسخ دهید